Specials

Informace o verzi

It's My Life E13(@Mehdi Rain)
Komentář od Mehdi_Rain
➤➤➤Translator : Mehdi_Rain ➨ ➨ ➨ Telegram : @Mehdi_Rain

Tagy

HD
Zveřejněno: 2018-12-10
Stažení: 14
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

‫ این زندگی منه

‫ قسمت سیزدهم

‫اوه. اومدی سونگ جو

‫چرا انقدر دیر اومدی؟

‫تو میدونستی، نه؟

‫معلومه که میدونستم

‫پدرت شخصا ازم خواهش کرد ‫که این کارو براش کنم

‫چطور بعد از اینکه بهم قول دادی ‫جلوشو میگیری، اینکارو کردی؟

‫دیگه تو زندگیِ پدرت دخالت نکن

‫از این به بعد... من کسی ام که کنارت می مونم

‫چویی شی وو

‫مگه خودت نگفتی که اعتماد و احترام ‫برامون آرامش میاره؟

‫اما،

‫حالا که حتی نمیتونم بهت اعتماد کنم...

‫رابطه ـمون چه معنایی داره؟

‫خب که چی؟

‫میخوای چیکار کنی؟

‫دیگه همه چی بین ما تمومه

‫کی گفته؟

‫مردم دارن نگاه میکنن

‫احساساتی نشو، باشه؟

‫چطور تونستی این کارو کنی؟

‫خوشحالی که گولم زدی ‫و داری اینجوری ازدواج میکنی؟

‫بخاطر اون زنِ گستاخِ بی کلاس،

‫دخترِ یکی یه دونه ـت رو گول زدی

‫واقعا باید این کارو میکردی؟

‫"زنِ گستاخِ بی کلاس"؟

‫مان سوک

‫سونگ جو الان چی گفت؟

‫داشت راجب من حرف میزد؟

‫خدای من

‫میدونستم اینجوری رفتار میکنی واسه همین بهت نگفتم

‫سونگ جو، خواهش میکنم

‫مردم دارن نگاه میکنن

‫بیا تو خونه حرف بزنیم، باشه؟ ‫تو خونه میتونیم راجب این قضیه حرف بزنیم

‫هان سونگ جو، فکر میکنی دنیا دور تو میچرخه؟

‫اگه آدم معقولی هستی،

‫باید بدونی که پدرت رو مضحکه خاص و عام نکنی

‫من به این چیزا اهمیت نمیدم

‫به هر حال نمیتونم اینو قبول کنم

‫به هیچ وجه نمیتونم قبول کنم

‫بیا بریم بیرون حرف بزنیم ‫ولم کن

‫بیا ‫گفتم ولم کن

‫ولم کن! ولم کن ‫ولم کن

‫حالش خوبه؟ ‫چه خبره؟

‫چی شده؟ ‫زخمی شده؟

‫حالش خوبه؟

‫حالت خوبه؟

‫میتونی... ‫میتونی...

‫منو ببری خونه؟

‫بلند شو

‫بکش کنار

‫بیا بریم ‫می رسونمت خونه

‫بهم دست نزن

‫تو اون کسی هستی که نباید تو زندگیم دخالت کنه

‫بریم نام جین

‫ پیوندتان مبارک

‫آخ، معده ـم درد میکنه. یعنی استرس دارم؟

‫دستت چی شده؟

‫اون این کارو کرده؟

‫من خوبم، مامان

‫فکر نمیکردم رفتارِ سونگ جو انقدر بد باشه

‫باید خیلی چیزا بهش یاد بدم

‫چطور تونست جلوی این همه مردم بد رفتاری کنه؟

‫عقلش کجا رفته؟

‫سلام ‫من لی سانگ هیونم

‫قلبم یهویی شروع کرد به تُندتر زدن ‫و نمیدونستم دلیلش چیه

‫پس دلیلش این بوده

‫داری چیکار میکنی؟

‫خب... اومدم اینجا تا کاری که ‫رئیس آن سوک هو ازم خواستن رو انجام بدم

‫و فکر کردم به نام جین و شما دوتا سلامی عرض کنم

‫سلام

‫بهش توجه نکن

‫"بهش توجه نکن"؟

‫اون تو قلبم آتیش روشن کرده

‫چطور تونست همچین حرفی بزنه؟

‫دوست داری...

‫برای گرامیداشت همچین مراسم شادی ‫با من یه کم مشروب بخوری؟

‫ملکه ی من؟ ‫"ملکه ی من"؟

‫باور نکردنیه

‫باور نکردنیه؟

‫در اصل معنی این اصطلاح اینه که ‫هیچ ابزاری برای سنگ آسیاب وجود نداره

‫امکان نداره اینجا بتونیم ‫برای سنگ آسیاب، ابزار پیدا کنیم

‫باور نکردنیه

‫خب، به سلامتی

‫چرا...

‫شراب دوست نداری؟

‫متاسفم. مشکل اینجاس که ‫نمیدونم ملکه ی من چی دوست داره

‫میدونی اسمِ این شراب چیه؟

‫نه. نمیدونم

‫این بهترین شراب گل رزِ دنیاس،

‫که تو پروانس از جنوب فرانسه ساخته شده

‫بهش میگن زمزمه فرشته که یادآور هیجان بهاره

‫شراب رز

‫نمیدونستم انقدر خوبه

‫با اینکه این ترکیبی از...

‫عطر و طعم توت فرنگی ‫و بوی گل های قرمزه

‫اما تو...

