This Is Us

This Is Us

Stáhnout Farsi Persian titulky

Série 6

Informace o verzi

This Is Us S06E18 WEBRip x264-ION10
This Is Us S06E18 1080p WEB h264-GOSSIP
This Is Us S06E18 720p WEB h264-GOSSIP
This Is Us S06E18 480p WEB x264-RMTeam
This Is Us S06E18 720p WEB x264-RMTeam
This Is Us S06E18 1080p WEB HEVC x265-RMTeam
Komentář od HosseinTL
█⫸ حسین رضایی | DigiMoviez.com | پـایـان سـریـال

Tagy

web
x264
720p
720
480p
480
1080
x265
HEVC
webrip
BRip
Zveřejněno: 2022-05-25
Stažení: 38
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

‫آنچه گذشت...

‫گمون نمیکنم شب رو به صبح برسونه

‫ما دیگه خوبیم

‫تو خوبمون کردی

‫بهش سلام برسون

‫سلام

‫سلام

‫من حامله‌ام

‫قراره پدربزرگ بشی

‫من نگران فراموش کردن چیزای بزرگ نیستم

‫نگران اون شنبه‌ی...

‫معمولی‌ام که بچه‌ها کوچیک بودن

‫روزی که هیچ اتفاق مهمی نیفتاد

‫فقط می‌خندیدیم

‫و دم خر رو وصل کن بازی میکردیم

‫اینا چیزایی‌ان که هنوز آماده نیستم ‫رهاشون کنم

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید ‫DigiMoviez@

‫- سلام ‫- سلام

‫می‌دونستی که یه زخم خیلی کوچولو

‫- زیر ابروت داری؟ ‫- اوهوم. آره

‫آره

‫تا حالا ندیده بودمش

‫آره

‫وقتی زیر آفتاب می‌مونم ظاهر میشه

‫اون روز هم زیر آفتاب یکم موندم

‫باورم نمیشه تا حالا ندیده بودمش

‫خب...

‫وقتی دختربچه بودم...

‫یه پارک کوچولو کنار خونه‌مون بود

‫که بابام بعضی وقتا منو می‌برد اونجا

‫یکی از اون سرسره‌های ضایع داشت

‫- که باسن آدم رو می‌سوزونن ‫- آره

‫و... میدونی

‫یکی از اون اسب‌های گهواره‌ای عجیب غریب

‫که فقط یه چشم داشت

‫از این فنری‌ها

‫- آره ‫- واقعا ازش می‌ترسیدم

‫ولی یه تاب هم بود

‫وای که چقدر عاشق اون تاب بودم

‫بابام هم منو روش هل میداد

‫و یه بار، یادمه که موقع عقب اومدن

‫سرم رو برگردوندم ‫و بابام هم حواسش نبود

‫و ساعتش درست بالای چشمم رو گرفت

‫هوم

‫خیلی عذاب وجدان گرفت

‫ولی برای من مهم نبود ‫چون اینکه روی اون تاب من رو هل میداد

‫کار موردعلاقه‌ام

‫تو کل دنیا بود، میدونی؟

‫و تاب میخوریم

‫چقدر کیف میکردم ‫وقتی باهاش میرفتم اونجا

‫ولی کل مدت رو نگران این بودم

‫که کِی قراره...

‫دست از هل دادنم برداره

‫و بگه وقت خونه رفتنه

‫واقعا کاش موقعی که روی اون تاب بودم

‫بیشتر زمان رو صرف لذت بردن میکردم

‫جای اینکه...

‫نگران تموم شدنش باشم

‫هوم

‫حداقل هنوز زخمش رو دارم

‫آها

‫عه...

‫چیز ریاضی رندال امروز کنسل شد

‫پس یه شنبه‌ی کاملا ‫آزاد داریم بدون هیچ برنامه‌ای

‫نه مسابقه فوتبال هست، ‫نه قرار بازی داریم

‫چیکار کنیم؟

‫هیچی

‫هیچی

‫وای، هیچی چقدر خوب بنظر میاد

‫- آره ‫- آره

‫تاب بخور ربکا

‫تاب میخوریم

‫- حاضری رندال؟ ‫- کیت، آسمون رو لمس کن

‫- و تاب می‌خوریم! ‫- آسمون رو با پاهات لمس کن

‫آفرین

‫تاب میخوریم!

‫- بالاتر! ‫- تاب می‌خوریم!

‫دستاتون رو ببرین بالا

‫خیلی‌خب، هوپ. آماده‌ای؟

‫جلو و عقب

‫و تاب می‌خوریم!

‫- و تاب! ‫- تاب

‫« قسمت پایانی »

‫ ‫

‫هی بچه‌ها!

‫صبحونه‌!

‫توجه کنید. آهای

‫- مامان داره حرف میزنه ‫- خب از اونجایی که...

‫مسابقه ریاضی رندال کنسل شد...

‫- ریاضی‌کاران ‫- چی؟

‫اسمش ریاضی‌کارانه. ‫مسابقه هم نیست

‫یه عده از علاقمند‌های ریاضی هستن

‫که رقابت میکنن تو یه...

