LEGO Star Wars: The Empire Strikes Out
Prvních 200 řádků.
مامانی!
هو-هو!
پرنسس لیا و متحدان شورشی
باعث یک پیروزیه بزرگ شد.
هورا
ولی هیچ وقتی برای جشن گرفتن نمونده.
همکاریه شورشیان, و نابودی ستاره مرگ,
باعث شد که امپراطور دنبال ما بگرده و ما رو بکشه.
پس ما باید پایگاه مخفیمون رو در سیاره *هاف*ترک و تخلیه میکردیم.
اوه!
ایو.
لوک, ما از سفینه ضد جمهوری ای که داره میاد میترسیم
شاید اون از سیاره* نابو* اومده.
میخوام بری اونجا و پیگاه سربازان *طوفانی*رو زیر نظر بگیری,
و من و *هان*یک سری سربازو میاریم تا اونو نابود کنه.
هی, تو میتونی روی من حساب کتی, خواهر.
رو منم همینطور, خواهر!
این برای شما هم عجیب نیس?
- ایو, اره. - نمیدونم چرا.
- یجورایی ترسناکه. - هه!
درسته, بیا کارو شروع کنیم.
الان!
الو? الو? کسی اونجاس?
چیزی نیست?
اونا کجا رفتن? اونا منو جا گذاشتن.
من تنهای تنهام.
من تنها نیستم.
چووباکا, این منم, سی 3 پی او.
این نشون میده که من این جا گیر کردم...
... ولی الان, ما با هم میتونیم اینجا گیر کنیم!.
اوه!
اوه. شاید اینی که ازش استفاده کردم صابون بود.
اون داره میاد! اون داره میاد!
اون داره میاد! اون داره میاد! اون داره میاد! وای!
مت واقعا اینجا یک نرده میخوایم.
کارگردان: الان! این صحنه ایه که تو توشی!
اوپس! اوه, اوه. ببخشید.
اوه, نه. خودتو نگه دار. اهم. اهم.
تو یک مرد بدی و... حرکت!
شورشی های لعنتی ای که به ما حمله کردن رو باید.
به خاطر جونت,آدمیرال،دعامیکنم که به کارت ادامه بدی.
بله, ارباب *ویدار*.
من همه ربات های کاوشگر کهکشان رو گفتم بیان,
و همشونو برنامه ریزی کردم تا *اسکای والکر*رو بگیرن.
نه این یکی *اسکای والکر*رو!
خفه شو! پیشته! گمشو!
من زندگیتو بهت میبخشم, آدمیرال,
ولی تو برای آخرین بار منو ناامید کردی.
میدونی, ام, اگر تو بذاری زنده بمونه,
اون دوباره تو رو نا امید میکنه.
- ساکت باش! - تویکی ساکت باش!
تمومش کن! باشه!
اوچ!
هی!
اوه. آی.
احمق ها.
صدای هان : موفق باشی, بچه. تو رو تو سیاره *تید* میبینیم.
ممنونم, من هر وقت پایگاه سربازان طوفانی رو پیدا کردم
سریع بهتون خبر میدم.
رئیس گروه ناس,به نمایندگی از گروه شورشیان
از شما برای کمکتان ممنونیم.
وساگانگام* خوشحال بود برای شما*.
خیلی خوشحال!
خوب, ها, ما از شما راضی ایم...
زیاد, خوشحالی زیاد!
اگر ما...
عق! آه...
خوب این سربازایی که باهاشون میجنگیم چه کسین?
مسا داره به دودو خبر میده!
نه, برای شما ها!
.
برای اون ها!
اوه! اوه, زودباش.
من یک نقشه عالی برای پازپرداخت به شورشیان
برای نابود کردن ستاره مرگ دارم.
فکری مسخره, سرورم.
امپراطوری در سطح پایین میتونه چیزی احمقانه انجام بده
مثل ساختن یک *ستاره مرگ*دیگه.
من میخوام یک *ستاره مرگ*دیگه بسازم(خوب احمقی):دی!
بهترین ایده جهانه!!!!!!!
و بهترین بخشش اینه که ما میتونیم با هم بسازیمش,
فقط من و پسرام.
بله, سرورم.
من گفتم"پسر ها"?
خارق العادهس. خارق العادهس. و خوشتیپه.
خارق العادهس. خارق العادهس.
- چه خبرا , ویزی؟ - نمایش تمومه.
دارف مائول* برگشته،این فوق العاده نیست؟*
چشاتو برای شورشیان بازنگه داره, پسر.
دریافت شد.
نگاه کن, قربان, ربات ها!
- عالیه! خوبه! - طاس بنداز روی 4جی!
ار 2, ایین عالیه.
اونا گذاشتن بریم تو پایگاهشون.
لیا, من لوکم.
من توی *تید*ام, و من جنگی از ...پیدا کردم...
- دخترا? - دخترا?
اوه, خدای من. این لوک اسکای والکره!