‫مثل آبِ خوردن قورتش دادی

‫این از اون شراب هایی نیس ‫که بتونی اینطوری بخوریش

‫که اینطور

‫دیگه هیچوقت جلوم پیدات نشه

‫احساس بدی بهم دست میده

‫تو خوشگلی

‫خیلی خوشگل...

‫و با فرهنگی

‫تو یه فرشته ای ‫واقعا یه فرشته ای

‫کجا زندگی میکنی؟

‫میخوام یه جایی... ‫بجز خونه برم

‫کجا؟

‫اینجا...

‫آخرین جاییه که قبل از فوتِ مامان با هم اومدیم

‫واقعا؟

‫مامانم از اتاق بیمارستان خیلی خسته شده بود

‫واسه همین آوردمش اینجا

‫میدونی اون موقع مامانم چی گفت؟

‫"نسیم رودخونه رو خیلی دوست دارم"

‫"بیا دفعه بعد با بابات بیایم اینجا"

‫اما،

‫هیچوقت برنگشت اینجا

‫چند بار به بابام گفتم که با من و مامانم...

‫بیاد رودخونه هان

‫اما میگفت سرش خیلی شلوغه،

‫و بعدا باهامون میاد اینجا

‫آخرش...

‫این تو دلت سنگینی میکرد؟

‫مامانم بهم میگفت...

‫که بابام اصلا آدم شناس خوبی نیس

‫میگفت بابام از اون آدماییه که ‫راحت سرشون کلاه میره،

‫واسه همین باید حواسم بهش باشه

‫اما،

‫فکر میکنم نتونستم سر قولم بمونم

‫واسه همین احساس خیلی بدی دارم

‫تو سعیتو کردی، سونگ جو

‫مطمئنم مامانت اینو میدونه

‫فکر کنم اینجوری بهتره

‫منظورت چیه؟

‫حالا اعتماد به نفسشو دارم...

‫که به عنوان هان سونگ جو زندگی کنم، ‫نه به عنوان دختر یه نفر

‫چی؟

‫داری چی میکاری؟

‫این؟

‫گل حنا ـس

‫گل حنا؟ ‫بله

‫گل حنا رو میشناسین؟

‫مردم ناخناشون رو با گلبرگای گل حنا رنگ میکنن

‫میدونم. اما چرا گل میکاری؟

‫بخاطر اینکه دوسش دارم

‫گل حنا رو خیلی دوست دارم

‫میگن اگه رنگش تا اولین بارشِ برفِ سال دووم بیاره

‫آدم به عشقش میرسه

‫مثل یه دختر بچه معصومی

‫راستشو بخواین، میدونم رنگ کردن ناخنام،

‫خرافاته و کمکم نمیکنه که به عشقم برسم

‫اما فقط از این گل خوشم میاد و بهم امید میده

‫انگار بهمون میگه اگه صبر کنیم ‫میتونیم یه روزی خوشبخت بشیم

‫"اگه صبر کنیم میتونیم یه روزی خوشبخت بشیم"؟

‫بله، نام جین؟

‫مامان، یه مشکلی پیش اومده ‫واسه همین دیر میام خونه

‫چرا؟ چه اتفاقی افتاده؟

‫نمیتونم سونگ جو رو تنها بذارم

‫سونگ جو؟

‫آها، همون دختری که جلوی بازار دونگ دِمون ‫جونم رو نجات داد؟

‫چرا؟ اتفاقی براش افتاده؟

‫آره. داستانش مفصله

‫میترسم اگه تنهاش بذارم ‫دست به کار خطرناکی بزنه

‫لطفا مواظب پدربزرگ باش

‫باشه ‫اگه اتفاقی افتاد بهم زنگ بزن

‫باشه. نگرانِ ما نباش

‫نام جین بود؟

‫بله. یه مشکلی پیش اومده ‫واسه همین دیر میاد خونه

‫اتفاقی واسه سونگ جو افتاده؟

‫آره همینو گفت

‫گفت اگه تنهاش بذاره ‫ممکنه دست به کار خطرناکی بزنه

‫سلام، رئیس ‫سلام

‫خانم یانگ، شما هم اینجا بودین

‫بله، وکیل هو

‫دارین چیکار میکنین؟

‫داشتم گل حنا می کاشتم

‫وقتی سال بعد گل شکوفه بده،

‫ناخنِ شما رو هم رنگ میکنم، وکیل هو

‫بله؟

‫میشه یه لحظه همینجا منتظر بمونی؟

‫چی؟ چرا؟

‫امروز روزِ استقلالمه

‫باید یه نوشیدنی بخوریم

‫"روز استقلال"؟

@Mehdi_Rain : کانال تلگرام

‫بیا بریم، مامان

‫صبر کن، داری فرار میکنی؟

‫به این میگن "نقل مکان"، نه "فرار"

‫چرا همینجور وایسادی؟ ‫کمکم کن بذارمش تو صندوق عقب

‫خب، به نظرم نباید این کارو کنی

‫اول باید با پدرت حرف بزنی

‫بعدا باهاش حرف میزنم

‫بعد از اینکه یه کم آروم شدم ‫می بینمش و باهاش حرف میزنم

‫خب، اگه نمیتونی کمکم کنی ‫باید تاکسی بگیرم؟

‫جایی برای رفتن داری؟

‫نه، ندارم

‫فقط به راننده تاکسی میگم یه جایی پیاده ـم کنه

It's My Life subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for It's My Life

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left