Prvních 162 řádků.
Ben_Azad
آیوفیلم تقدیم میکند
من میرم به حفارا سر بزنم
...توروخدا
توروخدا سالم باشید
!آلانتسیل-سان
مطمئنم بدون منم مشکلی ندارن
لطفا، بذار حواسم به پسری که .بالاخره دوباره دیدمش باشه
ممنون
...امکان نداره
چجوری باید همچین چیزیو رام کنیم؟
نمیخوایم رامش کنیم
میخوایم پوزشو به خاک بمالیم
بزن بریم
زبی-چان، لطفا
پایتم
با اجازه
نیش
باختم
دریدن آسمان
سپر
داغه! خیلی داغه
شعله سحرآمیز
کنترلش کن
میشه قدرتامونو مقایسه کنیم
دیو سحرآمیز آتشین، سمندر؟
راحت يه نفس
بعد از اخراج از تو سی سالگیم ارتش پادشاه شیطانی
:مترجم
Ben_Azad
آیوفیلم تقدیم میکند
قسمت 11
.داره برگ برنده داریل یه
بچه ها
حالتون خوبه؟
اون صدای داریل-سامائه
داریل-ساما
خداروشکر
پسرم، بسپرش به من
اول باید با اون یه کاری کنیم، مگه نه؟
آره
بچه ها، یکم دیگه صبرکنید باشه؟
باشه
...دریدن آسمان
امپراطوری وحشت
وای
شهردار! خیلی خطرناکه
داریل
فرار کرد؟
ما پیروز شدیم
...اما...اون هیولا
گمونم یه نفرتی از سمتش حس کردم
نفرت؟
...نه، واسه من
آشنا میزد
...داریل
من برمیگردم به قصر پادشاه شیطانی
لطفا منو ببر اونجا. تازه از انرژی .جادوییم استفاده کردم
توروخدا؟
موندم یه کاره چجوری اینجوری شد؟
بیا بریم حفارارو نجات بدیم
بله قربان
داریل-ساما
خوشحالم که همتون سالمید
داریل-ساما شما ناجی مایید
!آره! آره
من اونقدرام خفن نیستم
نتونستم از همه محافظت کنم
...پسرم
خیال نکن که باید همه چیو خودت تنهایی مدیریت کنی
...اونایی که به دیگران برتری دارن
حتما باید تو مواقع لزوم قدرت بقیه رو قرض بگیرن
آنیکی
ما تدارکات امدادی آوردیم
چشم
اشکالی نداره
یکی از کارکنان گیلد گم شده
...با همدیگه تو معدن پناه گرفته بودیم اما
ما واسه گشتن همرات میایم
اینجارو بسپر به من
ممنون
به به، اینکه پدره
چیشده که یهویی اومدین اینجا؟
چیه؟
میبینم که هموطنم زبیانتسم با شماست
تو وارد اتاق اسرار شدی؟
اوه خدا، یعنی چی میتونه باشه؟
خالی بستم
فقط داشتم شوخی میکردم
همه چیزایی که یادم دادی رو خوب یادمه پدر
پس..این اتاق اسرار چیه؟
یه تالار که تو قصر پادشاه شیطانی پنهون شده
از زمان باستان، هر طلسمی که توسعه پیدا کرده اونجا ذخیره شده
طلمسمایی که از هر جادوی دیگه ای تو جهان قدرتمندترن
و بصورت قابل توجهی خطرناکترم هستن
چون اجدادمون ازون طلسما میترسیدن مهر و مومشون کردن
بین اون طلسما یه تکنیک هست که باهاش میتونی یه دیو بسازی که بهت خدمت کنه
از سمندری که تو معدن دیدم یه .ردی از میل تو احساس کردم
کار تو بود، مگه نه؟
چرا زودتر توجه نکردم؟
تو همیشه سخت کوش بودی
سالی که به سفرکردن گذروندی داشتی دنبال دیو سحرآمیز میگشتی نه؟
پدر، تموم شد؟
...من یه کار مهمی دارم که
چه مرگته؟
برخلاف داریل، تو با یه همچین استعداد جادویی ای بدنیا اومدی
چرا همیشه میذاری اون قدرت حیف بشه؟
حیف بشه؟
...من
یه حیف نونم؟
...بس کن
...بس کن
فقط بس کن
تو چی پدر؟
تو با قهرمان و بقیه اون آدما بودی مگه نه؟
فکرمیکنی خبر ندارم؟
من تورو از توی چشمای دیو .سحرآمیز آتشین، سمندر دیدم
داری با آدما رفیق بازی میکنی؟
طلسم جادوی توازن روح
پس استفادش کردی
اون بدن استفاده کنندشو ضعیف میکنه و خوره ذهنش میشه
به زودی باعث میشه مرزهای .بین تو و دیگران تیره و تار بشه
پسر احمق بیشعور من
اینکه تو دست رو اون طلسما گذاشتی درحالیکه یکی از چهار ژنرال هستی
و مردممونو تو همچین خطری انداختی
تو لیاقت بودن بین چهار ژنرالو نداری
دیو آتشین سحرآمیز، سمندر بیا بیرون
با تشکر، قهرمان فعلی و سابق هردو یه جا هستن
اگه هردوشونو همزمان شکست .بدم دستاورد بزرگی میشه
وایسا
باشبارزا
سپردمت به ابلفضل، پدر
بهتره بس کنی
قابل توجهت، اون پیر گوزوی قهرمان بصورت احمقانه ای ترسناکه
بیشتر ازین گناه نکن
نزدیکمون بمونید و از ما جدا نشید
مرسی. کمک بزرگیه
این دیگه چیه؟
فعلا، بیاید ازینجا بزنیم بیرون
حتما
وایسا
فسقلیا
مردی به اسم داریل میشناسید؟
من نیستم
اشتباه گرفتی
...تقصیر اونه که
که بدن من به دست دوست قدیمیم سمندر سوخته
سمندر؟
اگه تو نیستی، پس داریل کدومه؟
م-من داریلم
موندم تو یه بزدلی یا زیادی شجاعی
وقتی میگی سمندر منظورت همون اژدهاست؟
اگه من برات مشکلی درست کردم معذرت میخوام
...اما گفتن اینکه تقصیر من بوده یکم
سمندر بازتاب خشم صاحبشه
صاحبش؟
خشم؟
.اون تیکه از بدنمو بیرون بیار
چی؟
همونی که همتون صداش میکنید میتریل
اوه، البته
بدن من اینجوری خیلی خوشگل شده
No comments yet. Be the first to leave one.