Informace o verzi

The Real Has Come E19 HDTV KoreanAngels
Komentář od shahlaz
@KoreanAngelsترجمه و زیر نویس شهلاز

Tagy

HDTV
hdtv
HD
Zveřejněno: 2023-05-28
Stažení: 29
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

چرا اینطوری منو نگاه می کنی؟

چرا دنبال اینی که از اینجا بری؟

چی؟

...چرا سعی میکنی

به این سرعت همه چی رو تموم کنیم؟

ته کیونگ

...اینقدر برات آسونه

همه چی رو تموم کنی؟

...به این سرعت میخوای

از من جدا بشی؟

یعنی چی

ته کیونگ

...نکنه

...به من

احساس داری؟

(یون دو، خوشبخت باشی من دارم از کره میرم)

یون دو، برای همه چیز متاسفم من واقعا دوستت داشتم

صبر کن، چی داری میگی؟

کی گفته دوستت دارم؟

...خب همین الان

جوری رفتار کردی که انگار نمیخوای ازم جدا بشی

چرا همچین فکری می کنی؟ این خیلی زشته

یون دو، تو استایل من نیستی

نمی دونی؟

آه آره درسته

ایوای ترسوندیم

ترسیدی؟

معلومه

ما فقط یه رابطه قراردادی برا اهدافمون داریم

اگه یکی ـمون به اون یکی احساس پیدا کنه

عجیب و ناجور میشه

تا کجا میخوای خیالبافی کنی؟

...از اول بهت گفتم

که نباید مهربونی منو با عشق اشتباه بگیری

فقط مطمئن شو که احساسات عجیبی نسبت به من یپدا نکنی

عمرا، چون من الان واقعی رو دارم

خدارو شکر

واقعا از واقعی ممنونم

این مزخرفات چی بود گفتم

چه می دونم

هان؟

چرا گوشی من اینجاست؟

مطمئنم تو اتاقم گذاشتمش

اینجا چیکار میکنی؟

داشتم یه نگاهی به اتاق مینداختم

نه امکان نداره

چرا این شماره اینقدر به نظرم آشنا میاد؟

گوشی خاموش می باشد ...لطفا پیام بگذارید

ته کیونگ

...نکنه

...به من

احساس داری؟

آخه این چه سئوالی بود؟

وای سرم

...چرا سعی میکنی

به این سرعت همه چی رو تموم کنیم؟

...به این سرعت

می خوای از من جدا بشی؟

ته کیونگ

پاشو یه کم آب عسل بخور

صداتو از بیرون شنیدم

میدونم خجالت میکشی زود باش پاشو

چرا؟

باز توهم زدی که دوستت دارم

چرا همچین توهمی بزنم؟

نسبت به من متاسف نیستی؟

نصف شبی آوردمت طبقه بالا

چون مست بودی لباس و جوراباتو در آوردم

و با مهربونی دست وصورتت رو شستم

...تازه، حتی با اون قیافه خشنت

غرغرای مستیت رو تحمل کردم

-ای بابا - فکر کردی

من واقعا زنتم؟

الان میخوای حال منو بگیری؟

تا کارهارو سرو سامون بدیم باید نقش بازی کنیم

بدش من به عنوان شوهرت همشو می خورم

ته کیونگ بیدار شدی؟

ته کیونگ دیشب با خودت چه فکری میکردی؟

همه بزرگترها تو خونه بودن

ولی بخاطر مست بودنت یه زن همراهیت کرد

اونم خانم جانگ

حالا فکرشو بکن یون دو چقدر جا خورده

میخوای اینجوری برای واقعی نمونه باشی

ببخشید مامان

یون دو، به جاش من عذرخواهی می کنم

من واقعا پسرمو بد بزرگ کردم

نه مادر

فقط اشتباه کرده

بخاطر توئه که این پررو شده

باید غر بزنی و دعواش کنی

باشه چشم سعی میکنم

ته کیونگ، امروز منو چکاپ می کنی؟ @KoreanAngels

آره البته

به آقای کیم بگو برسونت که تو خسته نشی

ببین مادر؟ چقدر بهم اهمیت میده

خدایا الان داری از شوهرت دفاع میکنی؟

اگه یه بار دیگه از اینکارا بکنی خودم دعوات می کنم

امروز زود بیا خونه تا یون دو رو نگران نکنی

چشم مامان

راستی

کار ساختمون کوچکه تموم شد

فردا می تونین برگردین

