Prvních 200 řádků.
براي قرن ها، انسان ها موجودات چيره بر دنيا بودهاند
ما حيوانات رو اهلي کرديم ،توي قفس حبسشون کرديم
.براي تفريح اونا رو کشتيم
ولی اتفاقات اخیر نشان میدهند
در سرتاسر دنیا حیوانات ."تصمیم گرفتند "دیگه بسه
،پس ما استخدام شدیم
،تیمی از افرادی با زمینههای متفاوت
:و تخصص های متفاوت
،یک متخصص در رفتار حیوانات
،یک روزنامه نگار
،راهنمای گردشگری
،مامور اداره امنیت خارجی
.و یک آسیب شناس حیوانات
وظیفهی ما اینه که بفهمیم ،چه اتفاقی برای حیوانات داره میوفته
،چرا اتفاق میوفته
.و چطور متوقفش کنیم
...آنچه گذشت
.خفاشه
-یکم بالا پرواز نمیکنن؟ .-و یکم هم زیادی روزه
.-خانواده داری؟ تا حالا نپرسیدم .-آره خیلی صمیمی نیستیم
،همونطور که میتونی تصور کنی
.بودن با من سخته
-خیلی خب. چرا توی میسیسیپی هستی؟ -گمونم این چیزه که
.بهش میگن محرمانه
،میدونی توی آمریکا .یه چیزی داریم
.که بهش میگن همکاری دوجانبه
.خوبه بعضی وقتا امتحانش کنی
.شاید بکنم، ولی امشب نه
."شب بخیر مامور "شیفر
!اینجا
.اونا لباس های "هارتلی"ـه
پس "ایوان لی" کجاست؟
.ما دو روزه مشغولیم
و همین الان یه باکتری عجیب در درون گرگ ها
.کشف کردیم که رفتاری غیر عادی داشت
.خودش یه موفقیت ـه
.این رو پیدا کردم
.مال هارتلی ـه. توی سلولش بود
.اینو هم پیدا کردم
-این ایوان لی هارتلی ـه؟ .-این پدرمه
-هنوز هیچی؟ -میدونی چی باعث میشه
که سریعتر پیش بره "جیمی"؟
"تو هر 25 ثانیه یه بار میگی "هنوز هیچی؟
.باشه میدونم میدونم
...-ولی وقتمون .-داره تموم میشه. میدونم
.یه چیزی پیدا کردم
..."ایوان لی هارتلی" این اسم رو
...سرتاسر انجیلش نوشته ""لئو باتلر
.بده ببینم
...نمیتونم دلیل اینکه چرا
اینم عکس از خودش
...با پدرم رو نگه داشته، ولی
"لئو باتلر" اینجا
.و اینجا
.اینجا
لئو باتلر کیه؟
.-چه عجب -چی؟ چی پیدا کردی؟
.مثل یه جور باکتری نفتخوار ـه
از اونایی که برای پاک کردن ریزش نفت .استفاده میشه و هیدروکربن ها رو تجزیه میکنه
...خیلی خب پس، چطور از داخل
-خون گرگ سر در آورد؟ .-جور همیشگی
...از مصرف کنندهی اولیه
.تا مصرف کنندهی سوم انتقال پیدا کرده
،پروفسور
.حضارت رو بشناس
...من همهی کلاس های علومم رو
.داشتم به مشق انگلیسی فکر میکردم
.زنجیرهی غذایی
.فعالیت های زنجیرهای
.-بریم دیگه .-یه لحظه صبر کن
.-فکر میکنم یه چیزی پیدا کردم .-"میچ" واقعا دیگه باید بریم
.آره. اومدم
."میچ" داریم گیر میوفتیم
!"باید همین الان بریم. "میچ
!بجنب
.هی
.بدون اینکه گیر معلم بیوفتیم در رفتیم
.یادم نمیره
.بله
،وقتی که بزرگنمایی رو بیشتر کردم
.یه اثر شیمیایی دیدم
...رشته مولکول های بیخطر
که هیچ اثری رو این باکتری .به هیچ وجه ندارند
.حُضار "میچ". یادت باشه
.یعنی باکتری به دست انسان ساخته شده
و به وسیلهی شیمیدانی .که به وجودش آورده امضا شده
.-پس باید با این شیمی دان صحبت کنیم .-نه به همین آسونی
فکر کن این امضا .یه جور... دیوارنگاری ـه
...دیدمش ولی هنوز
.نمیدونم کی روی دیوار کشیده
.-پس به بن بست خوردیم .-هنوز نه
امضا رو به یه نفر که .میشناسم فرستادم MIT در دانشگاه
ممکنه بتونه واسمون .شناساییش کنه
.چمدون هاتون رو ببندید
«-میریم به "ریو" «در برزیل .-عاشق این شغلم
-توی ریو چه خبره؟ ...-تو گفتی که اگه
بتونی بفهمی همهی این حیواناتی
که باهاشون مواجه شدیم
چی مشترک دارند، شاید بتونی
بفهمی چه اتفاقی
،در حال رخ دادنه. خب
.-میتونی خفاش رو هم اضافه کنی .-خفاش
هزاران خفاش در روشنایی روز
