Prvních 200 řádků.
آنچه گذشت
ما همدیگرو نجات دادیم.
عین خود رومئو و جولیت.
تو واقعا باید تمومش کنی.
بزار کمکت کنم با نبودنش کنار بیای. - کنار بیام ؟
اون منو ول نکرد
من فرستادمش بره.
من دارم کاتکو رو میخرم.
لطفا بگو متقاعدش کردی که کاتکو رو نخره.
نه . من خریدمش.
اوه نه
خیلی خوب بچه.
یادت نره من باید کل کتابارو بعد مدرسه بخرم.
پس باید 5:30 بیای دنبالم.
عزیزم ، خانم کرالر میاد دنبالت
من کل بعد از ظهر جلسه دارم.
باشه ؟
اوه ، یادم رفت.
روز اولمه آخه ، میدونی ؟
من فقط ... نمیتونم زود بیام بیرون.
یادته که میگفتم که این یه
فرصت فوق العادست ؟
آره. - منظورم پول بود.
مامان قراره کلی پول در بیاره.
اون روز تو اسکله رو یادته ؟
آره ، یادمه.
کسی با اون برج بهت کمک کرد ؟
نه ، فقط خودم بود.
خیلی بزرگ بود.
خیلی بزرگ بود.
من فقط خیلی نگرانت بودم ، میدونی...
مامانا بهشون یه حمله ی آدرنالینی میشه
وقتی بچه هاشون تو خطر میفتن.
یهو قدرت چه میدونم 10 تا مامانو داشتم.
فکر میکنم به 30 تا مامان نیاز بود.
مهم نیست ، وقتی بچه دار شی میفهمی.
خانم لوتور ، چقد خوبه که میبینمتون.
"ایو تِشماکر" درسته ؟
عذر میخوام ، من یکی از ستایش کننده های بزرگ شمام.
ممنون ایو.
میتونم براتون یه قهوه بیارم ؟ قهوه ی سیاه دوست دارین ، درسته ؟
تعقیبتون نمیکنما.
از دستیارتون تو ل-کورپ
درباره همه چیزایی که دوست دارین پرسیدم.
از سالمون هم متنفرم.
خب ، ممنون ، آره ، یه قهوه خیلی خوبه.
عالیه.
ایو ، چرا با این آسانسور نمیری ؟
یه راست میبرتت طبقه همکف.
اوه ، نه ، فقط رئیس میتونه از اون استفاده کنه.
احمقانس ، هر کس که بهش نیاز داره باید ازش استفاده کنه.
خیلی خب.
خانم لوتور.
نمیدونستم صبح اینجا خواهین بود.
آره ، تونستم کارای تو ل-کورپ رو راست و ریست کنم.
خوبه ، خواستم یک بار دیگه بابت نجات کاتکو ازتون تشکر کنم.
و ما واقعا باید یه راهی پیدا کنیم
که شما رو در جریان اتفاقات اینجا قرار بده.
داشتم به ملاقات های هفتگی...
نیاز نیست ، من هر روز اینجام.
هر روز ؟
آره ، کارامو تو ل-کورپ ردیف کردم
که بتونم تمام انرژیمو
وقف این کنم که تمام کارهای توی کاتکو رو یاد بگیرم.
باشه.
به نظر غافلگیر شدین.
آره...آره.
لنا ، به کاتکو خوش اومدی.
نباید اینکارو میکردی.
سنت خانواده ی دنوره.
روز اول مدرسه یه برنامه ریز میگیری.
دوست داشتنیه.
تو خونه ی لوتور تو روز اول
یه بازرس خصوصی استخدام میکردیم
که مطمئن شیم معلمامون صلاحیت کار رو دارن.
کارا ، پس تو میدونستی که خانم لوتور قراره امروز اینجا باشن ؟
آره ، صبح بهم پیام داد.
من باید واضح تر ارتباط برقرار میکردم آقای اولسن.
عذر میخوام ، دیگه تکرار نمیشه.
نه نه نه ، این نه ... فقط این که ما...
ما فقط آماده ی تغییر در مدیریت نیستیم.
ما هنوز برای شما یه دفترم نداریم
اوه ، نه ، مشکلی نیست ، من به دفتر نیازی ندارم.
این یه کار جدیده که مدیرعاملا میکنن
دوست داریم چرخ بزنیم ، سوال بپرسیم
و مکالمات فیلتر نشده رو بشنویم.
اونوقت میتونیم بفهمیم چه اتفاقاتی دارن میفتن.
وقتی میز نداشته باشی خیلی راحت تره.
کارا میشه لطفا فایل تحقیقات روی پرونده ی اج
رو برام بیاری ؟
آه ، در واقع یه کاری هست که الان باید انجام بدم.
میشه بعدا برات بیارمش ؟ مشکلی نیست ؟
نه مشکلی نیست ببخشید
مشکلی نیست.
خانم لوتور خوشحال میشم یکی دیگرو بیارم که براتون بیارتش.
نه ، نه ، خودم میارم.
از سلیقت ایراد نمیگیرما.
تا زمانی که نگفتین حتی بهش فکرم نکردم.
یه حقیقته.
اوکی وین ، هوامو داشته باش.
فکر نکنم باید خودمو درگیر این قضیه کنم.
چون تو طرف منی ، درسته ؟
اوه ، آره ، درسته.
خب...
چیه ؟ وایسا... من زندگیتو نجات دادم.
