Prvních 157 řádků.
موفق باشی،اوکی؟
من به تو خیلی امید دارم انتی
...داغونش میکنم،مهم هم نیست چی میشه
"شکست"
..خییلی دلم میخواد غیبت کنم
..هیچکس یادش نمیاد،ولی
این شهر دو بار نابود شد و ...دوباره به حالت قبلش برگشت
یه هفته از اون موقعه گذشته
و هنوز هیچ خبری از به یاد اوردن خاطرهام نیست
حس میکنم که خیلی چیزا رو نمیدونم و ...این ناراحتم میکنه
یوتا
یه لحظه بیا
ها؟
اونو نگاه
واه،کالیبره هستش؟
چرا دنبالمون کرده؟
اون کاملا مشکوک به نظر میاد
شرط میبندم میندازنش بیرون
نه،فکر میکنم مشکلی نداشته باشه
درست مثل قبله
هیچکس توجه زیادی به کالیبره نشون نمیده
..راست میگی
همم؟ریکا کجاست؟
...حالا که اشاره کردی
"پارک کامسان"
"ریکا تاکارادا"
اگه اینقدر نگرانشی بهش زنگ بزن
"ریکا تاکارادا"
!هی،وایسا
"یوتا هیبیکی"
..جواب نداد
..به یه چیزایی فکر میکردم
همم؟
توی جنگ اونروزی
دیدم که کالبیر به یه شمشیر گنده تبدیل شد
در این صورت،قضیه کایجی ها چیه؟
میشه که اون ها هم انسان هایی باشن که تغیییر شکل دادن؟
!اه؟
...اگه این درست باشه،پس من
مردم رو میکشم؟
ما تموم این مدت ندونسته داشتیم با انسان ها میجنگیدیم؟
!شوخی کردم
!حرفام الکی بود-- این..اصلا خنده دار نبود--
درسته؟-- این اصلا...خنده دار نبود--
خیلی خب،ساکت باشین
!سنسی ،ریکا اینجا نیستش
زنگ هم نزده
خب،به مدرسه هم خبر نداده-- !سرپا،بشینین--
چتر ...میخوای؟
بیا
میخوای اینو بخوری؟
..این مرد انقلابی رو به وجود اورد که
...به زبان دیگه،با انقلاب مردمی
..پس یه گوشی هم داره
سلام؟انتی؟
انجامش بده،وحشی شو
بسیار خب
!واه
اه؟ها ؟حالا چی؟
!یه کایجی
!ما وقت ..نداریم
!یوتا
!وایسا
!اون چی بود؟
!شت، نزدیکه
!خیلی نزدیک
!داره میاد این طرف؟
!اوه،شت توش!نه،نه،نه
یه کایجی؟
ها؟
ت-تو هم میای
ها؟
!از نزدیک دیدنش خیلی بهتره
امیدوارم که زودتر بیای و باهاش بازی کنی،گیریدمن
...اووو،اوو،اوو
اوه....صبح بخیر ،هیبیکی
اوه...صبح بخیر
!اه
"یوتا هیبیکی"
...درباره چند وقت پیش
!یوتا،یه کایجی دیگه پدیدار شد،سریع باش
!خیلی خب
!اکسس فلش(نور وارد شدن)
!روت حساب میکنم،یوتا
..باید تا موقعه ای که برگرده صبر کنم
اون بالاخره اومد
!گیریدمن!دهنت رو سرویس میکنم،شوسپک
!او-اون کایجی صحبت میکنه
..پس،این کاجی هم
یکم کند تر نشده؟
!یوتا!به خودت بیا
..نمیتونم با یه انسان
!بجنگم...
یه انسان؟ منظورت چیه؟
!بمیر!بمیر!بمیر!بمیر
چرا اینقدر غیر مطمئن میجنگه؟
..چون
چی؟
اوه،هیچی..این
اوم, میتونی مثل قبل تبدیل به شمشیر بشی؟
بسیار خب
!کد اجازه ،کالیبر گیریدمن
!از جلوی چشمم دور شو
..این دیگه دوباره نه
...شمشیر الکتریکی فوق العاده
!کالیبر گیریدمن
یوتا... اگه من و تو اینجا شکست بخوریم !به ادم هایی که کشته میشن فکر کن
!..ولی
!این کشته ها میتونن از دوست های ما هم باشن
!انتی میتونه قدرت حرفش رو کپی کنه
!و این همش نیست
...خیلی سریعه !در این صورت
!یوتا
!این پایان تو هستش،گیریدمن
اه؟
چی شد؟
چرا اونا برنمیگردن؟
..هیبیکی ...و کالیبره
..اونا باختن
..اصلا راه نداره
اون مرده
...تونستم
!من بالاخره بردم
!انجامش دادم
..اوف
..بدنم مثل نون خشکه شده
!واه
!خیلی ترسوندیم
چی،تموم شب اینجا بودی؟
اره
توی اتاقت بخواب،میشه؟
مغازه امروز بستست،پس چیز مهمی نیست،ولی
صبحونه امادست،اگه میخوای
باشه
و مدرسه؟
اره،میرم
!افرین !یه جشن برای کار خوب انتی
دیروز،یه پسر به نام اتسومی توی کلاسمون
گفت که ممکنه که منشع اصلی کایجی ها در واقع انسان ها باشن که تبدیل شدنه
یعنی دیگه نمیتونست بیشتر از اون چرت و پرت بگه
اگه فقط میدونست که کایجی ها شکل دیگه ای نداره
کایجی ها فقط کایجی هستن
منم یه کایجی هستم؟
اره،یه کایجی هستی
یه کایجی که با من صبحونه میخوره
"هسس: مشق ریاضی رو تموم نکردمه" "ریدمه" "نامیکو: ریکا, امروز نمیای؟"
"نامیکو: ها؟" " ببخشید،ولی اره میخوام"
"نامیکو:میخوای؟" "منظورت چیه؟"
...فکر نمیکنی که
همم
....هیبیکی ،مرده ب
!من باید یه چیزی رو چک کنم
!ها؟هی،وایسا
"هیبیکی"
اینجا خونه یوتا هستش
اره
فشارش میدم
No comments yet. Be the first to leave one.