Wu Assassins

Wu Assassins

Stáhnout Farsi Persian titulky

Série 1

Informace o verzi

Wu Assassins S01E02 1080p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-NTG
Wu Assassins S01E02 720p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-NTG
Wu Assassins S01E02 NF WEB-DL DD5 1 x264-NTG
Wu Assassins S01E02 1080p NF WEBRip x265 10bit HDR DDP5 1 Atmos-PALEALE
Wu Assassins S01E02 720p NF WEB-DL H264 AAC-JusTiN
Wu Assassins S01E02 iNTERNAL HDR 1080p WEB h265-PALEALE
Wu Assassins S01E02 WEBRip x264-ION10
Wu Assassins S01E02 720p NF WEB-DL x264-MkvCage
Wu Assassins S01E02 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Wu Assassins S01E02 720p WEB HEVC x265-RMTeam
Komentář od Ali99
▓░╠▷‌ علی اکبر دوست‌ دار و آرین ¦¦ Show-Time

Tagy

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
x264
1080
HD
720p
720
x265
HEVC
webrip
BRip
mkv
MkvCage
2CH
Zveřejněno: 2019-08-08
Stažení: 26
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

‫۱۰۰ دلار سر گریه کردن کای

‫ایول!

‫حرف نداره! الان دیگه داداشیم،‌ کای

‫داداش؟

‫بیا اینجا. بذار ببینم

‫قشنگه

‫تو پوستت نازکه. ‫شاید قسمت بعدش یه کم درد بگیره

‫خودتو نزن به اون راه، ‫می‌دونی دردت می‌گیره

‫خودمو نزنم به اون راه؟ ‫مثل داداشم باهام حرف نزن

‫اگه فکر می‌کنی اینطوری حرف می‌زنم ‫پس تو خودتو زدی به اون راه

‫لعنتی! جوگیر شدم

‫چطوره امشب یه تتوی دیگه ‫هم بزنم؟ یه چیز ساده

‫مثل ابدیت

‫بپا، یهو به‌جاش یکی از علائم ‫«ما پو توفو» رو برات می‌زننا

‫آره، همینکارو می‌کنیم

‫کای، بیا بریم

‫یالا

‫بهت خوش می‌گذره؟

‫خوبه

‫روی بدن من تتو می‌بینی؟

‫می‌دونی چرا هیچ تتو ای ندارم؟

‫واسه اینکه پلیس‌ها نتونن شناساییت کنن

‫پس گمونم گوشت بدهکاره

‫معذرت می‌خوام

‫بله، داداش بزرگه؟

‫کای همراهمـه

‫متوجه شدم

‫کای هم میاد

‫دخلت اومده

‫این یارو رو می‌شناسین؟

‫می‌خواست پدرت رو بکُشه

‫آدم بدیـه

بکُشش

‫اینکارو نکن، داداش بزرگه

‫بکُشش. تفنگو بگیر

‫نه، داداش بزرگه. ببین...

‫بکُشش

‫نگران نباش. ‫کُشتنش مشکلی نداره

‫بیا بریم

‫تو قاتل نیستی

‫خب؟

« زیرنویس از علی اکبر دوست دار و آریـن » « Ali99 & Cardinal »

‫قطع کن!

من قاتل ووها هستم

‫« اگر هم خودت رو می‌شناسی ‫و هم دشمنت رو...

‫...نیازی نیست نگران نتیجۀ هیچ نبردی باشی

‫اگر خودت رو می‌شناسی، ‫اما دشمنت رو نه،

‫در ازای هر پیروزی، ‫متحمل یک شکست هم خواهی شد»

‫«اگر نه خودت رو می‌شناسی، ‫و نه دشنمت رو...

