Prvních 200 řádků.
Amin.F & Aoi-Chan
برای دیدن فایل فشرده برین ته صف
اینجا انتهای صف برای !فایل فشرده ـست
فایل فشرده کتاب جدید - 500 ین کتاب قدیمی - 500 ین
!خدمت شما
...میو
!بازخورد خیلی خوبی گرفتی
.حس ششمم درست بود
مدل اون دو تا رو از کجا پیدا کردی؟
...اوه، ولی یه مشکلی هست
پیشخدمت سادیسمی خدمتکار ضعیف و
از شما چه پنهون دلم می خواست .هر روز این دو تا رو تماشا کنم
!خوش اومدین
بارانی و بعدش وزش باد
!کلاس خیلی طول کشید
!ببخشید، دیر شد
!صبح بخیر مایکا چان
.صبح بخیر
!کاهو سان، مافویو سان
.امروز یه جورایی مدل موهاتون شبیه همه
،بهمون گفتن امروز روزِ موی"دم اسبی"ـه .واسه همین این ریختی به مشتری ها سرویس میدیم
،بازم
چرا من فلک زده هم باید شرکت کنم؟
.وحدت خیلی مهمه
.تازه خیلی بهت میاد
!خفه بمیر! بکش اون دست بی صاحابو
.بیشتر شبیه کاکل شده تا دم اسبی
.از پسِ گردن خوشم میاد
!میدونم
برای شما دو تا که موهایِ ،بلند دارین خوبه
.ولی برای من یکم سخته اینطوری
چرا یکم موهات رو یکم بلندتر نمی کنی، مافویو سان؟
خیلی جالبه که بتونی موهات رو !مدل های مختلف درست کنی
...مثلاً گیس کنی
!یا مثلاً گوجه ای
!البته خرگوشی هم خوبه
!بعدی! بعدی
!هر دو طرف موها بالا!هر دو طرف موها بالا
!ولی مدل ارتدکس بیشتر به مایکا میاد
!موهای بلند و صاف مشکی
از طرف دیگه، اگه آدم شخصیت .خاصِ خودش رو نداشته باشه هم خوب نیست
...ام... چیزه
!مشکلی نیست
مایکا با اون هالهی اطرافش __خیلی هم خوبه براش
!دیگه یکم هم زیادی شخصیت داره
!ببخشید! ببخشید
!موهام خیلی نازکن
واسه همین اگه نبندمشون، بینشون !هی الکتریسیته جرقه میخوره
.کـ که اینطور
عیبی نداره. میتونیم از پسِ __یکم الکتریسیته ساکن بر بیایم
...مدیوسا
...ستاره دریاییِ سیاه
...یه بغلِ پر ازاکتریسیته ساکن
...یه دسته از جوجه تیغی های دریایی... نابودی صمیمیت
!یه سری از ترس های قدیمی آزاد شدن
!مایکا، برگرد پیشمون
.ببخشید، مایکا
!بیا دمِ اسبی ـش کنیم
.ببخشید
.گند زدم به حس و حال خوبمون
!خیله خب! بفرما
.مرسی
!قابلی نداشت، مایکا
__اگه نگران التریسیته ساکنی
،قراره به مشتری ها سرویس بدم !نباید اینطوری باشم
!بخند! بخند
!باید دکمه ش رو بزنم
.مایکا، موهات داره میخوره به من
!ر-روم سیاه
!ما-مایکای خودمونه
!میدونی چطور با شلاق کار کنه
!شـ شلاق نیست! موهای خودمه به همین برکت
،اگه نگران الکتریسیته ساکنی
چرا از این چیز خارجکی که منم استفاده میکنم، استفاده نمی کنی؟
واقعاً؟
،تصادفاً یه دونه اضافه دارم .باشه مال خودت
!مرسی
!خواهش می کنم! بعداً می بینمت
!باشه
!یادت نره !تو وقت استراحتت بهت میدم
.بدک نبود
چی؟
!امروز یک روزِ خاصه
بیاین تو !و با چشمای خودتون ببینین
!خوش اومدین
!مایکا چان، امروز دم اسبی بستی
!امروز روز موی دم اسبی ـه
خدایی؟ - خدایی؟ -
!هلاکشم
!و-واو
مشتری ها فقط به خاطر !مدل موی من، کیف کردن
انگاری واقعاً جزئی از !صنعت مهمان نوازی هستم
...ولی
،موهای مشکی !لخت و بلندش رو بیشتر دوست دارم
.دقیقاً میگیرم چی میگی
