Captain Corelli's Mandolin

Captain Corelli's Mandolin

Stáhnout Farsi Persian titulky

Informace o verzi

Captain Corelli's Mandolin 2001 720p BluRay DTS x264-PublicHD
Komentář od modern_gesprach
(€rik) ترجمه و تنظيم : عرفان

Tagy

BluRay
x264
720p
720
TS
HD
Zveřejněno: 2014-08-17
Stažení: 39
Pro sluchově postižené: Yes

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

چه مدته با اين گوش نميشنوي؟

...از زماني كه بخاطر دارم

!اوه

!خفه شو

.تكون نخور دكتر هنوز داره معاينت ميكنه

...يه قلاب ماهي گيري لازم دارم

...قلابي براي اندازه يه شاه ماهي

.با يه ساق بلند ، و يه چكش

يه قلاب ماهيگيري؟يه چكش؟

...بفرماييد يه قلاب

.و يه چكش

.خوب،حالا سرجات بمون

!آه

.يه نخود فرنگي

،خيلي شبيه مگه نه؟

.بايد وقتي كه بچه بوده توي گوشش گير كرده باشه

.اوه خدا چقد صدا بلنده

.يعني،صداي همه چيز بلنده .صداي خودمم بلنده

.ناشنواييت مداوا شد .يه جراحي كاملا رضايتبخش

من جراحي شدم؟

.ها!من تنها كسي هستم كه ميشناسم يه جراحي داشته

...يه حسي داره مثل اينكه تمام سرم

.پر شده با آب بهاري خنك و تميز

يه خورده درست حرف بزن وقتي كه دكتر

.انقد لطف داشتن كه معالجت كنن

.همه اين سال ها فكر ميكردم كرهستي

...اما الان ديگه بهونه اي نداري وقتي ازت خواستم يادت باشه

.كه يه سري چيزا رو سر راه خونه بگيري

.يا آتش روشن كردن قبل از اينكه داريم ميريم كليسا

...شايد الان ديگه بشنوي

،وقتي بهت ميگم .استاماتيس"، صندلي رو تعمير كن"

"چكه سقف رو درست كن،"استاماتيس

...الان ديگه مجبور نيستم انقد بلند حرف بزنم

"آنتونيو" جزيرمون رو به ياد مياري؟

.تغيير نكرده

..."توي روز جشن "سنت جراسيموس

...ما هنوز مريضامون رو مياريم توي مكان مقدس

. و دعا ميكنيم كه دردهاشون متوقف بشه

وقتي"پلاگيا" يه بچه بود ..بهش قول دادم

...كه تاريخ "كافلونيا" رو مينويسم

.ولي به نوعي هنوز زمانش رو نتونستم پيدا كنم

... من ازش خواستم تا بفهمه چطور يه سرزمين بسيارآروم

.ميتونه درهم شكسته بشه با زلزله و جنگ

...ازش خواستم بفهمه

...چرا بعضي اوقات خدايان ماروتقديس ميكنن

...و چرا اونها بعضي اوقات عصباني ميشن

.و ما رو آشفته ميكنن، و زندگي ما رو پر از درد ميكنن

ازش خواستم ياد بگيره درسهايي رو كه طبيعت به ما ياد ميده

...كه ما نبايد بپرسيم چرا ما جريحه دار شديم

. فقط وقتي مجروح شديم ميتونيم التيام پيدا كنيم

.يه پديده كاملا رواني

چطور ميتوني يه معجزه رو شرح بدي؟

ميشه ديوانگي "لنين" رو درمان كرد؟ ميشه پريشاني "استالين" رو شفا داد؟

كاملا واضحه ! اين ساختگيه

.تا مردم رو برده مذهب نگه دارن

.تو مجبور نيستي فرياد بزني

.من كر نيستم

.ميخوام دوباره توپ رو ببينم

!آره !توپ

.بسيار خوب

.من به سنگ هاي خيابون نياز پيدا ميكنم

.هر چي ميتونين پيدا كنين

.بر ميگردم

حاضرين، بچه ها؟

.گوشاتونو بگيرين

!اوه،درد داشت !اوووه، درد داشت

ميميره؟

عاقبت،يكي از همين روزها .مثل همه ما

.بچرخ

!آه ه لوتيولس" خوب و قوي داري "

"پلاگيا" همم؟

. درباره " لوتيولس" به ما بگو

.خواهش ميكنم،بيا نزديكتر .قشنگ نگاه كن

.دوستات هم برو بيار .به همه خوشامد ميگم

. "لوتيولس"

."ماكزيكوس"،"مديوس"،"مينيموس"

ماكزيكوس" بالاترين سطح از "ايليوم"(لگن استخوان"

...لوتيولس" بين قسمت پيشين و دروني مرزهاي"

!"ماندراس"

..."لاتره"

.اون خوب ميشه

.به من گفتن تير خوردي .فكر ميكردم دارم ميميرم

!من نميدونم تو چرا نميتوني از دردسر دور باشي

!نميدونم

.لاتره"، بايد خودت رو خوش شانس بدوني كه پسرنداري"

