Prvních 200 řádků.
دبیرستان دخترانه اوتوگی
امروز میخوام چندتا .سورس کد وارد کنید
آزمون تستی
،اساس آزمون همینه که گفتم
.فقط کافیه چیزی که روی برگه هست رو حل کنید
،ولی اگه خیلی به خودتون مطمئنید .میتونید کدها رو هم اصلاح کنید
تونیکاوا
تونیکاوا
زندگی معلمی
. . .عزیزم
!رامن جدید بلغاری
!رامن جدید بلغاری
!خیلی چرب
رامن فوق العاده تند و آتشین 780ین
رامن فوق العاده تند و آتشین 780ین
برنج 20ین
جانم؟
جالبه که وقتی هوا انقدر گرمه .به غذاهای تند تمایل شدیدی دارم
.راستش، من نمیتونم همچین چیزی بگم
چـ چرا؟
بیشتر مردم وقتی چیزای !خیلی تند» یا «پنیری» میبینن خیلی هوس میکنن»
نمیفهمم اینا چه ربطی .به آب و هوا دارن
به هر حال، منظورت چیه؟
.منظورم این رستوران رامن محلیه
.خیلی معروفه و تازه دستور پخت .رامنش رو تغییر داده. دوست دارم برم
رامن، ها؟
،خیلی بیرون غذا نمیخوریم .به نظرم تغییر روحیه خوبیه
!پس همین الان لباس عوض میکنم
دیت رامنی، هان؟
.باید جالب باشه
.میاکو هارو هستم
.شونزده سالمه، و به دبیرستان دخترونهی اوتوگی میرم
.توی خانوادهی ثروتمندی بزرگ شدم
.یه مقدار توی درس و مدرسه کمال گرام
.دوستام و معلمهام افراد خوبین
.که به همین خاطر. . .آدم بده منم
،به خاطر نعمتایی که دارم .هنوز راضی نشدم
برای همین به تنهایی .مسیرم به دنیای زیرین رو میسازم
.یه هویت مخفی دارم
یه هویت شیطانی و ظالم .که هیچکس ازش خبر نداره
با مدیریت جدید
مکان، نوع، نام تجاری
نتایج بومی
رامن بلغاریایی
بالاخره هوس شیطانیم به خوردن . . .رامن اطراف شهر رو قبول کردم
.من خود شیطانم
ولی این نیست که فقط .رامن فروشیهای مختلف رو امتحان کنم
اطلاعات زیادی از انواع مختلفی رامن ،جمع آوری کردم ، جزئیاتشون رو بررسی کردم
.و دربارشون توی فضای مجازی پُست گذاشتم
.یه اینفلوئنسرِ که خدای رامنه هستم
.منتقد مرموز رامن، هارو
،این شخصیت حقیقیمه .که هیچکس دربارش نمیدونه
!خوش اومدید
ببخشید، اشکالی نداره روی میز مشترک بشینید؟
.ایرادی نداره
.همین الانم میدونم چی سفارش بدم
:غذای مخصوص منوی جدید .رامن فوق العاده تند و آتشین
ولی برای اینکه پُستم کامل باشه .یه نگاه اجمالی به لیست میندازم
یوزاکی - سنسی؟ اینجا چیکار میکنه؟
یعنی رازم رو فهمیده؟
.نـ نه، نمیشه مطمئن شد
.حتی معلم خصوصیم هم نیست
فقط یه دانش آموز بین بقیه .افرادیم که بهشون تدریس میکنه
عصر بخیر. میاکو - سان بودی؟
ای داد! هرچی که یه مدرس !حرفهای لازم داره رو بلده
چه غلطی کنم؟
اینجا قراره راز شرم آورم .افشاء بشه
. . .اگه خانوادم بفهمن
.دیگه هیچوقت نمیتونم مدرسه برم
کی هستن؟
میاکو - سان، یکی از دانش آموزای .مدرسهایه که توش تدریس میکنم
.آها، که اینطور
از آشناییتون خوشوقتم .همسر ناسا، سوکاسا هستم
ها، همسر؟
ایشون همسرتونن، سنسی؟
.اوهوم، درسته
.خیلی ناز هستن
.ممنونم
،اگه تنهایی اینجا اومدی باید خیلی به رامن علاقه داشته باشی، نه؟
.خب. . .بیشتر اتفاقی بود تا چیزای دیگه
آه، پس مرتباً نمیخوری؟
. . .آآ. . .خب
غذای خونگی با مدت زمان محدود یه روز دیگه، یه رامن دیگه سومین بار توی این هفتهاس
!اگه میتونستم هر روز میخوردمش اینطوری میتونی یه !رامن باز حرفهای بشی
!اگه میتونستم هرروز میخوردمش !اینطوری میتونی یه رامن باز حرفهای بشی
!اگه میتونستم هرروز میخوردمش !اینطوریه که میتونی یه رامن باز حرفهای بشی
!بله، همینطوره
!اگه میتونستم هرروز میخوردمش !اینطوریه که میتونی یه رامن باز حرفهای بشی
،این اولین بار توی این هفتهاس !پس از مواقع دیگه کمتره
!دروغ نگفتم
،یه لحظه بیخیالش شو .بزار سفارش بدیم
.فکر خوبیه
.میخوام این رامن تند و آتشینشون رو امتحان کنم
ولی قبل از اینکه ارتقائش بدن . . .هم خیلی تند بود
همچین دختر جذابی میتونه همچین غذایی رو بخوره؟
.انگار خیلی تنده مطمئنی از پسش برمیای؟
.نمیدونم والا. ولی میخوام امتحان کنم
