Billions

Billions

Stáhnout Farsi Persian titulky

Série 4

Informace o verzi

Billions Season 4 All Episodes XviD-AFG
Billions Season 4 All Episodes 480p x264-mSD
Billions Season 4 All Episodes WEBRip x264-ION10
Billions Season 4 All Episodes WEB x265-MiNX
Billions Season 4 All Episodes WEB H264-MEMENTO
Billions Season 4 All Episodes WEB HEVC x265-RMTeam
Billions Season 4 All Episodes AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Billions Season 4 All Episodes AAC MP4-Mobile
Billions Season 4 All Episodes WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Billions Season 4 All Episodes WEB-DL H264-[MOVCR]
Komentář od Hitman007
‏تـمـامـی قـسـمـت‌هـا 🌟 نسخه‌ی ویرایش‌شده █❝ H1tmaN امـیـر ❞█

Tagy

x264
480p
480
XviD
Download Farsi Persian Subtitle Files for Mobile (25)
Stáhnout Farsi Persian titulky
Translate with Pro
Show all subtitles
Zveřejněno: 2022-05-18
Stažení: 44
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

‫آنچه در سه فصل اول دیدید...

‫پرونده‌ای که تشکیل میدی اینه: ‫جلوگیری از اجرای عدالت

‫علیه دادستان کل

‫همین الان به یخ‌شکن نیاز داریم، ‫«گریگور آندلوف» رو می‌خوایم.

‫جرایم بین المللی پایه‌های یه شرکت ‫سرمایه‌گذاری رو سست می‌کنن

‫فکر نمی‌کنی گرفتن پولش حداقل ارزش بحث کردن داره؟

بحث همین بود

‫اون گفت از تیم سرمایه گزاری کنار رفتم.

‫این درس عبرتـه

‫وقتشه رفتارهای بچگانه رو کنار بذارید

‫اصلا نمی‌دونم کاری که انجام میده...

‫درست هست یا نه...

‫درست به همین شکل که نمی‌دونم چه اثری روی من داره

‫رییس... میک دنزیگ استعفا داد

‫- جک ‫- نه

‫آره، جک

‫من می‌دونم که تو بخش اعظم ثروتت رو

‫از طریق معاملات رانتی فولاد بدست آوردی.

‫علاوه بر غیرقانونی بودن، خطرناک هم هست!

‫ولی اگر فکر میکنی این اولین باره

‫که دارم با همچین وضعی دست و پنجه نرم می‌کنم

وقتشه بفهمی از این خبرا نیست.‏

‫ما... موفق شدیم... لعنتی!

‫6 میلیارد دلار سپرده

‫من داشتم برای حساب و کتاب پول‌هایی که

‫از مراسم ودیعه گرفتیم تماس می گرفتم.

‫برای بستن قراردادهاش به مشکل خوردم.

‫به نظر میرسه آماده‌ای که کارتو شروع کنی

‫می‌خوام با رئیست «گریگور آندلوف» ملاقات کنم

‫من تمام پولم رو از شرکت شما بیرون می‌کشم

‫و می‌دمش به تیلور.

‫یه سازمان از نوع جدیدش

‫و می‌تونی از الانت بیشتر پول در بیاری

‫با سود مشارکت

‫از من دزدی کردی و بهم خیانت کردی.

‫- الوین؟ ‫- گرفتیمش

‫جواب داد. می‌تونم نوار رو برات پخش کنم

‫این رفقا بهم گفتن علیه من چی تو ذهنت داشتی.

‫تو، چارلز رودز جونیور، از خدمت برکنار میشی

‫با اختیار رئیس جمهور، تو اخراجی!

‫گورتو از اینجا گم کن.

‫- سلام باب ‫- چارلز

‫پس حالا میخوای بری دنبال «جاک»؟

‫بهش فکر می‌کنم.

‫و... تیلور؟

‫آره

‫براش نقشه دارم.

:ترجمه و زیرنویس از امـیـر سـتـارزاده Am1Я H1tmaN

Billions.S04E01: بزرگترین بازیِ چاک رودز 98 / 02 / 03

‫ببخشید

‫بعد این میری به مهمونی تیلور میسون؟

‫پس اطلاعات خوبی داری. می‌دونی که ‫ما با خانم میسون دیدار کردیم

‫اگه می‌خوای با اون ضمیر صداش کنی، آره

‫ما می‌خوایم مطمئن بشیم که پولی در اختیار...

‫کارمندان سابق اکس کپیتال قرار نمی‌گیره...

‫مخصوصاً، خـانـوم میسون

‫اگر می‌خواید ما همچنان سود سپرده‌تونو ببریم بالا

‫یه لحظه.

