Forever

Forever

Stáhnout Farsi Persian titulky

Série 1

Informace o verzi

Forever (2014) - 01x12
Komentář od ARASHAK
سلام.اصلا هماهنگ نبود که هماهنگی لازم رو انجام دادم.

Tagy

other
Zveřejněno: 2015-01-09
Stažení: 42
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

جيسون»، چيکار مي‌کني؟»

.انقدر به مشتريا زُل نزن

مي‌دوني اون کيه؟

اون يارو که ساس‌بند پوشيده؟ بازيگره؟

.اسمش «اليور کلاستن»ـه

.رييس شرکت سرمايه‌گذاري «کلاستن کپيتال»ـه

.توي «وال استريت» اسم و رسمي دارن

.تقريباً 10 دفعه رزومه‌م رو اونجا فرستادم

...خب، بهترين پيشخدمتي باش که تابحال داشته - .پيشخدمت؟ بابا، نه -

... و شايد - ... من -

بايد به اين يارو نشون بدم عملاً .چه‌کاري مي‌تونم براش انجام بدم

.نه، «جيسون». ولشون کن

اوضاع پذيرايي تا الان چطور بوده؟

.عاليه. متشکرم

مي‌تونه بهتر هم باشه، مگه نه؟

هميشه - دقيقاً -

مثلاً، اگه به جاي صورتحساب

.سهواً يه نکته مهم از سهام بهت بگم

.عاشق اين کارم

چي تو چنته داري، پسر جون؟

و بعد اين پسر درباره شرکت‌هاي چيني

.که قطعات موبايل مي‌ساختند، گفت 5سال بعد

.اصلاً اسمشون به گوشم نخورده بود 5سال بعد

ولي تا پايان معاملات سهام امروز

سرمايه‌گذاري «کلاستن کپيتال» در «شرکت الکترونيکي «شو-لاي

سودي بيش از 83ميليون دلار .نصيب شرکت و سهامدارانش کرد

!ايول

.تو مثل پسرم مي‌موني

و چي مي‌تونم بگم؟

.من دوست دارم بچه‌هام رو لوس کنم

.قرباني نشانه‌هاي مصرف الکل رو داره

پس، احتمالاً مست بوده، از نرده .بالا رفته و داخل آب افتاده

خب، پس چرا دستش چروکيده نشده؟

اون کيه؟

.من؟ سلام

.لوکاس وال»، دستيار پزشک قانوني»

.آره، درست در دفتر کناري شما هستم

تو فکر بودم که چرا روي دست‌هاي قرباني

.نشانه‌هاي "تورم آبي" بيشتري ديده نميشه

.تا آخر امروز گزارش رسمي منو مي‌بيني

.عجب. چه سريع

.ما با دکتر «مورگان» کار مي‌کرديم

... مطمئنيد که نمي‌خوايد اول يه کار عجيب غريب يا

حال بهم زن روي جنازه انجام بديد؟

.مي‌دوني مثلا سر جنازه رو بچرخوني

.صحيح

.ببين، يه سوال ديگه دارم

چرا قرباني بايد نصفه شب

از نرده بالا بره؟

.چرا" کار شماست، کارآگاه"

دلِ تو هم اندازه من واسش تنگ شده؟

...اون لهجه، شال گردن

حس لذت از مرگ"؟"

الان چند وقته که نيست؟

.سه هفته، دو روز و چند ساعت

البته کي ميشمره، درسته؟

من نگرانشم، ميدوني؟

.منظورم اينه که اون يه نفرو کُشته

.منم نگرانشم

چندبار بهش زنگ زدم ولي .ابي» گوشي رو برداشت»

... گفت که - .حالش خوبه -

.آره مي‌دونم. منم زنگ زدم

تو اين فکرم که براي مشغول .کردن خودش چيکار مي‌کنه

تله بالاخره يدونه موش گرفت، هاه؟

.راستش نه

آزمايشاتِ ابتدايي من .علت ديگه‌اي رو نشون ميده

هنري» کي مي‌خواي برگردي سر کارت؟»

.موش فوق‌العاده لاغرـه

.احتمالاً گرسنه بوده

.پس از لوله دودکش بالا ميره

...اينا نشانه‌هاي دوده رو پاهاش هستن

جايي که سُر خورد و افتاد

...و چندين استخوانش شکست و بعد

.به داخل تله خزيده

.غم‌انگيزه

نه، راستش نه

ببين «هنري»، من ازت حمايت کردم

که بعد از اتفاقي که افتاد .يکم از کار فاصله بگيري

"منظورت از "اتفاقي که افتاد

تو مجبور شدي يه آدم رواني

.که توي خونه‌ت بهت حمله کرد رو بکُشي

.بله همون

.تو هيچ انتخابي نداشتي .قضيه دفاع از خود بود

ولي مشکل همينجاست، مگه نه؟

.هيچ انتخابي نداشتم

.«من به بازي گرفته شدم توسط اين ...«آدام

...مزاحم تلفني گفت جاويدان‌ـه ولي اين مرد

!مُرده. خيلي هم مُرده

.اين مزاحم تلفني ناشناس نبود

.اون مجبورم کرد يه نفرو بکشم

.يه آدم خيلي بد

.مگه فرقي داره؟ «آدام» برنده شد

ببين، اون تنها در صورتي برنده ميشه

که تو تصميم بگيري دست رو دست بذاري

.و اينجا بشيني و واسه موشها کارآگاه بازي در بياري

الو؟

...سلام «مارکو». نه خوشحالم که

چي؟

.واي خدايا

.مارکو»، الان ميام پيشت»

