Prvních 200 řádků.
ساماندهی یه تمرینه
...و مثل هر تمرینی
ما نباید به فکر نتایج باشیم
ما باید در پی معنی در کار باشیم
وگرنه زمانی که کارها خراب بشن ما تسلیم خواهیم شد
کار ساماندهی باید ضروری احساس بشه
تسلط به امور باعث شادابی ما میشه
...اینکه ما چجور و کجا وسائل رو نگه داریم
یجوری بهشون معنی میده، درسته؟
پس اگه دقت کنین، نظم، ارزش ایجاد میکنه
که فقط وسیلهای واسه رسیدن به هدف نیست
نظم باعث معنی میشه
!شیفته ظاهر نباشین! عاشق فرایند باشین
و حالا میریم سروقت چالش ساماندهی این هفته
نامه عشقی مرگبار
!وایخدا! باورم نمیشه بفکرش نبودم، نابغه
میشه به خونهت شبیخون بزنم و الگو بگیرم؟
!ایول! از اون کلیپها بیشتر بفرست
دیشب توخونه دلم واسه دیدنت تنگ شده بود تو هم دلت برام تنگ شده؟
دیشب توخونه دلم واسه دیدنت تنگ شده بود تو هم دلت برام تنگ شده؟×بلاک
!سلام
...اوه
!بِکا، منو ترسوندی
برام سؤال بود که اینجا تا دیروقت داری چیکار میکنی
وایسا ببینم! تو از کجا فهمیدی من اینجام؟
من روی گوشیت یه ردیاب دارم، یادته؟
...تو اصرار داشتی اگه آدرس مشتریو بخوام
بهت دسترسی داشته باشم
!درسته، صبرکن ببینم تو چرا تا دیروقت اینجایی؟
تا بحال سعی کردی از خودت جلوتر باشی؟
یوگا چطور بود؟
تقریباً به اندازه تقویم کاری مفیده
میدونی وقتی شروع به کار میکنم دست کشیدن واسم سخته
فاب! تو خیلی میترسی بری خونه؟
میدونی کی حساب کاربری جدید باز کرده؟
همون نام با شمارههای جدید، یارو سیریشه
پشت سر هم بلاکش میکنم ولی بازم میاد
جدی؟ باید متوقف بشه
باید مانع ورود مستقیم پیامها به وبلاگ بشیم
خوشحال میشم من اینکارو بکنم
من نمیذارم یه مزاحم اینترنتی توی کار واسم کسب تکلیف کنه
آشوب، یه مزاحم تصادفی نیست
...تو باید بین مزاحمت و
...تهدید فرق بذاری، خودت اینو گفتی که
بارها دیدی یکی ترا تحت نظر گرفته
...و بهمین دلیل تو نباید اینجا تنها باشی
مخصوصاً شب تا دیروقت
ممنون، امّا بذار خودم مواظبم باشم
مراقبت از تو وظیفه کاری منه
اوه، بگم برات، یسری نامه واست اومده انگار خصوصیه
آدرس فرستنده نداره
از طرف همسر دوستپسر سابقم
بنظرت چیز خوبیه؟
!چی نوشته؟ بخونش
آمِلیای عزیز! شاید فکر کنی من دیوونهام
لیو هستم من با مارک کالاهان ازدواج کردم
میدونم که هرگز همدیگه رو ندیدیم امّا من درموردت زیاد شنیدهام
این نامه رو درحالی مینویسم که بیماری لاعلاجی دارم
خبر دارم که تو و مارک دوران عاشقانهای داشتین
نمیدونم بعد از مرگم میاد به سمت تو یا نه
...و الان میدونم که مرگ من آرزوته تا اینکه
...دوباره باهاش باشی
شاید بعد از مرگم تو بتونی خوشبختش کنی
و باهاش زندگی بکنی و بهش امید بدی
اون خیلی سخت محتاج امید و زندگیه
دعا میکنم این برات خوب باشه و ذهنت رو باز کنه
در نتیجه دنیا یعنی فقط فرصت یک سلام
ارادتمندت، لیو
در دوران بیماری به نوعی عاشقانهست
یه زن با بیماری لاعلاج از نامزد سابق ...شوهر خودش میخواد که
برگرده پیش شوهرش؟ خیلی فداکارانه و وحشتناک
مسلماً این زن فکر میکنه که یه خبریه حالا هست؟
ما باهم هم دانشگاهی بودیم- اولین عشقت بود؟-
آره، عشق خیلی زیاد
خوب، بعدش؟- مامانم مریض شد-
واسه مراقبت از اون ترک تحصیل کردم و رفتم
من بهش نگفتم- !اوه-
میدونم، بدترین کاریه که تا حالا با یکی کردم
...امّا میدونستم اگه بهش بگم
نمیتونستم برم
راستش تعجب کردم میدونه ما رابطه عاشقانهای داشتیم
فکر میکردم مارک ازم متنفره و یادی نمیکنه
خوب تو هرگز دوباره مارک رو ندیدی؟- نه-
بعد از فوت مادرم کار سنجاب رو شروع کردم
خیلی خودمو درگیر کار کردم
چی باید بهش میگفتم؟
!دیوونه
وقتی بلاکم میکنی، آتیش میگیرم ولی هنوز دارم تماشات میکنم
دانشگاه
لیو کالاهان
٣١ساله، همسر مارک کالاهان
تولد: ۲۰ ژانویه ۱۹۸۹م وفات: ۱۸ آوریل ۲۰۲۰م
استاد دانشگاه بمدت ۸ سال
!وای
!چقدر زود
!عشق دنبالته، فقط پُشتسرتو نگاه کن
:-)!!مجبورت کرد نگاه کنی
قلابها دوست شما توی آشپزخونه هستن اینجوری
لازم نیست کفگیرها توی کشو چپونده بشه
چرا این به فکر من نرسیده؟- راحتم گیر میکنه-
