Van Helsing

Van Helsing

Stáhnout Farsi Persian titulky

Série 5

Informace o verzi

Van Helsing S05E09 480p WEB x264-RMT
Van Helsing S05E09 720p WEB x265-RMT
van helsing S05E09 1080p web h264-glhf
Van Helsing S05E09 480p WEB x264-RMT
van helsing S05E09 720p web h264-glhf
Komentář od MATIN78124
⬛ترجمه و تنظیم Matin78124⬛

Tagy

web
720p
720
x264
480p
480
1080
x265
Zveřejněno: 2021-06-20
Stažení: 45
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

‫هیچکس با خانواده من در نمیـوفته

‫ونسا زندست؟

‫دیدیش؟

‫آره،اون توی قلمروی تاریکیـه

‫در تلاشه تا یه راهی برای ‫کنترل کردنـش پیدا کنه

‫ولی اون تونست یه پورتالی باز کنه

‫که منـو به گذشته بفرسته

‫باید جدا بشیم

‫از گفتنش متنفرم،ولی جدا کردن شما دوتا

‫تنها راهیـه که میشه مطمئن شد ‫حداقل یکی از شماها

برسید به اوراکل

ترجمه و تنظیم @ Matin78124 Instagram,Telegram

‫اولین نگهـبانی با من

‫نه،من انجامش میدم

‫بهـرحال نمیتونم بخوابم

‫دیشبـم همین حرفـو زدی

‫آره،امشبـم میزنم

‫جز اینکـه منو واسه شیفتم بیدار نکردی

‫باید یکم بخوابی وایولت

‫جولیوس تقصیر تو نبود،میدونی..

‫فهمیدم.

‫تو شبیه مادرتـی،میدونی؟

‫جوری میگی انگار چیز بدیـه

‫اکسل

‫اکسل

‫اکسل

‫وای؟

‫وایولت؟

‫کجا..

‫اکسل

‫تو چی هستی

‫هی

‫ونسا

‫اکسل..

‫اینجام،اینجام

‫من اینجام

‫سلام؟

‫سلام؟

‫چیزی نیست،چیزی نیست

‫دارمـت،دارمـت

‫اوکی،دارمـت

طاقت بیار

‫اوکی،اینم از این

‫لعنتی،خراب کاری کردی

‫خیلی خب،میرم یکم..

‫نه،بمون

‫اوکی،باشه باشه

‫هیچ جا نمیرم

‫چطور اومدی اینجا؟

‫یجورایی امیدوار بودم اینـو تو بهم بگی

‫اینجا کجاست؟

‫ما توی قلمروی تاریکی هستیم

‫چی!؟

‫واسه قلمروی تاریکی یکم روشنـه،

‫اینطور نیست؟

‫دارک وان حتماً این مکان رو ‫بازسازی کرده

‫از روی گذشته من،تا من رو شکنجه بده

‫این همون چیزیـه که اون بیرونـه؟

‫دارک وان بود؟

‫نه،فکر کنم اون یکی از نوچه هاش بود

‫که سعی میکنه جلوی فرار کردن من رو بگیره

‫اون موجود میدونه که من کی هستم

‫مثل این بود که آشناسـت

‫خب،حالا هرچی که هست،ما باید ‫ازش بگذریم و

‫برسیم به اون در

‫اون در،دری که بیرونـه،اون..

‫راه خروج از اینجاست؟

‫آره

‫آره فکر کنم

‫مُدام به سمتش کشیده میشم

‫مثل اینـه که ذهنم ‫داره فریاد میزنه

‫و میگه که از اون در عبور کن و

‫برگرد به مبارزه

‫هربار که تلاش میکنم،اون موجود ‫میاد و جلوی من رو میگیره

‫میشه گفت بیشتر تلاش میکنه ‫تو رو بُکشه

‫چند وقته اینجایی؟

‫مطمئن نیستم که زمان اونطوری ‫که ما میدونستیم،اینجا بگذره

‫بعضی روزها به اندازه ‫یک سال میگذره

‫بقیه وقتا مثل ساعتـها میگذره

‫خب،چرا اینجا؟

‫منظورم اینـه که این خونه کشاورزی ‫چه چیز خاصی داره؟

‫اینجا جاییـه که سم،سوزان رو کُشت

‫و من باید سم رو میکُشتم

‫به جاش یه هیولا ساختم..

‫نه

‫نه

‫اوه نه

‫نه!!

‫چرا؟

‫چرا اینکارو کردی سم؟

‫این چیزیـه که هستم

‫همیشه بودم..

