Prvních 200 řádků.
رسانه اینترنتی مووی پووی تقدیم میکند
MoviePovie. Com
بیداری،
کاملا طبیعیه
مهمونی کجاس؟
اینا فقط تشریفاته تا وقتی که آماده خروج بشی،
نمیدونم،
فکر کنم قرض بگیرم این برای هالووینه،
نظرت چیه؟
تبریک بابت اولین ماموریتهای موفقیتآمیزت (سم)،
- مرسی، - خوشحال شدی برگشتی؟
نه،
نه، میتونستم برای همیشه اونجا بمونم،
ولی وقتی حالم بهتر شد، یه همبرگر با پنیر میخوام،
فکر کنم بتونیم جورش کنیم،
، میتونی احساست رو توصیف کنی؟
احساس سنگینی و سرگیجه دارم،
دیدم که قلم شناور بود،
جهان بدون جاذبه،
همه اینا طبیعیه،
اینجا چه خبره؟
آزمایشها نشون میده ورم عمیقه، ولی شکستگی نیست،
شاید موقع برخورد ضربه خورده،
وقتی داشتی برمیگشتی (سم)، ارتباطمون باهات قطع شد،
اون بالا چه اتفاقی افتاد؟
مختصات فرود رو از مرکز کنترل ماموریت گرفتم،
همهچیز خوب به نظر میرسید، و...
بعدش انگار با چیزی برخورد کردم، شاید؟
میدونی کی هوشیاریت رو از دست دادی؟
فکر کنم تو مرحله قبل از سقوط،
همهچیز خوبه؟
یه چیزی به کپسولت نفوذ کرده و کلاه ایمنیت رو خراب کرده،
فکر میکنی چی بوده؟
شاید یه تیکه شهابسنگ بوده،
داریم ذراتی که رو لباس فضاییات پیدا کردیم رو آزمایش میکنیم،
شانس آوردی که زنده موندی،
اینجاست،
مامانم!
، سلام،
خیلی دلم برات تنگ شده،
من بیشتر دلم برات تنگ شده،
حالت خوبه؟
من خوبم،
منو مجبور کردن یه مدت رو این صندلی بامزه بمونم،
ولی ببین، من خوبم،
بابا، تو هم دلت برای مامان تنگ شده، درسته؟
از اینجا نگاه کن،
- جدی! - هی، دختر کوچولوم،
،
- خوشحال شدم دیدمت (ویل)، - منم همینطور،
- حالت چطوره، دختر کوچولو؟ - من خوبم،
نباید میومدی اینجا،
دخترم تازه از اولین ماموریت فضاییاش برگشته،
نباید بیام؟
تیم تازه بهم گزارش داد در مورد اتفاقی که افتاده،
انگار معجزهآسا زنده مونده،
همه ما خیلی خوشحالیم که حالت خوبه،
آره، منم همینطور،
در واقع، قراره با ناسا به پنتاگون تو این موضوع ملحق بشم،
واقعا؟
داریم رو فرکانسهای الکتریکی که موقع برگشتنت دریافت کردیم کار میکنیم،
پس یه علاقه مشترک داریم،
در مورد فرودت یه دیوونگی رسانهای بود،
دولت یه خونه قشنگ نزدیک اینجا برای بهبودی تو آماده کرده،
دور از جنجالها،
تو و ایزی لازم نیست با هیچ کدوم از این مسائل سر و کله بزنید،
هی، میای به ما سر بزنی؟
مامانم، آره، آره، معلومه،
برو،
ببخشید که بحث رو قطع کردم،
لازمه چند تا آزمایش دیگه انجام بدیم قبل از اینکه اجازه بدیم بری و برای انتقال آماده شی،
ولی بعدش قرنطینهات کاملا تموم میشه،
خب، وقت رفتنه،
زود میبینمت،
به مامانم خداحافظی بگو، عزیزم،
هی، دفعه بعدی که ببینمت، بزرگترین بغل دنیا رو بهت میدم، باشه؟
یادت باشه در مورد چی حرف زدیم، باشه؟
تماشا کن و حالشو ببر — مووی پووی
کی عاشقته؟
من،
صداتو نمیشنوم، کی عاشقته؟
- من، - باشه،
زود میبینمت،
منم زود میبینمت،
میخوای یه مدت اینو داشته باشی، رئیس؟
من خوبم،
مطمئنی؟
باشه،
مرسی،
خوبه،
هی، تو،
بدنها به جاذبه عادت دارن،
مواظب باش زیاد به خودت فشار نیاری،
نمیخوایم غش کنی،
این واقعا فوقالعادهست،
بابات خیلی بهت افتخار میکنه،
تا حدی که خجالتآوره،
میبرمت یه گشتی بزنیم،
خوبه،
ده هکتار از ویرجینیای وحشی
فقط سی دقیقه از واشنگتن فاصله داره،
یه کم قشنگتر از خونهمه،
انگار دولت این زمین رو تو دهه پنجاه برای آزمایش تسلیحات خریده،
ژنرال (هریس) بهمون گفت حالا بیشتر برای اسکان دیپلماتها استفاده میشه،
خونه بعدی چند مایل اونطرفتره،