‫در تمام نبردها تسلیم خواهی شد»

‫«با افرادت مثل

‫پسران عزیز خودت رفتار کن،

‫تا در عمیق‌ترین دره‌ ‫نیز دنباله‌روی تو باشند»

‫بچه که بودم، همیشه حس می‌کردم،

‫اینجا حکم یه مهمون ناخونده رو دارم

‫رهبر اژدهات از غریبه‌ها و ‫فلک‌زده‌ها خوشش نمی‌اومد

‫خب، ریموند تنگ یه پیرمرد احمق بود

‫خودت خواستی براش کار کنی

‫بعضی وقت‌ها ما حق انتخاب نداریم

‫شاید یه روز اینو درک کنی

‫شنیدم که دو نفر از آدم‌هام ‫اومده بودن سراغت

‫متأسفم

‫این پیرمرده کیه، کای؟

‫همونی که جلوی افرادم رو گرفت؟

‫نمی‌دونم. من اونجا نبودم

‫اگه پیداش کردی، ‫ازش تشکر کن

‫بابت نجات جون تو؟

‫به‌خاطر بهم ریختن زندگی خودت

‫برخلاف افکارت، من به راهی که...

‫پیش گرفتی احترام میذارم، ‫همینکه از من و تراید

دور باشی

‫ما هنوزم می‌تونیم یه خونواده باشیم، کای

‫اگه چیزی راجع به این پیرمرده شنیدی، ‫میشه منو هم در جریان بذاری؟

‫ صبح بخیر، جنی. ‫ وایسا، ساعت چنده؟

‫سلام، مامان...

‫هنگ کنگ طبق معمول ۱۵ ساعت جلوتره دیگه

‫خب، حالتون چطوره؟

‫اوضاع رستوران چطوره؟

‫کاسبی ردیفه...

‫درآمدمون نسبت به ماه قبل ‫۱۰٪ بیشتر شده

‫توی یِلپ یه نقد راجع به دکوراسیون دیدم ‫(سرویسی که دیدگاه‌های افراد در مورد کسب و کارهای محلی (را پردازش و در اختیار کاربران دیگر قرار می‌دهد

‫نوشته بود ریخت و پاشه. ‫«ریخت و پاش» هم تو مایه‌های «گرون»ـه

‫بهتون که گفته بودم، ‫نوسازی برامون سودآور بوده

‫چیزی ثبت نشده

‫ پدرت می‌خواد یه سر بیاد لاس وگاس

‫ برنامه ریختیم یه روز بیایم ‫ تو و تامی و نوسازی‌تون رو ببینیم!

‫عالیه!

‫برادرت کجاست؟ چند بار ‫بهش زنگ زدیم ولی جواب نداد

‫مشغول کاره

‫ببخشیدش، ولی دیروز کمکش رو لازم داشتم،

‫اونم کاراشو ول کرد تا کمکم کنه، ‫و الان داره به کاراش می‌رسه

‫خودتون می‌دونین دیگه

‫ بهش بگو داریم میایم

‫ اطلاعات پروازمون رو برات می‌فرستم

‫ توی رستورانمون یه شام خونوادگی می‌خوریم

‫ مطمئنی دیگه کمک لازم نداری؟

‫مامان، از پس خودم برمیام

‫ - شبت بخیر ‫ - شب خوش. به‌زودی حرف می‌زنیم

‫ - خداحافظ ‫- باشه...

‫شبتون خوش

‫هیلکت عین گوه می‌مونه

‫تو هم بوی گوه میدی

‫مجبوریم دیگه، عزیزم

‫لو سین لی امروز صبح بهم پیام داد

‫می‌خواد یه سر برم گاراژ. ‫توی بد هچلی افتاده

‫ کارش از هچل هم گذشته

‫ وقتی که سامانۀ سوابق جنایی ‫ رو هک کرده بود و دنبال پیشینۀ

‫ سی‌جی دیل می‌گشت، بچه‌های آی‌تی ‫ نشانی آی‌پی‌شو گزارش دادن

‫بعد هم رفت سراغ روش سنتی، ‫سوابقت رو از تونی جی پرسید

‫ اونم مثل یه خبرچین خوب ‫ ضمانتت رو کرد

‫ لی امتحانت می‌کنه

‫آماده باش

‫به خیالت آماده نیستم؟

‫همینطوری میگم

‫هر ساعتی از شبانه روز که ‫کمک فوری لازم داشتی، بهم زنگ بزن

‫خوشحالم که می‌دونم اهمیت میدین، سروان‌

‫برام مهمه که مطمئن بشم بین مک‌کالا و تراید

‫جنگی در نمی‌گیره

‫کارتو انجام بده، اونم درست

‫من فقط اینطوری بلدم

‫جنی، چی شده؟

‫منظورت چیه؟

‫آخه، تو سرت شلوغه،

‫حسابی درگیر رسیدگی به مشکلاتی...

