Prvních 200 řádků.
هیچکس با خانواده من در نمیـوفته
ونسا زندست؟
دیدیش؟
آره،اون توی قلمروی تاریکیـه
در تلاشه تا یه راهی برای کنترل کردنـش پیدا کنه
ولی اون تونست یه پورتالی باز کنه
که منـو به گذشته بفرسته
باید جدا بشیم
از گفتنش متنفرم،ولی جدا کردن شما دوتا
تنها راهیـه که میشه مطمئن شد حداقل یکی از شماها
برسید به اوراکل
ترجمه و تنظیم @ Matin78124 Instagram,Telegram
اولین نگهـبانی با من
نه،من انجامش میدم
بهـرحال نمیتونم بخوابم
دیشبـم همین حرفـو زدی
آره،امشبـم میزنم
جز اینکـه منو واسه شیفتم بیدار نکردی
باید یکم بخوابی وایولت
جولیوس تقصیر تو نبود،میدونی..
فهمیدم.
تو شبیه مادرتـی،میدونی؟
جوری میگی انگار چیز بدیـه
اکسل
اکسل
اکسل
وای؟
وایولت؟
کجا..
اکسل
تو چی هستی
هی
ونسا
اکسل..
اینجام،اینجام
من اینجام
سلام؟
سلام؟
چیزی نیست،چیزی نیست
دارمـت،دارمـت
اوکی،دارمـت
طاقت بیار
اوکی،اینم از این
لعنتی،خراب کاری کردی
خیلی خب،میرم یکم..
نه،بمون
اوکی،باشه باشه
هیچ جا نمیرم
چطور اومدی اینجا؟
یجورایی امیدوار بودم اینـو تو بهم بگی
اینجا کجاست؟
ما توی قلمروی تاریکی هستیم
چی!؟
واسه قلمروی تاریکی یکم روشنـه،
اینطور نیست؟
دارک وان حتماً این مکان رو بازسازی کرده
از روی گذشته من،تا من رو شکنجه بده
این همون چیزیـه که اون بیرونـه؟
دارک وان بود؟
نه،فکر کنم اون یکی از نوچه هاش بود
که سعی میکنه جلوی فرار کردن من رو بگیره
اون موجود میدونه که من کی هستم
مثل این بود که آشناسـت
خب،حالا هرچی که هست،ما باید ازش بگذریم و
برسیم به اون در
اون در،دری که بیرونـه،اون..
راه خروج از اینجاست؟
آره
آره فکر کنم
مُدام به سمتش کشیده میشم
مثل اینـه که ذهنم داره فریاد میزنه
و میگه که از اون در عبور کن و
برگرد به مبارزه
هربار که تلاش میکنم،اون موجود میاد و جلوی من رو میگیره
میشه گفت بیشتر تلاش میکنه تو رو بُکشه
چند وقته اینجایی؟
مطمئن نیستم که زمان اونطوری که ما میدونستیم،اینجا بگذره
بعضی روزها به اندازه یک سال میگذره
بقیه وقتا مثل ساعتـها میگذره
خب،چرا اینجا؟
منظورم اینـه که این خونه کشاورزی چه چیز خاصی داره؟
اینجا جاییـه که سم،سوزان رو کُشت
و من باید سم رو میکُشتم
به جاش یه هیولا ساختم..
نه
نه
اوه نه
نه!!
چرا؟
چرا اینکارو کردی سم؟
این چیزیـه که هستم
همیشه بودم..
از وقتی که پسربچه بودم..
از وقتی پسر بودی؟
آره
چه جور مریضی ای..
محمد،برو توی خونه منتظر من باش
چیکار میخوای بکنی؟
میخوام با سم بریم قدم بزنیم، یه سری چیزا رو مرتب کنیم
نه
کاری که باید رو،اینجا انجام بده
نمیخوام صدای شلیک اون وحشی ها رو بیاره سمت این خونـه
خب،منم میخوام بیام
نه،نمیخوای
بهم اعتماد کن
تو به من نیاز داری.
برای ترجمه به من نیاز داری
زیاد انتظار صحبت کردن ندارم
راه برو
کافیـه
میدونی چرا
بهش گوش نکن محمد
خب؟
اون روانیـه
و گول زدن قربانی هاش جزئی از کارهاشـه
بهش بگو چشماش رو ببنده
بگو بهش
بگو ببنده چشماشـو محمد
بگو چشماشـو ببنده
کاری که لازمه رو،انجامش بده
محمد؟
بله
دیدی با دوستـت چیکار کردی؟
با سوزان؟
با من؟
تمام کاری که کردم،محافظت از شما بود
نه
تمام کسایی که کُشتی،بهت اعتماد داشتن
سوزان ضعیف بود.
میدونی این خطرناکـه
خفه شو.
بگو بهش
ببند چشماتـو
بگو بهش
چشمای لعنتیـت رو ببند
بگو بهش
حقیقت رو بگو بهش
اگه تو نگی،من میگم
محمد!
بیا بریم.
چی؟
ولش کن تا بمیره
اون لایق یه مرگ سریع نیست
ما قاتل نیستیم.
کارما ترتیبش رو میده
خداحافظ سم
محمد!
محمد!
میخواستم سم واسه کاری که کرده زجر بکشـه
ولی خشمم،عصبانیـتم..
آغازی بر این همه تاریکی بود..
اون عاشق این مکان بود.
خوشحالم که تونست تا ابد اینجا باشه
اونا باهم هستند
دوباره خانواده ان
الان فقط من و توییـم
آره
تموم شد..
بعدش کجا بریم؟
منظورم اینـه ما میتونستیم..
انتخاب ها عواقبی دارن..
این..
انتقام.
عدالت.
باید بریم،باید همین الان بریم
اینـها فقط کلمات متفاوتی واسه زجر کشیدن هستند
از اونجا که توی جهنم شخصیـه من گیر افتادی
حداقل کاری که میتونم بکنم اینـه که یه میزبان خوب باشم
ممنون
داغـه
انگار واقعیـه
جهنم بدونم درد نخواهد بود،مگه نه؟
پس اینجا قلمروی تاریکیـه
چطور من اومدم اینجا!؟
نمیدونم
کی میتونه بگه که تو حاصل تخیل من نیستی؟
و نیومدی که منـو شکنجه بدی؟
کی میتونه بگه که تو حاصل تخیل من نیستی!؟
آخرین چیزی که یادمـه،اینه که توی آتیش سوزی بودم
لعنتی،وایولت
وایولت چی؟
خب،اگه من اینجام،یعنی واقعاً اینجام
پس یعنی اون تنهاسـت
تنها؟
بقیه چطور؟
جک چطور؟
اون خوبـه
آخرین باری که دیدمش خوب بود
برای ایمنی مجبور شدیم جدا بشیم
جولیوس..
اون در راه محافظت از وایولت کُشته شد..
راستـش همه ما..
تنها چیزی که از اون بزرگـتر بود،قلبش بود..
قرار بود همه ما توی واشنگتن همـو ببینیم
و این ماجرا رو تموم کنیم
واشنگتن؟
دارک وان توی کاخ سفیده
همه رو متقاعد کرده که رئیس جمهوره
دارک وان توی کاخ سفید لعنتیـه؟
No comments yet. Be the first to leave one.