Smiles of a Summer Night (Sommarnattens Leende)

Smiles of a Summer Night (Sommarnattens Leende)

Sommarnattens leende

Stáhnout Farsi Persian titulky

Informace o verzi

Sommarnattens
Komentář od siavash5050

Tagy

other
Zveřejněno: 2008-01-12
Stažení: 58
Pro sluchově postižené: Yes

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

لبخندهاي يک شب تابستاني

بليط هاي تئاتر , آقا

ممنون

ساعت چهار - خوبه -

خانم آرمفيلد وارد ميشوند

خانم آرمفيلد ؟ نميشناسم

خانم آرمفيلد , هنرپيشه بزرگ

بله , ميدانم

عکس العملش درباره خانم دزيره آرمفيلد چي بود ؟

سرخ شد و شروع به صحبت کرد

شروع به صحبت ؟ - خيلي با توجه -

عصر بخير آقايان- عصر بخير آقاي اگرمان -

برويد زير نور آفتاب , تابستان است

"زير نور آفتاب آقايان "

اون مستقيم ميره خونه پيش زن جوانش

پسري كه از ازدواج اولش داره رابطه خوبي باهاش نداره

اين درسته که دزيره آرمفيلد معشوقه اونه ؟

حدود دو ساله , بعد از مرگ زن اولش

بعد خانم اون رو بيرون کرد

يك زن پاكدامن - من هم بايد اينو بگم -

اما بعد ، اون هنرپيشه شد

خوب ، پس همش اين بود

آقاي اگرمان ، وكيل دعاوي

آدولف , آقاي اگرمان اينجا هستند

بزودي مياد اينجا

بزودي

چطوريد ؟

...بايد بگم عکسهاي زن جوان شما

جزء بهترين عکسهايي است که در آتليه گرفته ام

يک دستاورد فوق العاده هنرمندانه

سوژه

سوژه هميشه مهمترين چيز است

بله

آن اگرمان زيباست

همسرم اومده ؟ - بله , منتظر شما هستند -

چند بار سراغ شما را گرفتند - اندکي تاخير کردم -

هوا خيلي خوبه

بله , تابستان شده

من پاييز رو بيشتر دوست دارم

اوايل پاييز رو

پترا , چند سالته ؟ - هجده سال , آقا -

چه سن خوبي - شما اينطوري فکر مي کنيد ؟ -

پسرم به خانه اومده ؟ - بله , براي خانم کتاب مي خواند -

" فن پاکدامني مرد پرهيزکار "

