Scar on the Praeter

Scar on the Praeter (プレイタの傷)

Stáhnout Farsi Persian titulky

Informace o verzi

Project Scard Praeter no Kizu (Scar on the Praeter) (1-13)
Komentář od Sakht_sar
forums.animworld.net ***** @Awsub @Awforum

Tagy

TS
Zveřejněno: 2021-06-23
Stažení: 12
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 157 řádků.

کانال تلگرام:@awsub

تیم ترجمه‌ی دنیای انیمه تقدیم می‌کند

حصار ویژه آکاتسوکیه توکیو‏‏.‏‏

شهری که توسط کشورش رها شده‏‏.‏‏

اینجا‏‏‏،‏‏‏ بیرون از چارچوب قانون‏‏‏،‏‏‏ شهر با پدیده‌های‏‏‏.‏‏‏ زیادی مثل معامله اسلحه و قاچاق دست و پنجه نرم می‌کنه‏‏.‏‏

با گیر افتادن توی درگیری‌های مسلحانه‌ای بین گروه‌هایی که می‌خواستن این معاملات رو به انحصار خودشون در بیارن‏‏.‏‏

خیلی از شهروندان حصار برای پناهنده شدن به بیرون حصار ویژه رفتن‏‏.‏‏

با اینحال‏‏،‏‏ بعضی از یتیم ها و اونایی که نمی‌تونستن بیرون از حصار زندگی کنن‏‏.‏‏

به زندگی داخل این ناحیه‌ی بی‌قانون ادامه دادن‏‏.‏‏

زودباش‏‏،‏‏ شلیک کن‏‏!‏‏

همینطوره‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

این شهر‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

قهرمان خودشو داره‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

فارغ از رها شدن توسط دولت‏‏.‏‏

حصار ویژه‌ی آکاتسوکی تونست خودش و تشکیلاتش رو مثل یه شهر سر و سامون بده‏‏.‏‏

پرتنش‌ترین قسمت شهر به اسم ‏‏"‏‏بی ۱‏‏"‏‏ صدا زده میشه‏‏.‏‏

یه جای خیلی وحشتناک که آدمای فقیر‏‏،‏‏ مجرم‌ها و آدمای طرد شده اونجا پیداشون میشه‏‏.‏‏

اونجا جاییه که ما زندگی می‌کنیم‏‏.‏‏

من برگشتم‏‏.‏‏

خوش اومدی‏‏،‏‏ نی‏‏-‏‏ سان‏‏.‏‏

مغازه بابت اینا بهم کلی تخفیف داد‏‏.‏‏

کمک بزرگی بود‏‏.‏‏

اینم یه روش تشکر برای کمک کردن بهشونه‏‏.‏‏

حتی با این‌وجود که قبلا برای محافظت کردن ازشون پولمو بهم پرداخت کردن‏‏.‏‏

من ازشون برای این‌که بهمون اینجوری کمک می‌کنن ممنونم‏‏.‏‏

زندگی کردن توی بی ۱ کار سختیه‏‏.‏‏

من برای غذا‏‏،‏‏ یه جا برای زندگی و بقیه چیزا به تو متکی‌ام‏‏.‏‏

‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏اگه کاری هست که بتونم انجام بدم

میناتو‏‏.‏‏

من روت حساب می‌کنم‏‏.‏‏

می‌تونی با درست کردن شام شروع کنی‏‏.‏‏

خوردن این مستقیم از توی قوطی خیلی احمقانه‌س‏‏.‏‏

داری میری سر کار؟

آره‏‏.‏‏

‏‏!‏‏مراقب خودت باش

‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏کمک

هیچ‌کس قرار نیست کمکت کنه‏‏.‏‏

همه‌ی آدمایی که توی بی ۱ هستن خلافکارایی هستن که از بقیه جاها اومدن اینجا‏‏.‏‏

‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏میگم‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏ من

اسم من کای یاماتوئه‏‏.‏‏

می‌تونم کمکت کنم؟

اون آدما از بیرون اومدن‏‏.‏‏

مشکلی نیست‏‏.‏‏

وقتی اینجا یه جایی برای قایم شدن پیدا کنی اونا دیگه نمی‌تونن پیدات کنن‏‏.‏‏

باشه‏‏.‏‏

اون‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏؟

دو تا هفت تیر‏‏.‏‏

خالکوبی سربروس‏‏.‏‏

اون قهرمان آکاتسوکی‏‏،‏‏ آراشیبا اِیجیه‏‏.‏‏

چیه؟

تو طرفدار منی؟

خیلی خب‏‏،‏‏ تو بردی‏‏.‏‏

‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏من هیچ‌وقت نمی‌خواستم معروف بشم‏‏،‏‏ ولی فکر کنم چاره دیگه‌ای نداشتم‏‏.‏‏

