Informace o verzi

Devil Between the Legs 720 web YisMovie
Komentář od Aligma
تقدیم به دوستداران سینمای ضد هالیوود

Tagy

web
720
Zveřejněno: 2022-08-29
Stažení: 23
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

ارائه اختصاصی از گروه تلگرامی کایه دو سینما Cahiers du cinéma

شیطانِ میان پاها

جاسوس

جنده هایِ حرومزاده

حتی به درد این کار هم نمیخوری

اما می شناسمت

وانمود میکنی خیلی خوبی

چروکیده

چه عجب. بالخره پیدات شد

:داشتم به خودم می گفتم

یکی از همین روزها، دینورا ادعا میکنه دوشنبه ها خیلی شلوغه

تقریبا ساعت 10 شده

مراقب اوضاع باش. سعی کن آقا تنها نمونه

میدونی که شوهرم خوابش سبک هست

وقتش رو تلف نمی کنه

چه روز باشه یا شب

بهتره تنها نمونه

بهتره این آخرین باری باشه که دیر میای

نمی خواد بگی که ترافیک بود یا مترو شلوغ بود

...نمی بینی من - آره -

یک کمی هم به کار خودم رسیدم

فقط یک کم تاخیر داشتم

یک کم تاخیر هم تاخیره

...آره. منم مثل تو

باید سرِ وقت به کارم برسم

دیگه هم گستاخی نکن

مثل مهمونی باید سر وقت برسی

وقتی کوچیک بودی مادرت تو رو اینجا گذاشت

منم به خودم گفتم: اگر مادرش رهاش کرده

خب من بزرگش می کنم

...خانم. اگر از کار من خوش تون نمیاد

وسائلم رو برمیدارم و میرم

وای، چقدر احساساتی هستی

فقط گفتم دیر نیا

این به این معنی نیست که دیگه با من کار نکن

می خوام که وقت شناس باشی. تلاشت رو بیشتر کن

با این ترافیک هر کسی دیر میرسه

خوبه. مراقب اوضاع باش. باشه؟

و برای ناهار. همون همیشگی

پاستا الفبایی که دوست داره

خودم از پس بقیه اش بر میام. اما تو میدونی چطور باهاش کنار بیای

هر روز پاستا الفبا

دینورا. به خاطر خدا

هر چی دلت می خواد درست کن

همیشه یک چیز نمیخوره

...یک روز پاستا الفبا. یک روز دیگه ستاره ای

صدفی - پیچی و ساده -

خدا رو شکر ازت یک کار تخیلی نخواستم

بعدا می بینی از چه کار واقعی خوشم میاد

دیروز رفتم توی اتاقت

دیدم چه آدمک هایی داری

توی اتاق من چی کار میکردید؟

رفتم چند تا عکس بگیرم

مجبور نیستم توضیح بدم. خونه خودمه

رفتم که رفتم. همینه

آدمک ها چطورن؟

...آدمک ها؟ خب

همیشه اونجا هستن

آره. اما لباس تن شون کردی

لباس های کهنه

اونا آدمک هستن

آدمک های قدیمی

اینجوری کمتر ترسناکن

توی شب ترسناکن

اگر شوهرم بفهمه خودت میدونی و اون

بچه که بودی ازشون می ترسیدی

برات مهم نبود چند بار بهت گفتم اونا مال شوهرم هستن

از زمانی که می خواست با یک دکتر آناتومی کار کنه خریدشون

نه. تو از اونا خوشت نمیومد

دیگه هیچ اهمیتی به آدمک ها نمیده

همون جا ولشون کرده. قدیمی و فراموش شدن

اما آدمک های خودش هستن

به خاطر همین نگه شون داشته

بیچاره

...می خواست دکتر بشه و

در نهایت داروساز شد

یک داروسازِ همسان درمانگر - آره -

داروسازِ همسان درمانگر

چندین داروخانه

یک زنجیره سراسری

همیشه اینو میگه

مراقب اوضاع باش

اگر بهشون اهمیت میده یعنی نمی خواد کسی بهشون دست بزنه

باید ببره اتاق خودش

هر چند خونه خودشه... اما اینجا اتاق منه

بهش بگو من رفتم باشگاه

بالخره گیرش میندازه

ولی خدا نکنه من به آدمک هاش آسیبی بزنم

...چون آقا ...

