The Apothecary Diaries

The Apothecary Diaries (薬屋のひとりごと)

Stáhnout Farsi Persian titulky

Informace o verzi

KusuriyanoHitorigoto-11 [AioFilm uno]
Komentář od AioFilm

Tagy

other
Zveřejněno: 2023-12-20
Stažení: 43
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 156 řádků.

رسانه‌ی آیوفیلم تقدیم می‌کند

‫آروم قایم شدن توی سایه‌ها اشکالی داره؟

‫اگه مثل یک راز مخفی نگهش داریم بهتر نیست؟

‫بدون اینکه کسی مزاحمش بشه به زیبایی شکوفه میده.

‫مجذوب خواسته های شیرین و پوچ نشو.

‫اون قضاوت قابل اطمینان نیست.

‫ناراحت نشو و سرت رو پایین ننداز.

‫از عشق نباز. بار یک لبخند ساختگی رو به دوش نکش.

‫نیازی به گلدون نیست

‫نیازی به کود دادن نیست

‫وجودت به تنهایی زیباست.

‫حتی گل هایی که ناچیز به نظر میان هم زیبایی خودشون رو دارن، نه؟

داروساز یک خاطرات

داروساز خاطرات یک

.این داستان یک اثر تخیلی است. نام تمامی شخصیت ها، سازمان ها و... خیالی است. همچنین هیچ ارتباطی با رویدادهای واقعی ندارد