‫از وقتی که پسربچه بودم..

‫از وقتی پسر بودی؟

‫آره

‫چه جور مریضی ای..

‫محمد،برو توی خونه منتظر من باش

‫چیکار میخوای بکنی؟

‫میخوام با سم بریم قدم بزنیم، ‫یه سری چیزا رو مرتب کنیم

‫نه

‫کاری که باید رو،اینجا انجام بده

‫نمیخوام صدای شلیک ‫اون وحشی ها رو بیاره سمت این خونـه

‫خب،منم میخوام بیام

‫نه،نمیخوای

‫بهم اعتماد کن

‫تو به من نیاز داری.

‫برای ترجمه به من نیاز داری

‫زیاد انتظار صحبت کردن ندارم

‫راه برو

‫کافیـه

‫میدونی چرا

‫بهش گوش نکن محمد

‫خب؟

‫اون روانیـه

‫و گول زدن قربانی هاش جزئی از کارهاشـه

‫بهش بگو چشماش رو ببنده

‫بگو بهش

‫بگو ببنده چشماشـو محمد

‫بگو چشماشـو ببنده

‫کاری که لازمه رو،انجامش بده

‫محمد؟

‫بله

‫دیدی با دوستـت چیکار کردی؟

‫با سوزان؟

‫با من؟

‫تمام کاری که کردم،محافظت ‫از شما بود

‫نه

‫تمام کسایی که کُشتی،بهت اعتماد داشتن

‫سوزان ضعیف بود.

‫میدونی این خطرناکـه

‫خفه شو.

‫بگو بهش

‫ببند چشماتـو

‫بگو بهش

‫چشمای لعنتیـت رو ببند

‫بگو بهش

‫حقیقت رو بگو بهش

‫اگه تو نگی،من میگم

‫محمد!

‫بیا بریم.

‫چی؟

‫ولش کن تا بمیره

‫اون لایق یه مرگ سریع نیست

‫ما قاتل نیستیم.

‫کارما ترتیبش رو میده

‫خداحافظ سم

‫محمد!

‫محمد!

‫میخواستم سم واسه کاری که کرده ‫زجر بکشـه

‫ولی خشمم،عصبانیـتم..

‫آغازی بر این همه تاریکی بود..

‫اون عاشق این مکان بود.

‫خوشحالم که تونست تا ابد اینجا باشه

‫اونا باهم هستند

‫دوباره خانواده ان

‫الان فقط من و توییـم

‫آره

‫تموم شد..

‫بعدش کجا بریم؟

‫منظورم اینـه ما میتونستیم..

‫انتخاب ها عواقبی دارن..

‫این..

‫انتقام.

‫عدالت.

‫باید بریم،باید همین الان بریم

‫اینـها فقط کلمات متفاوتی ‫واسه زجر کشیدن هستند

‫از اونجا که توی جهنم شخصیـه من گیر افتادی

‫حداقل کاری که میتونم بکنم اینـه ‫که یه میزبان خوب باشم

‫ممنون

‫داغـه

‫انگار واقعیـه

‫جهنم بدونم درد نخواهد بود،مگه نه؟

‫پس اینجا قلمروی تاریکیـه

‫چطور من اومدم اینجا!؟

‫نمیدونم

‫کی میتونه بگه که تو حاصل تخیل من نیستی؟

‫و نیومدی که منـو شکنجه بدی؟

‫کی میتونه بگه که تو حاصل تخیل من نیستی!؟

‫آخرین چیزی که یادمـه،اینه که ‫توی آتیش سوزی بودم

‫لعنتی،وایولت

‫وایولت چی؟

‫خب،اگه من اینجام،یعنی ‫واقعاً اینجام

‫پس یعنی اون تنهاسـت

‫تنها؟

‫بقیه چطور؟

‫جک چطور؟

‫اون خوبـه

‫آخرین باری که دیدمش خوب بود

‫برای ایمنی مجبور شدیم ‫جدا بشیم

‫جولیوس..

‫اون در راه محافظت از ‫وایولت کُشته شد..

‫راستـش همه ما..

‫تنها چیزی که از اون بزرگـتر بود،قلبش بود..

‫قرار بود همه ما توی واشنگتن ‫همـو ببینیم

‫و این ماجرا رو تموم کنیم

‫واشنگتن؟

‫دارک وان توی کاخ سفیده

‫همه رو متقاعد کرده که رئیس جمهوره

‫دارک وان توی کاخ سفید لعنتیـه؟

More Farsi Persian subtitles for Van Helsing

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left