‫ولش کن. ‫بعدا توضیح میدم

‫- بگو ‫- معنیش اینه که

‫یه شنبه‌ی کاملا آزاد داریم

‫فقط خودمون

‫چیه؟ یعنی انقدر سخته

‫- که یه روز همه با هم باشیم؟ ‫- اوهوم

‫بله

‫خیلی‌خب، شما می‌خواین چیکار کنین؟

‫- هر چی ‫- مهم نیست

‫خیلی‌خب، کیتیِ بابا، ‫تو چی میخوای؟

‫هر چی که بخوایم؟

‫- اوهوم ‫- کل روز؟

‫هر چی تو بخوای. کل روز

‫چی میخوای کیتیِ بابا؟

‫- چند تا ایده هست ‫- همینه

‫چند تا ایده

‫- خیلی‌خب. خوشم اومد ‫- ایده داره

‫من از آدمایی خوشم میاد ‫که چند تا ایده دارن

‫متنت چطور پیش میره؟

‫به آرومی

‫- مرسی ‫- تا ختم دو ساعت کمتر مونده

‫در جریانم

‫چیه؟

‫هیچی

‫فقط جویای حالتم

‫خوبم

‫چیه زن؟

‫بنظرم باید یه بدترین سناریوی ممکن ‫راه بندازیم

‫- درباره چی؟ ‫- تو

‫تو اول بگو

‫حتی نمیدونم بدترین سناریوی ‫چی رو میخوایم بگیم

‫بعد از خاکسپاری چهارمین ‫و آخرین والدت رد میدی

‫دیگه پدر و مادری نداری که دفن کنی ‫و باقی عمرت رو میری

‫خاکسپاری پدر و مادر بقیه

‫میری اشک میریزی

‫برای پدر و مادرهایی که حتی نمی‌شناسی

‫بگو

‫واقعا فکر نمیکنم قرار باشه برم...

‫یه ماشین کاروان میخری

‫یه روز صبح پا میشی و میگی ‫"بث، ما یه کاروان میخوایم"

‫منم میگم "چرا که نه، ‫با کاروان مشکلی ندارم"

‫باقی عمرت رو صرف رانندگی بین

‫آرامگاه‌های پدر و مادرهات میکنی

‫و از این درخت به اون درخت میری

‫- عزیزم، من... ‫- ببخشید

‫میگل رو یادم رفت

‫تازه فهمیدم. ‫شاید تو هم بفهمی

‫تصمیم میگیری که بری پورتو ریکو

‫سعی میکنی داستان زندگی ‫مادر مادربزرگ مرحومش رو دربیاری

‫برمیگردی اینجا میگی ‫رفتی تو اقیانوس اطلس

‫با روح مادر مادربزرگ میگل شنا کردی

‫- منم با خودم میگم... ‫- بث، من خوبم

‫طبیعتا غمگینم

‫و طبیعتا بابت این مدح مضطربم

‫خب؟

‫به خودم مسلطم

‫و مشتاقم برای این فصل آروم پیش رو

‫به همراه زنم، و زندگی‌مون

‫و نوه‌های احتمالی‌مون

‫در مورد "اوریو"های سرخ‌شده تصمیمی گرفتی؟ ‫(برند بیسکوییت شکلاتی)

‫تو فکرشم

‫تو چی؟

‫مثل تو

‫هی کفشدوزک، بنظرت این خط‌ها صافن؟

‫- آره. عالیه ‫- عالی

‫من نمی‌خوام با پدر و مادرم ‫چهارمربع بازی کنم. ضایع‌ست

‫خب، پس باید تو هم یه کاری

‫پیشنهاد میکردی کِو

‫کوین راست میگه. احمقانه‌ست

‫شما دو تا امروز چتونه؟

‫هی خانوما؟

‫اومدم ببینم چی کشیدین

‫پاس بود. پاس بود

‫چهار! چه کردیم!

‫اگه اشکالی نداره میخوام ‫سه تا چیز بگم

‫که به قطع چندین مرز و پروتکل ‫شوهر سابق بودن

‫رو رد میکنه

‫- ادامه بده ‫- باشه

‫شماره یک

‫اون به طرز خارق‌العاده‌ای بهت افتخار میکرد

‫منم به طرز خارق‌العاده‌ای بهت افتخار میکنم

‫این شماره دو بود

‫هر چی جلو میریم ‫حساس و حساس‌تر میشن

‫گرفتم

‫این سومی خیلی تکه

‫امروز روز خاصیه

‫پس...

‫دوستت دارم دختر

‫دوستت دارم

‫و با اینکه زندگی مشترکمون دووم نیاورد

‫اگه دکتر براون همین الان ظاهر میشد

‫و یه سواری با ماشین دلوریان ‫بهم پیشنهاد میداد

‫یه راست برمیگشتم به اون ‫گروه حمایت کاهش وزن

‫و برات شکلک درمیاوردم

‫ارجاع به فیلم بازگشت به آینده بود

‫میدونم، من زنت بودم

‫بله، بودی

‫بله، بودم

‫کیت؟ کیت

‫می‌خواستی الان فیلم خونگی ‫نگاه کنی دیگه، نه؟

‫چه بارونی میاد، مگه نه؟

‫چطوره هفته دیگه یه بازی کنیم؟

‫اصلا نه، چطوره تو بازی کنی ‫و من نگاه کنم؟

‫من واقعا فقط این با هم بودن رو دوست دارم

‫تازه، فقط چهار نفر میتونن بازی کنن

‫من فقط بازی رو کند میکنم

‫اشکالی نداره

More Farsi Persian subtitles for This Is Us

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left