Prvních 200 řádků.
قسمت 22
از این رقابت دست می کشم
.اما به جاش گه دونگ رو آزاد کنید
جدی می گی؟
به خاطر یکی مثل گه دونگ بی خیال فرصت سفالگر شدنت می شی؟
،اون دوستیه که توی اوقات سختیم بهم کمک کرده
.نمی تونم همینطوری نا دیده اش بگیرم
نگفتی می خوای سفالگر شی؟
پس چرا اینقدر راحت جا می زنی؟
.اگه بتونم گه دونگ رو نجات بدم، این کارُ می کنم
انگیزه ات فقط همین قدر بود؟
.ازت ناامید شدم
.برش دار
ببخشید؟
فکر می کنی برای من آسون بوده که سفالگر سلطنتی شم؟
.منم موقعیت های سختی داشتم
.ثابت می کنم که تمام تلاشم توی این مدت بیهوده نبوده
.زود باش، برش دار و برو
گه دونگ رو آزاد می کنم، اما
اما تو به خاطر سَرسَری گرفتن .ظروف چینی تنبیه می شی
.ممنونم سفالگر سلطنتی
.برو بیرون
.این شبیهشه. درست شبیه همونی که شکست
.اندازه اش هم همونه
.گفتی سخته اما فکر کنم فقط شکسته نفسی کردی
.باعث افتخار منه اعلیحضرت
این چیه روی درپوش؟
.به خاطر این تیکه ی اضافی، درست نمی ره داخل
.خواهش می کنم اول قسمت برآمدگی رو ببرید داخل
.این برای جلوگیری از افتادن و شکستن درپوشه
.شگفت آوره
چطور به این فکر افتادی؟
برای گلدون ملکه این بین هم به یه .ایده ی منحصر به فرد فکر کردی
.منُ ناامید نکردی
اینطور نیست این بین؟
.بله اعلیحضرت
،اما
،من سر این جام رو زیاد باز و بسته می کنم
واسه همین اونی که بهش عادت ،دارم رو بیشتر دوست دارم
.همچنین جزئیات و طراحی کار سفالگر لی بهتره
.جونگ یی، الهه ی آتش
.ممنونم سفالگر سلطنتی
منظورت چیه؟
.به لطف شما من یه چیزی یاد گرفتم
چی یاد گرفتی؟
با چشم های خودم دیدم که
چینی های سلطنتی باید شان و وقار داشته باشن .تا درخور چینی سلطنتی بودن باشن
همینطور از چیزی که دیدم
.درپوش شما بهتر از مال من با جام جور دراومد
.صورتتون بر عکس این اواخر خیلی بشاش به نظر می رسه
،نوشتن، نقاشی کردن و چینی ها
چیزهایی هستن که ناراحتی هام رو کمتر می کنن، اینطور نیست؟
،صورت خوشحال اعلیحضرت رو
.ای کاش وزیران هم می تونستن ببینن
.منم همینُ می گم
،"اونا همش بهم می گن: " نه، شما نمی تونید "شان خودتون رو حفظ کنید"
اما چه مشکلی داره خودم شخصا سفالگر رو ببینم؟
،منی که این همه توی کار غرق شدم نمی تونم همین قدر هم لذت ببرم؟
.کاملا درست می فرمایید اعلیحضرت
،خب
بهت گفتم روی اصول تمرکز کن یا نه؟
.خیلی حریص شده بودی
دارم می گم حتی اگه این کارُ هم .می کردم بازم می باختم
.منم به توانایی های سفالگر سلطنتی پی بردم
فکر کردم تا سه روز افسره می شی و هیچی نمی خوری، اما چرا اینقدر حالت خوبه؟
.واسه این چیزها وقت نداریم
باید چرخوندن چرخ رو تمرین کنم .و بیشتر روی طراحیم کار کنم
.فعلا مغزم مشغول این چیزهاست
.باشه. بیا انجامش بدیم. بشین
.باشه
.آروم باش
.تصور کن اینا رو نداری