شبیه فیلمهای ترسناکه،
خونه دو طبقهست،
اینجا حموم، کتابخونه و
یه آشپزخونه کامل، اون پشت
گوشه بعضی از معاینات پزشکیات رو اینجا انجام میدیم،
این فوقالعادهست،
تو زیرزمین سه تا اتاق خواب و سه تا حمومه،
یه اتاق نشیمن، سالن ورزش خانگی،
که قراره دوست جدید مورد علاقهات بشه
چون همونطور که میدونی، تحلیل عضلانی،
حالا وقت کاره،
بله، خانم،
اگه دلت برای فضا تنگ شد؟
ⓜⓞⓥⓘⓔⓟⓞⓥⓘⓔ
من دقیقا یه همچین چیزی داشتم،
این چیه؟
فقط وزوز گوش،
خب، وزوز گوش خیلی شایعه فقط صبر کن، خودش میره،
- حالت بهتره؟ - باشه،
مرسی،
میدونم قبل سفر یه گزارش بهت دادن، ولی فقط برای یادآوری،
از حالت تهوع گرفته تا سرگیجه، تب، خوندماغ، و توهم، همهچیز ممکنه،
بدن انسان طول میکشه تا یادش بیاد چطور رو زمین کار میکنه،
درسته،
هرچقدر بیشتر بهمون اطلاع بدی، ما بهتر میتونیم
بفهمیم آیا باید ماموریتهای آینده رو به تعویق بندازیم،
به تعویق انداختن ماموریتهای آینده؟
اگه هر علائم غیرعادی یا شدیدی نشون بدی
عوارض جانبی، نمیتونیم بهسادگی آموزش رو از سر بگیریم،
خوبه،
ببخشید، فقط، من
قراره صریح باشم،
نگرانش نباش،
واضحه که ترجیح میدم تو رو تو پایگاه ببینم، ولی نمیخوام از اختیاراتم سوءاستفاده کنم،
هر روز صبح ساعت 7:30 اینجاییم، پس مطمئن شو که بیداری و آمادهای،
راحت باش، - فهمیدم،
این چند روز قبل از اینکه بفهمی میگذره،
اگه چیزی لازم داشتی، فقط بهمون زنگ بزن،
فردا میبینمت،
خدای من، تو زندهای!
!
خیلی وقت بود اینقدر نفسمو حبس نکرده بودم، لطفا دوباره این کارو نکن،
میدونی، اونا هنوز دارن سعی میکنن بفهمن چی بهم گذشته،
این چیزیه که همه دارن دربارش حرف میزنن،
مطمئنم،
هی، ببین،
ببین کجا زندگی میکنم،
تو اینجا تو یه جای شیک و لوکس هستی،
من دعوتنامهای دریافت نکردم،
؟
سلام؟
،
، چی شده؟
؟
ببخشید،
فقط فکر کردم... فکر کردم یه چیزی دیدم،
ببخشید،
خب، خیلی هیجان داری که برگردی اونجا؟
اولین بار تو فضاست، فقط یه کم استرس دارم،
هیچوقت انقدر احساس نکردم که تو کشورمم، مثل وقتی که اون بالا بودم،
تو از هر کس دیگهای که میشناسم بیشتر به فضا علاقه داری، و این خودش خیلیه،
ولی شروع کردم به حس کردن یه سری علائم، خوندماغ شدم،
دختر، یادته تو تمرینها بهت گفتن همهچیز رو گزارش کنی؟
من بهت میگم، این کارو نکن،
حتی اگه حس کردی حالت خیلی بده، فقط پیش خودت نگهش دار،
چون دیگه هیچوقت نمیذارن پرواز کنی،
میدونی، من به هیچکس نمیگم، واقعاً میدونم،
منظورم اینه، شاید تو این مرحله یه زن خارقالعاده باشم،
اگه شک کنن که سیستم ایمنی بدنت کار نمیکنه، و
اگه مریض باشی یا چیزی تو این مایهها،
رتبت رو میارن پایین تا فقط استفراغ شبیهساز حرکت رو تمیز کنی،
واقعاً، نمیتونم به چیزی بدتر از این فکر کنم،
گوش کن، اگه میخوای برگردی به فضا، باید همهچیز رو کم کنی،
علائمت یه کم طول میکشه تا بره،
ولی دفعه بعد همهچیز بهتر به نظر میرسه،
این فقط چون اولین باره،
خب، آروم باش، میام بهت سر بزنم تو وفاداریت،
دوستت دارم،
دوستت دارم، دوستت دارم، دوستت دارم،
خداحافظ،
ⓜⓞⓥⓘⓔⓟⓞⓥⓘⓔ
خوش اومدی
خوش اومدی
فقط تو آشپزخونه،
صبح بخیر،
تیم پزشکی اینجاست اگه آمادهای،
الان میام،
حالت خوبه؟
آره،
فکر کنم فقط یه کم گرفتگی عضلانیه، خودش خوب میشه
الکترولیتها باعث میشن کاملاً حس تازگی کنی،
فکر کنم از مرحله الکترولیتها گذشتم،
روز اول خیلی سخته،
بقیه روزها چطورن؟
هرچه بیشتر بتونیم پیشرفتت رو زیر نظر بگیریم،
No comments yet. Be the first to leave one.