Prvních 200 řádků.
اظهارات تراوستی اینرسون
شهادت ایوار کریستین سون رو در مورد
اتفاقاتی که در طی بازجویی افتاده اس رو تایید میکند
شما دیگه در بازجویی نقشی ندارید
و استفاده مفرط از قدرتت توی سوابق دائمیت درج خواهد شد
از پلیس متروپولیتن معلق میشی
ولی رئیس پلیس توی سیگلوفورور
یه پست خالی بهت پیشنهاد کرده
تا وقتیکه بتونی ازمایشات روان شناسی رو قبول بشی
"به دام افتاده"
اگه خواستی من بشینم پشت فرمون بهم بگو
نه، مشکلی ندارم
سلام ایزاک، صدات رو بلندگو عه
سلام گوش کن، میخواستم با تراوستی حرف بزنم
بله من اینجام، بگو
تونستیم گوشی کریستین رو ردیابی کنیم
و مثل اینکه اون... یه دقیقه
صبح بخیر
مثل اینکه اون نزدیک "هوفدی" بوده
درست بعد اینکه رفته سفر گوشیش خاموش شده
چه قد خاموش بوده؟
تقریبا 12 ساعت
بعدش ساعت 10 صبح روشنش کرده
اونموقع تشخیص دادن که توی "گاردابیر" عه
بعدش برگشته خونه
خیلی ممنون ایزاک، بعدا می بینمت
قابلت رو نداره، خداحافظ
وقت انجامش رو داشته
ممکنه رفته باشه شمال و برگشته باشه
هیچوقت فکر نمیکردم که ممکنه کار اون باشه
نه
"ایستگاه پلیس"
دلیلی واسه کشتن پسرش داشته؟
اونا با همدیگه قهر بودن، حتما یه اتفاقی افتاده
معلومه که اون داره یه چیزی رو قایم میکنه
رسیدن اینجا، امروز کریستین و ماگدالنا رو توی هتل دیدم
بریم باهاش حرف بزنیم
یادتون باشه که شما دوتا معلق شدین
اجازه ندارین توی این تحقیق نقشی داشته باشین
اون خبر داره؟
نه، فکر نکنم بدونه
هنریکا، تو سوال بپرس، ما فقط نگاه می کنیم
اینجوری قانون شکنی نمی کنیم
حداقل دروغ شاخداری نیست
باشه، من سوال می پرسم، شما دوتا فقط نگاه کنین
هارالدور، میتونی کارای اداری هاپر رو بکنی؟
اره
سلام - سلام -
تنهایی؟
اره، دختر ها رفتن داروخونه، چه کمکی میتونم بکنم؟
میشه یه دقیقه حرف بزنیم؟
اره، بیایین تو، میرم لباس بپوشم
میدونم این خوب بنظر نمیاد
نه، خوب نیست
این ایده که من به پسرم صدمه بزنم، خیلی مزخرفه
اون شبی که پسرت به قتل رسید کجا بودی؟
سر کار بودم - سر کار؟ -
اره، نزدیک هوفدی یه دفتر دارم، می تونید بررسیش کنید
پیمانکاران کا جی - چرا داشتی تا دیر وقت کار میکردی؟ -
پیشنهاد یه پروژه بزرگ گرفتیم، داشتم ارزیابی رو تموم میکردم
چرا گوشیت خاموش بوده؟
گوشیم چی؟
بعد از اینکه رفتی اونجا، گوشیت رو خاموش کردی
گوشیم رو ردیابی کردین؟
شارژش تموم شده بود
اگه سر کار بودی و چیزی واسه قایم کردن نداری
پس چرا اون شب به پلیس گفتی که تو خونه بودی؟
تاریخ ها رو قاطی کردم، سرم خیلی شلوغه
گمونم اون روزیه که فراموش کردنش سخته
همون طور که گفتم، داشتم تا دیر وقت شب
ارزیابی قیمت رو تموم میکردم
وقتیکه رسیدم خونه، دخترا خواب بودن
کسی میتونه تاییدش کنه؟
اونجا دوربین مدار بسته نداره؟
نه، همچین چیزی نداره
ممنون که منو رسوندی
هیچوقت راه رو از فرودگاه پیدا نمیکردم
اره، مشکلی نیست
اونجا رفتی؟ اون... اسمش چی بود؟
اسار - اره -
نه
سلام
سلام
می تونم باهات حرف بزنم؟
اینجا؟ - اره -
اره
می تونیم اینجا بشینیم
خوبه که اومدی اینجا
تسلیت میگم
از هاپر خبری نشد؟
نه، خوشبختانه، نه
اون سوریر رو کشت
میدونم
تو هم توش دست داشتی؟
معلومه که نه
به همه مون خیانت کرد
دستگیر شدم
وقتیکه این اتفاق افتاد داشتن ازم بازجویی میکردن
هیچوقت نباید خودمون رو باهاش قاطی می کردیم
