Prvních 200 řádků.
سلام
این کیه؟
قابل اعتماده
...ساختمون
ساختمون تحت تعمیره
پس نگران آژیر نباشید
اگه ذو بیسیم چیزی شنیدم
سرشون رو گرم میکنم
من حسّ خوبی به این قضیه ندارم
این همون کاری نیست که فرانک قبولش نکرد؟
به پولش فکر کن کوین
باز شد
بریم
زدبم تو خال
دقیقا همون چیزی که میخواستیم
این دیگه چه کوفتیه؟
سنسورِ حرکتی
43-17
43-18
کد 5 احتمالِ سرقت
از کشهاوس
واحدی در نزدیکی موقعیت هست؟
حالا چکار کنیم؟
اگه پلیس خبر شده باشه مطمئنم زویک حلّش میکنه
من نباید گیر بیفتم داش
آپریل
غیر از من کسی رو نداره چکار کنیم؟
کِو کِو، همهچی ردیف میشه
خواهرت چیزیش نمیشه
ولی باید زود راه بیفتیم
وسایل رو جمع کنید ببرید تو ون
این با من
مرکز، دیسی 11 صحبت میکنه من تو منطقهم
سر میزنم
4317صدای من رو داری؟
من نزدیک خیابون 97ام
سه دقیقه دیگه میرسم
تف
زویک، چی شده؟
این یکی مرده
چه مرگته داش؟
چرا زدیش؟
دستهات رو بذار رو سرت
آشغالِ عوضی
همین حالا
بچرخ
بریم
خوب گوش کن میلر
دوستت اسلحه داشت
دو بار به من شلیک کرد
من هم از خودم دفاع کردم
فهمیدی؟
چرت نگو
به بث و بچهت فکر کن
باشه
بریم
دو رو باز کن
به دنیا خوش اومدی
باید دوباره رو پای خودت وایستی
من یه قفلساز لازم دارم
به نظرم واسه تو کارِ خوبیه
من سابقه دارم
جوازم رو باطل کردن
خودت که میدونی
به عنوانِ کارگر استخدامت میکنم
فقط تا وقتی سروسامون بگیری
هرچه باداباد
من فقط میخوام گذشته رو برای بث و لیندزی جبران کنم
بهشون نگفتی اون شب واقعا چه اتفاقی افتاد؟
به اقامتگاه جدیدت سلام کن
حموم اون پشته، کنارِ دستشویی
پسر باورت نمیشه
چقدر از شنیدنش خوشحالم
فکر کنم قبلا همدیگه رو ملاقات کردید
شوخیت گرفته؟
اره
چی؟
فکر میکردم تا الان حتما اوراق شده
نه، حسابی حواسم بهش بود
همونجوری که دوست داشتی نگهش داشتم قراضه و آبکش
چند تا فرو رفتگی هم بهش اضافه کردم
ممنون فرانک
یه چیز دیگه هم هست
این تلفن قدیمیه خودمه
یه کارِ بخورونمیر برات ردیف کردم
اول هر ماه حقوق میگیری
این هم پیشپرداخت
کارت که تموم شد در رو قفل کن
هی فرانک، از آپریل چه خبر؟
تا جایی که خبر دارم
تو همون یتیمخونه موند
من دیگه حوصله معلمبازی ندارم
به تو و کوین چیز یاد دادم
دیدی که تهش چی شد
بعد از دادگاه سعی کردم باهاش تماس بگیرم
انگار دوست نداشت در تماس باشه
خب دیگه
حواست باشه اینجا رو آتیش نزنی
نگران نباش
فیشر هستم
سلام بث
میلر؟
من تازه آزاد شدم
میشه همدیگه رو ببینیم؟
میشه لیندزی رو ببینم؟
سلام
سلام لیندزی
از کنار من تکون نمیخوری
سلام کن
سلام
بشین
ممنونم
خدای من
لیندزی! چقدر بزرگ شدی
الان کلاس چندمی؟ پنجم؟
شش؟
ششم
لیندزی، چطوره بری پیش رزی
و چندتا تیکه کیک بیاری؟
باشه؟
هر طعمی که دوست داری
به انتخاب خودم؟
به انتخاب خودت
باشه
خیلی خوشگل شدی بث
میلر
چیه؟
این چیه؟
منظورت چیه؟
این قرارِ ناهاره
درسته
دو تیکه کیک لیمویی
بابات چی دوست داره؟
نمیدونم
اینهمه رستوران تو شهر هست چرا اینجا قرار گذاشتی؟
چون قبلا زیاد میومدیم اینجا
اینجا خاطرات خوبی دارم
درسته
یاد شبهای میفتم که پشتِ اون میز مینشستم
و منتظر بودم شیفتِ تو تموم بشه
من هم یادمه که
وقتی افتادی زندان مجبور شدم دو شیفت کار کنم
متأسفم
میلر، من فقط به خاطرِ لیندزی اومدم
میدونم
اومدم که ببینم میتونم بذارم دخترمون
باهات ارتباط داشته باشه یا نه؟
من پدرشم
تو ده سالِ گذشته که نبودی
این بهونه خوبی نیست ولی 10 سال پیش
میترسیدم نتونم زندگی خوبی برای شما دوتا درست کنم
و گند زدم
تصمیم خیلی خیلی بدی گرفتم
یه تصمیم بد؟
خدایا
کوین مرد
ببین
من دوست دارم تو با لیندزی وقت بگذرونی
واقعا دوست دارم
...پس
باید مطمئن باشم که دوباره ولش نمیکنی
طاقتش رو نداره
چکار کنم که بهت ثابت بشه؟
در تماس باش
یه قرار ناهار کافی نیست
باید صبور باشی
ده سال گذشته
درک میکنم
تو اون تو بودی
و هیچ کاری نداشتی بکنی غیر از اینکه
بشینی فکر کنی وقتی اومدی بیرون باید چکار کنی
و حالا که آزاد شدی متوجه شدی که
همه عوض شدهن
غیر از تو
غیر از من؟
یعنی چی غیر از من؟
این امپراطوری که ساختم رو نمیبینی؟
نه، منظورم اینه که تو به من پشت نکردی
نه، من هیچوقت به تو پشت نمیکنم
بث رفته دنبال زندگی خودش تو هم گند زدی به زندگیت
ممنون فرانک
منظورم اینه که بد گندی زدی
بله، متوجه شدم
بث بدون تو تونست زندگیش رو سروسامون بده
بهت احتیاجی نداره
ولی اگه صبور باشی اگه سرت به کار خودت باشه
اگه با لیندزی خوب رفتار کنی
و اگه حواست به خودت باشه
شاید یه روز یادش بیاد که قبلا چه حسی نسبت بهت داشته
و یه کم دلش بخواد برگرده
مرد، تو کی انقدر فهیم شدی؟
من فقط تو زندگیم زیاد اشتباه کردهم
پاشو ظهر شد خوش اخلاق
باید بری سر کار
باشه
باشه
تو قفلسازی؟
شما زنگ زدید، درسته؟
چه بانمک
این قفلهای دیجیتال رودست ندارن، درسته؟
No comments yet. Be the first to leave one.