‫حتما. آره

‫ادامه این گفت و گو باید در سفارت و با حضور شیخ انجام بشه

‫اون مهمونی جداگانه خودشو داره

‫شیخ کجاست؟

‫می‌تونیم بدون اونم خیلی خوش بگذرونیم

‫بیا

‫خوشحال میشم

‫27 ساعت قبل

‫صبح بخیر، رئیس

‫سلام سرآشپز رایان

‫زودتر بیدار شدم

‫اون قهوه رو بریز توی لیوان پلاستیکی ‫و بگو ماشین رو آماده کنن

‫رفیق باید یه چیزی بخوری

‫تا بنزین برای سوزوندن داشته باشی.

‫قیافم شبیه اوناییه که میخوان آتیش رو شعله ور کنن؟

‫قراردادهای جدید عدم رقابت. ‫آماده امضا شدن. ‫(یادآوری: قرارداد عدم رقابت کارمند را ملزم میکند که ‫در صورت ترک شرکت، اقدامی بر علیه آن انجام ندهد)

‫بهتر کارشون درست باشه

‫حرفمو باورکن، اونا بهتر از «AC/DC» ِ سال 78 هستن ‫(یک گروه موسیقی که در سال 1973 تشکیل شد ‫و در سال 1978 در اوج خودش بود)

‫پس بذار کارشونو شروع کنن

‫رفیق... اون کشیش عجب آهنگی می‌خونه

‫«ال گرین» ! ‫(خواننده محبوب آمریکایی)

‫کشیش ‫(لقب ال گرین)

‫ولی این قبل اون بوده.

‫این آهنگ از آلبوم The Belle هستش.

‫این آهنگ طولانی ترین آهنگی هستش که

‫گفته میشه به عنوان عذرخواهی و التماس دعا

‫برای عیسی مسیح به خاطر زندگی دنیوی خونده،

‫قبل از اینکه به وزارت‌خونه ملحق بشه. ‫(ال گرین در دهه 70 به وزارت خانه پیوست)

‫جدی؟

‫بی شک

‫دو سال قبل تر از اون، وقتی داشته

‫با دوست دخترش دعوا میکرده، ‫دوست‌دخترش یه قوری آب جوش

‫سمتش پرت می‌کنه و می‌سوزه.

‫بعدش اون دختر حس بدی بهش دست میده ‫برمی گرده به اتاق خواب

‫اسلحه اونو برمی‌داره... اسلحه ال گرین رو...

‫و به خودش شلیک میکنه

‫می میره

‫غم انگیز ـه

‫از من بپرسی میگم

‫گرین هیچ وقت به خاطر داشتن

‫اون اسلحه در خونه، خودشو نبخشید.

‫این مزخرف رو بهم میگی چون نمی‌تونی ‫برام مجوز حمل اسلحه بگیری

‫نه، قربان!

‫کار آسونی نیست

‫ولی اگر لازم باشه، می‌تونم ترتیبش رو بدم.

‫نه، حین صحبت‌مون داستان رو بهت گفتم

‫که نباید مجوز حمل اسلحه بخوای.

‫نمیخوامش. لازمش دارم

‫من شخصیت شناخته شده ای ‫هستم، منابع مالی زیادی دارم

‫مدارم به این طرف اون طرف پول جا به جا می‌کنم.

‫همسرم... ببین، بچه‌ها عاشق جواهرات هستن

‫باید مطمئن باشم که می‌تونیم آزادانه و با احساس ‫امنیت این طرف اون طرف بریم

‫آقای «بروگن»، مجوز حمل سلاح کمری نگیرید.

‫شما مشورت منو خواستید، مشورت من اینه

‫نه. من برای مشورت اینجا نیومدم

‫تو مثلا باید قدرت و نفوذ داشته باشی، درسته؟

‫پس ازشون استفاده کن.

‫از رابطه‌ات با کمیسر پلیس استفاده کن.

‫مگه اینکه تو قوطی کرده باشنت و همه قدرتتو از دست داده باشی

‫- قضیه همینه؟ ‫- نفرمایید

‫روابط و قدرت نفوذم در بیشترین حد ـه.

‫این چطوره: ‫به طور اتفاقی من یه...

‫مجوز پارک کردن در هرجایی، دارم

‫مستقیما از دفتر شهرداری صادر شده.

‫می‌تونی هرجایی که خواستی بزنی کنار، راحت و ایمن

‫هیچکس ماشینت رو جریمه نمی‌کنه.

‫توی پیاده رو پارک کنی هم پلیسا ‫مجبورن کاری باهاش نداشته باشن

‫همینطوریش هم پلیسا کاری به کار ماشینم ندارن.

‫یه پلیس سابق راننده‌ی منه.