...فقط اونا
،توی سومین سالگرد مرگ مادرم
.شاهزاده کوانگ هی اون نامه ها رو برام فرستاد
...وای
.شما خیلی به اون نزدیکید
همه ی اون نامه ها اظهار نگرانی .برای کشور و از سر وفاداری بود
.همگی شخصیت شاهزاده کوانگ هی رو می شناسید
منم مخالف این نیستم که شاهزاده کوانگ هی ،تنها کسیه که مناسب ولیعهدیه
.اما به نظر من مشکل زمانبندیه
.باید یه حرکتی کنیم تا اعلیحضرت تصمیم بگیرن
.فکر می کنم این وظیفه ی ما به عنوان وزیرانشونه
.اما، خشم اعلیحضرت هنوز نخوابیده
.بیایید یه بار دیگه فشار بیاریم
.من این بار حرف می زنم
.نه
.این بار، من این کارُ می کنم
چقدر از کارها خسته شدید؟
،این بار من مهمونتون می کنم
.پس خواهش می کنم ازش لذت ببرید
.ممنونیم شاهزاده
.ما فقط یه هدف داریم
.که بهترین کارمون رو برای خدمت به اعلیحضرت انجام بدیم
پس اونا تا زمانی که اعلیحضرت صیح و سالم .هستن دیگه در مورد ولیعهد صحبت نمی کنن
بیایید بهترین کارمون رو برای .پیش بردن حکومتمون انجام بدیم
.بله. درست می گید
،خوردن شراب آدمُ مست می کنه گل از بالا به پایین شکوفه می کنه
.و تاج و تخت پادشاه به پسر بزرگ تر می رسه
این ها قانون های طبیعی هستن، اینطور نیست؟
،اصرار به مساله ی تعیین ولیعهد ،اونم وقتی پادشاه ازش متنفره
.خیانته. خیانت
.حرکات وزیر فرهنگ و طرفدارانش مشکوکه، باید هشیار باشید
.اعلیحضرت، سفیران ارتباطی از راه رسیدند
طبق حرف صاحب منصب کیم سونگ ایل
.خطر حمله به ما وجود نداره
نوشتند که
.لازم نیست از تویوتومی هیدیوشی بترسیم
.صاحب منصب هوانگ یون گیل نظر متفاوتی دارن
اون پیشنهاد می کنه که از اونجایی که حمله ی .ژاپنی ها قریب الوقوعه، آماده باشیم
.هیدیوشی به باهوش و جسور بودن مشهوره
.هوانگ یون گیل آدم ترسوییه
این بار هم که به ژاپن رفته بود خیلی ،ترسیده بود و درموردشون اغراق می کرد
.که این رفتار وقار چوسان رو زیر سوال می بره
.واسه همین کیم سونگ ایل رو باهاش فرستادیم
سخته صاحب منصبی پیدا کرد که
.به درستکاری و جسوری کیم سونگ ایل باشه
.هوانگ یون گیل این بار درست دیده
.ژاپن به ما حمله می کنه
.ادعای هوانگ یون گیل اصلا با عقل جور درنمیاد
،چطور کسایی که توی یه جزیره زندگی می کنن
می تونن به یه کشور بزرگ اون طرف دریاها حمله کنن؟
پاسخ هیدیوشی دقیقا بیانگر اینه که
.مینگ چوسان رو تصرف می کنه
این دقیقا به این معنیه که به چوسان حمله .می کنه و علیه ما ادعای جنگ می کنه
،چرا هر بار دهن باز می کنی
در مورد خطر جنگ حرف می زنی؟
،وقتی که ما باید ذهن مردمُ آروم کنیم
.واسه جنگ آماده شیم؟ این اتفاق نباید بیوفته
شما کورکورانه اصرار می کنید ،که کیم سونگ ایل درست می گه
.فقط چون عضوی از حزب شماست
.اگه جنگ اتفاق بیوفته، این کشور به هرج و مرج می افته
افراد دست راست مسئولیتش رو می پذیرن؟
