Prvních 200 řádků.
هماهنگ با نسخه تلویزیون Time 41:58
اینجا رو داشته باش ، دنیا
من رسیدم
میشه 25 چوق
من دو تا دارم
پس همینو میتونی ببری
پول که نداری سوارت نمی کنم
فقط منو ببر خونه ام
اونجا پول هست ...و من میتونم
! بیرون
میتونم بپرسم کارت چیه؟
...به نظرم وقتی این همه راه تا اینجا میای
یعنی داری یه چیزی می فروشی...
من از اونجا اومدم
که اینطور
خوشحالم که مالکت ، بالاخره یک خدمتکار خانه دار گرفت
...اگه قیمتت خوب باشه
من و زنم هم تو خونه مون... کمک میخوایم
...یک کلسیون از وسایل بتانی دارم که
که باید دائم ، غبار روبی بشن...
اسمتون چیه ، آقا؟
رابرت تاس از شماره 220
خب رابرت
من برای کمک نیومدم
اینجا زندگی می کنم
ما همسایه ایم
خوب گفتی بله
جدی میگی؟
ولی امکان نداره ...آخه تو داری
در چنین جامعه سطح بالایی... زندگی می کنی
تو هیچی درباره من نمیدونی
من میدونم چه جور آدمایی اینجا زندگی می کنن
و تو بهشون نمی خوری
واقعا؟
پس به چیا می خورم؟
کجای من به محله سطح بالاتون نمی خوره؟
چون قد بلندم؟
یا زنم؟ یا سیاهم؟
! جلو نیا
...و حق نداری در محله خودم
اینطور تهدیدم کنی...
و منم دوست ندارم در محله خودم مثل جنایتکار باهام برخورد بشه
اینجایی
یه لیست از چیزایی دارم که باید برام درستشون کنی
اولیش مجازات همسایه نژادپرستته
باید واضح تر بگی ، عزیز
الان درگیر یه کاری ام
...یک آدم با لباس بیگانه دارم که
یک بیگانه دیگه داخل بدنشه...
و باید آماده طلسم پاکسازی بشم
دی سی: افسانه های فردا - فصل 6 - قسمت 5 کارآموز شیطان پرست
لعنتی
لطفا از این بوی گند گوشت نجاتم بده
منظورت چیه؟
...یعنی دیگه دلت سس مخصوص
با برگر بزرگ و بدت نمی خواد؟...- صبر کنید-
سلام- هی دختر-
هی
جان لباسشویی ات کجاست؟
لازم ندارم
میدونی ...لباس های من افسون شدن
که هر وقت لازم دیدن... خودشون رو تمیز کنن
لباس هات هم فکر دارن؟
بله- چه جذاب-
! ترسناکه
اینترنت هم لازم دارم
بله اینترنت
میرم تو کارش
خیلی زود یه افسون براش مهیا می کنم
...فقط باید
جان- یه کاری دارم. آره دیگه-
دهن خودت و قول های دروغینت سرویس جان
بله من شهروند آمریکام
ولی مادرم اهل نورثآمبرلند بود
و عملا یک بومی ام
بررسی سابقه ام میگه که فقط 15 سال دارم؟
...خیلی خب. بله. دلیلش اینه که نوجوانی خودم رو
در بُعد دیگه ای گذروندم که زمان... ...متفاوت بود. پس
الو؟
خدا
خوبه که برگشتی ....میخوام سینک آشپزخونه رو
تعمیر کنی و... این چیه که پوشیدی؟
بسته سیگار روز مبادای من رو دیدی؟
میدونم همین جاها گذاشتمشون
نه من هنوز اینترنت لازم دارم
و کار و ظاهرا غذا
این بالا برای زندگی ، باید کار کرد عزیز
ولی تو همه کار رو با جادو می کنی
! کارم همینه
! لعنتی
ایناهاشی
مرسی
یک افسون برای تعمیر سینک نبود؟
بیخیال ! شوخی ات گرفته؟
...دنبال کار می گردی در حالی که
کارفرمایان قدیمت ، سه حکمران جهنم بودن...
فقط قدرتمو پس بده
...و گرنه می دم خونتو بیرون بکشن
و باهاش استخرم رو پر می کنم...