‫می‌دونم که مجوز حمل اسلحه تقریبا ‫توی نیویورک غیرممکن ـه

‫بله. از همه جا در این کشور سخت ترـه

‫در شهر نیویورک فقط پلیس‌های سابق و ‫ماموران فدرال سابق می‌تونن مجوز

‫- حمل پنهان اسلحه بگیرن... ‫- و افرادی که نفوذ بالایی داشته باشن

‫که فکر می کردم تو داری.

‫ولی الان مشخصه که نداری

‫چیزی به اعلام قیمت سهام شرکت «تیوا» نمونده ‫تو آماده ای دالر بیل؟

‫بله کاپیتان

‫اگر شرکت «آمریکا موویل» ضربه بخوره، ‫«پزو»ی مکزیک هم میاد پایین، «اِو»... ‫(واحد پول مکزیک)

‫اسمم «اورردی» ـه.

‫داره از اسم اختصاری‌ت استفاده می‌کنه

‫هی رودی، با شرکت «ریو» به کجا رسیدی؟

‫در سهامی معدنی استرالیا ضعف می‌بینم، پس...

‫تنها ضعفی که من می بینم تویی.

‫وایستا، چی؟

‫اونجا توی آشپزخونه قبل اومدن به اینجا خودت گفتی

‫که دارن ظرفیت حمل و نقل ریلی‌شون رو افزایش میدن

‫- آره ‫- پس منم فکر کردم اونا حتما دارن

‫هزینه‌های جانبی‌شونو افزایش میدن که ‫این باعث میشه یکی دو فصل...

‫اشتباهت همین بود: فکر کردی.

‫هی، هیاهو برای چیه؟

‫- من... ‫- هیچی

‫می‌خوام شما دو تا طوری باهم هماهنگ بشید که ‫انگار دارید رقص روی یخ می کنید. ‫(نوعی ورزش، یک جفت زن و مرد روی یخ با کفش ‫اسکی می‌رقصند که نیازمند هماهنگی بسیاری می‌باشد)

‫همینطوریش خودم دردسر دارم

‫تو دیگه سوال پیچم نکن اکس

‫دقیقا باید همین سوالا رو ازت بپرسم.

‫این شامل همه‌تون میشه.

‫پس بگو، بانی

‫باشه

‫اونا منتظر دریافت 360 میلیون تُن محموله هستن.

‫اطلاعات لعنتیش اون بیرون ریخته

‫می‌دونی چرا «اووی» بیشتر از همه امتیاز می‌گیره؟ ‫(الکساندر اوچکین بازیکن هاکی)

‫چون «بکستورم» گوی رو بهش میده. ‫(نیکلاس بکستورم بازیکن هاکی)

‫آره، ولی وقتی پاس رو میده، اووی بلافاصله گل رو میزنه

‫ولی این احمق گوی رو بین پاهاش گم می‌کنه

‫یا هم شوتش می‌کنه اون طرف زمین.

‫پس منم اخراجش می‌کنم، تا دیگه گند نزنه

‫- درسته رودی؟ ‫- درسته اکس

‫و توافق عدم رقابت رو هم امضا کردی، درسته؟

‫البته

‫خوبه

‫رودی، تو اخراجی

‫برای...

‫برای اشتباه متوجه شدن اطلاعاتی که بانی بهم داد؟

‫هم اون، و هم صمیمی شدن...

‫با دشمنان قسم خورده‌مون.

‫پیک نیک تیلور میسون کپیتال؟

‫این دعوت رو خیلی وقت پیش پذیرفته بودم...

‫قبل از جدا شدن اونا.

‫- هیچ صحبتی از کار نشد ‫- بقیه همه دعوت رو رد کردن

‫یا اصلا جوابشو ندادن

‫اعدام در ملع عام

‫حرکت مقتدرانه‌ای ـه

‫کی کارشو درست انجام نداده؟

‫چِندِش

‫امروز روز جدیدی برای اکس کپیتال هستش

‫پس همگی اطلاعاتمون رو به اشتراک میذاریم

‫یا جزوی از شرکت نخواهیم بود.

‫یا همراه بشید، یا گاییده بشید.

‫- پس توام داری اخراجم میکنی؟ ‫- نه اون اخراجت کرد

‫من فقط تاییدش میکنم.

‫برو

‫حالا در جهانی زندگی می‌کنیم که از وسط به دو تیکه تقسیم شده

‫باید طرف‌تون رو انتخاب کنید

‫اگر طرف من نباشید، رفتنی هستید

‫روحیه دهنده بود.

‫دارم میرم سرزمین شیر و عسل

‫یا حداقل میشه گفت سفارت‌شون.

‫نمیخوای همراهم بیای و کمکم کنی

‫با سرمایه صندوق پادشاهی سر و کله بزنم؟

‫صندوق سرمایه پادشاهی من اینه.

‫واقعا مطمئنی نمی‌خوای با افراد سلطنتی هم صحبت بشی؟

More Farsi Persian subtitles for Billions

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left