باشه حتما ، الان باید برم سر کار

یون دو برو صبحانه بخور

حالت خوبه، یون دو؟

چطور ‌تونسته با زنی که تقریباً داشت باهاش ازدواج میکرد

مشروب بخوره و مست و پاتیل برگرده خونه؟

خانم جانگ منشی خانوادست از این اتفاقا پیش میاد

تو خیلی فهمیده ای

کی آخه با منشیش مست می شه؟

ترک عادت موجب مرضه

حتما باهاش ریخته رو هم

مادر بزرگ این چه حرفیه جلو زنش

مخصوصا میگم که بشنوه

نامزدشو تو مراسم عروسی ول کرد

خنده ام گرفت وقتی دیدم بخاطر بچه قراره با یکی ازدواج کنه

...مطمئن نیستم تا کی

این احمق بی مسئولیت میتونه به عنوان یه مرد متاهل دووم بیاره

اون واسه پدر شدن خلق نشده

آدم اشتباهی رو به عنوان شوهر انتخاب کردی

منم همینطور فکر می کنم

چی؟

معلومه واقعا از دست ته کیونگ عصبانیی

نه نیستم

وقتی توقعی نداشته باشی عصبانی هم نمیشی

مادر بزرگ واسه چی فقط از ته کیونگ بد میگی؟

اشکال نداره خانم جانگ با یه مرد متاهل مشروب بخوره؟

خانم جانگ یه زن مجرده

و ته کیونگ یه مرد متاهل

پس کار ته کیونگ بدتره مگه نه؟

ایوای ممکنه به زودی طلاق بگیرن

باید طلاق بگیرم مادربزرگ؟

چی؟

شوخی کردم

بفرمایيد

قربان اومدم دنبالتون

سلام صبح بخیر

بخاطر دیشب معذرت میخوام

بی فکری کردم

درسته

رفتار دیشبت اصلا بهت نمیومد

لطفا صبر کن عزیزم

من و خانم جانگ باید صحبت کنیم

ولش کن

اشتباه از پسرت بوده به این چیکار داری؟

من خودم باهاش حرف میزنم تو کاریت نباشه

خانم جانگ بیا تو اتاق من

چشم خانم

خوب میدونم چی میخواین بگین

بعد از اینکه باخانم یون حرف زدم میرم از یون دو عذر خواهی میکنم

تو نمیتونی منو گول بزنی

اون هنوز از ته کیونگ دست نکشیده

مطمئن شو که ازت عذرخواهی می کنه

و ازش قول بگیر که دیگه تکرار نشه باشه؟

چشم مادر

چطور شد که با اون مشروب خوردی؟

با هم صمیمی تر شدین؟

با بدبختی باهاش دوست شدم

تازه شروع شده

تازگی نتونستم باهات حرف بزنم خیلی سوالا تو ذهنم بود

چرا اصلا به من زنگ نزدی؟

چیزی در مورد ساختمون کوچکه پیدا کردی؟

شاید زودتر بتونیم همه چی رو بینمون جمع و جور کنیم

یون دو، خداحافظ

من دارم ازکره میرم

متاسفم و دوستت داشتم

نه هنوز چیزی پیدا نکردم

متاسفم خانم یون

میخوای ازشون بپرسم موضوع سه ماه دیگه چیه؟

نه ، اگه بپرسین فقط بهانه میارن

من خودم حواسم هست شما به روی خودت نیار

باشه

الکی وانمود کن از دختره عذر خواهی می کنی

باید این یوک رو راضی نگه داری

چشم خانم

بابت اتفاق دیشب معذرت میخوام

پامو از گلیمم درازتر کردم

مجبور نیستی عذر خواهی کنی

- بفرما بشین - نه ممنون

حتی اگه اتفاقی همدیگرو دیده باشیم

کارم درست نبوده

چون عضوی از خانواده رئیسمه میخواستم مراقبش باشم

به عنوان یه منشی، می تونی همچین فکری کنی

ممنون که مراقب ته کیونگی

ممنون که درک میکنی

به هر حال

دیشب گوشی منو تو اتاقم ندیدی؟

نه، ندیدم

چطور ، گوشیت گم شده؟

نه فکر کنم اشتباه کردم

ببخشید

پس فعلا

خانم یون چی شده؟

میاد یا نمیاد؟

چرا اینقدر زود اومدی؟

هنوز مونده تا کلاس شروع بشه

زودتر اومدم واسه امتحان انگلیسی بخونم

چه اتفاقی برای دانش آموز جدید افتاد؟

اوه، اون؟

باید براش یه معلم خصوصی پیدا کنم

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left