The Tin Star

The Tin Star

Stáhnout Farsi Persian titulky

Informace o verzi

TheTinStar19571080pBluRayREMUXAVCDTS-HDMA5 1-TRiToN
Komentář od El-nooran

Tagy

BluRay
1080
TS
HD
REMUX
Zveřejněno: 2024-04-25
Stažení: 58
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

می خوام دستم به این اسلحه ها عادت کنه

کلانتر کجاست؟

کلانتر

چی شده آقای کینگ؟

این آقا کیه؟

نمی دونم

هیکمن..مورگان هیکمن

بهتره اسلحه اش را بگیری اون یه نفر را کشته

لازم نیست اسلحه منو بگیرید

به این هم دیگه نیازی نیست اینجا باشه

لوک جیمسون سرقت و قتل پاداش پانصد دلار

اوه یه شکارچی سخاوتمند

بله

تعقیبش کردم سعی کرد منو بکشه

یه مبارزه جوانمردانه بود هیچ سوراخ گلوله ای هم پشتش نمی تونید پیدا کنید

شما ها دوست ندارید یاغی ها کشته بشن؟

افسر های قانونی ما اونا را زنده میگیرند و زندانی شون می کنند

افسر قانونی شما هرگز نمی تونست جیمسون را بگیره

من دولتی نیستم برای پول کار می کنم

درست مثل شماها اگر کارتون قانونی باشه

بانکداری یه شغل قانونی یه من شهردار هم هستم

دوستانی هم که اینجا هستند همه کاسب اند

غیر از قاضی تاچر و دکتر مک کورد

تو با این شرکت باربری ات پول پارو می کنی اما من نمی تونم

اونا یه مقدار پول برای سر جیمسون جایزه گذاشتند

بخاطر سرقت از دفتر باربری و قتل مسئول دفتر

مرده می خواستید یا زنده شو که بیاد حسابتون را برسه

ما اینجا جمع نشدیم که با هم بحث کنیم ما توی این شهر قانون و مقررات داریم

پولتو بهت میدیم بعدش میزنی به چاک

گل گفتی...حالا کی پولمو می دید؟

خیلی زود من هم کارهای اداری شو انجام میدم

در ضمن من نمی تونم بر اساس حرف شما باور کنم که اون جیمسون باشه

من که تا بحال ندیده بودمش

خوب یکی توی این شهر هستش که میتونه جسد را شناسائی بکنه بارت بوگارد

جیمسون پسر عموشه... یعنی بود

شهادت بوگارد را بگیرید

من باید اون نامه ها را امضا کنم کی آماده میشه؟

فردا صبح اول وقت

کلانتر... بگو بار اسب را خالی کنند

باید یه جائی برای استراحت پیدا کنم...