قسمت یازدهم: دو منهای یک

یه نامه از طرف بانو گیوکویو؟

.بله. بهم دستور دادن مستقیم به دستشون برسونم

.بانو آه دوئو رفتن مهمونی چای

می خواستم درمورد موضوعی .باهاتون صحبت کنم بانو فنگ مینگ

.متوجه شدم

.همه وسایل جمع شدن ...پس همونطور که فکر می کردم

.بفرمایید

خب، چطور میتونم کمکت کنم؟

.تمیزکاری اینجا رو تموم کردیم

کی از اینجا میرید؟

.دختر باهوشی هستی

.تمیزکاری یه بهونه بود

برای خوش آمد گویی به همنشین جدید موقع جشن سال نو

.بانو آه دوئو باید از این عمارت برن

بانو آه دوئو دیگه نمیتونن بچه دار بشن، درسته؟

وقتی بچه دار شدن چه اتفاقی افتاد؟

.نمی فهمم این چه ربطی به تو داره

.بهم ربط داره

.طبیبی که موقع زایمان اونجا بوده پدرمه

حدسم اینه که بدشانسی بانو آه دوئو

زمانی که همنشین شاهزاده بودن

.این بود که همزمان با ملکه مادر زایمان کردن

!طبیب کی برمیگرده؟

.هنوز پیش ملکه مادره

!بانو آه دوئو

!بانو آه دوئو، طوری نیست !فنگ مینگ پیشتونه

ملکه مادر اولویت داشت

.و بانو آه دوئو باید صبر می کردن

.بانو آه دوئو

باید همون موقع بوده باشه که .بانو آه دوئو رحمش رو از دست داده

.بچه ای که بانو آه دوئو به دنیا آوردن زود از دنیا رفت

بانو فنگ مینگ شما خودتونو مقصر می دونید؟

حتما شما بودید که به جای بانو آه دوئو .از بچه مراقبت کردید

،همه چیزو فهمیدی

با اینکه بچه یه حقه بازی .که نتونست به بانو آه دوئو کمکی کنه

.درسته

...لو من، اخراج شد

گفته شده علت مرگ بچه

.همون پودر آرایش سمیِ حوادث دیگه بوده

ولی اینطور نیست، درسته؟

طبیبی که بهش میگید حقه باز .حتما اون پودر رو ممنوع کرده بوده

شما آدم باهوشی هستید .نمیذاشتید بچه از همچین چیزی بمیره

.علت اصلی مرگ این بوده

گل های زیادی سمی هستن

.مثل اقونیطون یا آزالیا

.شهدشون هم میتونه سمی باشه

.می دونم

...ولی اون موقع

.نمی دونستید

،نمی دونستید عسل معمولی

،دارویی که فکر می کردید برای سلامتی خوبه

.ممکنه برای یه نوزاد مرگبار باشه

.مثل همیشه از کمکت ممنونم فنگ مینگ

.نه خواهش می کنم

.لطفا استراحت کنید و زود خوب شید

.پس بچه بانو آه دوئو مرد

.علت مرگ نامعلوم بود

پدرم لو من، طبیب اون زمان قصر

به خاطر اشتباهات مکرر از جمله .اشتباه زمان زایمان مقصر شناخته شد

.از دربار درونی اخراج شد

.ولی بعدها شما اتفاقی علت واقعی مرگ رو فهمیدید

یه نفر بهتون گفت که عسل میتونه برای نوزادها مضر باشه، درسته؟

.باید مطمئن می شدید بانو آه دوئو نمی فهمه

.نباید می فهمیدن شما بودید که بچه رو کشتید

.پس سعی کردید بکشیدش

...اون آدم

.بانو لی شو عه

زمان سلطنت امپراتور قبلی

بانو لی شو به بانو آه دوئو که .ازشون بزرگتر بود نزدیک بودن

.بانو آه دوئو هم از بانو لی شو خوششون میومد

یه دختر جوون که از پدر و مادرش جدا شده بود

.و زنی که دیگه نمی تونست بچه دار شه

.احتمالا داشتن به هم وابسته میشدن

اون موقع بود که از بانو لی شو شنیدید

.که وقتی بچه بوده به خاطر عسب تقریبا مرده

برای اینکه مطمئن شید بانو آه دوئو هیچ وقت اون داستان رو نمی شنون

.شروع کردید به روندن بانو لی شو از عمارت نارسنگ

مدتی بعد امپراتور قبلی از دنیا رفتن

و بانو لی شو مجبور شد دربار رو ترک کنه .بدون اینکه بدونه چرا رونده شده

.حتما حسابی خیالتون راحت شده بوده

ولی بانو لی شو، که فکر کردید دیگه هیچ وقت نمی بینیدش

.به دربار درونی برگشت

.به عنوان یه صیغه بالارتبه دیگه

.به عنوان یه تهدید برای جایگاه بانو آه دوئو

اون بچه جسور سعی کرد بارها به دیدن بانو آه دوئو بره

.انگار که سعی داشته به مادرش نزدیک شه

برای محافظت از بانو آه دوئو که دیگه نمیتونه بچه دار بشه

...و برای پنهان کردن موضوع عسل

.سوپ بانو لی شو رو مسموم کردید

چی میخوای؟

.هیچی

.فقط لب تر کن

.باید بدونید که هیچ قایده ای نداره

هی، می دونی چی برای عزیزترینت از همه عزیزتره؟

از لحظه ای که بانو آه دوئو رو دیدم

.فهمیدم که دیگه نمیتونم به هیچ کس دیگه خدمت کنم

با اینکه یه زن بود

اراده قوی ای داشت و می تونست طوری .با شاهزاده حرف بزنه انگار موقعیتشون برابره

.بهشون خالصانه احترام میذاشتم

در مقایسه با من که فقط از خواسته پدر و مادرم برای ندیمه شدن پیروی کردم

.اون آدم حیرت انگیزی بود

...با این وجود من

با همین دستام چیزی که از همه .براش عزیزتر بود رو ازش گرفتم

!من کشتمش

!بچه ای که بانو آه دوئو اونقدر دوست داشت

!با همین دستام

...اون موقع

،بانو آه دوئو بهمون گفت

.خودتونو سرزنش نکنید

.بچه ها تا قبل از هفت سالگی به هر دلیلی میتونن بمیرن

.حتی کوچک ترین بیماری میتونه اونا رو بکشه

.بچه ام فقط خواست خدا رو انجام داد

!ولی بازم من میدونستم که هر شب گریه می کرد

توی این شونزده سال با چه وضعیت روحی ای به بانو آه دوئو خدمت کرده؟

،بدون اینکه همسری داشته باشه ...همه چیز رو برای بانو آه دوئو فدا کرد

.نمی فهمم

.من نمیتونم کسی رو انقدر عزیز بدونم

وقتی ارباب جین شی داستانم رو بشنوه .بدون شک دستگیرش می کنه

.امکان نداره از حکم اعدام در بره

.اون باهوشه. همه اینارو میدونه

.یه پیشنهاد دارم

تنها کاری که میتونم بکنم اینه که .انگیزه ات رو از دوتا بکنم یکی

.نتیجه رو عوض نمی کنه

.ولی اگه اینو ترجیح میدی بهم گوش بده

...خیلی خستم

.حمام...نه دیگه خیلی دیره

.گمونم میتونم حداقل لباسامو عوض کنم

.محض احتیاط چند لایه کاغذ روغنی سفت شده پوشیده بودم

.خوشحالم که نیاز نشدن

.چاقو خوردن درد داره

.پس فنگ مینگ خودش رو معرفی کرد

چیزی درموردش میدونی؟

درمورد چی حرف می زنید؟

.شنیدم از گائوشون خواستی اطلاعات جمع کنه

می خواستم یه چیزی رو بفهمم .ولی همش بی فایده بود

همونطور که گفتی انگیزه فنگ مینگ این بوده که

مطمئن شه بانو آه دوئو یکی از .چهار صیغه برتر بمونن

.که اینطور

ولی همین الانم تصمیم گرفته شده که .بانو آه دوئو دربار رو ترک کنه

.برای زندگی به دربار مجزا، سمت غرب میره

More Farsi Persian subtitles for The Apothecary Diaries

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left