Prvních 200 řádků.
به نظرت اطلاعات سرّیِ چائو فا، کفایت میکنه؟
یه مرد جونش رو به خطر بندازه تا خانوادش رو نجات بده؟
من از همین میفهمم که اطلاعات سرّیِ خوبی داریم.
گفتن باید بری جنیوا.
به نظرت چرا ازت خواستم بیای اینجا؟
وقتی برگردیم میانمار...
کل ماموریت توی دستای توئه.
راستش دنبال دامینیک میگردم.
میدونی پسره خونه نیست.
یه نفر داشته از اسم اون
برای شرکتهای کاغذی استفاده میکرده.
خانم میولر، میخواستم بدونم بهم کمک میکنی تا...
به این قسمتِ کوچیک از دنیا روشنایی رو برگردونم؟
باعث افتخار منه.
پس اینا همون ۵تا ماشهست؟
ببخشید، آقایون.
توی انتهای دیگه، چه خبره؟
راهی برای تغییر دنیا.
باید اینطور فرض کنیم...
که بعد از این، میان سراغ ما.
این پول نیست. مختصاته.
کجا داریم میریم؟
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید DigiMoviez@
« جــک رایــان » " فصل چهارم - قسمت پنجم "
مترجمین: «محمدعلی sm و کیارش نعمتگرگانی»
باید به پروسه حمل و نقل سرعت بدیم.
یه خبرایی از رابطهاتون شنیدم...
که از کرواسی اومدن.
من هم یه خبرایی از مامورای فدرالت شنیدم
که از مکزیک اومدن.
بهترین کار اینه که منتظر بمونیم تا حقایق مشخص بشن، نه؟
۵ بسته به مقصد آمریکا آماده شده.
اما هنوز مقصدهاشون به دستم نرسیده.
یه مقصد هست و اونم مرزه.
بستهها رو بفرس اونجا، همین حالا.
قرارمون این نبود.
فرض کن تک تک اون بستهها رو، همین حالا
توی بندرهات منفجر کنم.
اینطوری به تک تک اعضای خونوادت
تا گوادالاخارا میرسه،
بسته به این که باد از کدوم طرف بوزه.
شاید قرارمون اینطوری بوده.
خیلیخب، همینجاس.
شروع شد.
میری تو کازینو.
یه مشتری معمولیای که آمادهاس کلی پول حروم کنه.
راحته که.
هروقت رسیدی خبرش کن.
حرکت بعدی با اونه.
حله.
گوش کن، چائو فا هرکاری بتونه میکنه،
اما یادت نره که تو دنیای اوناییم.
حواست باشه.
با گفتن این حرف همچین حالم بهتر نشد.
.من که میگم چیزیت نمیشه
سلام.
موفق باشی.
خیلیخب، دارم میام.
بله.
کازینوی ووکانگ.
عجب شروع خوبی.
یه جوری تلاش میکنن تا نفوذ کنن.
این ماشین باید تا دندون مسلح باشه.
باید واسه هرچیزی آمادگی داشته باشیم.
پس با هرچی که میتونین پرش کنین.
کل سیستم ایمنی رو بهروز کردم.
اینا رو باید حتماً بذاری جای اونا.
بله قربان.
خبری نشد؟
فعلاً که هیچی قربان.
کل محیط رو از نزدیک تحتنظر داریم،
ازجمله فرودگاه.
این رو بزرگ کن.
مرسی.
به میانمار خوش اومدی.
هرچقدر بابت اومدنت تشکر کنم، کمه. جدی میگم.
اینطور که پیداس، از همین حالا جنگ شروع شده.
خیلی نیست.
بعد از ملاقاتمون، هرچی تونستم پیدا کنم، آوردم.
راستش، مدتها بود که منتظر این مشارکت بودیم.
و از طرف سازمان،
بابت فراهم کردن این امکان، ازتون تشکر میکنم.
تاثیری که شما روی دنیا داشتین،
در حد و اندازه یه معجزهاس.
با خودم گفتم بهترین جا برای شروع
همینجا توی وطنه.
بعضیوقتا اینجا بهخاطر خطرناک بودنش، نادیده گرفته میشه.
اما زیباییهای خودش هم داره.