یه اتاق می خوام

اتاق نداریم

ممکنه یکی برام پیداش بکنی

گفنم که نداریم

هتل دیگه ای توی این شهر نیست؟

نخیر

کجا می تونم اسبم را ببندم

یه اصطبل اونور هستش بپا خطائی ازت سر نزنه

نترس کاریت ندارم نمی خوام اذیتت بکنم

می خوام ببرمت خونه تون

چطوری؟

خودت چطوری؟

اون بالا چیکار می کنی پسر؟

کبوتر می گیرم

از اونجا بیا پائین بچه

مگه نگفتم حواست به اینجا باشه ؟

بیا برو بیرون حواستو جمع کن

از امثال شما خوشم نمی آد

چیکار داری؟

میخوام اسبمو بزارم اینجا

می دونی من کی هستم؟

من که اسمتو نپرسیدم

من بوگارد هستم...باب بوگارد جیمسون از اقوام من بود

خوب هر خانواده و فامیلی یه نخاله توش پیدا میشه یا شاید هم دو تا

از اینجا برو بیرون

اصطبل شماست هر چی شما بگید

هی آقا می تونم سوار اسبت بشم؟

اینقدر بزرگ شدی که فکر می کنی بتونی؟

بهتره برگردی بچه خیلی دور شدی

من همینجا زندگی می کنم کجا؟

کیپ...کجا بودی؟ اصطبل لیوری

قول داده بودی که دیگه اونجا نری

طوری نمیشه

ممنون که اونو رسوندی تا خونه

جائی را سراغ دارید که یه مرد بتونه اتراق کنه؟

باید در اتاق من و بچه ام شریک بشی

من که از خدامه بفرمائید داخل

قهوه؟

اگه ممکنه

اگه شام ات تموم شده بلند شد کیپ

شما اینجا تنها زندگی می کنید؟

من و پسرم

چرا اینجا با ما نمی مونید؟ اونوقت من می تونم سوار اسبت بشم

کیپ

راستش قصد دارم یه چند روزی بمونم

اگر مادرت موافق باشه که اینجا بمونم

اون خوشحالم میشه...مگه نه مادر؟

اگر آقای هیکمن بخواد می تونه بمونه

دوست داری کبوتر های منو ببینی؟

امشب نه کیپ آقای هیکمن را اذیت نکن

کاری نکردم

همه اونا را از اصطبل لیوری گرفتم

به اندازه کافی کبوتر جمع کردی

نه ...زیاد نیستند... دارم بزرگشون می کنم

دوتاشون روی تخم خوابیدند می خواهی ببینی شون؟

کیپ...بسه دیگه

بهتره برم یه نگاهی به اسب هام بندازم

من هم با شما میآم

امیدوارم مخالفت نکنی

شرط می بندم میخواد کبوترهاشو نشونم بده

می خواهی کبوترهامو ببینی؟

بله کاپیتان ...راه بیفت

می بینی؟

باهاشون می خواهی چیکار کنی؟

وقتی بزرگ شدم

می فروشم شون یه اسب می خرم شاید یه سگ هم بخرم

اینکه خیلی طول می کشه

درسته ...بالاخره می خرم

مامان بگیر بخواب

پسر خوبی داری

امیدوارم حوصله ات را سر نبرده باشی با اون پرحرفی هاش

من بچه ها را دوست دارم

بچه ها هم شما را دوست دارند

زمانی یه پسر داشتم

از دستش دادی؟

هم پسرم و هم همسرم

همزمان

فکر کنم آنچه که منو یاد اونا انداخت

لباسی باشه که شما دارید می دوزید

با همدیگر می نشستیم و حرف می زدیم عین الان تماشاش می کردم خیلی زیبا بود

مال من نیست برای خانمی هستش که در شهر زندگی میکنه

با اینها امرار معاش می کنی؟

وقتی کاری گیرم بیاد

خوبه ...می ترسم تا صبح وقتمو بگیره دیر وقته

من باعث شدم که بیدار بمونی؟

اوه نه...نه

من میرم توی تخت می خوابم شما راحت باشید

دوست ندارم اتاق تون را اشغال کنم

چرا نمی زارید برم من توی تخت بخوابم؟

برای اینکه من زودتر از شما بیدار میشم

توی اتاق خواب احتیاج به نور دارید

ببخشید اسمتون را فراموش کردم

مونا میفیلد

میفیلد ؟

اسم منو توی شهر از کسی شنیدی؟

نه..ولی میفیلد منظورم اینه که پسرتون شبیه مکزیکی هاست

نگو که اشتباه می کنم مشکلی با مکزیکی ها ندارم

با سرخپوست ها چی؟ پدر کیپ یه سرخپوست بود

بسیار خوب شما می تونید فردا صبح تشریف ببیرید

بن ....من باهات بحثی ندارم

خودت گفتی وقتی اون نشان را بگیری

موقتی خواهد بود

ببین میلی چه جوری بگم بهت

دارم سعی میکنم و امیدوارم

اگر خودمو نشون بدم وضعمون خوب میشه

وضع مون خوب میشه...توی قبرستون

کدوم مون را ترجیح میدی بن؟ من یا اون ستاره؟

من نمی تونم خودمو بکشم کنار

دارم وقتمو تلف می کنم

اوه...ببینم

صبح بخیر میلی مشکلی پیش اومده؟

دکتر اون میگه باید کارمو ول کنم کدم بهتره؟

میلی اون ستاره ...نشان پدرته

برای همین از دیدنش روی سینه هرمردی بدت میآد

اونا مثل پدرت تمیز و براق نگهش نمیدارن

حالا بن را داریم ...جوان مثل پدرت بن تنها کسی یه که ما داریم

دوست داری اون هم بره ور دست افرادی مثل بوگارد؟

من نمی خوام

چیزی که می دونم اینه که نمی خوام ستاره حلبی در زندگی من باشه ..هرگز

اگر مادرت هم بود این حرف را می زدی؟

وقتی مادرم انتخاب کرد نمی دونست چه اتفاقی قراره بیفته

ولی... اتفاق افتاد

دوست دارم یک زن شوهر دار باشم تا یک بیوه

یه چیزی زمانی خونده بودم که توی ذهنم نقش بسته

"از یه بوته گزنه خاردار ما یه گل بسلامتی چیدیم "

پدرت اون گل را برای ما چید.. میلی

اهالی شهر احساس آرامش می کنند بچه هاشونو بدون ترس بزرگ میکنند

اما بعضی ها مجبورند پا بزارن روی بوته گزنه ها

بزار یکی دیگه اینکار را بکنه

خوب کسی را نداریم

مردان خلافکار همیشه میخوان صاحب همه چی باشن

حالا اینجا یه آقایی پاشو می زاره روی بوته گزنه

همه گل ها را برای خودش می چینه

من کاری با شکارچیان قانونی ندارم

خوب من هم با شما موافقم

پدر خانم پارکر بیست سال در این شهر کلانتر بود

اگر اینجا خیلی سرده میتونی بیرون منتظر باشی

کاری به سرما اینا ندارم دنبال پولم اومدم

آها یادم اومد گزارش پزشکی قانونی را آوردم

گواهی رسمی من دال بر مرگ ناگهانی جیمسون.. در جریان یه تیراندازی

می خوام برم آشیانه یه پرنده را ببینم

آبه پیکت ...یازده بچه داره همه شون هم دختر

بازهم آنی شکمش مث یه بشکه اومده جلو

زن مهربونی یه میلی می خواد این مملکت را درست کنه

وایستا میلی برای امضا شاهد لازم داریم

نامه من آماده شده؟

بله میتونی امضا کنی

تا امضا نکنی که ارزش نداره

لازم نیست کارم را بهم یاد بدی خودم حواسم هست

باشه صبر می کنم تا امضا بشه

هی بیا نامه منو امضا کن

اون بوگارده...تو را می کشه

بیا بریم

چیکار می خواهی بکنی بن؟

می خوام بازداشتت بکنم

تو کسی را بازداشت نمی کنی

من هرچی قانون بگه انجام میدم

قانون میگه هر کس باید از خودش دفاع کنه

شنیدی چی گفتم؟ اون نیم وجبی مقصر بود

جلوتر نیا.. کافیه

More Farsi Persian subtitles for The Tin Star

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left