Prvních 200 řádků.
« سنفرانسیسكو » « زمان حال »
راه بیافت پیرمرد
مگه کری؟
گفتم مگه کری؟
کجاست؟
کجاست؟
ها؟
آقای یانگ؟ - بله -
چند نفر دیگه هستن؟ - دو نفر بیرونن -
آشغال عوضی
تو کی هستی؟
یه سرآشپزم
« دیروز »
آهای لو، بگیرش
،ببین، اگه نمیخوایش میدمش به جان کنگ
یا همون پسرهی شانگهاییـه
فردا صبح ساعت ده
آره، همون سفیده
،چراغش اوراکلـه و چرخش آسانتی
عالیـه، ساعت نه میبینمت
تو چرا هنوز اینجایی؟
دارم به تامی کمک میکنم
فقط امشبـه - نه، منظورم اینه که اون فکر -
کامیون اغذیهفروشی چی شد؟
که باهاش بشه رفت فستیوالهای موسیقی؟
خیلی باحال میشه - دارم روش کار میکنم -
انجامش میدم، نگران نباش - اگه کمک مالی لازم داری -
میتونم... کمکت کنم
رفیق، به نظرت شبیه کسایی میمونم که کمک مالی میخوان؟
واقعاً میخوای جواب این سؤالت رو بدم؟
میدونم - تو داغونترین بدبختی هستی -
که من به عمرم دیدم
مطمئنی چینی هستی؟
نیمه چینیام
از کدوم سمت؟
از اون سمتی که نمیتونی ببینی
این رو ببر میز سه
میز سه، ممنون
،آهای، گوش کن رفیق جدی میگم
اگه کمک مالی میخوای
من کلی پول دارم
تو یه رؤیا داری دوست من
نیازی ندارم، مرسی
خیلیخب، ولی وقتی آماده بودی، خبرم کن
،برات کامیونه رو ردیف میکنم تو مغازه سرحالش میکنیم
همه کامیونهای اغذیهفروشی بهش حسودی میکنن
...البته وقتی
بهشون توضیح بدیم که حسادت" یعنی چی"
اصلاً بامزه نیستی
دختری که دیشب باهاش بودم که میگفت هستم
میدونی که کجا پیدا کنی، نه؟ - آهای، زندانی نشی -
تو هم همینطور
کای کجاست؟
کای
بهت که گفته بودم تو هیچی
بادومزمینی نریزی
نه، نگفته بودی
بهت که گفته بودم، مگه نه؟
چی رو؟
که بادوم زمینی نباشه - بادوم زمینی نداره که -
بیا اینجا
عذرخواهی کن
مگه چیکار کردم؟
نه، دیگه تکرار نمیشه، نه
،از خانم عذرخواهی کن نه از من
من بادوم زمینی نریخته بودم
جیمی، برو بیرون
گم شو - لعنتی -
جیمی، برو
.یه دقیقه وایسا وای، بیشوخی
آهای، بذارش کنار
سوءتفاهم بوده
بیخیال
.خیلیخب، بیا آهای رفیق، بیا
کسی که صدمه ندید
،همه چی مرتبه ...وقت عشق و حاله
بریم - موافقم -
تو چت شده؟ مگه احمقی؟
،اینها عضو "ترایاد" هستن پدرت رو درمیارن
مغزت رو میپاشن رو دیوار عوضی
برو بیرون، برو
من ترتیبش رو میدم، برو
هنوز بیدارین؟
سلام، چطوری داداش؟
کای
زود بیدار شدی؟
تا دیروقت کار داشتم
ممنون
این چیه؟
"گولهی "یوت گوک
به چه دردی میخوره - به درد کسادی -
به چه درد من میخوره؟
گفته بودی میخوای کامیون اغذیهفروشی خودت رو بخری و بزنی به جاده
هنوز که اینجایی
روزی دوبار
تا زمانی که بری
شب به خیر
ممنون آقای یانگ
جنی
صبح به خیر خانم بائو
آقای لین
،صبح به خیر جنی سلامم رو به خاله واه برسون
حتماً
تامی
حالت خوبه؟ - آخ، لعنتی، بذار بخوابم -
...تامی، چی شده - بس کن جنی، بس کن -
آخ لعنتی - چی شده؟ -
یه مهمونی کوچولو گرفته بودیم
...آره، ولی چی... چی
کی این کار رو باهات کرده؟
تو مهمونی اینجوری شده؟ دعوا شده بود؟
...نه، کای یهو
کای اینجا بود؟
داشت بهم لطف میکرد و با ...اون یارو چِن درگیر شد
چیزیش نیست، قبل از اینکه چیزی بشه از اینجا بیرونش کردم
.باید درستش کنی ...من نمیخوام کای