اگر چه وسوسه يک حمله است و نه يک شکست

: در اين مبحث مارتين لوتر مي گويد

نمي توانيد از پرواز پرندگان بر فراز سرتان جلوگيري کنيد

ولي مي توانيد مانع لانه ساختن آنها بر روي موهايتان شويد

روزبخير بچه ها - روزبخير خانم اگرمان -

ببخشيد که براي چاي معطل شديد ولي مي بينم که مصاحبي داشتيه ايد

سلام پسرم

امتحان چطور بود ؟ چه سوال احمقانه اي

مسلمه که اون رو عالي دادي

هنريک از طرف استادش مورد تمجيد قرار گرفته

گفته شناختن دانشجوي الاهياتي که محض نمونه هم شده احمق نيست , خوشايند است

پس هنوز تصميم داري کشيش بشي ؟

فردريک , اونقدر بيرحم نباش - من که چيزي نگفتم -

اوه , چه عالي امشب به تئاتر ميريم

چي بپوشم ؟

چطور وقت کردي ؟ چقدر خوب

چي بپوشم ؟

فکرش رو بکن تو وقت کردي با آنا کوچولو به تئاتر بري

هنريک , ببين , بليطهاي تئاتر

شايد بهتر باشه با هنريک بري ؟

وقتي اين شانس رو دارم که با تو برم تو هم هيچ موقع وقت نداري ؟

چي بايد بپوشم ؟

پيراهن آبي پردار ؟

يا اون زرده ؟

کمديه ؟

بله , ميدونم

اون سفيده , هم مناسب خنديدنه و هم اشک ريختن

بي فکري من بود که فقط دو تا بليط خريدم

چون فکر کردم يک نمايش کمدي سرگرمي مبتذل براي يک مرد روحاني است

شايد

آنا عزيزم ؟

براي اينکه بتونيم از تئاتر لذت ببريم پيشنهاد مي کنم يه چرتي بزنيم

ما رو مي بخشي اگه تنهات بذاريم ؟

وقت شام مي بينمت

اينطوري راه نرو - منظورتون چيه , آقا ؟ -

ميگم اين مدلي راه نرو - چه مدلي ؟ -

باسنت رو تکان تکان ميدي , پترا - جدي ؟ -

! درسته

چه مسخره

... دزيره

چقدر منتظرت بوده ام

از کنتس برام بگو

هرگز با او ملاقات نکرده ام فقط او را از دور ديده ام

خواهشت قابل درک است , مادام ويل موراک

سعي ميکنم شخصيت کنتس را به بهترين وجه برات توصيف کنم

اگرچه , او سرشار از تناقضات اسرار آميز است که اين اجازه را نمي دهد

تا در چند لحظه کوتاه وصفش کرد

نفوذ او بر مردان بسيار زياد است

کنتس سليمينه دو فرانس دولاتور دوکازاس

کي نقش کنتس را بازي مي کند ؟ - فکر کنم خانم آرمفلد-

اسم کوچکش دزيره نيست ؟ - بله -

ممکنه دوربين رو بگيرم ؟

چرا به ما نگاه کرد ؟ - فکر نمي کنم مخصوصا به ما نگاه کرده باشه -

به ما نگاه کرد و لبخند زد , چرا ؟

براي قدر داني از تشويق

او بي نهايت زيباست - اون فقط گريم کرده -

از کجا اينقدر مطمئني ؟ اون رو خارج از صحنه ديدي ؟

مي دانيم که هر مردي شان خودش رو داره

ما زنها اين حق را داريم که هر خلافي را به شوهرانمان نسبت دهيم

عشاق مان , و پسرانمان

تا جايي که غرور آنها را جريحه دار نکنيم

اگر چنين کنيم , حماقت است و بايد عواقبش را تحمل کنيم

ما بايد غرور مردان را بهترين هم پيمان خود سازيم

نوازشش کنيم , بغلش کنيم و با مهرباني با او سخن بگوييم

و او را همچون محبوبترين اسباب بازيمان در دست بگيريم

آنوقت يک مرد در دستان ماست , پيش پاي ماست

يا همانجايي است که ما مي خواهيم باشد

فکر مي کنيد اين مي تواند با عشق صادقانه همراه باشد ؟

فراموش نکن مادام که عشق يک تردستي ابدي است با سه گوي

اون سه تا : قلب ,زبان و رختخواب است

چقدر راحت با اين سه گوي مي توان تردستي کرد

و چقدر راحت يکي از آنها مي تواند رها شود

از اين کمبود نجابت مي لرزم

مي خوام برم خونه

به شما اطمينان مي دهم که کمبود نجابت خانم يک اخلاق بالاست

و تاثير او بر مردان يک شرافت بزرگ

هر قدر ممکن است باشد

چرا نمايش به اين زودي تمام شد ؟

همسرم کمي ناخوش است , بيا کمک کن ببريمش به رختخواب

چشم قربان

به سلامتي پسرم

نمي دونستم که اين گيتار هم بخشي از تعليمات کليساست

يک شراب عالي

مزه خوبي داره

خوشحالم که داري پايان امتحاناتت رو جشن ميگيري

من شديدا غمگينم - بله , البته -

طعنه مي زنيد - چرا بايد غمگين باشي ؟ -

تو جواني , مهتاب است , امتحاناتت رو گذروندي

و دختري کنارت است که حقيقتا جذاب است

آنوقت مي گويي غمگيني جواني دوران پر توقعي است

من دوستش ندارم - يک دليل قانع کننده بيار -

ما گناه کرده ايم

اگر افتادي قبل از اون که ترس بر تو غلبه کنه بلند شو

اين حقيقت درباره عشق و سوار کاريه - چقدر نفرت انگيز -

چرا همه چيز را با هم قاطي مي کني ؟

سکس بازيچه دست مردان پير و پسران جوان است

... عشق

پس مردان جوان نمي توانند عاشق شوند ؟ - اوه , بله -

يک مرد جوان هميشه عاشق خودش است

خودش

خود دوستيش را دوست دارد و عشق به خودش را

البته آدم در سن شما مي دونه که چه چيز معني عشق ميده

همين طور است - بايد شگفت انگيز باشد -

وحشتناک است پسرم , و کسي نمي دونه چه جوري باهاش برخورد کنه

پدر , آيا شما آدم صادقي هستيد ؟

پترا خيلي مهربونه

با خنده ميگفت : دفعه ديگه بهتر ميشود

تو چي گفتي ؟ اوه , بله

بار اول هميشه يک بازي مسخره است

زنان به اندازه نصف مردان هم اون رو جدي نمي گيرند

چون آنوقت نژاد بشري منقرض ميشد - شما همه چيز رو شوخي مي گيريد -

تو هم اينطوري ميشي, وقتي به حماقت خودت پي بردي

و ابتذال اوهامت

خانمتان مي خواهد به شما شب بخير بگويد , قربان

تو دختر لايقي هستي , پترا

دختر خوبي هستي

حقوقت را از اول ماه زياد خواهم کرد

حسادت ميکني ؟

حسادت ؟

وقتي هنريک به من اظهار عشق مي کنه

يا وقتي من بهش علاقه نشون ميدم ؟

چه تصورات احمقانه اي

تو و نظراتت

آيا حسودي ميکني ؟ بهم بگو

اگر اجازه ندارم که بلند شوم نمي تونم جواب بدم

بله , فکر مي کنم که حسود باشم

چون شما هر دو جوانيد و من پيرم

و چون هر دوتايتان را دوست دارم

تو واقعا خيلي پيري

چرا با من ازدواج کردي ؟ مي توني جواب بدي ؟

داري سين جيم مي کني ؟

چون فکر کردي من زيبا هستم ؟

البته , خيلي هم زيبا

متفاوت با ديگر زنهاي تو ؟

همين طوره

و من فقط شانزده سال داشتم

بله , همينطوره

من خانه دار خوبي بودم و هميشه شاد

تو باعث شادي من ميشدي

...به همين دليل آقا گرگه فکر کرد

بودن با يک دختر واقعا جوان چه مزه اي ميده

تو اينطوري فکر مي کني ؟

اجازه بده گرگه به افکار شرورانه اش ادامه بده

...بله , شايد گرگه بعضي وقتها فکر کرد که

و بعد گرگه نااميد شد

چرا ؟

در اون تابستان خيلي تنها و غمگين بودي

من شديدا برايت نگران بودم

و بعد ما نامزد شديم

و کسي که پيشنهاد کرد من بودم , يادته ؟

وقتي آدم پا به سن بذاره , فراموشکار ميشه

حالا مي خواهم بخوابم

روزي من واقعا زن تو خواهم شد

و بعد بچه اي خواهيم داشت

بله

تو بايد با من صبور باشي

More Farsi Persian subtitles for Smiles of a Summer Night (Sommarnattens Leende)

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left