The Heiresses

The Heiresses (Las herederas)

Stáhnout Farsi Persian titulky

Informace o verzi

The Heiresses 2018 WEB-DL 720p
Komentář od M0H4MM4D.A.H
ترجمه و زیرنویس از : Shilownak | ارائه شده توسط substar.ir

Tagy

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
Zveřejněno: 2019-08-17
Stažení: 44
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

و چاقوها؟

اينجا روي ميز ان

لیوانها کریستال نشکنه؟ - بله البته -

اینا 48 پارچه ان

سالم و بی عیب و نقص ان

- دست کامل هستن ؟ - بله

و این ساعت، هنوز هم کار می کنه؟

بله... خب... نه...

- آره یا نه؟ - الات نه، نیاز به تعمیر و نگهداری داره.

تا همین اواخر، کاملا کار می کرد.

لوسترها چی، اونام برای فروش ان؟

نه

- این صندلی فقط یکیه؟ - دو تان -

لوئی پونزدهم یا شونزدهم؟

من اون ساعت بزرگ رو دوست دارم

قیمتشون چنده؟

شماره 975خيابان کابو مارتينز، کنار اردوگاه ارتش.

بله

شما 2 میلی گرم کلونر دارید؟

دو بسته برام بفرستید

هر جعبه اش چنده؟

بله، پول نقد.

و 5mg ملاتونین؟

دو بطری

چقدر؟

فقط یه بطری بفرست باشه؟ ممنونم.

لباست اینجاست

میخوای بپوشیش؟

نه، بیرون برم.

هنوزم میخوای بری؟

بیشتر از یک ماهه که کارملا مارو دعوت کرده

چطور می تونیم نریم؟

مراسم

کارملا 50 ساله شد!

اون واقعا می خواد که ما بریم

تولد پنجاه سالگیه خودتو یادته؟

تمام بعدازظهر به ما کمک کرد

توی چیدمان...

اون چهل سالگیم بود

کی ما 50 سالمون شد؟

بیا چلا

هنوزم سنمون زیاد نیست کارائوکه(با موزیک خوندن) هم هست

مارتا و سیلویتا هم هستن

از سفر برگشتن

خب.

من که میرم.

خودم تنهایی

چلا!

- سلام! - تولدت مبارک!

- ممنون. چطوری؟ - خوب.

ممنونم که اومدی.

- میری یه آواز بخونی؟ - نه

کارملا، یه دیقه بیا

- چیکی کجاس؟ - نمی دونم. همین دور و بره...

بیا دیگه! بیا بریم.

برمیگردم.

چه خبر؟

براوو! براوو!

هی

بذار من برونم.

نه من زیاد نخوردم

تندتر برو، چلا!

از چی میترسی؟

نورا و اون دختره...

اون یکی لباس راه راهه...

- اونی که شبیه پسرا بود؟ - آره آره همون.

مطمئنم اونا در باره ما حرف میزدن

نورا نگاهش به من بود با ...

یه حس ترحمی تو چشاش

شاید این فقط تصور توئه

اون دختره میدونه؟

کارملا تنها کسیه که می دونه

چون او به من کمک می کنه

اون! کریستالا و ماشین چمن زنی رو فروخت

راهتو برو چلا... کسی اینجا نیست

کارملا

کارملا به همه گفته

باز تو مسواک منو زدی؟

من؟

میرتا با همون دختر آرژانتینی بود...

تو واقعاٌ داشتی نگاهش میکردی؟

یا فقط تصور من بود؟

میرتا می دونه، نه؟

شما درباره قیمت ماشین صحبت کردید.

من فقط به میرتا گفتم میخوایم ماشینمونو عوض کنیم .

آروم باش!

چیکی

بدجوری بوی سیگار و الکل میدی.

هی! خیلی هم کارت دراماتیک نبودا

بله بله، رسید

ایناهاش.

میخواید بخونمش؟

به این ترتیب به شما در مورد 11233.2017،

بانک آسونسیون در مقابل مارتینا ماریا نونز کامپوس،

معروف به چیکیتا،

در رابطه با کلاهبرداری

اما این بدهیه.

اینجا میگه کلاهبرداری!

بله، اما قاضی میگه من باید برم زندان.

من باید پنجشنبه آینده ساعت 7 صبح اونجا باشم.

نوشابه رژیمی با یخ زیاد

و آب بدون یخ.

