Informace o verzi

The Real Has Come E24 HD&WEB KoreanAngels
Komentář od shahlaz
@KoreanAngelsترجمه و زیر نویس شهلاز

Tagy

web
HD
Zveřejněno: 2023-07-10
Stažení: 35
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

الو؟ کجایی؟

چرا دوباره زنگ میزنی؟

الان میرسم

زود باش بیا دلم برات تنگ شده

ته کیونگ چرا چیزی نمیگی؟

ته کیونگ؟

سلام، دکتر گونگ

می خواستم ببینمت

یه بیمار اورژانسی اومده

برگرد خونه بهت زنگ میزنم

چطور جرات میکنی جنسیت منو عوض کنی؟

من یه مریض اورژانسی ام؟

"برگردم خونه؟"

"مریض اورژانسی؟"

یون دوو خوبه؟

چرا جواب نمیدی؟

شنیدم یون دو با تو زندگی میکنه

اسمش رو اینطوری به زبون نیار

چرا؟ اوه یون دو دوست دخترم بوده

من قبل از تو باهاش بودم

اما الان زن منه

دهنتو ببند قبل از اینکه اون روی سگم بالا بیاد

...بچه ای رو که زنت بارداره

واقعا مال خودته؟

- چی؟ -...یکی گفت

من بابای بچه ام

چته؟

آخه بعد از مدتها اومدی که اینو بپرسی

نکنه شغلتو عوض کردی؟

نویسنده سریال شدی؟

آخرین بار جلوی پلیس همه چی رو روشن کردیم

چیه؟ هنوز امید داری؟

اون موقع هم فکر میکردم حقیقت اینه

راستش نمی خواستم مسئولیتش رو گردن بگیرم

اما نتونستم از این احساس عجیب خلاص شم

تقریباً زمانی که یون دو باردار شده

با منم بوده

بخاطر همین احتمالش زیاده

باشه، فرض کن این احتمال باشه

...اما چرا زنی که بچه تو رو حامله ـست

با من زندگی کنه؟

...میتونست بچه رو سقط کنه

یا اصلا تنها زندگی کنه

چرا باید با من زندگی کنه؟

- ...چون - اونوقت من چی؟

اگه جای من بودی

با زنی که بچه یه مرد دیگه رو حامله ـست زندگی می کردی؟

تو نگاه اول عاشقش شدی

شاید از عشق کور شدی

اینقدر احمق به نظر میام؟

کی اینقدر احمقه که همچین کاری بکنه؟

با این حال ما همو دیدیم

...و هر اتفاقی افتاد

اون الان زن و بچه منه

اگه یه بار دیگه بیای اینجا و مزخرف بگی

داغونت می کنم

این یه هشداره

این تویی که سریال مینویسی

تو واقعا کوچکترین پسر یه مرد ثروتمندی؟

آره

پس اگه میخوای بجنگی یکی هم قد و اندازه خودت رو انتخاب کن

...در ضمن به اون عوضی که اطلاعات غلط

در مورد زنم بهت داده بگو مراقب باشه

این بار بی خیالش میشم

اما اگه دوباره تکرار بشه

ولش نمی کنم

راتو بکش برو

....سرو کله زدن با آشغالی مثل تو

طاقت فرساست

چرا هنوز وایسادی؟

نکنه می‌خوای بخاطر اختلال در کسب و کار ازت شکایت کنم؟

من رسیدم

چیه؟

هر چقدرم آشغال باشی باید یه فنجون چای بهت تعارف کنم

صبر کن تا بیام

فازش چیه مرتیکه

- ته کیونگ - با من بیا

یه کم با هیون وو گپ بزن

واسه چی؟

چرا اومدی بیرون گفتم برات چای میارم

مگه ما دوستیم

دیدنت باعث میشه حالم به هم بخوره

اگه نمیخوای به سلامت

کی بود؟

لازم نیست بدونی

تو چرا اومدی بیرون؟

گفتی با زنت گپ بزنم

- ...میخواستم چای بیارم - لعنتی

- ته کیونگ - بیا

چی؟

کجا میری؟ پس گپمون چی

باشه برا بعد

- چی؟ - ببخشید

چه مرگش شده ...زده به سرش؟

چی شده، ته کیونگ؟

چیزی شده؟

فقط یه ذره خسته ام

چرا اومدی، بهت که گفتم نیای؟

نزدیک اینجا بودم گفتم حداقل بیام ببینمت

