Prvních 200 řádků.
آنچه در "مردگان متحرک" گذشت ...
میخوام یه گروه تجسس
برن الکساندریا ببینن دریل
اینقدری خر هست که برگرده اونجا یا نه
اگه هروقت سر و کله دریل پیدا شد
به ما خبر میدی، چه فردا، چه هر موقع
یک آدم مطلقاً و تماماً نیگان
چند نفر از افراد اینجا میتونن بجنگن؟
کی میخواد این همه آدم ناشی رو تعلیم بده؟
- من - یک هفته بهم وقت بده
من همه چیز رو حفظ کردم
دریل و کارل تمام جزئیات پایگاه نیگان رو برای ریک گفتن
- ما فقط دو نفریم - نظرت عوض شده؟
من آمادهم بکشمش
سلام
اومدی اینجا ...
اومدم چون به کمکت نیاز دارم
مترجمین : کیانوش جهانگیری و ایلیا Eilia & Kianoosh_93
ببخشید که تریلرت رو صاحب شدم
بچه که بودم همیشه کلی آدم دورم بود
عادت دارم
خونواده بزرگی داشتی؟
آم، خونهمون با چند خونواده دیگه مشترک بود
ولی خب الان مثل اون موقع نیست
حداقل بدیهاش رو نداره
برای اولین بار، حس میکنم متعلق به اینجام
تلاشم برای اینکه تو و ساشا بتونین با اینجا خو بگیرین
باعث شد خودم هم این حس رو بگیرم
اول که اومده بودم ...
اصلاً اینجا نمیموندم
من، آم ...
همیشه واسم سخت بود بخوام به کسی نزدیک بشم
همسایهها، دوستام ...
دوست پسرهام
بعضی وقتها باید امتحانش کنی
حتی واسه یه مدت کوتاه
با آهنگرمون صحبت میکنم که نیزههای بیشتری بسازه
شاید بتونیم بدیمشون به قلمرو و ازشون زره بگیریم
چیزی که بیشتر از همه بهش نیاز داریم اون عطش مبارزهست
اون روز ...
دنبال یه چیزی میگشتم که بخونم
میتونی فشنگها رو نگه داری
نمیدونستم اسلحه داری
نداشتم
ولی الان دارم
ساشا نرو، الان نه
رزیتا نیومده اینجا افراد رو تعلیم بده
میخواین برین نیگان رو بکشین
ولی بدون کمک نمیتونین
بدون کمک یه ارتش درست و حسابی
ما دربارهش صحبت کردیم
میدونم چه فکری میکنی
و ازت ممنونم
ولی نظرم عوض نمیشه
رزیتا هم همینطور
مگی از رسیدن رزیتا خبر داره؟
آم، فکر نمیکنم
من که نمیدونستم
باید بهش بگی
همه چیز رو
نه، الان وقتش نیست
اون ...
من هنوز آماده نشدم
و مسئله اینجاست که رزیتا در هر صورت میره
چه با من، چه بی من
پس بهتره باهاش برم
- پس من هم میام - من هم همینطور
نه
هیلتاپ باید برای اتفاقات بعد این قضیه آماده باشه
مگی به شما نیاز داره
به تو هم نیاز داره
دیگه نه
همه افراد اینجا رو داره
و اونها هم مگی رو
میتونی بمونی
میدونم میتونی
ولی میدونم که نه تو میمونی نه رزیتا
ولی دلم میخواست میموندین
چون زندگی زود تموم میشه
هرچی میخوای بردار
ولی شما دوتا باید با مگی صحبت کنین
بیشتر از این بهش بدهکارین
گوش بده ...
ایند ...
مگی به تو اعتماد داره
بید در هر شرایطی ازش محافظت کنی
آینده این شهرکه دست اون
مطمئنم همینطور میشه
و همینطور تو
این رو نگه دار
واسه بچهست
وقتی رفتم، اگه تونستی یه کم روش کار کن
باشه
ساشا ...