!دلم برای استخر خون خودم تنگ شده
نقره استرلینگ
میناکاری اروپایی
چمدان با قدمت طراحی 100 سال خیلی خب
چراغ مطالعه بتانی
هیچوقت یاد نگرفتم که مثل تو موسیقی بخونم ، مامان
وای افول مقتدر رو ببین
سلام؟
کی اینو گفت؟
گوشه سمت راست ، بانوی من
راست تر تقریبا رسیدی
و حالا رسیدی
تو کی هستی؟
الیستر کراولی در خدمت شمام
ولی حرف از من کافیه
نگرانی من ، معطوف توست دختر عزیزم
چی سر استرا لوگ ِ بدنام اومد؟
میدونی من کی ام؟
البته که میدونم
...تو زنی هستی که با چنگ و دندان ،راهش رو
تا قله های تارتاروس باز کرد...
...ظاهرا حالا که اون قدرت رو همراه نداری
به دشواری برخوردی؟...
یه جورایی جهنم ساده تر بود
چون قانونی در کار نبود ولی اینجا کلی قانون هست
و پیروی از اونا منو به جایی نمی رسونه
تحقیر کننده اس
یک ملکه قدرتمند ، تبدیل به یک شاهدخت درمانده شده
و جهنم رو ترجیح میده
ببین کی میگه
...یک ساحر مشهور ِ شیطان پرست و دوستدار بیگانه ها
که در یک پرتره به دام افتاده...
خوب گفتی ، بانوی من
اون جان کنستانتین لاشی منو از جهنم ...احضار کرد
تا اسرارم رو یاد بگیره...
و وقتی کارش باهام تموم شد ....منو به این پرتره داغون
تبعید کرد و... ..بعدش منو
بین این آشغالا انداخت...
بله درست به نظر میاد
...جان بهم قول داد که
مثل یک انسان عادی زندگی می کنم...
ولی برای سختی و دشواری این بالا آماده ام نکرد
این خونه داره نابود میشه من کاملا ورشکسته ام
نمیدونم چطور اینا رو درست کنم
ارباب کنستانتین، هر دوی ما رو خنثی کرده نه؟
ولی مشکل تو رو میشه راحت اصلاح کرد
...چند جادوی ساده ، بهت قدرت اینو میده
که اوضاع اینجا رو عوض کنی...
اگه میخوای میتونم بهت یاد بدم
داری بهم پیشنهاد آموزش جادو رو میدی؟
بزرگترین افتخارم خواهد بود
سارا لنس بدنام
مدت زیادی رو منتظرت بودم
...پس تو باید همون ارباب فضایی قدرتمندی باشی
که پشت این ماجراهایی...
اینطور که میگی ، انگار من ابرشرورم
این چیزا با من سازگار نیست
...ولی مدت زیادی رو
منتظر دیدنت بودم ، سارا...
میشه اینطور صدات کنم؟
انگار کل عمرم می شناختمت
انگار دوستای قدیمی هستیم با هم می سازیم
روحیاتمون یک جوره
تو کدوم خری هستی؟
اسم من بیشاپه
ولی این به معنای واقعی کلمه هیچی نیست نه؟
تو هرگز اسمم رو نشنیدی
درباره این اسم هیچی ذکر نشده ...ولی
"من برات کی ام؟"
یک زاگورون گازت گرفته
زهرش تقریبا به قلبت رسیده
ده ثانیه تا خاموشی وقت داری
این همه راه رو الکی اومدی
و بدون اینکه بفهمی چرا ، می میری
پس "من برات کی ام؟"
من مردی ام که قراره کل بشریت رو نجات بده
با تو و این پادزهر شروع می کنم
پنج ، چهار ، سه
"برات کی ام؟"
"و برای این گیتی عظیم و بزرگ"
"که در اون می چرخیم"
نه تقلا نکن
عظلاتت برای تطبیق نیاز به زمان دارن
اینا چیه؟
داروهای حیات بخشی به اندام بدنت
گذر از این مرحله ، ممکن دشوار باشه
بیشاپ جون تو رو نجات داد
من از اون چیزی نمیخوام
منو از اینجا ببر
امروز مریض ما چطوره ، پرستار ایوا؟
...عصبانیه و داره در ذهنش حساب کتاب می کنه
که چطور میتونه تو رو بکشه...
مثل قدیمش شده- عالیه-
یک نمایش خوب برات آماده کردم
ولم کن برم
ولی هنوز چیزی که روش کار کردم رو ندیدی
ای-وی ایوا چند روز سرش کار کرد
...اگه یک نگاه ریز بهش نندازی
خیلی داغون میشه...
سیاره ما یک نمونه کامل بود
...همه موارد مورد نیاز گونه های زیستی کربن محور
No comments yet. Be the first to leave one.