که اینطور، خوب کردی

تا کی باید اینجوری باشیم؟

ما باید مثل یه زوج واقعی رفتار کنیم

چه تنها باشیم چه نباشیم

زوج های واقعی این کارو تو ملاء عام نمی کنن

- اینو نمیدونی؟ - فقط یه کم دیگه

بیا یه ذره همینجوری بمونیم، خواهش میکنم

از دست تو با این بهانه هات

کافیه دیگه

بیا تست تغییر شکل دوم رو انجام بدیم و با هم بریم خونه

باشه

برا منم تصمیم آسونی نیست

فقط نگو نمیخوای

بدون اینکه احساساتی بشی بهش فکرکن

چی میبینی؟

بچه جدید برادر بزرگمه

زنش تازه زایمان کرده

حامله بوده؟

چرا به من نگفتی؟

گفتم یه وقت ناراحت نشی

به بابامم گفتم چیزی نگه

ولش کن

الکل مشکلو حل نمی کنه

سلام پدر ، منم

تبریک میگم

سوجونگ بهم گفت پسرتون بچه دار شده

نتونستم در موردش بهت بگم

چون سوجونگ بهم اجازه نداد

معذرت می خوام

شماها کی قراره بچه دار بشین؟

بله؟

من چیزی نمیتونم بگم چون اون طرف قضیه ایم

تو باعث این مشکلی

ولی سوجونگ منه که عذاب می کشه

و هیچ پیشرفتی هم وجود نداره

متاسفم که به سوجونگ سختی دادم، پدر

بابا

چه اهمیتی داره مشکل از کیه؟

گفتم به چون میونگ فشار نیار

چیزی نگو که بهش بربخوره

اگه اینجوری کنی اصلا نمیخوام عکس بچه رو بفرستی

سوجونگ

سوجونگ

چرا اینطوری داد زدی؟

پدرت منظوری نداشت

چه اهمیتی داره مشکل از کیه

اگه من باعث این مشکل بودم باید باهام اینجوری رفتار میشد؟

متنفرم از اینکه ببینم استرس میگیری

یه مدت جواب بابامو نده

در مورد موضوع اهدای اسپرم

نمیشه دیگه حرفشو نزنی؟

دیگه نمی خوام بشنوم

این فقط در مورد تایید پدر و مادربزرگ نیست

پس چی؟

...من میخوام

تو یه بچه رو 9 ماه حمل کنی

و مثل بقیه حاملگی رو تجربه کنی

میخوام قتی ویار میکنی از همه جا برات غذا بیارم

باهات هر بار که وقت دکتر داری بیام

می خوام وقتی داری زایمان میکنی موهامو بکشی

سوجونگ

...حتی اگه

بچه نصفش مال ماست

بیا امتحانش کنیم

فکر نمیکنی وقتی با عشق بزرگش کنیم مال خودمون بشه؟

باشه

اگه مخالفی دیگه بهت فشار نمیارم

من میرم ورزش کنم تو بخواب

خیلی ناراحت کنندس

خسته نباشی ته کیونگ

خسته کدومه فقط آزمایشی رو که باید انجام دادیم

چرا هر وقت ازمایش میدم اینقدر عصبی میشم؟

طبیعیه چون شامل "واقعی" هم میشه

همه مادرای حامله همین احساسو دارن

چرا اونموقعی اونقدر عجیب رفتار کردی؟

وقتی تقریباً رسیده بودم بهم گفتی برگردم خونه

بعدشم اونقدر مودبانه حرف زدی؟

...یهو همراه دیونه یه مریض

حواسمو پرت کرد

این روزها آدمهای عجیب و غریب زیادن

...تو ، احتمالا

...تماس یا پیام عجیبی

نگرفتی؟

تماس عجیب؟

نه اصلا ، چطور؟

اگه یه وقت دیوونه ای چیزی بهت زنگ زد

فوراً بهم بگو

میدونی، یکی ممکنه نصف شب بهت پیام بده

بپرسه ، خوابی؟

حتی فکر کردن بهش از حسودی دیوونه ام می کنه

تا کجا می خوای پیش بری

بیشتر از این ادامه بدی ازت خسته میشم

اوکی، خوبه بیشتر از این جلو نمیرم

راضی شدی؟

آره

بچه ای رو که زنت حامله ست

واقعاً مال خودته؟

یکی گفت من بابای بچه ام

آشغال عوضی

به هر حال ما همو دیدیم

... و هر اتفاقی که افتاد

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left