- تو معروفی! - همین طور خوشگلی!
تو ستاره مرگ رو ترکوندی!
تو روی ظرف تغزیه منی!
شششش,لطفا. آه, من تو یک ماموریت مخفی ام.
ماموریت مخفی؟
اونو همونجا نگه دار, شورشی!
اوه-اوه.
من میتونم اونو انجام بدم.
یا تو میتونی نور های منو بخوری!
آر2!
خودتو نگه دار,میخوام ببینم این کجا میره.
- وای! - حرکت قشنگی بود.
آه-اوه!
اوه. آه!
اوه, پسر!
الان وقت خوبی برای این کار نیست!
لطفا, منو تنها بذار.
من یک جدای (جنگ جویان خوب در این فیلم)در حال آموزشم!
ما گیر کردیم،آر2!
من دارم سعی میکنم که با نیروم یک پل بسازم.
من تونستم! هی, من کسیم که نیرو داره.
آو, مرد!
سه پی او, کمکم کم تا راهی برای خروج از این خیابون پیدا کنم.
سه پی او. سه پی او!
سی-3پی او: اونا ما رو اینجا ول کردن و ما داریم میپوسیم!
حتی با استاد لوک هم اینجوری کردن!
اوه. میخوام بهش یکم از ذهنمو بدم.
دهنم داره منو هدایت میکنه... - سه پی او!
- کمکم کن! - استاد لوک!
و تو توی خطری.
اوه, منظورم اون چیزای افتضاحی که راجبت گفتم نبود.
من خوبم, من... تو چیا راجب من گفتی؟
اوه, الان اونارو بیخیال.
من و چوباکا تو راهیم که تو رو نجات بدیم!
نه, نیاین اینجا! من فقط میخوام ....
چوباکا, بزن بریم!!!!!!
من آرومم!
حالا این سفینه خراب رو بلند کن, پست تو فقط خاروندن پشتت نیست!!
قااار
اوه!
من فکر کنم که برای اون کار ازت خواهش کردم.
پسرا, من فکر می کردم که میتونیم با هم این کارو انجام بدیم.
تو ستاره مرگ کارت خوبه, آنی!
بزنش, کله خراب!
منو درست کن, ای شلورا لعنتی!
به من نگو شلورا لعنتی!
چرا داری خودتو گول میزنی؟ چرا داری خودتو گول میزنی؟
نکن! درست بازی کن!
درواقعوهمه مشکلاتمون از سفینه میلیون فالکون شروع شد.
اون تو راه سیاره نابو ه تا لوک اسکایوالکر رو ملاقات کنه .
من شخصا میرم و اونو میکشم.
و بعد میبینی که
چه کسی کم ترس ترین *سیث لورد*کهکشانه.
- اون یک کمد بود! -
"شلورا لعنتی."
شلورا خوب.
آه!
ببخشید.
- آروم تر! - تو نمیتونی برای همیشه بدویی
اون تو اون پایینه!
- چی? - کجا... ?
باشه, آر2. اونو با حال نگه داره. باحال نگهش دار.
این جا چیزی برای دیدن نیس, فقط یک سیث لورده که اومده بیرون قدم بزنه و هوا بخوره.
آر2؟
پیو.
- اون اونجاس! - اه!
ما باید برگردیم به سفینه, آر2.
ببخشید, خانم!
آه! بعدا اونو به سیاره *داگوبا*تبعید کن, من انجام میدم.
سفینه رو راه بنداز!روشنش کن(استارت بزن)دی!
برو, برو, برو, برو, برو!
من ماموریتم رو خراب کردم.
و من باید از کجا کمک بگیرم?
باشه,آروم باش, لوک, آروم باش.
از نیروت استفاده کن.
من بهت اون یارو چشم زرده رو نشون میدم!
از نیروت استفاده کن.
از نیروت استفاده کن.
از نیروت استفاده کن.
- چی? - هان?
- اون خیلی... - عجیب بود!
من باید دماغمو توش شن کنم!
بعد از اون, احساس میکنم که مونگولم!!!!!:دی
مدار رو روی سیاره نابو تنظیم کن.
اااااااااااااااااااوووووووو
یا ما میتونیم برای جونمون فرار کنیم!!
آههههههههه
اوه, سرم. اوه, اون درد داشت.
آو-او.
لورد ویدار, ما به لطف شما افتخار میکنیم.
عالیه! آه, منظورم اینه که...
عایله.
نمیدونستم که شما هم یک ربات در مرحله آر2 دارین.
من میدونستم.
این درسته, فقط اشتباه ما بود.
بپر روش, چوییی! ما باید استاد لوک رو نجات بدیم.
ولی به اون آستروید ها نگاه کن!
وای!
مامانم... مامان بزرگم
خلبانای بهتر از تو ان!!
اینا آخرین مختصات لوکه.
و اونجا سپاه مخفیه.
No comments yet. Be the first to leave one.