Prvních 200 řádků.
مترجمین = Hamzeh, Marry_Fall, Kiana, Monireh
عزیزم
عزیزم؟
سون آ
سون آ
میشه بیدار شی؟
باید برم سر کار
حتما بجوش
دارم میجوم
خدای من
"چه پسر خوبی" - چه پسر خوبی -
خوشمزست؟
خیلی خب
بیا بگیر
داری میری؟ - آره -
مراقب خودت باش عزیزم
سون آ
میشه وقتی هستی خونه رو یه کم تمیز کنی؟
کردم. اتاقا رو مرتب کردم و ظرفا رو شستم
پذیرایی رو ببین. تمیزو مرتبه
اونجا چی؟
این دفعه دیگه چیه؟
انجامش میدم
چطوره اینجا رو هم تمیز کنی؟
لباس مدرسه یول رو بو کن
میدونی لباسامون بو گند میده؟
...چطوری لباسامون رو
خب چطوره تو به جاش این کار رو بکنی؟
تمیزکاری و شستن لباسا با تو
چرا من باید همه کارا رو بکنم؟
پس میخوای من هم بیرون کار کنم هم کارای خونه رو انجام بدم
میخوای تو رو هم ببرم حموم؟
یه نگاه به خودت بنداز آخرین بار کِی موهات رو شستی؟
بو گند میدی
و میشه لطفا بری بیمارستان؟
تا کِی میخوای اینطوری ادامه بدی؟
میگن افسردگی درمان داره
پس داروهات رو بگیر و برو پیش مشاور
بابا
دعوا نکن
چیزی نیست
بیا اینجا
ما یه پسر داریم
حداقل اشتیاقت به زندگی کردن رو نشونم بده
نرفتی سر کار؟
چرا یول بغلته؟
نرفت پیش دبستانی؟
منظورت چیه؟ کارم تموم شد
...معلمش گفت نه رفتی دنبالش
نه به تلفن جواب میدی
وقتی با یه مشتری بودم بهم زنگ زد
گفت که برم دنبالش
غذا درست نکردی نه؟
با یول میرم بیرون غذا میخورم
یونگ اوک
عاشقتم
میدونم - واقعا؟ -
دو طرفه است نه؟
یونگ اوک بیا امشب بریم اونجا
خیلی داغونم که پیاده برم خونه
نمیتونم تکون بخورم
بیا شب رو اونجا بمونیم باشه؟
باشه، حتما
واقعا میگی؟
آره
میدونی من واقعا دوستت دارم نه؟
معلومه
باشه. بریم
بریم
اینجا
سلام
واقعا داری به احساساتم صدمه میزنی
قرار گذاشتیم با هم بریم متل
بیا بریم یه متل
الآن تو راه اونجاییم
واقعا؟
واقعا
داری دروغ میگی
این راه خونه توئه
بیا بریم یه متل
یونگ اوک،یونگ اوک
وای باد
حال نمیده؟
عاشق باد ججوئم
پس بیا بریم یه متل بادگیر
یونگ اوک
لعنتی - هی کاپیتان -
یعنی چی؟
بیا حرف بزنیم
درباره چی؟
ما یه قول و قراری داشتیم
چه قولی؟ - تو گفتی باشه -
گفتی باهم خوش میگذرونیم
خوابم میاد. میرم بخوابم- باشه وایستا -
...آروم باش. اول
بیخیال. تو چت شده؟ این درست نیست
وایستا، یونگ اوک. باشه، من کاری نمیکنم
فقط بذار یه بار بغلت کنم
گفتی تو هم منو دوست داری
من؟
وقتی ازت پرسیدم که دوستم داری گفتی آره
من گفتم؟ یادم نمیاد
فقط زود برو خونه
وقتی همسایه ایم کاری نکن اوضاع بینمون خراب بشه
زودباش برو - یونگ اوک -
همیشه با هم میریم بیرون میگردیم پس چرا اینطوری میکنی؟
بیرون گشتن و این باهم فرق دارن- نه -
