Prvních 200 řádků.
.قسم میخورم کاری میکنم به زبون بیاریش
کاگویا-ساما: عشق جنگـه
.کلماتِ، «دوسِت دارم» رو
کاگویا-ساما: عشق جنگـه
آههههه
جنگِ عاشقانه و ذهنی نابغهها
!!من یه بچهی ناخواستهام
اتاق شورای دانش آموزی
.آی هایاساکا
دستیارِ شخصیِ کاگویا شینومیا
که رسیدگی به خواستههای غیرممکنِ .کارفرماش(کاگویا) رو خوب بلده
.بابت این قضیه معذرت میخوام، رئیس
.همهاش بهخاطر بانو کاگویاست
آی هایاساکا میخواد جلوشون رو بگیره
قهوهتون چطوره، رئیس؟
.مثل همیشه خوشمزهست
اینطور فکر میکنید؟
.خوشحالم اینو میشنوم
!قهوهی بدون کافئین
m 0 0 l 100 0 100 100 0 100
برنامه روزانهی شیروگانه
خواب
مطالعهی صبگاهی
رفتن به مدرسه
حضور در کلاسها
شورای دانش آموزی
رفتن به خونه
مطالعهی شبانه
کار
.شیروگانه همیشه به اندازه کافی نمیخوابه
،اگه هر سه ساعت یه بار قهوه نخوره
کافئین
کافئین
کافئین
کافئین
.مثل این میمونه که باطریاش تموم شده
.اون شدیداً خورهی کافئینـه
کافئینِ توی قهوهاش مثل طناب نجاتش میمونه، اگه نباشه
!سقوط میکنه
.شبت بخیر، رئیس
...حالا
...بهعنوانِ قدم بعدیِ استراتژیام...
...مثل اغلب روزها، کاگویا داره نقشهی یه چیزی رو میکشه، ولی
مشکل چیه؟
،هایاساکا
.یه حادثهای رخ داده
...رئیس
!روی شونهمه...
!نـ-نقشه عوض شد
،گوش کن، تا وقتی که نقشهی بعدی رو بچینم !نذار هیچکس وارد این اتاق بشه
.هرطور شما بخواین
...اولین موضوع قسمت اولِ فصل دوم
.گرفتاریها و مشکلاتِ هایاساکاست
مأموریت: اجازه نده هیچکس» «واردِ اتاق شواری دانش آموزی بشه
!یه چیزی اونجا جا گذاشتم
!بانو کاگویا امروز واقعاً خلقشون تنگه
.خوی آدمکشی توی چشماشون موج میزنه
...تغییر دادنِ رفتارهای آدمها
،برای دستیابی به همچین چیزی ،باید حرکاتشون رو پیش بینی کنی
رضایت نامه جمعآوری کمکهای مالی
رضایت نامه جمعآوری کمکهای مالی
رضایت نامه جمعآوری کمکهای مالی
رشتهی افکارشون رو بخونی
.و در موقع مناسب مداخله کنی
m 0 0 l 100 0 100 100 0 100
مهارت: حالتِ دخترانه
هیچ کس توی اتاق شورای دانش آموزی نیست درش قفلـه. نمیتونم وظایفام رو به اتمام برسونم .کسایی که وقت آزاد دارن، توی کتاب خونه همدیگه رو ملاقات کنن
.بیا
m 0 0 l 100 0 100 100 0 100
m 0 0 l 100 0 100 100 0 100
درحالِ چرت زدن
یعنی بانو کاگویا هدفش رو به انجام رسونده؟
،انتظار یه بوسه رو ندارم .ولی احتمالاً دیگه سر رئیس روی دامنش باشه
!هیچی که تغییر نکرده
...نتیجهی نبردِ امروز
.کاگویا برنده شد
!این بازم حسابـه
.این مالِ قبل از تعطیلات تابستونی بود ...و حالا
نصیحت عاشقانه؟
.آره، پسر
.میشه گفت متخصص عشق و عاشقی این اطراف هستی .مثل دکتر عشق یا همچین چیزی
...مشکلی نیست، ولی
شورای دانش آموزی به سعادتابدی دست نیافه
...مسئله اینجاست که
بازنده
بیعرضه
پر رو
بچهننهی ازخودراضی
چه بلایی سرت اومده آخه؟
!!بازیدهنده
!شبیه یه بازیکن بیبندوبار شدی
!تعطیلاتِ بعد از تابستون
گفته میشه که اگه یه پسر رو به مدت ،سه روز ندیدی باید با دقت بهش نگاه کنی
و تغییر بهوجود اومده، مخصوصاً بعد از .تعطیلات تابستونی یک ماهه حتی واضحتر هم هست
.تغییرات مختلف داخلی که نمودی خارجی دارند
!قبل از تعطیلات تابستونی، موهات صاف و سیاه بودن
این چه وضعشه؟
خب، این مربوط به همون چیزی میشه .که میخوام ازت بپرسم
!خیلیخب، باشه
،اگه میخواین یه مشاوره انجام بدین .میتونم برم خودمو گم و گور کنم
.نه، نگران نباش
.درواقع، میخوام تو هم گوش بدی
خب، مشکل چیه؟
.راستش، قضیه دوباره مربوط به «ناگیسا»ست
.میدونین دیگه، دوستدخترم
.حتماً باید این مورد رو به زبون میآورد
مگه اوضاع بین شما دوتا بهخوبی پیش نمیره؟
بهخوبی پیش نمیره؟
معیار دقیقش رو میخواین بدونین؟
