Prvních 143 řádků.
... عالیه
! سیگی ، وقت خوراکیه
مامان بزرگ ، این برای توست ؟
خیلی خوشگله
چرا گذاشتیش کنار ؟ خوشگله
سیگی ، نباید کارهای بد بکنی
جزاشونو می بینی
حرکت قطار موقتاً متوقف شده است
بزودی حرکت می کنیم
... فقط یه خواب بود
مشکلت چیه ؟
خودت افتادی
مزاحم مایی
! آقای پلیس
! اینجا ! زود باشید
! به یه نفر حمله شده
! لعنتی ! فرار کنید
... حالت ... خوبه
حالت خوبه ؟
نجاتم دادی
اونجوری بود که با ریچارد آشنا شدم
قسمت 1 سیگیِ یاقوت صورتی
اجازه بده رسماً ازت تشکر کنم
... ریچارد رنا
لطفاً پشتش رو ببین
ریچارد رناسینگها دوورپین
جواهر فروش ریچارد رناسینگها دوورپین
... جواهر فروشی اترنجر
ائـ ، شما جواهرات رو ارزیابی می کنید ؟ مثلاً جواهر روی یه حلقه رو ؟
بله
بخاطر امروز ممنونم
لطفاً هر وقت خواستی با من تماس بگیر ، قهرمان عدالت-سان
قهرمان عدالت ، ها ؟
درباره چی می خواهی صحبت بکنی ؟
بله ... خوب می دونید ، می خوام که یه حلقه رو ارزیابی بکنید
بنظر میاد یه یاقوت صورتی باشه
ها ؟ فقط با نگاه کردن بهش می تونید متوجه بشید ؟
تا یه حد مشخصی
اون حلقه برای مادربزرگم بوده
مادربزرگم همیشه می گفت تقلبیه
اما من همیشه می خواستم که یه متخصص اونو ارزیابی بکنه
اما قبلاً هیچوقت بررسیش نکردی ؟
هرکسی می تونست اینو برات ارزیابی بکنه
می دونم ، اما از وقتی که مادربزرگم مرده همش سرم با امتحانات شلوغ بوده
معمولاً ، همچین چیز باارزشی رو به همین راحتی به کسی که
تازه باهاش آشنا شدن نمی سپارن
اگه من آدم بدی بودم و سعی می کردم حلقه ات رو ازت بگیرم
دیگه هیچوقت یادگاری باارزشت رو نمی دیدی
کجاش خنده داره ؟
فقط اینکه یه آدم واقعاً بد به خودش زحمت نمیده اینو بهم بگه
واقعاً دلم می خواد در مورد سنگش بدونم
لطفاً
بسیار خوب
ممنون
ارزیابی جواهراتی بجز الماس به عنوان ارزش گذاری شناخته میشه
پس درخواست یه ارزش گذاری داری
فرم درخواست
لطفاً اینجا رو امضا کن
ارزش گذاری حداقل یک هفته طول میکشه
و حداکثر می تونه حدود یک ماه طول بکشه
هزینه اش پنج هزار ینه
متوجه شدم
ناکاتا سیگی
ائـ ، حتی عکس هم می گیرید ؟
تاریخچه جواهرات یکی از تاریخچه های پر از فریب و دزدیه
دزدی ؟
... مشتری و فروشنده
این رسم قدیمیه ، اول ایمنیه ، که برای محافظت از هر دو طرف گذاشته شده
که اینطور
خوب پس ، وقتی نتایج رو بدست آوردم با شما تماس می گیرم
جادوت رو انجام بده
ایستگاه تاکادانوبابا
! ناکاتا ، سلام
هی ، شیمومورا
چی شده ؟
اون پیرمرده باز هم اینجاست ؟
حالتون خوبه ؟
بفرمایید ، دست منو بگیرید
... ائـ
ممنونم
ببخشید
آقاجون ، من از خیابون ردتون میکنم
لطفاً دستم رو محکم بگیرید
! هی
مردم ممکنه بنظر بیاد به کمک احتیاج دارند
اما درحالی که بعضیهاشون صادقند ، بقیه نیستند
... باید ... مراقب باشی
درست میگی ... اما چطور باید از هم تشخیصشون بدی ؟
اوه ، هنوز ازت تشکر نکردم
سال دوم رشته آموزش ، تانیموتو شوکو هستم
من سال دوم رشته اقتصاد ، ناکاتا سیگی هستم
! اسمش به معنای عدالته ! مثل قهرمان عدالت
! شیمومورا
تو واقعاً یه قهرمان عدالتی
ها ؟
ممنون ، سیگی-کون
... قابلی نداشت
یک هفته بعد
جواهری که از من خواستی بررسیش بکنم خیلی کمیابه
می دونی که این حلقه ممکنه دزدی باشه ؟
! تو فوق العاده ای
! کارت واقعاً درسته
! فوق العاده ای ! واقعاً فوق العاده ای
لطفاً آروم باش
ببخشید که راستش رو نگفتم
میشه توضیح بدی ؟
بله همینجور که شما گفتید ، این حلقه دزدیده شده ، ریچارد-سان
مادربزرگم جیب بر بود
مادربزرگم به قول امروزیها یه مادر مجرد بود
و وقتی به تنهایی یه بچه رو بزرگ میکنی ، برای یه زن هیچ جایی نیست که بتونه کار آبرومندی داشته باشه
برای زنده موندن جیب بر شد
... اما اون حلقه به تنهایی
روز بعدش ، زنی که صاحب اون حلقه بود پرید جلوی قطار
مادرم شنید که اون نجات پیدا کرده
و وقتی داشته با عجله می رفته خونه تا ... حلقه رو برداره تا بتونه پسش بده
دستگیر میشه
مادربزرگم تا روزی که بمیره این حلقه رو نگه داشته بود
همیشه می خواستم بدونم که چرا هیچوقت از شرش خلاص نشد
فکر میکنم مادربزرگم تصمیم گرفته بود نگهش داره
اونو به عنوان نشونه نبخشیدن خودش نگه داشته بود
اما اینجوری ، مادربزرگم هیچوقت نمی تونه به آرامش برسه
برای همین اون حادثه رو از طریق روزنامه های قدیمی بررسی کردم
اما اصلاً فایده نداشت
و اگه میرفتم به یه مغازه بزرگ ، ممکن بود مادرم متوجه بشه
مادرت درباره این حلقه نمی دونه ؟
من تنها کسی هستم که می دونه
... هیرومی
مادرم بیشتر از هرکس دیگه ای از مادربزرگم متنفره
من ... می خوام بخاطر اون این کار رو تموم کنم
اگه فهمیدی که حلقه دزدی بوده
پس این به اون معناست که یه سابقه معامله وجود داره ، درسته ؟
سوابقی که در مورد اجناس باارزشه
حتی اگه قدیمی باشند ، برای مدت طولانی باقی می مونند
لطفاً ، ازتون می خوام که صاحب اصلی این حلقه رو پیدا کنید
تصمیم گرفتم که اونو برگردونم
... یکی هست
که می خوام توی کوبه باهاش ملاقات بکنی
و بدین ترتیب ، زمانی که نیم قرن پیش در توکیو متوقف شده بود با یه صدای آروم شروع به حرکت کرد
هیرومی ، منم
مامانت رو به اسم صدا نکن
... گوش کن
چیه ؟
حالت خوبه ؟
No comments yet. Be the first to leave one.