کای میتونه از خودش مراقبت کنه
اون آدمها هم با دوست من درگیر نمیشن، برادر من هستن
!نه، یه مشت خلافکار عوضی هستن و نمیخوام بیان اینجا، خب؟
اینجا رستوران من هم هست
من واسه یه کم خوشگذرونی به اجازه خواهرم نیاز ندارم
متوجهی؟
اونها خانوادهی من هستن
خانوادهی تو منم
.نگرانش نباش درستش میکنم
تا حالا اسمِ پیت کوچولو به گوشت خورده؟
اولین میلیونرِ چینی تو آمریکا بوده
اولین فرد چینی بود که اسنادی که لایحه گیری مشخص کرده بود رو حمل نمیکرد
اولین سرِ اژدها در محلهی چینیها
ملت میگفتن دور زدنِ پیت کوچولو
مثل این میمونه که اسمت رو از دفترچه خاطرات خدا خط بزنی
تو به خدا اعتقاد داری؟
هرکسی دنبال پیت کوچولو بود
از چین آدمکش
وارد کردن که به قتل برسوننش
ایرلندیها سعی کردن سمت بندرگاه بسوزوننش
پلیس با کلابها و فرمانهاش اومد سراغش
که روحش رو نابود کنه و از محلهی چینیها بزنه بیرون
همه چی شکست خورد
میدونی چرا؟
...چون عین من
پیت کوچولو هم حاضر بود کارهای واجب رو انجام بده
تا از کارش، افرادش و قلمروش محافظت کنه
میخوام به اَلِک مککالو بگی
که اگه به تاخت و تاز تو محلهی چینیها ادامه بده عاقبتش چی میشه
خب؟
باشه؟ خیلیخب
عه یه دقیقه وایسا
،حالا که فکر میکنم خودش پیامم رو میفهمه
امروز صبح دو جنازه در یک کانتینر حمل و نقل پیدا شده
به صورت اعدامی بهشون شلیک شده
اثرانگشت "ترایاد" همه جای این قضیه هست
قربانیان از همکاران شناخته شده الک مککالو بودن
که اکثراً تو اروپا کار میکنه
شش ماه پیش به سن فرانسیسکو نقل مکان کرد
مککالو قبلاً هم سعی کرده خودش رو تو محلهی چینیها بگنجونه
ولی سرِ اژدها، عمو شش، نمیذاره
یه حسی بهم میگه اگه اوضاع رو آروم نکنیم خلافکارها شروع به جنگ میکنن
.بذاریم همدیگه رو نابود کنن کار خودمون کم میشه
قرار نیست تو محلهی چینیها باهم بجنگن، بندیکس
میخوای بدونی چرا؟
چون قبل از اینکه مککالو موقعیتش رو درست کنه همه چی تموم میکنیم
دلیلش همینه
...آدم شمارهی دو مککالو
گریشا بابینف
اون آدم مخصوص عمو شش رو اجیر کرده
لو شین لی
رو اجیر کرده که آدم جمع کنه
اگه شش بفهمه
عاقبت خوشی نداره
بازرس گوین
اهل بی ویو هستن و اونجا با جریائم عام مبارزه میکردن
ایشون وارد افراد لی میشه
چینیها که واسه ماشین دزدی یه دختر اجیر نمیکنن رئیس
گوین به خاطر مهارتش در زبان روسی اینجاست، عین بابینف
تجربه دزدیدن ماشین از
صاحبهاشون رو هم داره، عین بابینف
تازه وارد هم هست
ببخشید کاپیتان
آدم تو مبارزه با جرائم عام گند بزنه، یه کوچولو کبود میشه
ولی تو محلهی چینیها که گند بزنه دخلش اومده
منم همینطور
نمیخواد نگران من باشی بندیکس
تنها چیزی که از من داری
یه شومبول کوچیکتره
خیلیخب، خیلیخب، بریم
وظایفتون تو پروندههاتون نوشته شده
چهارچشمی "ترایاد" رو بپایین
هرچیز زشتی که به گوشتون خورد بهم خبر بدین
یه چیز دیگه
این مککالو
آدم عوضی و آشغالیـه
مواظب خودتون باشین
یه کونگ پائو استینگ با یه غذای خانوادگی - مرسی -
هانا - چه خبر کای؟ -
میگوی اژدها؟ - مگه نوع دیگهای هم داره؟ -
سلام رئیس
چقدر میگو داریم؟
میرم یه مقدار دیگه میگیرم
اختاپوسه رو فشار بده - خیلیخب -
No comments yet. Be the first to leave one.