بیا. بیا. کلی چیز هست که میخوام نشونت بدم.
[هشدار واریز پول به مبلغ ۲۱ سنت. پول بفرس.]
مرسی.
لطفاً شرطهاتون رو بذارین.
میخوام شانسم رو امتحان کنم، جناب پخشکننده.
شرط دیگهای نیست.
الان میام.
پونزده.
خیلیهها. بجنب.
بیست و سه.
گفتم خیلیه.
ایـــول.
تبریک میگم قربان.
مچکرم.
من چائو فا سین هستم، رئیس عملیات.
باعث افتخاره.
اجازه بدین برای پولهایی که بردین محافظ بذارم.
خیلی خوب میشه.
جناب پخشکننده، این برای شما.
ممنون قربان.
مرسی. خوش بگذره.
تا یه ساعت دیگه میاد.
- بله؟ - اون چاقوی تانتو بودش،
خونش رو توی پایگاهداده ارتش بررسی کردیم.
خب؟
و با فرض این که بتونیم رد این یارو رو بزنیم،
که خودش مسئله مهمیه...
خواستم یادآوری کنم
که کل این فرآیند
بدون مجوز قانونی مناسب...
پاتریک، فقط اسم بگو.
طرف کیه؟
ویلیام جیمز تاتل.
از اسمش هم پیداس که حرومزادهاس.
هرچی ازش داری رو برام بفرس.
خیلیخب.
میخواین چیکار کنین؟
از اینجا در برم.
مشخصاً، سوءتغذیه بزرگترین تهدیدمونه.
بیشترین درد رو یتیمها میکشن،
متاسفانه.
تجارت قرصهای یابا خانمانسوزه.
اولش کوچیک بود.
مثل داستانهای ترسناک قبل خواب.
اما مثل تموم جاهطلبیها...
بزرگ شد.
هیچوقت بوش از ذهنم نمیره.
اینجا بزرگ شدین؟
بالای همون تپهها.
بهگمونم، همه همیشه
از جایی که اومدن فرار میکنن.
اما شما نه. جنگیدن رو ترجیح دادین.
کاملاً درست میگی.
بگذریم، حتماً خسته شدی.
بیا از شر این آفتاب خلاص شیم.
بیمارستان آخر همین جادهاس.
خوبی؟
معلومه گاوا.
پس بابایی کی میاد خونه؟
زودی میاد.
بشینین لطفاً.
ایشون کی باشن؟
مان. بابام برام آورده.
اون موقع که مریض بودی؟
مریض بودی.
بابات بهم گفته.
آقای نوامبر.
مطمئن نبودم بازم افتخار دیدنت نصیبم بشه. خوشحالم اینجایی.
آره، منم همینطور. ایشون جک رایان هستن.
بله، دکتر رایان. میشناسمتون.
زیاد این رو بهش میگن.
میبینم که ماشه دارین. میشه ببینمش؟
پنجتا بودن.
پنجتا... برای آمریکا.
وایسا ببینم، بیشترن؟
اولافسکی یکی از خریداراش بود.
بعد از اون هم خریدارهای زیادی هستن.
برای همینه که شما اینجایین، دکتر رایان.
تا نابودشون کنین.
چطوری کار میکنن؟
یه سیستم منحصربهفرد بستهی سرتاسریه.
فقط یه فرستنده و یه دریافتکننده داره.
مثل سیگنال خطرهای قدیمی.
به چی وصلن؟
هرچی که خودمون بخوایم،
هرجایی که خودمون بخوایم.
اونوقت «خودمون» کی رو شامل میشه؟
تو مزیت جداسازی مردم دنیا طبق خیر و شر رو داری.
دنیا از نظر بقیهمون مملو از عذاب...
و تلاش مصاعف ملت واسه درست کردنشه.
باقی ضامنها تو گاوصندوق کازینوئه.
با اینها سطح دسترسی من رو به دست آورده...
و موازین امنیتی رو خنثی میکنین.
واسه تکتک درها و سامانهها لازمتون میشه.
کل طبقات کازینو محافظ امنیتی داره.
هر اشتباهی به قطع دسترسی، دستگیری یا مرگتون منجر میشه.
از طریق این ورودیها وارد میشین.
No comments yet. Be the first to leave one.