اون چطور؟

اون داره یک کاری میکنه

حواست به ساعت هست؟ امروز چه روزیه؟

خدمتکار دیر اومد باید منتظر می موندم

میدونی که چطوری هستن

دیروز یک بهونه امروز هم یک بهونه دیگه

همکارِ رقصت رفت

خودم تنهایی تمرین میکنم

...آقای اسماعیل

رقص رو جدی میگیره

امروز همسرش رو برای عکس گرفتن آورده بود

می خواست تو رو هم ببینه

چیزی که می خواست این بود تو رو ببینه

خودت فکر کن. آرزو کن موفق باشی

.تو نمیای اما اون سر کلاس حاضر میشه فکر کن. شاید داری اشتباه میکنی

وای بئآتریسا. چی بهت بگم؟

لعنتی

در مورد من چیزی نپرسید؟

اون؟

فقط بهش گفتم رفتید باشگاه

رفت توی تخت و خوابید

...آره

وقتی ذهنش آشفته میشه همین کار رو میکنه

رفته بودی بیرون؟

آره

...رفتم باشگاه و

بعدش هم ماساژ

التهاب مفاصل دارم. وقتی بارون میاد بدتر هم میشه

التهاب مفاصل تو

توی فصل های بارونی شدت میگیره

وقتی بارون نمیاد هم ملتهب میشه؟

تعجبی نداره که اینقدر برای شورت و سوتین هزینه میکنی

تو که بابت این چیزها پول نمیدادی

مال 5 سال پیش هستن

تو که دیروز شستی شون

چی؟

چی میگی؟

متوجه نمیشم

متوجه ات می کنم

خودت میدونی چه گندی زدی. نه؟

یا بهتر بگم. هر دو میدونیم گند خورده به همه چیز

و خوب هم میدونیم کی مقصره

میدونی چی پیدا کردم؟

امروز صبح که رفته بودی ماساژ

لب هاتو که رژ زدی

ردِ رژ لبت روی فنجون موند

ببین

قرمز

باید منم ببری

پاهای منم درد میکنن اما هیچ وقت منو نمیبری

:یا به ماساژور بگو

بیاد اینجا و هر دو مون رو ماساژ بده

می تونه منو ماساژ بده و تو هم مجبور نیستی بری بیرون

...و اگر تو بیرون نری

فکر منم آشفته نمیشه

و همه چیز رو مرور نمیکنه

فکر کردن و فکر کردن

ماساژ یک تخت مخصوص می خواد

بلند باشه

جا دار باشه دیگه بقیه شو نمیدونم

چرا این اواخر اینقدر لباس های زیرت رو میشوری؟

عفونت داری؟

شورتت رو میشوری چون عفونت داری

کُس ات دچار حمله میکروبی کرده

سوتین ام بود نه شورتم

اگر عفونت بود شلوارم رو هم میشستم

هرگز نمیفهمی

بعضی از زن های هر جایی

حتی سینه هاشون هم عفونت میکنه

به خاطر تخت به تخت شدن

باید حقیقت رو به من بگی

...بین این همه مساله یک چیزی هست

چیزهای زیادی توی سر آدم میگذره

برو بیرون

باز شروع نکن

این تو بودی که کس ات پاره بود

پس تو شروع کردی

میرم بیرون. چیزی هم نمیخورم

خودت میری بیرون کجا میری؟

...یکبار دیگه اینجوری بترسونی

باید به آمبولانس زنگ بزنی

کم مونده بود سکته ام بدی

چند وقتی این اطراف پیدات نبود

حتی نمیدونستم داری میای

اینجا هستم

نمی تونم مغازه رو ببندم کسی هم نیست به جای خودم بذارم

فقط چند ساعت

بگو که قرار داری

اونی که مشتری ها شو از دست میده منم

تو که به کیرت نیست

برو یک ساعت دیگه بیا

...به خاطر تو نیست

به خاطر خودمه

بیا

باشه

فقط چند ساعت

نمی بینی کار دارم؟

آرایشگرمون امروز نیومده

...جنده

اما چه کنم؟

همیشه آخرش بهت بله میگم

امروز صبح دیدم که اینجا رو تمیز کردی

قشنگ شده

با چیزهای که توی این آشغالدونی پیدا کردی

مثل فیلم های قدیمی

هر وقت اینجا رو تمیز میکردن خیلی قشنگ میشد

مثل سیندرلا

یا سفید برفی

میرم برات یک لامپ میارم

باید همین اطراف باشه

واقعا خوشگل شده

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left