Prvních 200 řádků.
"اکنون - سال 2018"
"تست روانکاوی"
الکل یا مواد مصرف میکنین؟
مثل همه یکم الکل. مواد نه
میشه در چند کلمه اتهامی که بهتون وارده رو توضیح بدین؟
نه. چون خودمم نمیدونم چی میگین
منو به چند تا چیز مسخره متهم کردن که روحمم خبر نداره
این سیرک تا کی ادامه داره؟
آقای ژینستا، پیش بازپرس در مورد زن جوانی به اسم "ادل" صحبت کردین
لطفاً کمی در موردش صحبت کینین
در "والمولین" زندگی میکرده؟ - بله -
حامله بود، اومده بود اینجا تا با نامزدش "مانو" زندگی کنه
اینا رو قبلن هم گفتم - "مانو" -
"امانوئل لاورن" منظورتونه؟
خودشه؟
آره
مساله اینه، آقای "ژینستا" که ...غیر از شما
کسی این زن جوون رو در "والمولین" ندیده
فکر میکنید از خودم در آوردم؟ آره؟
مثلاً چرا باید کسی که وجود نداره رو درست کنم؟
تا از مسئولیت کارهاتون شونه خالی کین
بیینید. من دیوونه نیستم
دیوونه نشدم. اونجا با ما بود
حتی شب اول با هم یه صحبت مختصر داشتیم
با مانو و آلیس تو کلبهی ییلاقی زندگی میکرد
باید یه راهی باشه اثباتش کرد نمیدونم، اثر انگشتی چیزی
پس، میگید که مانو و آدل تو "والمولین" مستقر شدن، کِی؟
تاریخش یادتونه؟
آخرای ژوئن بود
چند روز قبل از اینکه ما با بقیه رسیدیم اونجا
یک سال قبل - "2017"
آدل. اینجا رو ببین روستا درست اون پشته
وقتی یکی از پل رد بشه، همه میبیننش
میشه اینجا نگهداری؟
باز حالت تهوع داری؟ - نه ندارم. میخوام منظره رو نگاه کنم -
اینجا خوش میگذرونیم
استراحت، بدون استرس. هوای تمیز
دوست داری؟
قشنگه
آرومه
انگار تو کل دینا تنهاییم
بریم؟
"کـلبـــه" "قسمت اول"
مارديــن :ترجمه و تنظیم @ Mardin 5
سلام پُل
راستی، اگه نامهای چیزی اومد من اینجا زندکی میکنم
اوه. من بازنشست شدم دیگه اینجا پستچی نداره
نه پستچی، نه نونوا، نه کشیش هیچکسی
آهان
برای نامه باید مثل فیلیپ برین پایین دره
مانو
چقد خوشتیپ شدی
خوشحالم میبینمتون. خیلی وقته
شما باید آدل باشین - سلام -
بفرمایید داخل. خوبین؟ سفر که خیلی خستهتون نکرد؟
بریم. وقت برای صحبت زیاده
بیاین اتاقاتون رو ببینین. مانو. میای؟
دیگه طاقتم تموم شد. از وقتی کارا شروع شده فقط یه چیز براش اهمیت داره، کلبه
کسی معرفیم نکرد، پس خودم رو معرفی میکنم موریل پرسونا"، خواهر فیلیپ"
به والمولین خوش اومدین
"سال 1997"
خب. اینجا اون کلبهی معروفته؟
خیلی بزرگه - بریم اتاقا رو ببینیم -
امیدوارم زیاد گردشگر نیاد - ...همیشه احتمالش هست، ولی -
فیلیپ گفت یه ساله کسی نیومده
میبینی که خیلی خوش میگذره - میتونی تو آرامش بنویسی -
آره
حق داشتی میگفتی جای قشنگیه اصرارت به جا بود
مامان؟ - بله؟ -
هر اتاقی بخوایم رو میتونیم برداریم؟ - صبر کن ژولین، بذار با هم ببینیم -
بریم - باشه -
بریم
بیا دیگه
تختش ولی چهارستاره نیست
هرچند با قیمتی که دوست بچگیت بهمون اجاره داده، جای گلایه نداره
ولی گردگیری و تمیزکاری میخواد
صبرکن
بچهها
با پدر یکم میخوابیم. درو میبندیم
باشه مامان
صروصدا نکنین لطفاً
خب. آخرش از کلبه خوشت اومد؟
...حیف که اینطوری دادنش به ما، ولی
مطمئنم میتونیم درستش کنیم
آره
شاید دوتامون به همین احتیاج داشتیم
یه تغیر بزرگ
خب. ظاهراً همه چیز درسته موریل و کریستین امروز صبح آخرین دور چکش کردن
...اگه کوچکترین مشکلی بود - همه چیز خوبه -
نه آدل؟ - آره عالیه -
منو میبخشید باید یه دستی به آب برسونم
احوال مادرت رو نپرسیدم. حالش خوبه؟ - بله خوبن -
حیف شد نمیاد. برای عروسیت هم نیست؟
میشناسینش که. برنمیگرده والمولین براش تموم شد
میدونم
بعدش، براش مهم نیست که ازدواج میکنم
ده هفتهست بارداره میشه برای کریسمس
پسر یا دختر؟ - نپرسیدیم -
