Prvních 180 řádků.
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
!شاهدخت
!شاهدخت
!اعلیحضرت
.اجازه بدید بره
نباید باهاش صحبت میکردی؟
.احتمالاً به زودی برمیگرده
.اوه، درسته
.شاهدخت دنیای جدیدی رو کشف خواهد کرد
. . .دنیایی جدید
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
.اونا هم خیلی جوون بودن
قسمت 1 لحظات بحرانی با شاهدخت
.برای ماچی - چان و خانوادهاش احساس همدردی میکنم
دارن چیکار میکنن؟
.اونی
چه اتفاقی برامون میافته؟
.نگران نباش
.یجوری از پس کارا برمیام
!طرح های کلی تا 10 صبح
!ای وای
برش داشتی ماچی - چان؟
.آره
.غذایی که ایچیرو میذاره درست کردنش راحته
.ممنون
.خواهش میکنم
دوباره سر ایچیرو - کون شلوغه؟
.به آخرین مهلتش نزدیک میشه
.اونی، صبحونه آوردم
!ای داد بیداد
حالت خوبه؟
.خـــ خوبم
.باید خواب مونده باشی
هنوز یه دستیار پیدا نکردی؟
.آره
پیدا کردن کسی که آخرین کارای .دستی رو انجام بده سخته
سانو - کون و آکیتا - کون جفتشون .یه باره تنهایی کارشون رو منتشر کردن
.ساعت هفت پس فردا ضرب الاجلمه
با اون طرحهای مشکل .ده صفحه جوهر زده شده دارم
.برای پس زمینهها. . .هیچی ندارم
!نگران نباش! حتما تمومش میکنم
!بعد با پولش، میریم بیرون استیک بخوریم
.استیک؟ بیخیال شو اونی
.خیلی به خودت فشار نیار
بعد از فارغ التحصیلیم از دبیرستان و شروع کردن کارم .به عنوان یه مانگا آرتیست، پدرمون به رحمت خدا رفت
،تازگی به عنوان یه داستان نویس توی مجله کار میکردم ،پس به جای اینکه دنبال کار بگردم
هزینههای زندگیم رو از دست نوشتههام و .اجارهی خونهای که به ارث بردم به دست میارم
.راستشو بگم، نوشتههام خیلی فروش نمیرن
ولی سخت کار میکنم که خواهر و برادرم .رو به کالج بفرستم
ماساهیرو موریکونی
.سلام، کوگا صحبت میکنه
.موریکونیه
دستیار پیدار کردی؟
!متوجه شدم
!آیندت رو پیشگویی میکنم
!فعلاً
.تا بعد
!وایسا! طالعام رو بگو
طالعاش چی بود؟
.بی رنگه اومد بالا
!نوشتهها و آیندش بی رنگه متوجه شدی؟
. . .درسته
!بهتر راه بیوفتم
تحقیق کرده بودن، ولی !پس زمینه عالی شده
!جداً؟ چه عالی
،فقط از طریق ایمیل دیدمش .پس هیچ تضمینی نیست
پذیرش ورودی جدید
رقص
باله
!همین که یکی رو پیدا کردی ازت متشکرم
.برو دیدنش .انگار این منطقه رو نمیشناسه
.میرم دنبالش
.تو همچین موقعیتی هرجا لازم باشه میرم
.ببخشید
اومــ دستار شمایید؟
شما مومو ته کوکونه - سنسه هستید؟
،لطفاً با اسم واقعیم صدام کنید .نه با اسم هنریم
.ایچیرو کوگا هستم
،اگه شایعه بشه که منم
.احتمال داره باعث شرمندگیه ماچی و فومیو بشه
برادرت مانگا میکشه؟
!معروفه؟ امضاش رو بهمون بده
.دهنتون ببندید
.ازتون عذر میخوام
،گوشیکی شیوری هستم .و امیدوارم دستیارتون بشم
.از ملاقاتتون خرسندم
.همچنین
مـ مشکلی نداری الان بریم سر کار؟
.خیلی خب