بس کن دیگه - اون هی اونی رو بیدار میکنی -
اگه بیدار شه میکشتت
اینم یه دلیل دیگه که بریم متل
چه مرگته؟
اون نمیخواد به عنوان همسایه اوضاع بد بشه
اون با بیرون رفتن باهات مشکلی نداره
اما این فرق داره باشه؟
کاپیتان به، بهتره بری
برو - لعنتی -
نمیرم
وقتی دعوتت کردم به یه متل تو قبول کردی
تو حتی به اندازه من مست نیستی پس بهم بگو
گفتی دوستم داری و قبول کردی بریم متل
واقعا هیچی از اینا یادت نمیاد؟
باشه
همه چی یادم میاد
پس چرا گفتی یادت نیست؟
چون هی خودت رو میچسبوندی بهم
دروغ گفتم چون نمیخواستم اذیت بشم
من با آدمای مست حرف نمیزنم. راضی شدی؟
...اما - شنیدی؟ دروغ بود -
نمیخواست با حرف زدن با یه آدم مست اذیت بشه
به خاطر همین دروغ گفت باشه؟
حالا برو
دیر وقته
ولم کن
که اینطور
تو اینطوری هستی؟
کسی که همیشه دروغ میگه؟
آره. این منم. همیشه دروغ میگم
خداحافظ کاپیتان به
...نه، وایستا. تو
گفت خداحافظ
مشکل تو چیه؟
این هیچ ربطی به تو نداره حرومزاده
تو کی هستی که وقتی میخوام باهاش حرف بزنم میپری وسط؟
بگو
فردا صبح حرف میزنیم
میتونی صبح برگردی باشه؟
انقدر به من زل نزن و برو باشه؟
واقعا که رو مخمه
و در حال مستی رانندگی نکن
سرت به کار خودت باشه عوضی
سلام افسر کیم. حالت چطوره؟
...که اینطور. میخواستم گزارش
یه ماشن به پلاک 49D 5679 رو بدم
آره. رانندش داره درحال مستی رانندگی مکنه
اون از پورونگ 5-ری حرکت کرده و به سمت آنهونگ 3-ری میره
آره. ماشین کاپیتان به هست
لطفا بررسیش کنید
اون خیلی مسته به خاطر همین نگرانم. بله
خیلی خب. باشه
اول ایمنی. آره
خداحافظ
چرا اونجا میشینی؟
محض احتیاط، اگه برگرده
نگرانمی؟
آره
ممکنه عاشقت بشم
برو بخواب. منم یه ربع نیم ساعت دیگه میرم
کاپیتان، دوستم داری؟
نداشته باش شکست عشقی میخوری
نگو که بهت اخطار نداده بودم
صدمه میبینی
میشه یه کم قدم بزنیم؟
بیا بیرون
میو
بزرگه
چرا اومدی خونه من؟
همین طوری
اومده بودی دیدن اون هی اونی؟
بگو
چرا نصف شب جلوی خونم بودی؟
عجب جنتلمنیه
تو جاده توی ماشین کاپیتان به دیدمت
اومدم اونجا چون نگران بودم
چرا نگران من بودی؟
منو دوست داری،مگه نه؟
قدت ۱۸۵ سانته
نه
صد و هشتاد و هشت سانت
درست میگم؟
از کجا میدونستی؟- درسته؟-
میدونستم، سریع میتونستم بگم
دوست پسر قبلیم هم قد تو بود
اسمش چوی سونگ جون بود
اومو، هر دوتون توی اسمتون "جون" دارین
سونگ جون و جونگ جون
وای خدا، الان که بهش فکر میکنم
شبیه همم هستین، جالبه
دو سال پیش قبل از اومدن به ججو
تو یه کارخونه کفش دست ساز تو چونگجو کار میکردم
سونگ جون یه کفاش موفق بود و منم دستیارش بودم
No comments yet. Be the first to leave one.