خب. من میرم جایگیر بشین ...هر مشکلی بود
نه، مشکلی نیست. مرسی
پس شام منتظرتونیم - باشه -
هفت و نیم - هفت و نیم -
مرسی فیلیپ
خوبی؟
آره. خوبم - آره؟ -
خیلی سرتو در نیاورد؟ - نه -
از دیدنت خوشحال شده معلومه دوست داره
آره. خب؟
چیزی نیست. فقط خستهم. بهتر میشه
حتماً بازسازی این کلبه خیلی پول خواسته اوضاعشون خوبه؟
نمیدونم راستش
زمین دارن. حتماً قرض کردن
خب
"والمولین، روز اول"
آفرین. حالا بریم
الکساندر؟ اینجایی؟
منم. فرانسواز
با ژولین و آملی هستم
اشکال نداره. برمیگردیم
واقعاً پسرعموت اینجا زندگی میکنه؟ - آره -
تو که گفتی مدال "فیلد" رو برده
میدونی مدال فیلد چیه؟ جایزهی نوبل ریاضیاته
آره. محقق بزرگی بود قبل اینکه دست بکشه
سلام الکساندر
بهتر بود با بچههات تو دره میموندی
مرسی از مهموننوازیت
دوست داشتم آملی و ژولین رو بهت معرفی کنم
جدی میگم. این روستا برای تو خوب نیست
چرا این حرفو میزنی؟
چون تو این هوا یه چیزی گندیده - گندیده؟ -
ولی تو که برگشتی اینجا زندگی کنی میگفتی آخرن مکان بکر دنیاست
طبیعتش نگندیده مثل همیشه آدماش فاسد شدن
دیدین بچهها به این میگن آدم مردم گریز
شوخی نمیکنم ببین چی به سر حیوونای جنگل آوردن
بیا بده به جنگلبان ببینه کی این بلا رو سرش آورده
باشه. دخترمو ترسوندی
ولی عزیزم. اینم نگاه کن اینا رو هم میتونی پیدا کنی
این هدیهی جنگل برای ماست برای اونایی چشم دیدن دارن
بهت میگم کجا پیداشون کنی
ظاهراً مادرت برای گوش دادن زیادی کله شقه
فرانسواز، خیلی مراقب خودت و خونوادهت باش
زود. میریم
میای؟ - سنجابه چقد خوشکله -
بریم؟
ولش کن - زود برمیگردیم -
پسرعموت چه آدم باحالیه - آره. فوقالعادهست -
مرتع نزدیک. 18
بیست و چهار - سلام -
سلام. چیزی میل دارین؟
یه جت27 تگری لطفاً
شرنده اینجا از این چیزا پیدا نمیشه
صبرکن کریستین. بسپارش به من. سلام
سلام
شنیدم جت27 میخواین، ولی بهتون یه ودکای "آنسی" مرغوب رو پیشنهاد میکنم
یا "بلادی ماری" خوبه؟ - به نظر خوب میاد -
بفرمایید آب گوجه میل کنید - باشه -
شما یه لیوان میل نمیکنید؟ - موقع کار نه. ممنون -
سلام. من "موریل پرسونا" هستم دختر صاحب کلبه
خوشبختم
قبلاً با بردارم فیلیپ آشنا شدین همونی که کلید کلبه رو داد به شما
درسته
به والمولین خوش اومدین - مرسی -
"ژان لوی رودیه". نویسنده و بیکار بیشتر بیکار
موریل
موریِل. بیا ببین
صبر کن کار دارم خب
این چشه؟
این دیگه چیه؟
آدل؟
اینجایی؟
من آمادهم
ولی من صبحونه برات گذاشتم رو تخت
وقت ندارم. دوست ندارم تو تخت بمونم هزار تا کار دارم
جدی؟ - آره -
مثل چی؟
برای شروع. دوست دارم روستا رو نشونم بدی ببینم بچگیت چه شکلی بوده
آره - جاهای دیدنی رو نشونم بدی -
جایی که با آلیس زیبا و باهوشت قدم زدی
بریم؟ - ...ولی -
ببین
!این خراب شده هنوز اینجاست
میدونی من و آلیس با کمک پدرش میلو اینو ساختیم
کل تابستون طول کشید حداقل بیست سال پیش
اینجا مخفیگاه ما بود. خوراکی میخوردیم مطالعه میکردیم
دهها ساعت اینجا بودیم
اینجا بود که آلیس اولین بار یه پسرو بوس کرد
تو نبودی؟ - نه -
آخرش اومدی؟
سلام الکساندر، ترسوندی ما رو
باید بدونی چیکار داری میکنی - ببخشید؟ -
چی رو باید بدونم؟
شاید منو با یکی دیگه اشتباه گرفتین
این آدلـه. نامزدم اولین باره میاد والمولین
چشاش رو دیدی؟
این دیگه کیه؟ غول چراغ جادو؟
بچه بودیم بهش میگفتیم لولو خورخوره گوشه نشین روستاست
ولی عجیبه. یه جور صحبت کرد انگار منو میشناسه. عجیب نیست؟
کی منو بهش معرفی کرده، فیلیپ؟ - نه فکر نکنم -
همیشه انقد عجیب غریبه قبلاً ریاضیدان بزرگی بود
میرم یه گشتی بزنم
No comments yet. Be the first to leave one.