جانم
تا ده دقیقه دیگه
همه چیز رو به مگی میگم
به خودت بستگی داره، چه کار میکنی
کاری که ازم خواستی رو انجام میدم
ناجیها دارن میان
ناجیها دارن میان
باید مگی رو خبر کنیم
- کجاست؟ - بجنب
کجا قایم بشیم؟
قایم نمیشیم
خیلیخب، برو تو
به بیرون راه داره
باید قبل از مگی بریم بیرون
امکان نداره به موقع برسیم
زودباشین
اون پایین بمونین
نمیذارم بیان اینجا
با اونایی که اومدن الکساندریا فرق دارن
سایمون، سلام
علیک سلام، گرگوری
چطوری
انتظار نداشتیم به این زودی بیاین
میخوای بریم یه گپی توی دفترم بزنیم؟
افرادم یه بطری جین پیدا کردن
تو هم که جین خور بودی، نه؟
من یه جورایی
بین طعمهای مختلف تغییر ذائقه میدم
جدیداً تکیلا میخورم
رپوسادو
مزه مزهش کنی، میکس کنی
جین مزه تربانتین میده
چند شب پیش، یه پیک زدم نظرم عوض شد
کلاً موجود عجیبیم
میدونی
به این تغییر احترام میذارم
تکیلا
رفت توی ذهنم
خوبه
نیازی به صحبت نیست
اگه همه چیز خوب پیش بره سریع رفع زحمت میکنیم
چه کاری از من ساختهست؟
سوال خیلی خوبی بود
گرچه، جوابش اونقدر خوب نیست
یه نفر اینجاست
که نیگان دنبالشه
و تو باید من رو به سمتش راهنمایی کنی
خب، کی؟
تو آماده شو
میگم
دریل
دریل
دریل
تو اون تونل رو کندی؟
مگی فکر میکرد باید یک راه فرار سریع داشته باشیم
من هم درستش کردم
خب، اومدیم بیرون الان چه کار کنیم
خودت که میدونی
اگه این یک روشن بشه میرم از یه ماشین دیگه بنزین میکشم
فقط باید یه ...
یه بطری خالی اینجاست
فکر میکردم این روشن بشه ولی ...
دوسش داری؟
من درستش کردم
ماشینه روشن نمیشه
بمب خنثی کردن رو کجا یاد گرفتی؟
عضو ارتش بودی؟
یکی که میشناختم، بود
آبراهام رو نمیگم
ببین، من نیومدم اینجا که بخوایم بیشتر همدیگه رو بشناسیم
پس تنها صحبتمون درباره ماموریت باشه
خیلیخب
مسیح گفت یه سری ساختمون
چند طبقه
نزدیکای شرق پایگاه هست
حداقل یکیشون
باید به حیاط پشتی، بعد از حصاری
که واکرها توش هستن، دید داشته باشه
اونجا کمین میکنیم، منتظر میشینیم و شلیک میکنیم
اگه نیاز بود بریم نزدیکتر
یه سری نقاط کور توی اون منطقه هست
که شاید بتونیم ازشون استفاده کنیم
ولی اگه امکانش باشه
به نظر من بهتره از بیرون و با یک شلیک تمیز انجامش بدیم
شاید تونستیم جون سالم به در ببریم
مشکلی با این قضیه داری؟
من میخوام مطمئنم بشم که میکشیمش و این یعنی بریم داخل
اگه از راه دور شلیک کنیم و تیرمون خطا بره
شانس دیگهای گیرمون نمیاد
من خطا نمیزنم
حتی اگه بهش بخوره و زحمی بشه، نمیمیره
من خطا نمیزنم
اگه بریم داخل و گیر بیوفتیم
من گیر نمیوفتم
تو چه مرگته؟
اگه بگیرنمون فرصت دیگهای نداریم
چون میکشنمون
اگه از بیرون بزنیم، حداقل زندهایم
یه شانس دیگه داریم
من هیچ مرگیم نیست ساشا
فقط میخوام مطمئن بشم که میمیره
ببین اگه از پسش برنمیای
و میخوای جا بزنی، الان وقتشه
من هیچ جا نمیرم
خیلیخب، من دیگه صحبتی ندارم
خوبه
No comments yet. Be the first to leave one.