آره ، ولی خب ، همه کسای دیگه ای هم که اینجان این کارو کردن.
یه کاری نکن که به خاطر طرف من بودن احساس بدی داشته باشه.
چیه ، پول دادی بهش که باهات موافقت کنه ؟
اوه ، تو داری به من تهمت میزنی
اگه روا باشه که دیگه-
داستان چیه ؟
ما نمیتونیم روی یکی از جزئیات مهم عروسی تصمیم گیری کنیم.
بند یا دی جی.
ذهن انسان به موسیقی مثل بقیه ی حس ها واکنش نشون میده
مزه ها ، بو ها.
اگه آهنگ دقیقا همونجوری که تو شنیدیش نباشه
ازش کمتر لذت میبری.
و به همین دلیل ممکنه که کمتر حس نیناش ناش داشته باشین.
من میگم دی جی.
ایول ای بابا !
تو الان از لفظ نیناش ناش استفاده کردی ؟
هشدار اصلی برای چی بود ؟
صبر کن ، تو هشدار های اصلی رو دریافت میکنی.
اون فقط برای آنالیزوراست فکر کنم.
نه ، گفتم منو بزارن تو لیست ایمیل ها
میخوام همیشه بدونم تو شهر چه خبره.
کارآگاه سوایر صبح اینو آورد آقای شات.
آره ، خب ، ما آنالیست ها فکر کردیم
شاید یه چیزی پیدا کنیم که پلیسا ندیده باشن.
دو تا بانکو پشت هم زد.
نگهبانا کجان ؟ - بیهوش رو زمین.
سرنخی داری که چجوری بیهوششون کرد ؟
خب ، ما فکر کردیم شاید با گاز بوده.
ولی تستش منفی دراومد.
طبق گزارش اون راحت از در اصلی وارد شد.
هیچ اسلحه ای هم نداشت.
همه از سر راهش رفتن کنار
و گذاشتن هر چی که میخوادو برداره.
یه آلارم دریافت کردیم توی 25 و سدار (یک مکان)
به نظر میرسه که دوست جدیدمونه
من محاصرت کردم.
آره ؟
تو باهاشون اون بالا چی کار کردی ؟
من فقط میخواستم بازی کنم.
ولی اونا نمیخواستن با من بازی کنن.
خب ، از زیرش در نخواهی رفت.
تو فکر میکنی تو گربه ای و من پرنده
برعکس فهمیدی.
میتونی بهم ملحق شی ، شاید اون موقع دیگه خوشحال بودی.
میدونی ، پول یعنی خوشحالی ، پول بیشتر ، خوشحالی بیشتر.
اولویت هات واقعا تعطیلن.
میدونم.
کیفو بزار زمین.
مطمئن شو که اونا حالشون خوبه ، من میرم گاوصندوق رو چک کنم.
از سر راه برین کنار همه ! همه برین بیرون از اینجا
هی کارا ، کارا ، مشکلی نیست.
اوکی ، اسکن علائم حیاتیت دارن نرمال میشن.
دیدی گفتم ، من حالم خوبه.
این کارا اصلا نیاز نیست.
هیچکدوم از قربانیا یادشون نیست اینجا چه اتفاقی افتاد.
تو یادته ؟
نمیدونم.
احساس کردم انگار دیوارا و گاوصندوق دارن بهم نزدیک میشن.
انگار داشتم خفه میشدم.
انگار یه کاری کرده که از فضای تنگ بترسی.
ترس از فضای تنگ یه مشکل انسانیه.
یه وقتای اون اولا که اومدی بودی زمین
یه همچین احساسایی داشتی
اون مال خیلی وقت پیش بود
ما باید بفهمیم اون کیه و این که چجوری پیداش کنیم.
خب ، در حال حاضر بهترین سرنخمون تویی.
تو چی کار میکنی
هی ، من فکر میکردم تو نمیتونی ذهن کریپتونیارو بخونی.
نمیتونم ، ولی میتونم ذهنشو برای فعالیت های
ذهنی باقی مونده اسکن کنم.
یادم بنداز برات یه دونه لیوانه بهترین رئیس دنیا بگیرم.
خب ، اون قطعا قدرت های ذهنی داره ، ولی نه مثل من.
یه سری رد از دخالت های ذهنی
تو سرت مونده هنوز.
یه نوع که فقط رو ابر انسان ها پیاده میشه.
باشه ، خوب من تو دیتابیس ابر انسان ها میگردم.
در همین زمان ، جاهایی که احتمال رخ دادن فعالیت های غیر عادی توشون هست
رو بررسی میکنم.
اگه پیداش کردیم ، من دستگیرش میکنم.
امن نیست.
دفعه قبل منو غافلگیر کرد ، این دفعه نمیتونه اینکارو بکنه.
فقط به خاطر این که من اومدم رو کار
دلیل نمیشه این معامله ها بی معنی بشن.
من مجبورم بعدا بهتون زنگ بزنم.
سلام ، بله ؟
چی ؟
باشه ، خیلی خب پس.
یه دعوا بین دخترا رخ داده که
قبل از زنگ صبحگاهی شروع شده.
بیرون رختکنشون خیلی شدت گرفت
و روبی استفنی رو زد.
باشه ، وقتی میگی "زد" .. ؟
یعنی چجوری زد ؟ هلش داد ؟
اوه ، نه ، با مشت زد تو صورتش.
اوه ، خدایا.
No comments yet. Be the first to leave one.