Penny Dreadful: City of Angels

Penny Dreadful: City of Angels

Stáhnout Farsi Persian titulky

Série 1

Informace o verzi

Penny Dreadful City of Angels S01E01 720p WEB
Penny Dreadful City of Angels S01E01 WEB H264-GHOSTS
Penny Dreadful City Of Angels S01E01 Santa Muerte WEBRip x264-ION10
Penny Dreadful City of Angels S01E01 Santa Muerte 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTG
Komentář od EILIA
☀️ EILIA و ایـلیـا Sorrow سمیـرا ☀️

Tagy

webrip
web
x264
BRip
Web-DL
web-dl
WEB-DL
1080
720p
720
TS
Zveřejněno: 2020-04-26
Stažení: 41
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

‫زمانی می‌رسه

‫که دنیا برای من آماده‌ست

‫زمانی‌که ملت‌ها با هم درگیر میشن،

‫زمانی‌که نژادها همدیگه رو می‌بلعن،

‫زمانی‌که برادرها یکدیگر رو می‌کشن...

‫تا وقتی ‌که روحی باقی نمونه

‫آماده‌اید؟

‫و در اون روز، رهبری قیام خواهد کرد

‫و تمام قلمروها رو عازم جنگ می‌کنه

‫و تمام نژادها رو برعلیه هم می‌کنه...

‫روزی که قدرت‌های تاریک پیوند می‌خورن

‫و دنیا آماده‌ی سوختنه

‫و تنها چیزی که نیاز داره...

‫فقط یک جرقه‌ی...

‫نهایی‌ست

‫آهنگ دیگه‌ای نداری؟

‫از این یکی خوشم میاد

‫همیشه از آهنگ‌های غمگین خوشت میاد

‫- اون پسر ‫- هی!

‫کاری بهش نداشته باش

‫ولی چرا خودت رو به خاطرش ‫به دردسر می‌ندازی، همم؟

‫به خاطر هرکدومشون؟

‫اونا چیزی به‌جز حیوون‌های ترسیده‌ای

‫که توی گِل‌، دنبال گِل بیشتری می‌گردن، نیستن

‫و ارزش مراقبت و محبت تو رو ندارن

‫این رو بهت ثابت می‌کنم، فقط صبرکن

‫چطور این کارو می‌کنی؟

‫با دادن این اجازه که خودشون باشن

‫با برآورده کردن تمام آرزوهاشون

‫با نجوا کردن توی گوش‌شون

‫تمام انسان‌ها باید همون هیولاهایی باشن ‫که واقعاً هستن

‫و همونی که بهشون گفته شده، می‌تونن باشن

‫سعی می‌کنی جلوم رو بگیری؟

‫من احساسی نسبت به زنده‌ها ندارم

‫نسبت به هیچی نداری

‫حالا آغوشت رو باز کن، خواهر

‫امروز کُلی روح تقدیمت می‌کنم

‫بابا!

‫بابا! نه، نه!

‫بابا!

بابا!

‫بابا!

‫مامان، لازم نبود اینکارو بکنی

‫بس کن. از کیکم خوشت میاد

‫- هی ‫- هی!

‫بذارش واسه تیاگو. ‫امشب شب تو نیست

‫تیاگو، کیک رو ببُر. ‫دارم از گرسنگی می‌میرم

‫چون هیچوقت غذا نمی‌خوری

‫همیشه‌ی خدا می‌خوره. مثل یه خوکه

‫پس چرا این شکم وامونده سیر نمیشه؟

‫پسرم، مؤدب باش

‫- آماده‌اید؟ ‫- آره

‫اوهوم

‫هی

‫هورا! ایول!

‫تیاگو، نشون‌مون بده دیگه. دارم می‌میریم

‫فقط یه تیکه حلبيِ ارزون قیمته

‫- بس کن ‫چیه؟

‫می‌تونی با یه 5 سنتی از «والش» بخری‌شون، خب؟

‫نشون‌مون بده

‫خیلی بهت افتخار می‌کنم

‫مامان

‫همون اندازه‌ای که مال منه ‫مال تو هم هست

‫همم

‫ممنون، مامان

‫نمی‌دونی امشب چقدر...

‫به خانواده‌مون افتخار می‌کنم

‫هی... آقا پلیسه

‫خودشه؟

‫یالا

‫کارآگاه سنتیاگو وِگا

‫به‌گمونم باید بهت تبریک بگم

‫به‌گمونم باید ازت تشکر کنم که اومدی

‫ای‌بابا، تا به خودت بیای می‌بینی خارجی شدی

‫رائول، به برادرت افتخار کن

‫قرار نیست تظاهر کنم که به ‫برادرم افتخار می‌کنم...

‫می‌خوای توی کارخونه‌ی کنسروسازی باشه

‫یا تو مرزعه کار کنه؟

‫برادرت یه زندگی واسه خودش ساخته

‫بهش احترام بذار

‫خیلی‌خب

‫ببخشید، تیاگو. خب؟

‫روز طولانی‌ای بوده

‫همم

‫بیا یه نوشیدنی بخوریم، ها؟

‫آره؟ ها؟

‫بچه‌ها، می‌خوام یه سلامتی بفرستم

‫یه لیوان بردارید

‫پس همگی لیوان‌تون رو... ‫ببخشید مامان...

‫به سلامتی کارآگاه تیاگو وگای بی‌پدر برید بالا

‫کارآگاه تیاگو وگای بی‌پدر!