این چیزیه که بخاطرش منو استخدام کردی
یکی این و دیگه من بزرگترین طرافدار توئم
آ...ممنون
...راستش میخوام تو این هفته یه بار دیگه
...بیای اینجا کمکم کنی
در رابطه با قفسه شراب من؟
اونجاست و خیلی جا اشغال کرده
...تازه شراب هم میخوریم و میتونی
درمورد همه معمالات شغلیت واسم بگی
شاید بخوام سرمایه گذاری کنم
ممنون، چطوره بذاریم واسه هفته بعد؟
آخر این هفته یخورده برام سخته
خوب، راستش باید توی یه مراسم ختم حضور داشته باشم
...اوه، خیلی متأسفم، من نمیدونستم، من
مهم نیست، دستیار منو دیدین؟
من به عنوان یه سامانده میز کار استفاده از شیشههای مربا رو دوست دارم
خیلی ساده و معمولی چیده شدن تمیز کردن میز هم راحته
شما میتونین گیرهکاغذی رو اونجا بذارین
اینجایی؟
!چه کار خیلی خوبی، آفرین
مرسی- ما باید بریم-
الان؟ تا ساعت ۲ که مشتری نداری
وای! فراموش کردم
با کیه؟- مشتری تازهای که من پیدا کردم-
فارست ژاکوبس، فکر میکنم ازش خوشت بیاد
میتونیم بذاریمش یه وقت دیگه؟ یادم رفت بهت بگم امروز مراسم لیوِه
واقعاً میخوای بری؟- بنظرم آره-
!آفرین
...خوب، تو برو من به کار اینجا میرسم
و شاید بتونم کار زیرزمین رو هم شروع کنم
فکر نمیکنم تو هنوز آمادگی تنها بودن با مشتری رو داشته باشی
تو باید اعتماد مشتری رو جلب کنی
و آ...گوینت یخورده خاصه
اگه موقع کار همراهت باشم خیالم راحتره
باشه- باشه-
لیو عاشق نویسندگی بود
یکی از موضوعات مورد علاقش ...انعکاس رویدادهای جهان و
و روی کاغذ آوردنش بود
...وقتی حالش بدتر شد
اون نمیتونست بیرون بره بنابراین مطالب رو برای من مینوشت
و اسمشونو گذاشته بود کارتپستالهایی از بستر
دوست دارم یکیشونو بخونم
مارک عزیزم! هوا اینجا خیلی خوبه
و حیاط خونهمون منظرهای داره که باورت نمیشه
...اینجا یه آقای مهربونی برام غذا میاره و
رختخواب منو مرتب میکنه و همه کارای منو انجام میده
...یجورایی غمگینه و کاش میدونستم
چجوری بهش روحیه بدم... ...ولی میترسم شاید وضع فعلی من
علّت احساس غمگینیش باشه
دلم برات تنگ شده
ایکاش اینجا بودی
هرگز فرصت نشد که جواب نامه رو براش بفرستم
لیو عزیزم، من خیلی خوشحالم که اونجا ازت مراقبت میشه
...امّا یه چیزو مطمئنم که
تو هرگز در دنیا باعث غمگینی کسی نمیشی
بنظرم این شخصی که ...داره بهت کمک میکنه فقط
فقط نگران روزیه که تو دیگه نیستی
امّا تا اون زمان این آدم خوششانسترین مرد دنیاست
دوسِت دارم
باورم نمیشه
...چجوری تو
اون خوشگل بود، مارک- تو چجوری اینو فهمیدی؟-
آه! من آگهی ترحیمی که توی اینترنت گذاشتی رو خوندم
خیلی متأسفم
تو همین نزدیکیا زندگی میکنی؟ نمیدونستم تو اینقدر نزدیکی
آره، چه تصادفی، نه؟
ببخشید که مزاحم میشم من خواهر لیو هستم
ما ایشون رو میشناسیم؟- ویکی، این آمِلیاست-
هم دانشگاهی قدیمی من- آمِلیا؟ اوه-
خواهر منو میشناختین؟
متأسفانه، نه
غم آخرتون باشه، تسلیت میگم
مرسی، ممنون
ببین، من و تو باید تنها صحبت کنیم
-میشه بذاریمش یه وقت دیگه ویک
صندوقچه کوچیکش، کلید یدک دارم
میدونی که وصیت کرده مال من باشه
--متأسفم، ویک- میتونم برم طبقه بالا-
و ورش دارم، دقیقاً میدونم کجاست
هرچی بخوای بهت میدم
فقط یکم بِهِم فرصت بده، باشه؟
باشه
شرمنده، اون یخورده عصبیه
واسه پول دعوا میکنه فکر میکنه لیو اندوخته یا چیزی داره
امّا حقیقت نداره
خوب یجوری باید این اوضاع جهنمی بگذره
آ، شاید من بتونم در این مورد کمک کنم
من مشتری عزادار داشتم
میدونم از پس همه چیز بر اومدن کار سختیه
بهرحال دوست دارم بهت کمک کنم
این شماره منه
واقعاً ممنونم، و از اینکه اومدی متشکرم
آ، من باید برم
خیلی خوبه که میبینمت- بله-
خیلی خوشحالم
اگه نیاز به یه سیستم امنیتی در خونه داری درخدمتم: امنیت کالاهان
مجدداً ممنونم که اومدی (-خیلی خوب شد دیدمت، مارک؛
من به عنوان یه سامانده میز کار استفاده از شیشههای مربا رو دوست دارم
خیلی ساده و معمولی چیده شدن و تمیز کردن میز راحته
شما میتونین گیرهکاغذی رو اونجا بذارین
No comments yet. Be the first to leave one.