Humint

Humint (휴민트)

Stáhnout Farsi/persian titulky

Informace o verzi

Humint 2026 1080p WEB-DL Farsi Dubbed Film2Media
Komentář od Samurai_EP

Tagy

webdl
machine_translated
Zveřejněno: 2026-06-29
Stažení: 18
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi/persian

Prvních 200 řádků.

‫ ‬

‫ ‬

‫ ‬

‫ اطلاعات انسانی ‬

‫ جمع‌آوری اطلاعات با استفاده از منابع انسانی ‬

‫ ‬

‫ ‬

‫ماهدور، جنوب شرقی آسیا‬

‫{\an8> ‬

‫هی! ‬

‫بیا! بیا! ‬

‫هی، هی. پول، پول! ‬

‫ ‬

‫هی، بیا دیگه! ‬

‫پول! هی، هی. ‬

‫اینجا. ‬

‫ بیا. بیا! ‬

‫لذت ببرید. ‬

‫ لذت ببرید! ‬

‫ سو-رین، منم. ‬

‫ لباس‌هایت را دوباره بپوش. ‬

‫ ‬

‫ ‬

‫ ‬

‫علائم حیاتی او پایدار است. ‬

‫ از تمام زحمات شما تاکنون قدردانی می‌کنم. ‬

‫این چیه؟ ؟ ‬

‫ چیز خاصی نیست. ‬

‫وای، تا حالا هیچ‌وقت سر کار به من هدیه‌ای نداده نداده بوده.‬

‫ ‬

‫ اما، امم، من ازش قدردانی می‌کنم ‬

‫آیا من واقعاً ... هستم؟ ‬

‫امروز از اینجا میری؟ ‬

‫ دو ساعت بعد از اینکه اینجا رو ترک کنم، ‬

‫ تیم پشتیبانی اینجا خواهد بود تا بیاید و شما را ببرد. ‬

‫ اما قبل از اینکه تو را بیرون بیاوریم، ‬

‫ باید همه چیز را مرور کنیم تا الان شهادت داده‌اید. ‬

‫ برای آخرین بار. ‬

‫می‌تونی این کار رو انجام بدی؟ ‬

‫ همه چیز از زمانی شروع شد ‬

‫ من را به روسیه فرستادند تا بتوانم کار کنم و پول در بیاورم. ‬

‫اما وقتی شما از طریق کسب درآمد ارزی به دست می‌آورید،‬

‫ باید خانواده‌ات را در سرزمین مادری ترک کنی. ‬

‫ بنابراین من شوهر و فرزندم را ترک کردم، ‬

‫به ولادی وستوک رسیدم، آموزش دیدم، ‬

‫و شروع به کار کرد. ‬

‫ سپس یک روز، ‬

‫ وقتی که در یک رستوران کار می‌کردم، ‬

‫ نیروهای امنیتی به محل حمله کردند ‬

‫و فوراً دستور داد که مرا بازگردانند. و فوراً دستور داد که مرا بازگردانند.‬

‫ و بعد... ‬

‫ ... آنها ما را بردند و به من گفتند دارند مرا به بندر راجین منتقل می‌کنند. ‬

‫فقط... فقط...‬

‫ این روس‌ها در عوض من را گرفتند. ‬

‫ و آن موقع بود که مرا به اینجا بردند. ‬

‫ ‬

‫ آن حیوانات روسی، از من طوری استفاده می‌کردند که انگار اسباب‌بازی‌شان هستم. ‬

‫آنها حتی آن را روی ویدیو ضبط کردند.‬

‫و آنها این کار را می‌کردند ‬

‫ این دارو را به من تزریق کن که شبیه بیندو بود. ‬

‫بینگدو اشاره کرد. ‬

‫مطمئن شوید که منظورش کدام دارو است. ‬

‫ما به آن نیاز داریم تا استخراج او تأیید شود. ‬

‫ ‬

‫ ‬

‫اشکالی نداره. ‬

‫پس بینگدو چیست؟ ؟‬

‫ در سرزمین مادری، ‬

‫به مت‌آمفتامین کریستالی، بینگدو نیز می‌گویند.‬

‫ - - پس من گیر افتاده بودم... ‬

‫ مجبور بودن به تحمل تمام آن مردها که چهره‌هایشان را به خاطر نمی‌آورم، ‬

‫به سختی می‌توانم در تمام این مدت نفس بکشم. ‬

‫ و بعد یک روز... ‬

‫متوجه شدم که سر از چین درآورده‌ام.‬

‫ببین، ما به اطلاعات بیشتری در مورد داروها نیاز داریم. ‬

‫چه کسی به او تزریقات را انجام داد و از چه زمانی شروع شد؟ ‬

‫ اما او اطلاعاتی در مورد قاچاق انسان به ما می‌دهد. ‬

‫ الان دیگه مهم نیست ‬

‫ داستان مواد مخدر را پیش ببرید. ‬

‫ قربان! هرچی بخوای میگم! ‬

‫ - لطفا فقط من را از اینجا بیرون ببرید! -او چه کار می‌کند؟ همین الان او را از اینجا ببرید. ‬