.بگمونم، نه خوبه نه بده
.رئیس، اون طرز بیان و حالت چهره گویای «نه خوب نه بد» نیست !بیشتر شبیه «ملایم و بیدردسر» میمونه
«خب، نه خوبه نه بد، بگمونم واقعاً میشه گفت «بدک نیست
.درسته
...یه سوءظن فزاینده دارم که بهم میگه
اون واقعاً برای نصیحت نیومده اینجا... .بلکه فقط واسه زخم زبون و سرکوفت زدن اومده
.نه، امکان نداره. مطمئنام الانه که میره سر اصل مطلب
چهجوری بگم آخه؟
.شاید تابستون خیلی عالی بوده
،مثل این میمونه، که هردومون مرغ عشقایم
...دارم بهت میگم
ولی از اینجا به بعدش رو باید چیکار کنیم؟
!فقط بلند شده اومده اینجا تا سرکوفت بزنه
!آروم باش میخوای با اون دسمال توالت چیکار کنی؟
،پس
داری ازم میپرسی که چهجوری وارد مرحله بعدی بشی؟
.کم و بیش، بگمونم
.رئیس، فکر کنم این یارو تمام مراحل رو طی کرده
.نه، من که باور نمیکنم
.اونا فقط چهار ماهه که باهم زوج شدن
.امکان نداره تا اون حد دیگه پیش رفته باشن
!نه، من دارم حالت مقدس رو حس میکنم
!بهنظر میرسه اون سعادتابدی رو تجربه کرده
!الفبای عشق
گفته میشه که دانش آموزان دبیرستانی قبل از اینکه به مرحلهی آخر برسن
.باید سه الی شیش ماه قرار بذارن
ناگیسا و دوست پسرش .بیشتر از سه ماه بود که باهم قرار میذاشتن
،علاوه بر اون !اونا تعطیلات تابستونی رو باهم گذروندن
.کاملاً ممکن بود که اونا سعادتابدی رو تجربه کرده باشن
!پسر، تعطیلات تابستونی حرف نداشت
مطمئنام شما هم از تعطیلاتتون لذت بردین، نه، رئیس؟
تنها کاری که کردم این بود که .هرروز مطالعه میکردم و میرفتم سرکار
به استثنای آخرش که اعضای شورای دانش آموزی .برای تماشای آتیش بازی دور هم جمع شدن
فقط همین؟ - .فقط همین -
با دخترا قرار نذاشتین؟
.نه
یهجورایی شرمنده که .این سؤال رو پرسیدم
دندون قروچه
دندون قروچه
رئیس، میخوای با اون دستمال توالت چیکار کنی؟
.اِه، اینجایی که
.ناگیسا
تو هم با شورای دانش آموزی کار داری؟
.آره، همینطوره
.میخوام یه مسئلهای با کاگویا درمیون بذارم
!این الان یهجورایی شهوتانگیز بود
!احمق! با این دید میخوای بهش نگاه کنی
.فقط میخوام با کاگویا حرف بزنم
!اون دوتا دیگه تا اون حد پیش نرفتن !داری زیادی بهش فکر میکنی
هان؟ راجع به چی باهاش حرف بزنی؟
.پس، بیا تحقیق کنیم
یه رازه - .پس، بیا تحقیق کنیم -
تحقیق کنیم؟
!بهم بگو - تحقیق کنیم؟ -
!بهم بگو - چهجوری؟ -
!اونوقت اینجوری که دیگه راز نیست
!بیخیال
.باید واسه چندلحظه بریم بیرون .لطفاً بشین و منتظر بمون
.خیلیخب
ببین، زوجی که سعادتابدی رو تجربه کرده باشن .وقتی تنها هستن لوس و احمقانه رفتار میکنن
.با دقت نگاه کن
.باشه - .ببخشید -
میشه از سر راه برید کنار؟
!شـ-شینومیا
دارین چیکار میکنین؟
داریم اون دوتا رو مشاهده میکنیم .تا بفهمیم آیا سعادتابدی رو تجربه کردن یا نه
اون دوتا؟ تا این حد؟
چهجوری متوجهی این موضوع شد؟
!یکی از سه نفر
سعادتابدی یعنی چی؟
،بهنظرم تو این موقعیت ...یعنی اعمال مقدس
!گرفتنِ دست همدیگه
نظرت راجع به این چیه؟ - .نمیدونم -
زوجها توی قرار اول دستهای همدیگه رو میگیرن، درسته؟
!رئیس توی قرار اول دست زوجش رو میگیره
چی؟
!یه بوسه !ناگیسا اونو بوسید
این سعادتابدیـه، نه؟
!هنوز نه
!بوسیدن احتمالاً بیشتر توی قرار سوم اتفاق میافته
قرارِ سوم؟
!داره گردنش رو میبوسه
الان توی این شرایط نمیشه گفت همین الانشم دارن به سعادتابدی نزدیک میشن؟
!هل نده - الان توی این شرایط نمیشه گفت - همین الانشم دارن به سعادتابدی نزدیک میشن؟
!نه! بوسیدنِ گردن توی قرار چهارم اتفاق میافته
قرار چهارم؟
اونوقت چند تا قرار قبل سعادتابدی هست؟
!پنج تا قرار
!شینومیا - !کاگویا-سان -
- چی شــ
!مچتونو گرفتم
No comments yet. Be the first to leave one.