The Vampire Diaries

The Vampire Diaries

Stáhnout Farsi Persian titulky

Série 1

Informace o verzi

The Vampire Diaries Season 1 Episode 17 Bluray rip
Komentář od SoNoFcYrUs
Resync By Amir Safavi

Tagy

BluRay
Zveřejněno: 2011-08-04
Stažení: 69
Pro sluchově postižené: Yes

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

... آنچه گذشت

... براي يک قرن با يه راز زندگي کردم

. تا الان... ... ريسک کردم

. ولي بايد بشناسمش...

. يه معبد زير کليسا هست

يه افسون کاترين رو توي معبد حبس کرده . و ازش مراقبت مي کنه

. مي خوام برش گردونم

!اون اينجا نيست

همه آدماي کليسا رو نجات دادي؟

،بيرون شهر توي يه مزرعه . يه خونه گرفتيم

همه 25 تا خون آشام؟ - . بعضياشون -

از اين خونه متنفرم. 1465 سال توي ... اون معبد نموندم که

. بعدش اينجا حبسم کنن...

پس بتان کجاست؟

. ديگه بر نمي گرده

... زنم، ايزابل زندگيشو

صرف تحقيق درمورد... . فعاليت فوق طبيعي اين منطقه کرد

با زنم چي کار کردي؟ - . تبديلش کردم -

. شايد چيزي به اسم خون آشام وجود داشته باشه

،فقط با اون چيزي که درموردشون فکر مي کرديم . فرق دارن

با خون مشکلي داري، آنا؟

. اون دختره، ويکي رو مي شناختم

،يه حيوون بهش حمله کرد . گردنشو گاز گرفت

. و بعد هم صورت تو رو ديدم

چرا داري اين چيزا رو به من ميگي؟

. چون شايد درمورد ويکي حقيقت داشته باشه

. و چون مي خوام تبديلم کني

. من عاشق طوفانم

به خاطر خون آشام بودنته؟

آخه يه جا خوندم که . خون آشام ها از آب جاري خوششون نمياد

. فقط دراکولا اينجوري بود

. آره. اون خيلي داغون بود

. هيچوقت دوش نگرفت. هميشه بو مي داد

جداً؟

... اولين قانون خون آشام ها

. چيزايي که مي خوني رو باور نکن

. بايد بيشتر بهم بگي . مي خوام بدونم

. نه، نمي خواي

. چون قرار نيست يکي از ما بشي

. بس کن، نمي توني دائم به من جواب منفي بدي

... ببين، من نمي خوام کسي رو تبديل کنم

که همه اطلاعاتش درمورد خون آشام ها... . رو از اينترنت بدست آورده

. اين درست نيست، خودتم مي دوني

اصلاً چرا اينو مي خواي؟

. يه دليل خوب بهم بده

... چون من

. هروقت تونستي جملتو تموم کني، بهم بگو

. هنوز بيداري

چه خبر؟

. به نظر مياد طوفان بدي در راه باشه

ميشه کمکم کني همه پنجره ها رو ببندم؟

. آره. آره. حتماً

. خونمون داره ته مي کشه

ممکنه بخواي آنا رو بفرستي بيمارستان . تا يه کم خون گير بياره

. فردا مي فرستمش

. شايد منم بتونم باهاش برم

... اگه طوفان بتونه هوا رو تاريک نگه داره

،شايد بتونم توي روز برم بيرون... . چون ديگه آفتاب بهم نمي خوره

. متأسفانه نه

اونم بعد از شاهکاري که توي . خونه سالواتوره ها بار آوردي

. اونو داداشش حقشون بود

چي نصيب تو شد؟

. حالا دوست دخترت، بتان مرده

و غير از خودت . نمي توني کسي رو سرزنش کني

. ما نمي تونيم با کينه زندگي کنيم

. بايد کنترل بهتري روي احساساتمون داشته باشيم

. مي فهمم، خانم پرل

. فقط کاش مي دونستم مي خواي چي کار کني

... فردا مي خوام يه گشتي توي شهر بزنم

تا بفهمم کي تحت... . تأثير گل شاه پسنده و کي نيست

. آنا بهم گفت آدماي شهر خيلي هم عوض نشدن

هنوزم لاک وود ها، فوربز ها و فل ها . هستن

. بايد همشونو بکشيم

. ما باهوش تر از اين حرفاييم، فردريک

. اون مردم دشمن ما نيستم

. ما از کسي خشم و کينه به دل نداريم

. شهرمونو پس مي گيريم

. فقط بايد صبر داشته باشيم

. شنيدين که

. انتقام ممنوع

. صبر

. خودداري

به نظر مياد مشکل خودشو حل کرده باشه، نه؟

،من ميگم بريم خونه پرل ... درو بشکونيم

و دهن اونايي که ديشب بهمون... . حمله کردن رو سرويس کنيم

آره. بعدش چي؟

... بقيه خون آشام هاي اون خونه ميان جلومونو مي گيرن

و ما ميگيم "اوه، ببخشيد"؟...

. باورم نميشه که با اون معامله کردي

. بيشتر مثل يه تبادل اطلاعات انسان دوستانه بود

... و فکر نکنم چاره ديگه اي هم داشتم. اون

. ترسناک بود...