.به ریو هجوم آوردند
-عجیبه مگه نه؟ -چی؟ روشنایی روز؟
،خفاش ها حیوان شب هستند .ولی بی سابقه هم نیست
-ولی هزاران خفاش؟ .-آره
.ببخشید بچه ها
میتونم یه لحظه باهات صحبت کنم؟
.من به ریو نمیام
...-جکسون .-من میرم لئو باتلر رو پیدا کنم
تو که نمیدونی باتلر ارتباطی
.-به پدرت داره .-و تو هم نمیدونی که ارتباط نداره
.بود MIT رفیقم از
.تونست امضا رو شناسایی کنه
یه شیمی دان
...که قبلا در
.-ریدن گلوبال کار میکرد -چی؟
ببخشید. همون شرکتی که تو همش میگی
ریشهی همهی این مصیبت ها نیست؟ همون ریدن گلوبال؟
-اسم رو گیر آوردی؟ .-آره. لئو باتلر
لئو باتلر؟
-چرا میشناسیش؟ .-نه
.ولی خفن میخوام بشناسمش
،خیلی خب، جکسون
...تو با جیمی اینجا بمون و این
.لئو باتلر رو پیدا کن
.بقیهی ما میریم ریو
...خلبان اعلام کرد
.میتوانید کمربند ایمنی رو باز کنید
.و میتوانید در کابین قدم بزنید
.نمیتونن در این ارتفاع پرواز کنن، میدونی که
.خفاش ها. در این ارتفاع نمیتونن پرواز کنن
،وقتی که در ژاپن بهتون حمله کردند
.شما در ارتفاع خیلی کمتری پرواز میکردین .پس جای نگرانی نیست
.حداقل تا زمان فرود
،در این زمان
،بخاطر اینکه ذهنتون از خفاش ها فاصله بگیره
.فکر کردم که، چندتا نکته بگم
-نکته راجع به چی؟ .-راجع به خفاش
....-نکتهی اول خفاش ها .-ای خدا
بال... بالشون در حقیقت .انگشتان بلندی هستند كه با پوست پوشيده شدهاند
نکتهی دوم خفاشی: این عبارت
کور مثل خفاش .یه برداشت غلطه
آره خیلی خوب نمیبینند ...ولی اینو میشه راجع به
بعضی از ما هم گفت، مگه نه؟
خبر پخش شده که
"باتلر" از زمانی که مخفی شده
از ریدن اخاذی میکنه و پولش رو با خیریه های مختلفی
پخش میکنه، خیریههایی که
در تمام دنیا پول رو به کسانی که
.از ریدن ضربه خوردهند میده
-اینا مدارک داخلی ریدن ـه؟ .-آره
.من طی چندین سال چندتا دوست پیدا کردم
.وبلاگ نویس، هکر .کسانی که مخفی کار میکنند
.ولی اینا رو گیر آوردند
.اینا کاملا غیر قانونیه
.خوشمان آمد
،خیلی خب پس
.باید پیداش کنیم- .دارم نزدیک میشم-
کسی که زندگی میکنه
.در حالی که مثل رابین هوده
ظاهرا خود باتلر
...بخشی از پول اخاذی رو میده
...از طریق شرکت های سوری
.پر از جعبه پستی که در تمام ساحل خلیج پخش شده ند
،فکر میکنم با یکم وقت و شانس
.-بتونم آدرسش رو پیدا کنم .-واو
.این... خیلی خوبه
.خانم کمپل
.مامور "شیفر" از اف.بی.آی
.-در زندان ملاقات کردیم ."-بله درسته مامور "شیفر
.فهمیدم چکار کردی
تو اه... اسمم رو بلندتر از نیاز گفتی، تا بتونی
.به یه نفر توی اتاقت خبر بدی که من اینجام
.آره ترفند های من خیلی حرفهای نیست
.خب روراست بگم ضایعه
-از کجا میدونستی ما اینجاییم؟ -خانم "توسینانت" ازم خواستند
تا در جریان تعقیب ."ایوان لی هارتلی" قرارش بدم
.اون محل اقامت شما رو بهم گفت
.مامور "شیفر" خواهش میکنم
.-بفرمایید داخل .-ای جان
...نه جکسون فکر نکنم
خب پیداش کردین؟
-هارتلی؟ .-من اینو نگفتم
.اینجور نشون دادم تا بذارین بیام داخل
.میبینی ترفندهای اون حرفهای ـه
.خب من حرفهای اینکارم
-چی میخوای؟ -شرکت ریدن گلوبال چه ارتباطی
با آتشسوزی زندان میتونه داشته باشه؟
-واسه چی میپرسی؟ ،-خب ریدن دیروز هک شد
،و به طریقی
بعضی از اسنادشون به ایمیل تو
.راه پیدا کردند
...-چطور -میدونی ما
.یه بخش جرائم سایبری داریم .و اینقدر هم کارمون درسته
اول دیدم در زندان، وارد صحنهی جرم میشی
،و الان هم که
.ریدن گلوبال رو هک کردی
...پس
No comments yet. Be the first to leave one.