،خیلی خب، پس من یکی که تند نیست سفارش میدم
.و اگه خیلی تند بود، میتونیم جا به جا کنیم
.باشه. ممنونم، عزیزم
چه عاشقانه! ازدواج کردن اینطوریه؟
تو چطور، میاکو - سان؟
آآ. . .منم تند آتشینش .رو سفارش میدم
!خیلی خب، اینم از تند آتشین شما
.پس این دیگه آخرتشه
!خوب نیست
انقدر درباره سنسی کنجکاوم که .نمیتونم روی رامن تمرکز کنم
.بزار روی تندیش متمرکز بشم
!حالا یه ظرف فلفله
.توی سطح دیگهای از قبلیه
،ولی به غیر از مزهی فلفلیش . . .مزههای غالب بیشتری هم داره
.فهمیدم. باید داخلش قارچ هم ریخته باشن
و اینا هم. . .نودلهای پیچکی؟
.قبلاً صاف بودن
،اگه انقدر تغییرش دادن . . .موندم چه تاثیری روی غذا دا
ارضا شدم، یادم رفت .نودل چه مزه ای بود
فکر کنم همه دخترا وقتی .میخوان رامن بخورن موهاشون رو میبندن
.موهات که بلند باشه باید هم ببندی
ولی موهات رو که بالا میبندی هم .ناز میشی سوکاسا - چان
.بسه دیگه. غذاتُ بخور
تمرکز. تمرکز! تمام !حواست رو بزار روی غذات
چیزی شده، سوکاسا - چان؟
. . .عزیزدلم
!واقعاً تنده
.پس من میخورمش. بیا عوض کنیم
.باشه. ببخشید، عزیز دلم
.اشکالی نداره
فـ فکر نکنم این همه مزهی شیرینی !به خاطر فلفل باشه
!تنده! تا ناموس تنده
حالت خوبه؟
. . .فـ کر کنم
خودت رو مجبور نکن، باشه؟
. . .بـ باشه
.پس یکی از دانش آموزای عشقمه
به عنوان یه دختر دبیرستانی .سانت به سانتش جذابه
ناسا - کون قلبش رو به یکی از اون . . .دخترهایی که الان معلمشونه باخته
.به نظرم، کاملاً منطقیه
یا پیغمبر! میتونم هالهی !یه قاتل رو ازت حس کنم
!یه لحظه آروم بگیر و گوش کن
!دختر دبیرستانیها جذابن .یه حقیقت پذیرفته شدهی جهانیه
!کاریش نمیتونی بکنی
،ولی اگه تسلیم بشی !آبروی هرچی زنه رو میبری
!و باید فاتحهی بشریت رو خوند
خب دقیقاً باید چیکار کنم؟
من میگم دربرابر آتش با آتش !بجنگ! چشم در برابر چشم
،برای شکست یه دختر دبیرستانی !باید یه دختر دبیرستانی بشی
ها؟
. . .که به همین خاطر
!یه فرم دبیرستان اوتوگی خریدم
اگه اینو بپوشی، ناسا - کون رو !روی انگشتات میگردونی
میتونی با یه دختر دبیرستانی !در شرایط برابر رقابت کنی
.بیخیال، قبلاً از این کارا کردیم .لازم نیست دوباره انجامش بدیم
.متوجه نمیشی
هیچ «زیاده روی» توی بحث !کاسپلی وجود نداره
یه طوری حرف نزن !انگار یه چیز عادیه
!بیخیال، کلی زحمت کشیدم !باید بپوشیش
.نه واقعاً لازم نیست
!اونطوری نکن دیگه
سنپای، اون چیه دستت؟
.برگه پاسخنامهی امتحان
از دانش آموزای دخترم .امتحان تستی گرفتم
مجبورشون کردی امتحان رو دست نویس کنن؟
.اینطوری خیلی دردسر داشت! معلومه که نه
.ازشون خواستم چندتا کد بنویسن
.همونطور که فکر میکردم پس چرا این دست نویسه؟
فکر کنم فکرش این بوده که کلی زحمت بکشم
. . .تا چک کنم جوابها درستن یا نه
.ولی حتی لازم نیست چک کنم. این فوق العادس
!این دختر جداً نابغهاس
.منتظرم تا دفعهی بعدی ببینمش
!فکرش رو نکن، ناسا - کون
وقتش نیست با همسرت به خرید بری؟
خرید؟
!سوکا - چان مشتاقانه منتظره خرید کردنه
که اینطور. پس کارش جلوی میز آرایش تموم شده؟
.دقیقاً! اون پشت منتظرته
!پیشنهاد میکنم همین الان بری
.خیلی خب. پس من رفتم
.ممنونم
!خوش بگذره
نقشهی احمقانهای که نیست، هست؟
!نگران نباش! همه نقشههام همین شکلیه
. . .قرار بود اینجا باشه ولی چرا میخواست اینجا همو ببینیم؟
. . .سوکاسا - چا
.بالاخره اومدی
ا این چیه، سوکاسا - چان؟
،آیا با این لباسا اومد .و التماس کرد بپوشمشون
. . .خجالت آوره، ولی .گفت تو خوشت میاد
آه، پس اینطوری بود؟
!بله
خب. . .چطوره؟
.ا اوهوم
.فوق العاده ناز شدی
. . .و ولی
چیه؟
ناراحت نمیشم، ولی واقعاً میخوای با این لباسها بریم خرید؟
.فکرکنم از خجالت آب بشم
.که اینطور
پس میخوای پیاده روی کنیم؟
!هـ همین الان گفتم خجالت میکشم چرا باید بخوام پیاده روی کنم؟
No comments yet. Be the first to leave one.