.پسر ها،هيچ وقت بزرگ نميشن .منو نگاه كن

.چقد زود پير شدم

!آه!آه

.خيلي گرمه

...همه ماهي ها توي صخره ها قايم شدن

.يا ته دريا رفتن كه خنك بمونن

!"آه!نه ،"ماندراس

!آه

!نه، بزارم زمين، بزارم زمين

امروز گزارش شده يه كشتي جنگي يونانيه

...مورد هدف يه زير دريايي ايتاليايي قرار گرفته

.با توجه به شواهد "يونان"هنوزدرگير جنگ نشده

...نخست وزير"متاكزاس"يه شكايت قوي

...براي دولت "موسيليني" در رم فرستاده

.كه اونا مسوليت در حمله رو رد كردن

...و گزارشات حاكي از ادامه درگيري ها

...بين سرباز هاي يونان و ايتاليا

.در مرز يونان و آلبا ني ست

..."اما امروز صبح در "آتن

...سفير ايتاليا يكباره ديگر تكذيب كرد

اونا چي ميگن؟

.ايتاليايي ها توي آلباني هستن .نزديك مرز

.اونا گزارش يه سري درگيري دادن

بيا !ميشنوي؟

.اونا ميگن بدنبال اعلان جنگ نيستن

بيا!چي گفتم؟

.ميخوان تو خواب گيرمون بيارن

!اونا ميخوان توي تاريكي شب رو مون بخزن

!دروغ گوي كثيف !پدرت يه بز بود

!خفه شيد

...اگه شما دوتا فحاشي به هم رو تموم نكنين

.من شروع ميكنم به خوردن قهوم توي خونه

.ماندراس" ميخواد با من ازدواج كنه"

.بهش گفتم بايد از شما درخواست كنه

.من نميخوام باش ازدواج كني

.تو دوستش نداري

.شما هر دو خيلي جوونين

.همه وقتي ازدواج ميكنن خيلي جوونن

...من بعضي اوقات فكر ميكنم

تو فقط وقتي از ازدواجت خوشحالي كه

.با يه خارجي ازدواج كني

...يه دندون پزشك از نروژ

.يه چيزي شبيه اين

ماندراس "هم مرتبه تو نيست" ...و انتظار داره

.از زنش بهتر باشه

.آخرش اون يه مرده

.الان بهت ميگم چيزي رو كه به اون گفتم

.من جهيزيه نميدم

كي بدون جهيزيه ازدواج ميكنه؟

.تو بايد براي عشق ازدواج كني

.من عاشقه "ماندارس" هستم

حالا من بايد چي كار كنم؟

...در برم خونه مادر ماندراس

بدون هيچ چيز فقط با يه كيف لباس ؟

.آه، و بزم

.هيچ وقت نميتونم خودمو نشون بدم

.مايه خنده"كافلونيا" ميشم

.ميتوني تصور كني مردم چه حرفايي ميزنن

.نميدونم چطور اين شرمساري رو پنهان ميكني

.يه جنگ در راهه .اتفاقات وحشتناكي توي جنگ ها ميافته

.از اين استفاده كن براي محافظت از خودت

،و اگر لازم شد .بر عليه خودت استفاده كن

.ازدواجت بايد صبر كنه

.اطرافم رو نگاه ميكنم

.ماهيگير ميبينم .كشاورزها رو ميبينم

.مرداني سالم و قدرتمند ميبينم كه آزاد بدنيا اومدن

.اما امروز آزادي شما در خطره

...ارتش ايتاليا به سرعت داره از آلباني عبور ميكنه

.و نيروهاش آماده ان از خط مرزي يونان عبور كنن

!مرگ بر موسيليني

...اگه به كشورتون اهميت ميديد

.پس بايد براي دفاع ازش بجنگيد

.به جنگ در آلباني بپيونديد

براي مادرانتون و معشوقه هاتون ...

.زنانتون،بچه هاتون بجنگيد

...براي آزادي همه مردم يونان بجنگيد

!تا با وقار و احترام زندگي كنند

...وقتي از جنگ برگشتم

.ما با هم ازدواج ميكنيم

...و من يه خونه براي "پلاگيا " ميسازم

.توي زميني كه متعلق به پدرم بود

.ميدونم ما با هم فرق داريم

.چيزي در مورد دنيا نميدونم

كجا ميتونستم باشم؟ چي ميتونستم بدونم؟

.نميدونم حس درونم رو چطور بيان كنم

...نميدونم چطور بهت بگم

.چي اين تو هست ...اما فكر كنم

...."ميدونم..."پلاگيا

.عاشقتم

.فردا براي جنگ ميرم

.پلاگيا" بيا و با من برقص"

.مينويسم. قول ميدم

.و قول بده براي من مينويسي

...عزيزم، از اون روزي كه

. از ديدنت محروم شدم چيزي ننوشتي

...و من خيلي وحشت زدم

...كه هيچ نامه اي از تو به من نرسيده

.چون تو زخمي يا اسير شدي

.و من كابوس هايي ميبينم كه تو مردي

...تابستون به زمستون تبديل شد

.و من در حال نوشتن صدمين نامه ام به تو هستم

...زخمي هايي كه برگشتند

.خبر هايي از شرايط و حشتناك ميدن

.يخ بندان، بدون غذا

.اما اونا هيچ خبري از تو نياوردن

...هر روز من منتظر پست از "آرگوستولي" هستم

.و هر روز هيچ چيز نيست

...و من احساس ميكنم مثل اينكه با اين نگراني و ترس

.دارم ديوونه ميشم ...سعي ميكنم اميدم رو از دست ندم

اما من خيلي وقته اشتياق دارم چيزي حس كنم .حتي اگر فقط درد باشه

!ما برديم

!ما برديم

!تموم شد

.ما توي "آلباني" شكستشون داديم

!ببين

More Farsi Persian subtitles for Captain Corelli's Mandolin

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left