میذارم امضامو در ازای اون بچه داشته باشی‏‏.‏‏

نمیشه‏‏.‏‏

اوه‏‏!‏‏

اوی‏‏،‏‏ اوی‏‏!‏‏

حواسم به اون نبود‏‏.‏‏

حرکت خوبی بود‏‏!‏‏

دسمتو خوندی‏‏!‏‏

دوباره دستمو خوندی‏‏!‏‏

لعنتی‏‏!‏‏

هنوزم می‌خوای مبارزه کنی؟

اینجوری فکر کنم بهتر باشه‏‏!‏‏

خوش گذشت‏‏!‏‏

وقت بازی کردن تمومه‏‏.‏‏

‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏اون واقعا قهرمان آکاتسوکیه

خب‏‏،‏‏ خب‏‏،‏‏ به نظر میاد که از من کارتو بهتر انجام دادی‏‏.‏‏

به این خاطر به من حمله کردی تا اون بچه بتونه فرار کنه؟

تو اون دود هم برای اینکه بهش فرصت بدی درست کردی‏‏.‏‏

همیشه می‌خواستم باهات مبارزه کنم ولی در مقابل تو عددی نبودم‏‏.‏‏

خوشحالم که فرصتش پیش اومد‏‏.‏‏

ولی‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏ ظاهرا ما دوتامون یه هدف داشتیم‏‏.‏‏

تو هم سعی داشتی اون بچه رو نجات بدی؟

آره‏‏،‏‏ پدرش از من خواسته بود تا بچه‌ی گمشده‌شو پیدا کنم‏‏.‏‏

معلوم شد بچه‌ی خیلی باهوشیه‏‏.‏‏

وقتی رسیدم اونجا‏‏،‏‏ اون از فرصتش استفاده کرد و از اونجا فرار کرد‏‏.‏‏

خوشحال شدم که دشمنم نبودی‏‏.‏‏

مگه نمیخواستی با من مبارزه کنی؟

حتما نباید با هم دشمن باشیم تا بتونیم مبارزه کنیم‏‏.‏‏

به نکته خوبی اشاره کردی آآآآ‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏ طرفدار من؟‏‏.‏‏

اسمم کای یاماتوئه‏‏.‏‏

‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏من خیلی برای قهرمان آکاتسوکی احترام قائلم منظورم اینه که‏‏،‏‏ برای شما‏‏.‏‏

مراقب خودت باش‏‏،‏‏ طرفدار من‏‏!‏‏

‏‏!‏‏واو‏‏!‏‏ تو با آراشیبا اِیجی جنگیدی

آره‏‏.‏‏ اون خیلی سرسخت بود‏‏.‏‏

البته که سرسخته‏‏.‏‏

باید درباره آدمایی که می‌خوای باهاشون بجنگی بیشتر فکر کنی‏‏.‏‏

‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏اون یه اسکارد با یه خالکوبیه یه خالکوبی الهی‏‏،‏‏ مگه نه؟

جلوی اونا تفنگ تاثیری نداره‏‏.‏‏

حتی گروه‌های مافیا هم باهاشون کاری ندارن‏‏.‏‏

متاسفم که همیشه نگرانت می‌کنم‏‏.‏‏

اگه واقعا همچین حسی داری پس ناراحتم نکن‏‏.‏‏

قهرمان آکاتسوکی‏‏.‏‏

تو باهاش صحبت کردی‏‏.‏‏ اون چجور آدمی بود؟

اون قهرمانی بود که به درگیری های داخل آکاتسوکی ‏‏.‏‏خاتمه داد و از این شهر محافظت کرد

حداقل‏‏،‏‏ این چیزی بود که فکر می‌کردم‏‏.‏‏

ولی اون حتی از چیزی هم که فکر می‌کردم شگفت انگیزتره‏‏.‏‏

اون تیمش‏‏،‏‏ هلیوس رو هدایت می‌کنه و از این شهر محافظت می‌کنه‏‏.‏‏

اون ما رو هم نجات داد‏‏.‏‏

اون چیه؟

یه کارت برای کافه‌ی اِیجی‏‏.‏‏

اون با اعضای هلیوس اونجا رو می‌چرخونن‏‏.‏‏

وقتی درباره‌ی تو بهش گفتم‏‏،‏‏ اون گفت یه بار باید به اونجا سر بزنیم‏‏.‏‏

من برگشتم‏‏.‏‏

خوش اومدی‏‏.‏‏

سلام‏‏.‏‏

مثل اینکه بالاخره برگشتی‏‏،‏‏ آنیکی‏‏.‏‏

وسط راه خوابت برده بود؟

درسته‏‏،‏‏ الانم خیلی گشنمه‏‏.‏‏

یه چیزی برام درست کن‏‏،‏‏ کازوما‏‏.‏‏

‏‏!‏‏خودت درست کن

‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏همش منو مجبور می‌کنی که مغازه رو برات بچرخونم

