Prvních 200 řádků.
«جک رایان»
.رئیسجمهور حالا با شما ملاقات میکنن
.خانم رایت
.به دفتر ریاست جمهوری خوش اومدین
.متشکرم، جناب رئیس جمهور
معاون رئیسجمهور قسمتهای .ابتدایی رو برام توضیح داد
.پس شما هم جدیدترین اخبار رو بهم بگید
قربان، براساس اطلاعات برگرفته از ...سنجش و امضا
دادههای ما نشون میدن که ...این انفجار، یک انفجار هستهای بوده
،و بمب استفاده شده ...شباهت زیادی داره با
یک سلاح آمریکایی .با قدرت انفجاری کم
،این اتفاق میتونست فاجعه بیآفرینه ...ولی عملکرد مامور ما
،در جمهوری چک .جلوی مرگ انسانهای بسیاری رو گرفت
این یه حرکت تروریستیه؟
کسی قدرت هستهای به دست آورده و پنهانش کرده؟
،طبق اطلاعات ما ...یک گروه روسیهای متعصب
عملیاتهایی راه انداختن ...و سعی دارن با پخش اطلاعات غلط
آمریکا و روسیه رو تحریک کنن .که وارد جنگ بشن
ما باور داریم که این انفجار هم .بخشی از اون عملیات بوده
منظورتون اینه که حامیان دولتی تروریسم پشت این انفجار نبودن؟
.نه، نبودن ...گروه مسبب این ماجرا
،افرادی هستن بهنامهای پتر کواچ ...یعنی پدر رئیس جمهور آلنا کواچ
...و الکسی پتروف
.وزیر دفاع جدید روسیه
...این فقط یه فرضیهست
،یا امکان تعقیب قانونی هم داره خانم رایت؟
این نتیجهگیریِ بهترین .ماموران پرونده و تحلیلگرهای ماست
قربان، فکر کنم متاسفانه ...کرملین هنوز خبردار نشده که
.بهش اطلاعات غلط دادن
.اونا دارن آمادهی جنگ میشن
شما که گفتین انفجار .قسمتی از عملیات خودشون بوده
...روسها سطح آمادگی دفاعی خودشون رو
.به "آمادگی جنگی افزایش یافته" رسوندن
ما باور داریم که این گروه .از این حرکت روسیه، سواستفاده خواهد کرد
...قربان، این بیشتر دلیل میشه که ما هم
.با افزایش آمادگیمون به سطح 2، به اونا پاسخ بدیم
،اگه این کار رو بکنیم ...دقیقا همون رفتاری رو کردیم
.که اونا از ما میخواستن
افراد ما در مسکو ...درحال حاضر
یک نیروی نفوذی ...به داخل اطلاعات روسیه فرستادن
تا وزیر پتروف رو بیاعتبار کنه .و تنش در کرملین رو کاهش بده
به محض اینکه مدرک محکمی .به دست آوردن، بهم خبر بدین
تا اون زمان، ما هم باید گزینههای .برخورد مستقیم بیشتری رو بررسی کنیم
.قطعا، قربان
.متشکرم، خانم رایت
.متشکرم، جناب رئیس جمهور
چرا فکر میکنی الکسی حاضره اعتراف کنه؟
...توی این مرحله از بازی
اون فکر میکنه که .دیگه کسی دستش بهش نمیرسه
...هرچند که
این عروسک خیمهشببازی .وقتی پیش منه، دائم زرزر میکنه
فاصلهت چقدره؟
.اینجا باید 200 متر باشه
،ولی وقتی میرسه اینجا .سعی کن از پل دور نشی
.فاصله خوبیه
تکنولوژی آمریکاییه، آره؟
...درواقع استرالیاییه، ولی
یادم میمونه که .بهم تیکه انداختی
.یکی اینجاست
.ولی الکسی نیست
.دارم میام
میدونی چی من رو سرگرم میکنه، جک؟
هرچقدر هم که ...درمورد روسیه تحقیق کنین
هیچوقت هیچکس سردرنمیاره .که مسکو چطوری کار میکنه
.من انتظار داشتم وزیر پتروف رو ببینم
.نقشه عوض شد
عیبی نداره سیگار بکشم؟
از اداره اصلی اطلاعات اومدی، نه؟
.خفه شو
.حتما تازهکاری
آدمای باتجربه .اینطوری با من حرف نمیزنن
.ظاهرا قراره سفرت کوتاه و دلچسب باشه
ما رو انداختن بیرون؟
رسما نه، ولی اگه من جای تو بودم .برای شام برنامه نمیچیدم
چه خبر؟ - .فافا لیتیشنکو -
از کی فعالیتش رو متوقف کرد؟
.متوقف نکرد
.نیروی ویژه اخراجش کرد
خبر نداری بعدش چی شد؟
.اون آدمِ تو بود
.کلا با کس دیگهای حرف نمیزد
به گوشم رسیده .که هنوز توی مسکوئه
...اون دیگه به سیستم دسترسی نداره
.پس دست از سرش بردار
.مرسی که گفتی
.یه چیز دیگه
رئیسجمهور کواچ میخواد .یه سفر غیررسمی بره مسکو
آره. دیدم هواپیماش .امروز صبح فرود اومد
.نمیخواد کسی رو بفرستی که مراقبش باشه