چطور می تونید همچین حرف های مسخره ای در مقابل اعلیحضرت بزنید؟
،از هوانگ یون گیل طرفداری می کنید
.چون از حزب شماست
!کافیه! کافیه
.جنگ به این راحتی ها اتفاق نمی افته
اونم حالا که شالوده های چوسان ما
.بدون جنگ اینقدر خوب و محکم بوده
از شما می پرسم دانشمند اعظم
.بله اعلیحضرت
شنیدم مجموعه کتاب های ادبیات کهن که توسط شما نگه داری می شدن آسیب دیدن، حقیقت داره؟
.واقعا متاسفم اعلیحضرت
،قبل از اینکه نگران جنگ بشید
.باید اول کارت رو درست انجام می دادی
به عنوان تنبیه برای غفلت از مجموعه ادبیات کهن
.از مقام دانشمند اعظم برکنارت می کنم
!اعلیحضرت
.کتابها همیشه طی فصل گرما و رطوبت آسیب می بینن
منظورتون اینه که به خاطر این برکنارش می کنید؟
.نه
.برکناری کافی نیست. به گیونگ هونگ تبعیدش می کنم
.سریع ببریدش بیرون
!اعلیحضرت
.:::متعلق"OPUS-SUB" کليه حقوق مادي و معنوي آثار ترجمه شده تيم :::. .:::به سايت "کره فروم" ميباشد انتشار فايل ترجمه بدون:::. .:::تگ هاي اختصاصي مجاز نميباشد:::.
اعلیحضرت فرمودند
.فایده ای نداره. پس لطفا برید شاهزاده
دانشمند اعظم رو به گیونگ هونگ تبعید کرد؟
.اعلیحضرت باید خیلی قاطع باشن
،نه فقط ایشون
.بلکه شنیدم طرفدارانشون هم تبعید می شن
!وقتی یه اسب رم می کنه باید بهش شلاق بزنی
!این تازه اولشه
.همه چیز داره طبق نقشه ی شما پیش می ره
فکر می کنی هدفم اون بود؟
.هدف من کوانگ هی بود
من تصمیمم رو گرفتم، چرا بازم می خوای منُ ببینی؟
.اعلیحضرت خواهش می کنم حکم تبعید رو لغو کنید
سرورم اون از افراد وفادارتونه .که فقط به شما خدمت می کنه
!حکم تبعید رو پس بگیرم؟ پس باید مجبورش کنم سم بخوره
.وقتی بمیرن، دیگه منُ اذیت نمی کنی
!پدر
هنوز نمی فهمی چی می گم؟
چی کار باید بکنم تا دیگه عصبانی نباشید؟
عصبانی؟
فکر می کنی من یه شاه نادونم که این کشور رو طبق احساساتم اداره می کنم؟
من به خاطر خردمند بودن ،دانشمند اعظم بهش اعتماد کردم
.اما جایگاهش رو ندونست و حتی پادشاهی منُ تهدید کرد
.تهدید؟ این حقیقت نداره
تو تحریکش کردی؟
!نه
چه قولی بهش دادی؟
.همش به خاطر توئه
.به خاطر تو من استاد مورد احترامم رو از دست دادم
.به خاطر تو اون تبعید شد
بهت نگفتم هیچ کاری نکن؟
.به من نگاه کن
،اینکه بابا انتخابت کنه و یا تو رو توصیه کنه
هیچ وقت اتفاق نمی افته، اینطور نیست؟
،وقتی بارون خیلی شدید می باره .بهترین کار اینه که ازش دوری کنی
.برادر
.امروز خواهش می کنم فقط منُ تنها بذار
.حتی این کارُ هم نکن
،اگه اینجا شمشیر بکشی
.به خیانت متهم می شی
چرا دنبال نامه ای می گردید که برادر گوانگ هی به من داده؟
اعلیحضرت دچار سوءتفاهم شده که .رابطه ی بین شما دو تا بد باشه
رابطه ی بد؟
.من از خوندن نامه ی اون تشویق شدم
No comments yet. Be the first to leave one.