خب مشکلش چیه؟ اینجوری هم نیست که خیلی مشتری داشته باشیم

مشکل همینه‏‏.‏‏

‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏و کاگامی هم هیچ کمکی نمی‌کنه

باشه‏‏،‏‏ ولی انتظار زیادی از غذا نداشته باش‏‏.‏‏

قهوه بعد از غذا هم فراموش نکن‏‏.‏‏

حرف اضافی نزن‏‏!‏‏

اتفاق خوبی برات افتاده؟

همم؟ اوه‏‏،‏‏ من به طور اتفاقی با یه یارویی آشنا شدم‏‏.‏‏

همون درخواستی که از خانواده‌ای که می‌خواستن اینجا پناهنده بشن بود‏‏،‏‏ مگه نه؟

یه سازمان خیلی قدرتمند اون طرف حصار داشت روشون فشار می‌آورد‏‏.‏‏

و حتی سعی کرد که بکشتشون‏‏.‏‏

به همین خاطر اونا ریسکشو پذیرفتن‏‏.‏‏

و اومدن تا اینجا توی حصار ویژه پناهنده بشن‏‏.‏‏

هیچ خلافکاری که از بیرون میاد نمی‌تونه اینجا توی حصار کاری از پیش ببره‏‏.‏‏

با وجود تیم‌هایی مثل ما برای محافظت ازش‏‏.‏‏

ولی مگه اون بچه قبل از اینکه اونا وارد حصار بشن دزدیده نشده بود؟

آره‏‏،‏‏ همینطوره‏‏.‏‏

من این‌کار رو قبول کردم و رفتم تا اون بچه رو نجات بدم‏‏.‏‏

اونجا با اون غریبه‌ای که میگی آشنا شدی؟

آره‏‏.‏‏ اونم داشت تلاش می‌کرد که اون بچه رو نجات بده حتی با این وجود که کسی ازش نخواسته بود‏‏.‏‏

به همین خاطر‏‏،‏‏ ما ناخواسته درگیر مبارزه با هم شدیم‏‏.‏‏

موقعی که اون حمله کرد می‌دونست تو کی هستی‏‏،‏‏ اِیجی؟ که تو یه خالکوبی داری‏‏.‏‏

اونم یه اسکارد بود؟

نه‏‏،‏‏ اون خالکوبی نداشت‏‏.‏‏

چی؟‏‏‏!‏‏‏ احمقی چیزی بوده؟‏‏‏!‏‏‏

اون یارو جلوی تو وایساده‏‏.‏‏

آراشیبا اِیجی‏‏.‏‏

قوی‌ترین اسکارد اینجا‏‏.‏‏

یعنی تا این‌حد نفهم بوده؟

شاید اون یه احمق بوده باشه‏‏.‏‏

ولی اون می‌دونست که من کی هستم و بدون یه لحظه فکر کردن سمت من حمله کرد‏‏.‏‏

چی؟‏‏‏!‏‏‏

ایتاداکیماس‏‏.‏‏

به هرحال‏‏،‏‏ خیلی عجیبه‏‏،‏‏ اینطور فکر نمی‌کنی؟

به علاوه‏‏،‏‏ یارو برای بردن خیلی مصمم بود‏‏.‏‏

اون حتی به عنوان سپر کار کرد تا اون بچه بتونه فرار کنه‏‏.‏‏

درواقع‏‏،‏‏ چون اون بچه فرار کرد فکر کنم من بازنده شدم‏‏.‏‏

چرت نگو‏‏!‏‏

من کسی‌ام که قراره از تو پیشی بگیره‏‏.‏‏

من خیلی بهت امیدوارم‏‏.‏‏

‏‏!‏‏همم

بهتره تا وقتی که قهوه آماده میشه غذاتو تموم کنی‏‏.‏‏

همه سالادتم بخور‏‏.‏‏

راستی‏‏،‏‏ اون یارویی که درباره‌ش حرف زدم؟

Scar on the Praeter subtitles in other languages

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left