..چی
مدلی موی جدید امروز یجورایی بهت !یه جو خوب و تازه میده
ولی راستش رو بخوای، مایکا چان !رو با موهای لخت و بلند ترجیح میدم
!دقیقاً - ...چی -
!همه ته دلشون همین رو میخوان
...هی، مایکا چان
اینکه نتونم به خواسته ی ...مشتری ها جواب بدم، باعث میشه
.امیدوارم برش گردونی به حالت قبلی
...باعث میشه
.از پشه هم کمتر باشم
...قورت
.شرمنده
!زیاده روی کردیم
!مایکا
.این همون چیزیِ که در موردش حرف میزدم
!مرسی
.قابلی نداره
...یه محصول خارجی
!سر و روش انگلیسی نوشته شده
!عالیه
!خسته نباشین
.اوه، واقعاً داره بارون میاد
.آره، عین شیر آب
.چترم رو تو مدرسه جا گذاشتم
!میرسونمت تا ایستگاه
مطمئنین؟
!البته
.رئیس هم یکم عجیب شده ها
!اوه، آره
،درد و رنج تو سینه م هستش !ولی وقتی با تو هستم اونی چان، خوشحالم
،امروز میاد بازار
!تازه باید اشانتیون هم بگیرم
داری چیکار میکنی؟
از بس تا کمر رفته تو بازی .اصلاً حواسش به من نیست
...اون بازی
آی- پس نیست؟
شاید بهتر باشه منم دوباره .برم سراغ بازی کردنش
.باید لول میسا رو ببرم بالا
!آی-پس
همه رفتن خونه؟
،امروز روز شانسِ منه !تونستم با مایکا تا ایستکاه قدم بزنم
!منف مال من، خودم، مایکا سان
!خیلی ضد حاله
یکی دیگه می رفت !می تونستم یه کنسرت کامل داشته باشم
ها، چی شد؟
چرا اتاق یهویی تاریک شد؟
...آ-آکیزوکی
.تو روحش. حواسم نبود غرقش شدم
تو هم آی-پس بازی میکنی؟
از کِی؟ لول چندی؟ !لِوِلت رو بهم بگو
.لول 136
!باید بیشتر بازی کنی
این به کنار، چرا نشستی کف زمین؟
،خونه هم همینطوری بازی می کنم .عادت شده دیگه
راستی واسه آخرین کنسرت شهرت کی رو انتخاب کردی؟
!میسا چان
!آریسا چان
!چی؟ باید میسا چان باشه خداوکیلی
!میسا چان خوشگله، ولی آریسا چان خیلی بهتره
!آریسا رو تازه اضافه کردن
.من زیاد از تازه کارا خوشم نمیاد
!پس عشق قدیمی هایی
!حداقل کارکتر آریسا رو هِی عوض نمی کنن
هی! ها؟
چرا اتاق اینقدر تاریکه؟
آه، آکیزوکی کون، تازه فهمیدی؟
.مثل اینکه وقتی جذب بازی شده بودیم، یکی چراغ ها رو خاموش کرده
!آه! اول باید اتاق رو چک می کردن
ها؟
.قفلش کردن
چــــــــی؟
.مدیر فروشگاه رو بسته
امکان نداره! یعنی گیر افتادیم؟
!نه، هنوزم باید همینجا باشه
!هی، مدیر
!لعنتی
!فهمیدم! پنجره
...آه
.من زنگ میزنم به مدیر
.تو زنگ بزن به یکی دیگه
!باشه
...آه
!لعنتی
!برنمی داره
هی، کسی جواب نداد؟
.هنوز به کسی زنگ نزدم
چرا؟
.باتری ندارم
!اگه از گوشی استفاده کنم، دیگه نمی تونم بازی کنم
و حالا دستام تکون نمی خوره، چیکار کنم؟
!ببخشید
چی شد؟ برقا رفت؟
راستی، تو هم داستان روح توی رستوران رو شنیدی، نه؟
چرا الان حرفش رو میزنی؟
.ببخشید
!به عنوان مجازات، دستم رو بهت میدم
!آه، هی
...این منو یاد
...این منو یاد
کیمورا
...ترسیدی؟ بیا می تونی دستم رو بگیری
.این صفحه توی بازی هم بود
اگه از رعد و برق می ترسی می تونی دستم رو بگیری و بخوابی
...خواهر
.این صحنه توی یه مانگای یوری که خوندم هم بود
No comments yet. Be the first to leave one.