‫ -لطفا، لطفا... - ‬

‫ ‬

‫ هی، پسر خوش‌تیپ! ‬

‫ چی شده؟ ‬

‫ حالت خوبه؟ ‬

‫ - در را باز کن! - - نمی‌توانید تیم پشتیبانی را داخل بفرستید؟ ‬

‫ شما اول بروید بیرون. ما هر چیزی که نیاز داشته باشیم را داریم. ‬

‫ منظورت چیه؟ قراره امروز ببریمش بیرون ‬

‫ این عملیات غیررسمی است. ‬

‫ ما همین الان هم روی یخ نازکی هستیم ‬

‫ به محض اینکه اطلاعات را ثبت کنیم، مجوز استخراج را دریافت خواهیم کرد . ‬

‫ فقط از اونجا گمشو ‬

‫ - - بیا دیگه! ‬

‫ پس فقط همینو داریم؟ ‬

‫ما داریم همین‌طوری ولش می‌کنیم؟ ‬

‫هی، من دارم میام! ‬

‫ - -با دقت به من گوش کن. ‬

‫ یه سوءتفاهم کوچیکی پیش اومده ‬

‫ اما به زودی درستش می‌کنم، پس-- منو ترک نکن! ‬

‫ لطفاً مرا با خود ببر! ‬

‫ فقط می‌خواهم به خانه برگردم و خانواده‌ام را ببینم! ‬

‫ ‬

‫باشه، باشه. ‬

‫ اگر این را بیرون بکشی، همه‌مان لو می‌رویم. همین الان بیرون بکش! ‬

‫ من اضافه پرداخت می‌کنم. ‬

‫بیا! برو بیرون! برو بیرون! ‬

‫ تحت هیچ شرایطی با آن درگیر نشوید ‬

‫ فقط برو بیرون. ‬

‫ کجا می‌روی؟ هی! ‬

‫ ‬

‫ لعنت بهتون، عوضی‌های کره جنوبی! ‬

‫ از من استفاده کردی، و حالا داری منو دور میندازی؟ ‬

‫ما یه معامله کردیم! ‬

‫قول دادی! ‬

‫ خواهش می‌کنم! خواهش می‌کنم، ترکم نکن! ‬

‫ خواهش می‌کنم! ‬

‫ لطفاً با آنها نرو... ‬

‫ ‬

‫ خواهش می‌کنم! خواهش می‌کنم! ‬

‫ ‬

‫ خواهش می‌کنم! ‬

‫ برگرد! ‬

‫ بس کن! بس کن! ‬

‫ - "برگرد!" - ‬

‫ - "برگرد!" - متاسفم! ‬

‫ -ببخشید، ببخشید! -متاسفم، لطفا! ‬

‫هی، هی، هی. برو، برو. ‬

‫ برو. - لطفا بس کن! ‬

‫ ‬

‫ ‬

‫ هی، بهت گفتم که باهاش ​​درگیر نشی! فقط از اونجا برو! ‬

‫ ‬

‫ ‬

‫ ‬

‫ ‬

‫ ‬

‫ سو-رین. سو-رین، بیدار شو ‬

‫ مامور زو. ‬

‫ تو که تفنگت رو برنداشتی، درسته؟ ‬

‫ اگر آتش بگشایید، کل این عملیات به خطر می‌افتد. ‬

‫ ‬

‫ ‬

‫ ‬

‫ ‬

‫ - - ‬

‫ ‬

‫ ‬

‫ ‬

‫ ‬

‫ ‬

‫آژیرها به صدا در می‌آیند ‬

‫{\an8> سرویس اطلاعات ملی خانه امن، ماهدور ‬

‫ ‬

‫ مردمک چشم‌هایش را چک می‌کند. ‬

‫ پاسخی داده نشد. ‬

‫سو-رین. ‬

‫ سو-رین، بیدار شو ‬

‫ دارم مانیتور رو وصل می‌کنم. ‬

‫ میزان اشباع اکسیژن پایین است. ‬

‫ - باک را بردارید. - ‬

‫ ‬

‫چی شده؟ رگ پیدا نمی‌کنی؟ ‬

‫ همه‌شان از کار افتاده‌اند.‬

‫بگذار پاهایش را معاینه کنم. ‬

‫ ‬

‫ چی شده؟ چه اتفاقی داره میفته؟ ‬

‫چه اتفاقی برایش افتاده است؟ ‬

‫{\an8> - -او دچار V-Fib شده است. احیای قلبی ریوی را شروع کنید. ‬

‫{\an8> باید بهش شوک بدیم. ‬

‫احیای قلبی ریوی‬

‫ شارژ تا ۱۵۰ ‬

‫ ‬

‫ همه عقب بایستید. ‬

‫ پاک کردن ‬

‫ به ۲۰۰ بروید. ‬

‫ خیلی خب. دوباره میرم. ‬

‫ پاک کردن ‬

‫ یه بار دیگه امتحان می‌کنم. پاکه. ‬

‫نبضم نمی‌زند. ‬

‫ منظورت چیه؟ نه. صبر کن. ‬

‫ ‬

‫ باشه. باشه. ‬

‫ ‬

‫ ‬

‫هیچ کاری از دست ما برنمی‌آمد.‬

‫ استخراج رد شد. ‬

‫حتی اگر او را بیرون می‌آوردیم، زیاد دوام نمی‌آورد. ‬

‫اگر به قولی که داده بودیم عمل کرده بودیم، ‬

‫خانم کیم سو-رین نمی‌مرد.‬

‫او به ما اعتماد کرد. ‬

‫ در این تجارت، اعتماد وجود ندارد. ‬

‫ همه فقط از همدیگه استفاده می‌کنن ‬

‫ ما اینجا کارها را این‌طور انجام می‌دهیم. ‬

‫ بهش عادت کن ‬

‫عادت کردی؟ ‬

‫ فقط به مردن آدما عادت کنیم؟ ‬

‫ تو که اینجوری شروع نمی‌کنی ‬

‫ هرچه پیش بروید، آسان‌تر می‌شود. ‬

‫{\an8> سرویس اطلاعات ملی جمهوری کره ‬

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left