Prvních 200 řádků.
ترجمه و زیرنویس فرزاد
راه بیافت
!راه بیافت
اون برای یه تفنگ کشته میشه
مرگ خوبی داشت؟
اما برای چی؟
برای این؟
! بفرما ! بفرما
سلام رفیق شاید تو بتونی کمکم کنی
من انگلیسی حرف نمیزنم اینجا مکزیکه
شرمنده من اسپانیولی بلد نیستم
کمکی از من بر میاد؟
اون چی گفت؟ گفت که الآن تو داخل مکزیکی
و کسی که میاد به مکزیک باید اسپانیولی صحبت کنه
اینجا ،شما دستور میدین؟
نه.اما من انگلیسی صحبت می کنم
این مرد رو دیدی؟
!سلام جو
صبح بخیر عزیزم کجا داری میری جو؟
خُب..من دارم راه می افتم برم
گفتی کل روز،کل شب
کل شب ؟کل روز؟
اینو من گفتم؟
تو گفتی
خب..الآن اوضاع فرق می کنه
!سربازا
آره من باید برم
چرا این هتل رو امتحان نمی کنی؟ شاید اینجا باشه
منظورت اینه که سرخپوست ها رو راه میدن؟
هر کسی که پول بده ،جناب
یک لحظه لطفاً
اسم شما چیه؟
من ستوان فرانتس فون کلمه از ارتش امپراطوری آلمان هستم
شما رو چی باید صدا کنم؟
من لایدکار هستم یه پلیس
یه خُرده پول داری؟
پول؟ واسه چی؟
از پشت پنجره برو کنار
واسه من.خُب؟ چند دلار واسه من
من دیدم دلار داشتی
فکر می کردم گفتی منو دوست داری البته
به من پول میدی؟
آره.باشه برای بعد
با صدای بلند هوار میکشم
اون موقع گروهبان میاد اینجا
چی میخوای بهشون بگی؟
با اونا میخوای چیکار کنی؟
..خُب
منظورت چیه؟
اونا مسیر راه آهن رو منحرف کردن
مسیر شما
شرکت من مال من نیست
چرا این کارو میکنن؟ !لعنتی
چرا؟
اونا برای چی 400 ساله میجنگن؟
چون که اونا سرخپوستای یاکی هستن به همین دلیله
به اونا میگن ببرهای سنگی
اونا میگن مسیر شما توی زمین اوناست
چیکار باید بکنیم؟
هر چی که قانون بگه
هر چی که فکر میکنی درست باشه
البته
خیلی خوب
!وردوگو
!وردوگو
من کاری ندارم
کاری که دوست داری بکن
من کاری ندارم
ببینید
من ارزش چیزها رو می دونم
گلوله ها با ارزشن
اینا نه
نه
گوش بده مثل اون نباش
تو به من پول میدی
یا توی دردسر میندازمت
بیا اینجا
گروهبان پالتس قربان
! فرار ! فرار
فرار کنین سرخپوستا فرار کنین سرخپوستا.فرار کنین
فرار کنید
هی .نزارین فرار کنن
زود باش راه بیافت
!احمق
قربان گرفتیمش
خیلی بد شد تفریحت رو خراب کردم
تو حواس سربازای منو پرت کردی
که سرخپوستا رو فراری بدی
خیلی زرنگی
اما من حالا گرفتمت
آره
خب اگه هتل یه در پشتی داشت نمی تونستی منو بگیری
خیلی زرنگی خیلی زرنگی
ژنرال ،شما که نمیخوای این کارو بکنی؟ اون الآن یه آدم خیلی با ارزشه
اگه میخوای بکُشیش چرا اینو به من نمی سپاری؟
شاید من بخوام تو رو هم بکشم
چیز زیادی از این کار عاید شما نمیشه
اون دوستته؟ اون دوست من نیست
خب.پس اون چیکارۀ توست؟
دزد بانک
اون 6000 دلار از بانک سیتی زِن در فینیکس آریزونا دزدیده
آقای لایدکار
گفتی اون چقدر دزدیده؟
شش هزار دلار
چه موقع؟ دوازده روز قبل
دوازده روز؟
می فهمم
پنجاه دلار
بقیه کجاست؟
به نظر مکزیکی میای اما مکزیکی حرف نمیزنی؟