.آره. واقعاً متاسفم

.مارکو» بود. رفيق قديم سربازيم»

.پسرش مُرده

هرگاه به سوي چيز ناشناخته‌اي .حرکت ميکنيم، ريسک وجود دارد

...هرگاه مجبور مي‌شويم، به هر دليلي

امنيت آشناي خانه و خانواده را

.پس بزنيم

.طبق قولي که دادم، اينم گزارش بنده

.تشخيص من غرق شدنِ اتفاقي، باقي مي‌مونه

و تصوري وجود دارد

،که اين انگيزش ناگهاني .ختم به خير مي‌گردد

.که هر آنچه ما را نمي‌کُشد، نيرومندتر مي‌سازد

.مگر اينکه غير از اين باشد

.درباره شيشه بپرس

کدوم شيشه؟

ذره کوچکي از شيشه تيره که کنار زخم سَر پيدا شد؟

.که احتمالاً به علت مرگ، بي‌ارتباطه

،دستياران پزشکي قانوني درست مثل بچه‌ها .بايد ديده بشن نه اينکه به حرفشون گوش داد

موافق نيستيد کارآگاه؟

.اوه صددرصد

خب، اکثر اوقات، درسته؟

«دکتر «واشينگتون»، کارآگاه «مارتينز»، «لوکاس

.از ديدنتون خوشحالم

.«ما هم از ديدنت خوشحاليم «هنري

.برگشتي؟ تو رو خدا بگو که برگشتي

خب، امروز صبح زود برگشتم

تا جنازه «جيسون فاکس» رو بررسي کنم

.به همراه يه سري شواهد قانوني مرتبط

.اميدوارم ناراحت نشيد

.اين پسر يکي از دوستان «ابي»ـه

از فرصت استفاده کردم

.تا شوري آب درون ريه‌ها رو امتحان کنم

.همونطور که بنده انجام دادم

.در محدوده شوري آب رودخانه شرقي بود

... ولي فقط در شب قرص کامل ماه، حداکثر مدّ

.نه الان و در شب قتل

و ماهيت جراحت سَر

نشون ميده با يک شي‌ء متحرک برخورد کرده

.نه مثل مصدوميت ناشي از سقوط

.علاوه بر اين، روي گردن جاي سوختگي وجود داره

.به نظر من بي ربط با علت مرگه

.بله، حق با شماست

ولي بنظر من

هر دو اين و شکستگي اطراف زانوي مقتول

.پس از مرگ ايجاد شدند

در نهايت، تراشه‌هاي چوب کاج سپيد

.زير ناخنها وجود داشت

چرا؟

...خب کارآگاه، بنظر مي‌رسه انتخاب با شماست

آناليز بنده که تا آخر امروز پرونده رو مي‌بنده

«يا معجون تصورات و عقايد دکتر «مورگان

.که منجر به کاغذبازي اداري و جنون ميشه

هنري» تو مشکلي نداري؟»

.نه خوبم. ممنون

.من جنون رو انتخاب مي‌کنم .«خوش برگشتي «هنري

!ايول

.شنيدم «هنري» برگشته

.آره. امروز صبح پيداش شد

.توي پرونده «فاکس» بهم کمک مي‌کنه

بنظر تو حالش چطوره؟

.حالش خوبه. همون «هنري» هميشگي

خب، هر دو ما مي‌دونيم که معاينه جنازه‌ها

خيلي متفاوت تر

.از مسئول يک قتل بودنه

.و «هنري» پليس نيست

جون کسي رو گرفتن و تمام جريانات بعد از اون

.چيزي نيست که اون آمادگيش رو داشته باشه

.مي‌دونم

اينم مي‌دونم که برگشتن سرکار

يکي از تنها چيزايي بود که .به من احساس بهتري داد

و لااقل اينجوري حواسم به «هنري» هست، درسته؟

آخرين باري که با «جيسون» صحبت کرديد کِي بود؟

.شايد يک هفته قبل

.ولي يه صحبت معمولي بود

"سريع. " در چه حالي بابا؟

."بايد برم"

.انگار که هميشه بين جلسات بود

...و اشتباه برداشت نکنيد .من واسش خوشحال بودم

.اين پسر مثل تراکتور کار مي‌کرد

.بر همه موانع غلبه کرد تا به اينجا رسيد

ولي از وقتي توي اون شرکت مشغول شد

... مثل

مثل اين بود که تکه‌اي .از وجودش رو از دست دادم

کسايي که باهاش کار مي‌کردن رو مي‌شناسيد؟

.هانا» رو مي‌شناختم، دوست دخترش»

.اونجا کار مي‌کرد

.دختر خوبي بود

...ولي ببين، اون آدما و اون محيط

.فقط براشون پول مهم بود

.اين چيزي نبود که براي «جيسون» مي‌خواستم

.چيزي نبود که براش انتخاب کنم

...و نمي‌تونم کمک کنم ولي فکر کنم

چه فکري؟

که اگه توي اين مسير قدم نمي‌گذاشت

.اونوقت به نحوي هنوز زنده بود

.اي کاش مي‌تونستم ازش محافظت کنم

کار يک پدر همينه، درسته؟

.«هنري»

More Farsi Persian subtitles for Forever

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left