‫واسه شروع کارت اضطراب داری

‫می‌دونی، همکار خوبی دارم

‫همم

‫اونجا سخته، همم؟

‫بهش عادت کردم

‫اینکه یه پلیس ‌آمریکاییِ ‫مکزیکی‌تبار باشی رو میشه یه‌کاری کرد

‫ولی هیچکس... از یه کارآگاه زیاد خوشش نمیاد

‫هی. تو واسه اون نشان زحمت کشیدی

‫اونا اینطوری نمی‌بیننش

‫تو اولین کارآگاه آمریکاییِ مکزیکی‌تبار

‫توی اداره‌ی پلیس لُس‌آنجلسی

‫اون نشان رو با افتخار همراهت داشته باش

‫و به نفر بعدی کمک کن

‫اونم به نفر بعدی کمک می‌کنه. ‫این کاریه که ما می‌کنیم

‫دوشنبه، ها؟

‫دوشنبه صبح اون ماشین‌ها شروع به کار می‌کنن؟

‫نگاه کن چطوری به من زُل زدن

‫انگاری دندون دارن

‫گمون می‌کنم نمیشه جلوی کارشون رو گرفت

‫مطمئنم رائول سعیش رو کرده

‫حالا یه حکم دادگاهی دارن

‫قراره فردا به شورای شهر بره

‫احتمالاً حرف‌شون به جایی نمی‌رسه

‫ممکنه

‫می‌دونی... امشب، نشان تو...

‫بابات بهت افتخار می‌کرد

‫جدی میگم، تیاگو

‫امشب تو رو نگاه می‌کنه

‫باید به اتوبوسم برسم

‫تاکسی!

‫بله؟

‫- بله؟ ‫- از خواب ناز بیدار شو

‫پایین رودخونه چندتا قتل داریم

‫تقریباً 15 دقیقه‌ی دیگه اونجام

‫چی، امروز؟

‫آره، امروز

‫منم درک نمی‌کنم

‫کارم از دوشنبه شروع میشه

‫حدس بزن چی شده، خوشتیپ

‫کارت از 15 دقیقه‌ی دیگه شروع میشه

‫چرا ما؟

‫به‌نظرت می‌دونم؟

‫ولی خود «وندرهاف» بهم زنگ زد

‫رئیس پلیس تماس نگرفته؟

‫خود وندرهاف زنگ زد

‫- خدایا ‫- دقیقاً

‫کارآگاه «میچنر»

‫خب، ما رو کله‌ی صبح چی اینجا کشونده،

‫و روز تعطیل‌مون رو به هم زده؟

‫بهتره خودتون ببینید

‫بذار ببینیمش

‫محکم باش، همکار. یه نفس عمیق بکش

‫خب...

‫گمون می‌کنم باید بهت بگم...

‫به واحد قتل خوش‌اومدی، کارآگاه وگا

‫جراحت‌های قفسه‌ی سینه شبیه ‫یه چاقو یا شایدم تبره

‫صورت‌هاشون... گریم شده‌ست

‫این یه‌جور تبلیغ لوازم گریم هالیووديِ مکس‌فکتوره؟

‫قربان، یه چیز دیگه‌ام هست

‫«اگه قلب‌مون رو بگیرید، قلب‌تون رو می‌گیریم»

‫خب، گمون کنم حالا فهمیدیم ‫چرا با ما تماس گرفتن

‫این قتل‌ها یه‌جور مسئله‌ی لاتینیه

‫قلب‌ها رو برداشتن

‫رفیق، فاتحه‌ی روز تعطیل‌مون رسماً خونده‌ست

‫شهری وحشی و بی‌قانون

‫که تاکنون در غرب قدیمی پیدا شده است

‫گروهبان...

‫اگه به انجمن ملحق شیم، بهمون نشان میدن

‫«گرین هُرنت» بهمون یه حلقه داد

‫نشان می‌خواید چیکار؟

‫- بابا، هرکسی یه نشان می‌خواد ‫- اوه

‫اون همه برف رو درک نمی‌کنم

‫چطور ممکنه هر قسمت سریالش ‫کولاک به‌پا بشه؟

‫- صبح‌بخیر، ماریا ‫- آقا

‫کولاک میشه چون اونجا یوکان کاناداست

‫صبحونه‌ی مکزیکی داریم؟

‫بله، تام

‫خیلی ممنونم، خانم وگا

‫تو در مورد کولاک چی می‌دونی؟

‫- تو هیچوقت حتی برف ندیدی ‫- خودت هم ندیدی

‫میشه واسه دیدن برف به یوکان بریم؟

‫باید به یوکان بریم

‫- خانم ‫- لباس‌ها رو از رخت‌شویی آوردی؟

‫بله، خانم

‫این چه صداییه؟

‫گروهبان پریستون از یوکان

‫- قراره بریم اونجا ‫- اینطور نیست

‫- چرا، میریم ‫- پسرا، لطفاً

‫پیتر، دیرت میشه‌ها

‫می‌دونی که جمعه‌ها چقدر شلوغه

‫صبرکن تا جاده‌ی جدید رو باز کنن

‫پس الان پرواز می‌کنم

‫باید خیلی سریع توش حرکت کنی

‫قراره جاده‌اش سه لاینه باشه ‫و پُل و تونل داشته باشه

‫شیطونی نکنید، پسرا، باشه؟

‫صدای بی‌سیم رو هم زیاد نکنید

‫- رادیو ‫- رادیو

‫روز خوبی داشته باشی، عزیزم

‫توی مدرسه زرنگ باشی، ترور. دوستت دارم

‫منم دوستت دارم

‫و تو، تام جوان،

‫توی نقشه یوکان رو پیدا می‌کنیم

‫و باهمدیگه نگاهش می‌کنیم

‫همم؟ این چطوره؟

‫دوستت دارم

‫- خداحافظ بابا ‫- ماریا، یه صحبتی باهات دارم

‫خانم کرافت باید امروز استراحت کنن

‫و...

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left