چه کوفتی هستی؟ خب.مطمئنم هر کوفتی هستم یه مکزیکی عوضی نیستم
مادرم یه سرخپوست یاکی بود
و پدرم اهل آلاباما بود
می فهمم
خب.امیدوارم بدونی چطوری قراره بمیری
من مردی که خوب می میره رو تحسین میکنم
حالا بگو ببینم پولا کجاست؟
پول اون همه دلارایی که ازش حرف میزنی
اونا کجاست؟
زن و ویسکی این چیزیه که من انجام می دادم اگه جای اون بودم
شش هزار دلار در دوازده روز؟
باید خیلی پشتت پُر باشه
شش هزار دلار ارزش فاحشه ها برای دوازده روز
نه
نه.واسه زن یا ویسکی خرج نشده
برای بار آخر پولها کجاست؟
درست همین که اون گفت
نصفش رو دادم بالای ویسکی و زن
و نصف دیگه رو هدر دادم
ببخشید قربان اما اگه اون ،تمامشو شب توی هتل خرج کرده باشه
شما اینطور فکر نمی کنید؟
بله
بله.بریم یه نگاهی بندازیم
پول کجاست؟
هی رفیق! شنیدم مادرت خود فروشی میکنه
فکر نمی کنم انگلیسی بفهمه
خیلی خب پولا کجاست؟
تو واقعاً مامور قانونی؟
اشکالی داره؟
نه . نه تو منو دستگیر کردی.درسته؟
درسته
حالا باید ترتیب بیرون بردنت رو از اینجا بدم
قانون آمریکایی تو با ارتش مکزیک جور در نمیاد
اجازه نمیدن از اینجا بری بیرون
خب .تو چرا ما رو نمیخری؟
این پول ارزش داره که حالا بخاطرش کشته بشی؟
من هیچ پولی ندارم
بانک چیز دیگه ای میگه من اونو برداشتم.درست
اما دو روز بعد خرجش کردم
خرج چه کاری کردی؟ تفنگ
تفنگ؟
صدتا تفنگ برای سرخپوستای یاکی
واسه اون آدمای بیچاره که به تیرهای تلفن آویزون هستن
اونا سرخپوستای یاکی هستن مردُم من
خب.اگه تو راست بگی
اون ژنرال تو رو خیلی آروم میکُشه
پس بزار دربارۀ اون ژنرال بهت بگم
به اون گفته شده واسه خلاص شدن از شر یاکی ها هر کاری میتونه بکنه
و اون یه راه آسون انتخاب میکنه
اون هرکسی رو می کُشه
به اندازه کافی توی ایالت ها وقت گذروندی به عنوان یه آمریکایی مثل من
و میدونی که نمی تونی بری به بانکها دستبرد بزنی
آره
اما من بر نمی گردم
آره جون خودت
پیاده،سوار اسب یا آویزون به زین تو بر میگردی
اون طرف چطوره؟
اینجا شلوغه
اونجا چطوره؟
خب،فکر کنم با یه کمی شانس بتونیم از اینجا بریم بیرون
آره؟
من از پنجره پشت سرت می پرم بیرون
بفرما
!گروهبان پالتس
زود باش حرکت کن
!یاکی
اسبم رو بیار
گروهبان ! بیا
خب..فکر میکنم گمشون کردیم
همه شونو
خب..تفنگها رو میاری؟
بله حتماً رومرو تو رو فرستاده؟
جو تفنگها کجان ؟
چطوری یه زن رو فرستاد؟
تو فکر کن یه مَرده
حالا تفنگا کجاست جو؟
یه جای مشخص توی چیلینا زیاد از اینجا دور نیست
امیدوارم
هست
و چه سودی واسه تو داره جو؟
هیچی نداره سریتا
ببین.تو به من گفتی تفنگ بگیرم منم گرفتم
چرا با من اینقدر ناجور رفتار میکنی؟ چون که من تو رو می شناسم
تو توی این چند سال کم حوصله شدی
آره.من عوض شدم
من دیدم که اونا پدرمو دار زدن
و من کمکش کردم بمیره
میشنوی؟
کمک کردم پدرم بمیره
گفتی توی چیلینا؟
No comments yet. Be the first to leave one.