. بعلاوه، مي خواد کمکم کنه کاترين رو پيدا کنم

. معلومه که کمکت مي کنه

ديمن هم مثل هميشه . چيزي که مي خواد رو بدست مياره

مهم نيست توي اين راه . کيا رو نابود مي کنه

. لازم نيست انقدر خشمگين باشي

... امروز صبح بيدار شدم

تا بفهمم همه خون آشام هاي اون معبد... . آزاد شدن

. خشم وجودمو گرفت

... چون مادرتو به يه خون آشام تبديل کردم

تا چند وقت مي خواي منو سرزنش کني؟...

. من سرزنشت نمي کنم، ديمن

من اين حقيقتو قبول کردم ... که تو يه رواني خودآزار هستي

. که هيچ درماني هم نداري...

. از اين بحث چيزي گيرمون نمياد

يه راه پيدا کرديم تا با پرل و خون آشام ها معامله کنيم. آره؟

. ببخشيد. اعصابمو به هم مي ريزه

. ميدونم. اعصاب همه رو به هم مي ريزه

خب، مي خوايم چي کار کنيم؟

. من و ديمن همه چيزو درست مي کنيم، قول ميدم

خب، من چي؟

. من نمي تونم اينجا بشينم و کاري نکنم

... اين دقيقاً همون کاريه که بايد بکني

. چون اينطوري امنيت داري...

،که يعني اگه تو امنيت نداشته بشه . برام ارزشي نداره

منظورت چيه؟ . من که امنيت دارم

،من ديمن رو طرف خودم دارم . يه رواني خودآزار

. خب، خيالم راحت شد

. باشه. يه کم وقت داريم

. فعلاً نميرم پيش مامانم

... صبر کن. مامانت ميدونه که تو

... حتي اين که فکر کني شايد بتوني

... اينو از خانواده خودت مخفي نگه داري...

. ثابت مي کنه که آمادگي تبديل شدن رو نداري...

. اين که ميگي حاضر نيستي، بازم يعني نه

. "و ميليون ها درجه کمتر از "شايد

. چه دستبند قشنگي

. مرسي. خواهرم برام گرفته

ميشه ببينمش؟

. آره. آره

خواهرت که نمي دونه با من رابطه داري، مي دونه؟

. نه. نه. ولي فکر نکنم مشکلي داشته باشه

. اون که نميدونه تو چي هستي

. ترجيح ميدم بين خودمون بمونه

چرا... چرا نگهش نمي داري؟

چرا بايد اينو به من بدي؟

. چون دوستش داري . منم تو رو دوست دارم

. فقط به خاطر اون چيزي که ازم مي خواي، منو دوست داري

. نه... من دوستت دارم

. مي دوني، دست خودت بمونه

. به تو بيشتر مياد

. ديشب سر مامانم داد کشيدم

ميدوني، حس مي کنم خانواده مون . داره از هم مي پاشه

. شايد بايد اين حرفارو مي شنيده

... آره، فقط مي ترسم زيادي فشار بيارم

. اونم دوباره پس بزنه

. چون اين زندگي خودشه

مثل ويکي، که از وقتي که رفت . ديگه نديدمش

... خب، تو نمي توني مامانتو کنترل کني، مت

. همونطور که نمي توني خواهرتو کنترل کني...

. کاش حداقل يه کم سعي مي کرد

،اگه فقط سعي مي کرد که سعي کنه . مشکلي نداشتم

. شايد مي خواد غافلگيرت کنه

. آدما دوست دارن از اين کارا بکنن

بايد قبل از اينکه راه ها . به خاطر طوفان بدتر از اين بشه، برم

آره. مطمئني الان مي خواي بري؟

. بايد برم. تولد دختر دوست بابامه

. يه تشريفات سنتي مسخره داريم

. خب، کمربندتو ببند. خيلي هم تند نرو

. با موبايل هم حرف نزن

. هر وقتم که رسيدي، بهم زنگ بزن

چشم، قربان. ديگه امري نيست؟

. چرا

. خداحافظ

. خداحافظ

ميري شکار؟

،اون يارو که به من خنجر زد . حسابي داغونم کرد

. بايد دوباره قدرتمو بدست بيارم

دو ليتر خون مامان پز . توي يخچال دارم

نه؟

. هروقت برگشتم، با هم حرف مي زنيم

. باشه. سلام منو به سنجاب ها برسون

. منو ريجکت کردي

. شش تا ميس کال؟ ببخشيد . تلفنم خراب شده

استيفن اينجاست؟ - . نه -

چطور؟

چيزي شده؟

رفت جنگل . ولي برنگشت

. موبايلشو هم جواب نميده

. فکر کردم شايد اينجا پيش تو باشه

. مستقيم ميره روي پيغامگير

يعني کجاست؟

. از چيزي که دارم بهش فکر مي کنم، خوشت نمياد

. پرل! درو باز کن

قسم مي خورم ميام تو . و سرتو از تنت جدا مي کنم

. پرل خونه نيست

. عجب هوايي

. آفتاب نمي زنه

برادرم کجاست؟

. "بيلي"

. مي کشمت - . شرمنده -

. تو د عوت نشدي

خانم گيبونز؟

بله، فردريک عزيز؟

. هيچوقت نذار اين آدم بياد توي خونه

. هيچوقت اجازه نميدم

... 145سال توي اون معبد گرسنگي کشيدم

. فقط به خاطر عشق تو و برادرت به کاترين...

... هفته هاي اول

More Farsi Persian subtitles for The Vampire Diaries

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left