.ما حواسمون هست
.بذار این رو بگم
خیلی خوب دوباره .برگشتی توی بازی، جیم
.یالا دیگه
.باهام بیا
.گندش بزنن
چند وقته که توی این کاری؟
به نظرت اونقدر عمر میکنی که بتونی توی کارت مهارت پیدا کنی؟
.بذار حدس بزنم
تو مستقیم از آموزشگاه موسیقی اومدی بیرون،نه؟
...میدونی که تو همونی هستی که
.اونا برای کشتن من، انتخاب میکنن
گمونم مسلح بوده، درسته؟
میکروفون داره؟
.نه
.سوریکوف از این اتفاق خوشش نمیاد
اوه، روز به روز کمتر برام مهم میشه .که اون از چی خوشش میاد
،تو که بهتر از همه باید بدونی .سیاستمدارها میان و میرن
.تغییرات به سرعت رخ میدن
سوریکوف مدتهاست که .تو رو پوشش داده
.تا ابد که نمیتونی دووم بیاری
.لازم نیست تا ابد دووم بیارم
.کافیه بیشتر از تو دووم بیارم
.خفه کردن صدای انفجار توسط کوهستان
.حقهی قشنگیه
.من حتی اونجا نبودم
...داشتن من رو مثل پیشکش قربونی
.میبردن پیش پتر کواچ
.خودت دستورش رو داده بودی
...با خودم فکر کردم
.بذار سگهای پیر با هم بجنگن
.خب، پتر مرده
فکر کردی میتونی عظمت اون مرد رو به ارث ببری؟
هوم؟
مثل همون زمانی که .پوپوف رو به کشتن دادی
.پوپوف بیخاصیت بود
.سر راه بود
خودش تنش میخارید .که یکی قالش رو بکنه
.من به روسیه لطف کردم
پس تو و پتر بالاخره حسابهای قدیمیتون رو تسویه کردین؟
واقعا فکر میکردی ...پتر اونیه که
از تجدید دیدار ما، زنده میاد بیرون؟
.برام مهم نبود
.برای خودش هم مهم نبود
.پتر انتظار نداشت زنده بمونه
،یعنی، توی چسلاف .تو جلوی هیچی رو نگرفتی
.حرفت رو باور نمیکنم
...پتر هر آدمی هم که شده بود
.ولی همیشه یه سرباز بود
اون حاضر نبود کمان رو .بسپره دست سیاستمداری مثل تو
.باورهای تو به من ربطی نداره
.از این استفاده کن
.عیبی نداره
.انجامش بده
!آخ
.بریم
.چه سر وقت اومدی، فافا
،بعد این همه وقت خبرم کردی .گفتم حتما اتفاق مهمی افتاده
خب، بگو چی شده؟
شنیدم مریض شدی .یا استعفا دادی یا همچین چیزی
نه. فقط یه مدت .رفته بودم یه جای دیگه
.من اهل استعفا دادن نیستم
.زیادی دلم برای این شغل تنگ میشه
.پس میخوای بهت تاریخ درس بدم
.میدونم این کلاه نیروهای ویژهست
.رنگش برام عجیبه. تاحالا ندیدمش
.این کلاهزردها رو بازنشست کردن
.اینا سرویس مدیریت بحران بودن
.خدمهی مسئول تمیزکاری بودن
،وقت تصادف، آتش سوزی .نشت مواد شیمیایی، میومدن
،ولی میدونی ...گاهی وقتا این آدما
،قبل از اینکه سانحه رخ بده .سروکلهشون پیدا میشد
الان کجان؟ - ...تیمشون منحل شد -
.طرد شدن، مُردن
.میدونی، به خاطر چرنوبیل بود ...همچین فاجعهای
.کارشون رو یهسره کرد
.هنوزم چندتاییشون این دور و بر هستن
این دور و بر؟
یعنی چطوری؟ - .توی اینترنتن -
.آشوب به پا میکنن
...میدونی، این واحد مدیریت بحران
مثل این فیلما بودن که .دونه دونه شخصیتها کشته میشن
.دهنشون سرویس شده بود
.ولی الان تقریبا شدن یه گروه شبه نظامی
کسی از اونا رو میشناسی؟
.این ماجرا مال قبل از زمان منه ...ولی
.این یه انجمن برادریه
.مطمئنم میتونم پیداشون کنم
من دنبال آدمایی هستم .که توی این تیم بودن
این آدما ممکنه .توی ماتوکسا بوده باشن
.اوه، اونجا جای بدیه
.از اون زمان کسی نمونده
.شاید یه نفر باشه
.شاید
.خیلی خب
.یه قرار ملاقات ترتیب بده
.باشه
.همین امروز
.سعیم رو میکنم
.ردیفه .همین امروز
...رئیس جمهور کواچ
غافلگیر شدم که شنیدم .شما توی مسکو هستید
.ما باید با هم حرف بزنیم
.رو در رو .امروز
بله، فکر میکنم یه گفتوگو ...به هردومون کمک کنه
.که خیلی چیزا برامون شفافسازی بشه
.شما باید بیاید اینجا
.باشه
.امروز بعد از ظهر
...به منشیم میسپرم که
.برنامهریزیها رو انجام بده
No comments yet. Be the first to leave one.