‫از جمله تامی

‫نمی‌خواد نگرانش باشی

‫من نگران تو ام

‫مدت‌هاست خانواده‌تو می‌شناسم

‫والدینت احترام منو داشتن، اونم ‫وقتی که بهشون گفتم ضرورتی نداره

‫آره، تامی وفاداری رو درک می‌کنه

‫ولی درمورد تو شک دارم

‫به همین خاطر همراه این...

‫اومدم اینجا

‫این پیش‌پرداخت پولیـه که بهت بدهکارم

‫می‌دونی...

‫یه چیزایی...

‫درمورد اینکه...

‫چطوری این پول‌ها رو جور کردی به گوشم خورده

‫و، به‌عنوان دوستت...

‫می‌دونی، نگرانم

‫خبر نداشتم با هم دوستیم

‫عجب...

‫این پولی که بهت داده بودم، هدیه بود

‫منظورم اینه که، دوست‌ها ‫هدایای هم رو پس نمی‌فرستن، مگه نه؟

‫دوست‌های من می‌دونن که ‫من از پس خودم بر میام

‫خب، پس باید بیشتر همدیگه رو بشناسیم

‫چطوره منو دعوت کنی رستورانت

‫تا ببینم پولم خرجِ چی شده؟

‫رستوران مستر وا در خدمت همه هست

‫خیلی خوب میشه دعوتم کنی...

یا می‌تونم اینو قبول کنم و فرض کنم بازم میدی

مطمئنی دوستیِ منو نمی‌خوای؟

مطمئنم

،خب، می‌تونم به یکی از افرادم بگم بسوزونتش

تا رئیست بتونه پول بیمه رو جمع کنه

.اوه، خفه شو می‌تونی درستش کنی یا نه؟

بستگی داره

نمی‌تونم پول بدم

...خب

پس یکی طلبم

این هیچوقت عاقبت خوشی نداره

هی

ها؟

یعنی چی؟

می‌تونی هر وقت می‌خوای منو بیاری اینجا؟

.دائو تو رو میاره اینجا، کای الان باهاش یکی هستی

تو سؤالات زیادی داری

،جوابت در تمریناتت نهفته‌ست

که از الان شروع میشه

طریقۀ هزار راهب رو قبول کن

،شیوۀ مبارزه‌شون بهت قدرت میده ،چهره‌هاشون ازت حفاظت می‌کنه

و فقط وقتی روش‌هاشون رو یاد گرفتی، آماده میشی

من یه قاتل نیستم

،وقتی یکی انتخاب بشه دیگه حق انتخابی نداره

چرا من انتخاب شدم؟

چون قلب پاکی داری

چون ووها در سان فرانسیسکو به همدیگه می‌رسن

این بهت کمکی می‌کنه؟

نه دقیقاً

پس این چطور؟

به خواست دائو و شکست بعلاوۀ گذر زمان، همه چیز برات روشن میشه

من یه زندگی دارم

مردم می‌فهمن نیستم

اینجا در قیدِ زمان و مکان شما نیست

،درکی که اینجا از یه مقیاس زمانی داری

،چه یه دقیقه، یه ساعت، یا حتی یه روز

توی دنیای شما چیزی جز یه لحظه نیست

اوه

صبرکن

تو کی هستی؟

من یینگ یینگ هستم

اینا دروازه‌ها، درگاه‌هایی به تاریخ هستن

تاریخ قاتل‌های ووها

!صبرکن، کای

بهم اعتماد کن. هنوز آماده نیستی

آتش

More Farsi Persian subtitles for Wu Assassins

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left