من سوریر رو فرستادم اونجا
دارم با عجله میرم اسار، تا سر وقت برسم اونجا
من و تراوستی نمیریم اونجا
نه، قطعا نه
پس همینجوری دست رو دست میذاریم و هیچ کاری نمی کنیم؟
اگه خبر جدیدی شد، خبرت میکنم
هارالدور، اونجا می بینمت؟ - الان کارم تموم میشه، میام -
موفق باشی - ممنون -
سلام - سلام -
صبح بخیر
عجب مراسمیه
اره، واسه پذیرایی امروزه
داریم می ریم مراسم ختم
اره، اسم من هنریکا ست، من مسئول تحقیقاتم
تسلیت میگم
ممنون - ممنون -
سلام - سلام، میری مراسم خاکسپاری؟ -
اره، اگه مشکلی باهاش نداشته باشین، میخوام برم مراسم خاکسپاری
اره، مشکلی نیست
اوا، سوار ماشین شو عزیزم
ماگدالنا
میخواستم خصوصی باهات حرف بزنم
الان؟
اره، می تونیم با همدیگه بریم اونجا
توی راه، تو ماشین با همدیگه حرف بزنیم
باشه - عالیه -
اونجا می بینمت
"سیکوریتاس"
هعی، یه سر میرم بیرون
به نصیحتت گوش کردم و رفتم دیدن مادرم
افرین
از دیدنت خوش حال شد؟
اره، فکر کنم
از شنیدنش خوش حالم
نباید انتظار بیجاه داشته باشیم و احساس کنیم که به عزیزامون وصلیم
نه
یه چیزی رو واسم روشن کن
فکر کردم از تحقیق در مورد این قتل معلق شدی؟
نگو که این همه راه رو اومدی شمال تا
با یه پیرمرد بد قلق قهوه بخوری
نه
پدر اون کسی که کشته شده بهونش دروغ بود
گفت تمام عصر رو توی خونه بوده، ولی دروغ بود
امیدوار بودم که تو بتونی کمک مون کنی
چه کمکی از دستم برمیاد؟
یادمه گفتی که توی "سیکوریتاس" یه اشنا داری
که کمکت کرده یه پرونده بیمه کلاه برداری رو حل کنی
اره
گو... گودی، همینه - اره؟ -
به هر حال، پدر پسره نزدیک هوفدی یه دفتر داره
میگه اونجا بوده
هیچ شاهدی نداره، دوربین مدار بسته ای ام در کار نیست
ولی اون طرف خیابون دفترش یه نمایندگی ماشین عه
بنظرم اونا از شرکت "سیکوریتاس" دوربین مدار بسته دارن
امیدوارم که یکی اون طرف خیابون هم داشته باشن
خیلی وقتکه باهاش حرف نزدم
می تونم چک کنم هنوز اونجا کار میکنه یا نه
تو و کریستین خیلی وقته که با همدیگه این؟
اره، این تابستون سالگرد 30 مین سال مونه
سی سال، زمان زیادیه
ما بچه داریم، خونه داریم، شرکت داریم
بعضی از زوج ها، بعد اینکه بچه از خونه میره طلاق می گیرن
اره
میخواستی در مورد چیز خاصی حرف بزنی؟
میخواستم بدونم چرا در مورد اینکه کریستین وقت قتل پسر تون
کجا بوده، دروغ گفتی
میدونیم تمام شب خونه نبوده
دوربین چراغ قرمز عکسش رو گرفته
احتمالا داشته از شهر می رفته
کجا داشته می رفته؟
خب، باید می رفت دفتر
یه چیزی رو جا گذاشته بود
وقتیکه ازش پرسیدین کجا بوده، یادش رفته و گفته تو خونه بوده
چرا یادش ننداختی؟
خب، خشکم زده بود
اتفاقی که اخرین بار واسه
ایوار افتاد واسم درس عبرت شد
چند روز بازداشت بود
داری در مورد پرونده لینا که چند سال پیش بود حرف میزنی؟
اره
اره
لینا، اون فرشته ای که بعضیا ازش ساخته بودن نبود
منظورت چیه؟
ذات خرابی داشت
رو خودش کنترلی نداشت
اره صبر کن، اینجاست، میخواد باهات حرف بزنه
سلام
میتونی اون ور خیابون رو ببینی؟
اره، یکمی
اون جمعه شب، اونجا خیلی شلوغ شد
مردم می اومدن و می رفتن
باشه، میتونی فیلم رو واسم بفرستی؟
اره، حتما
بفرست به
زود می رسه دستت
باشه عالیه، خیلی ممنون
خداحافظ
داره می فرستتش
اره نگاه کن، اون کریستین عه
یکم بزن جلو
یه ماشین دیگه میاد - اره -
No comments yet. Be the first to leave one.