Hiiragi Apartments
.معذرت میخوام
مایل بودم یه روز مرخصی بهت بدم ،تا به شرایط عادت کنی
،ولی امروز عجله داریم .برای همین باید بریم سر کار
.باشه
میتونی از ابزار هنری اینجا استفاده کنی .یا از اونایی که تا الان استفاده میکردی
اینا هم داستانها .و چندتا از کارای قبلیه
.خیلی خب
. . .میگم
اونجا یه اتاق برای دستیارها هست که .اگه لازم شد میتونن لباس عوض کنن
.مشکلی نیست. همیشه اینطوری لباس میپوشم
. . .خیلی خب
.بیا
،لطفاً این رو قرض بگیر .چون انگار لباسهای خودت گرونن
که اینطور؟
.نگران کثیف شدنش نباش
خب، لطفاً با کشیدن پنلهای صندلی و .پس زمینهی اینجاها شروع کن
.چشم
!ســـ سریعه! و با مهارت
.و همچنین، خیلی زیبا
!خط کشیهات زیباست
خیلی وقته دستیاری؟
.نه، اولین باره
جدی؟
.یاد گرفتم درسهای مانگای شوجو از این کتاب
.کتاب خیلی فسیلیه
.اوه، ولی تالیف شدهی فونِکو هورِهورو - سنسی است
.بدنیست
.ببخشید
بعدش باید چیکار کنم؟
.اوه، شرمنده
.بزار ببینم
.موهای این رو با جوهر هایلایت کن
.جشم
.تموم شد
.باشه
مشکلی نداره این سایهها رو خراشیده بکشی؟
.حتماً
.تموم شد
بعدش چی؟
!به ضرب الاجل میرسم قطعا! خیلی سپاسگذارم
. . .میگم
!بی عیبه
!برگشــتیم
.خونهایم
.خوش برگشتید
!شما شاهدخت گوهر سنگ هستی؟
.نه بچهها، گوهر سنگ نه
.ماچی
،گوشیکی شیوری - سان هستن .عجلهای دستیارم شد
.خوش اومدید
صبر کن، داری بی وقفه ازش کار میکشی؟
!استراحت باعث افزایش بازدهی میشه
.بـــ ببخشید
میدونه دستشویی و سینک کجاست؟
!درسته اوهــــ
!این چیزا رو یادت نره
!ده دقیقه استراحت
!اطراف رو بهت نشون میدم
.خوشحال میشم
هرکدومشون یه اتاق .محل غذاخوری و آشپزخونه داره
،حریم خصوصیت حفظ میشه .و همچنین اونجا هم یه منظقه مشترک وجود داره
.اونها " آپارتمانهای اجتماعی" هستن
آپارتمانهای اجتماعی؟
:هر نوع آدمی داخلش زندگی میکنه . . .یه مانیکور کار، یه کارمند، و
.همچنین دختر عمومون، چیبی - چان
چیبی - چان؟
اونی هم یه مانگا آرتیسته !و هم یه صاحب خونه
.که اینطور
.اینجا هم یه آشپزخونه مشترک و سالن استراحته
یه اجاق هم هست، اونایی که .آشپزن زیاد ازش استفاده میکنن
،اتاقهایی که پشت سرمونن، فقط دوش دارن .ولی یه حموم عمومی هم این نزدیک هست
.خوب شد که فهمیدم
این هم اتاق خالیه که .شبها دستیارها ازش استفاده میکنن
.دوست داشتنیه
ازش استفاده میکنی، درسته؟
!غذا اینجاست
ها؟ گوشیکی - سان کجاست؟
گفت تنها غذاش رو .داخل اتاق دستیار میخوره
شاید باید بهش بگم .بیاد بیرون غذا بخوره
. . .شاید
!یه دهن پشت سرش داره
یا شایدم یه روح حیوانی باشه .که میخواد تلافی کنه
.دربارهاش عجیب غریب فکر نکن
.میدونی اون دختره چیه؟ یه حرفهای
!نه، یه الهه است
.باشه
.امیدوارم اون بمونه
.بمونه
.برم یکم چایی درست کنم
.من درست میکنم
No comments yet. Be the first to leave one.