همیشه پارچ رو تو یخچال بذار، که خنک بمونه

و نوشابه همیشه رژیمی باشه هیچوقت زیرو نمیخری

همیشه یه بطری کوچیک اینجوری تناسب اندامشم بهم نمیخوره

گاهی اوقات خانم حس و حال خوشی نداره

پس میری پیشش

باهاش هم صحبت میشی

یا یه موزیکی چیزی میذاری

یا تلویزیون نگاه میکنین

از اینجا قرصا رو برمیداری

امروز دوشنبه اس. خوندن بلدی؟

مهم نیست. از این به عنوان راهنما استفاده کن:

دوشنبه، سه شنبه، چهارشنبه تا یکشنبه. یکی برای هر روز.

... این سرقت کشور را لرزاند...

باید برای این دختره دئودورانت بخری.

هیس...اینطوری صحبت نکن، چلا!

ما از مردم می پرسیم

برای انتقال اطلاعات مربوطه به پلیس.

آیا نشانه ای وجود دارد که او زنده است؟

من در مورد ایده "کارائوکه" متقاعد نشدم

وقتی که گوردی اونو پیشنهاد کرد

اما سرآخر همه اونا آواز خوندن.

چلا! سلام!

بعد از ظهر نمی خوای نقاشی کنی؟

نه

نگاه کن ... کارملا کمی کیک آورده.

یکم میخوای؟ - ها؟ -

یه ذره امتحان کن، خامه ی خونه گیه

این... من بعدا توضیح میدم بهت.

این از طرف دختراس - خب؟ -

این فقط یه کمک کوچیکه

به هیچ وجه!

بذار کارملا توضیح بده

دوستامون یه دورهمی و گلریزون طوری داشتن.

خیلی زیاد نیست

هر کدومشون کمی تونستن کمک کنن

- ما کیس کمک خیرخواهانه ایم؟ - بذار حرفشو بزنه

شما همیشه به ما کمک کردید، چلا.

برای مثال گوردی

اونهمه کمکی که به دخترش کردید رو فراموش نکن

و نورا

وقتی خانه اش خراب شده بود بهش کمک کردید

- همینطور جولیا، وقتیکه کارشو از دست داد. - جولیا؟

همینطور به خود من وقتی مادرم مریض بود

پس چرا...؟

پس چرا ما نقاشیای پدربزرگ منو فروختیم؟

چرا نقره هامونو فروختیم؟

چرا فانوسهای(لوستر یا چراغ) منو فروختیم؟

حتی اتوموبیلی که پدرم به من داد رو گذاشتیم برای فروش.

نه

به هرحال ممنونم

اما ما باید خودمون مشکلمونو حل کنیم.

چرا به من زل زدی ؟

بذار ببینیم، فقط بهم بگو یک تکه چیز از خودت

یا خانواده ات رو ما فروختیم؟

- آب یا نوشابه؟ - آب.

- آب بریزم؟ - دست از سرم بردار!

دروغ گو!

اینجا نخواب

ما نقاشی قایقهامونو فروختیم

مال منزل مادربزرگم بود.

دخترعموی کارملا هم توی همچی موردی افتاد.

اونم فقط بدهی داشت.

اونا سفته هاشو گذاشتن اجرا

و اون متهم شد به کلاهبرداری

درست مثل من.

و فرستادنش زندان

بیا اینجا.

خم شو

آخرین بار موهاتو کی رنگ کردی ؟

تو فروشگاه کره ای، هرچیزی که خدمتکار بخره میذارن به حساب آدم

به جز گوشت، که اونو از قصابی خریده و نقد پرداخت کرده

پول توی کشوی دراوره.

برای چه مدت؟

مارتینا نونیز کامپوس؟

بله منم - مشهور به چیکیتا؟

درسته.

- اون خانم وکیلته؟ - نه، همراه منه

وکیلم بعدا میاد

- خب، خانواده ته؟ - بله

- بار اولته اینجایی؟ - بار اول.

خب، لطفا از اون در برید داخل

خانم، می تونید اونجا بنشینید و منتظر باشید

برو جلو برو

خانم، شما فقط تا همینجا مجازید.

- می تونید چهارشنبه ها و آخر هفته ها بیاید ملاقات. - شماره پرونده؟

بله

آخرش هست 085

بانک آسونسیون در مقابل مارتینا ماریا نونیز کامپوس،

معروف به چیکیتا.

ثبت شد. می تونی ببریش

خیله خب . خدا حافظ.

- قطعاً میخوای بمونی ؟ - آره

آرام و با دقت رانندگی کن. باشه؟

شنبه ها همو میبینیم

نگران نباش.

چلا، آرام باش

آرام باش.

بیا دیگه...

More Farsi Persian subtitles for The Heiresses

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left