Prvních 200 řádků.
...آنچه گذشت
ساول برنسون مشاور جديد امنيت ملي
يه مشکل خيلي ناجور داريم
که روز به روز هم داره بدتر ميشه... اوکيف
بخاطر مهربوني و لطفي که امثال خونواده تو بهم داشتن بوده که
هنوز مامورا نتونستن من رو بگيرن
جنگيدن کنار شماها باعث افتخارمه
از يکي از اون بچهها ميخوام که ببرنم توي شهر
يه ايستگاه اتوبوس اونجا هست
صبرکن ببينم چي شده؟
گفتم که، ديگه نيستم ميخوام برم خونه
افبيآي بدون اوکيف جايي نميره
بگو کجا بردينش خودم قضيه رو تمومش ميکنم
فکر ميکني به اين راحتي خودش رو تسليم ميکنه؟
با هم ميريم
ولي فقط من با اوکيف حرف ميزنم قبوله؟
يه ارتباطي با ولينگتون داره
شايد همکارشه شايدم دوست دختر يواشکيش؟
يادته که آخرين باري که همديگه رو ديديم
بهت گفتم ديگه نميخوام حتي صدات رو بشنوم؟
فقط ميخوام که شناساييش کني خيلي مهمه
هر رفتار غيراخلاقياي که
دليل ديوونه شدن آدم نميشه
يه توطئه درحال شکل گيريه
و تو تنها کسي هستي که ميتوني افشاش کني
يه جوري رفتار ميکني که انگار داروهام رو نميخورم
درحاليکه ميخورم
ميدوني که بعد از مدتي ليتيوم ممکنه ديگه اثر نکنه؟
ديگه تاثيرشون رو از دست ميدن
قفل کامپيوترم رو باز کن وگرنه ميکشمت
بذار برم
دکتر ماير؟ - !کري! ترسونديم -
ميتونم پنج دقيقه وقتتون رو بگيرم؟
به کس ديگهاي وقت دادم
بايد حتماً باهاتون صحبت کنم
خواهش ميکنم
فقط پنج دقيقه
داره ازت خون ميره
طوريم نيست - چي شده؟ -
هيچي - سرت خونيه -
بايد ببريمت اورژانس - سرم طوريش نيست -
کاش سردرد داشتم، ولي ندارم ميشه بيخيال کله من بشي؟
خيليخب بشين
شرمنده - اشکالي نداره. بشين -
نميخواي بشيني؟ - نه -
بگو ببينم چي شده؟
به نظرم حق با تو بود
فکر کنم ليتيوم هيچ اثري روم نداره
چطور مگه؟
همهاش عصبيام، ضربان قلبم بالاس تند تند حرف ميزنم
اونقدري توي اين وضعيت بودم
که علائمش رو ديگه حفظم
ميشه يه داروي ديگه واسهام تجويز کني؟
به محض اينکه بدونم شرايط جسمي و روحيت چطوريه با کمال ميل يه نسخه ديگه برات تجويز ميکنم
بهت که گفتم
يهو سروکلهات پيدا ميشه طوري که انگار تريلي از روت رد شده
بعدش ميگي مشکلت اينه که تند تند حرف ميزني؟
من نگران اينم که صدمه ديده باشي
شايد اصلاً احتياج به تست ايدز داشته باشي
اينجوريا نيست
چند ليوان شراب خوردم و يهو خوردم زمين
خجالت آوره
کلاً زياد مشروب ميخوري؟
شايد
از حال هم ميري؟ - نه -
ديگه چي؟ صدايي چيزي نميشنوي؟
هيچ صدايي نميشنوم هيچ توهمي هم نميزنم
...ولي
خيلي همه چيز رو بزرگ ميکنم
فکر کنم همه همين کار رو ميکنن
انگيزهام شديد ميشه
مشکل هم از همينجا شروع ميشه
وقتايي که اينطوري ميشم
بجاي اينکه همه چي بهتر بشه بدتر ميشه
...اگه اين ليتيوم
...تاثير نداره
اين دارو زندگيم رو نجات داده
من بچه دارم نميخوام حالم بدتر بشه
خودت ميدوني که شرايط چجوريه حالا ميخواي بقيهاش رو هم بگي؟
بقيه چي رو؟
فکر ميکني به خودت صدمه بزني؟
خودکشي؟ نه، نه
همچين کاري در حق فراني نميکنم
ولي مثل قبل هم همچين حال و روز خوشي ندارم
منظورت اينه که ممکنه واسه اطرافيانت خطرساز باشي؟
خيليخب همينجا وايسا
از اينجا به بعد رو خودم تنهايي ميرم
محض اطلاعت اين کارت ديوونگيه
سلام
من ساول برنسونم دنبال برت اوکيف ميگردم
کي؟
برت اوکيف؟ بهم گفتن اينجاس
اشتباه به عرضتون رسوندن
مامور افبيآي هستي؟
واسه رئيس جمهور کار ميکنم
بايد با آقاي اوکيف حرف بزنم موضوع مهميه
بهت که گفتم همچين کسي اينجا نداريم
بهش بگو تا باهاش حرف نزنم، از اينجا نميرم
ميرم بابام رو صدا کنم
کري؟
کري؟ - سلام -
اينجاس
من که نميدونم ميشه خودت زنگ بزني بهشون بگي
که پيداش کرديم؟
شرمنده
...به همه بيمارستانها زنگ زديم
من که عذرخواهي کردم - فرني بدجوري ترسيده بود -
خب بهش ميگفتي سر کارم
واسه اينکه کاري نداري
بچه که نيست هيچي حاليش نباشه
درضمن ما به بچههامون دروغ تحويل نميديم
بس کن ديگه! باشه؟
همونطوري که ميخواستي رفته بودم پيش روانپزشک
حق با تو بود
حالم خوش نيست
اصلاً هم خوش نيست
از قرار معلوم نسبت به ليتيوم ايمن شدم
دکتر ماير بهت گفت؟
...درواقع يجورايي پيشنهاد داد
برم توي کما تا بلکه جلوي ديوونه شدنم رو بگيرم
سرکوئل
چند روزي حسابي بيهوشت ميکنه
حداقل چند روز
بعدش چي؟
بعدش چندتا داروي ديگه رو تست ميکنيم
شايد ترکيب ليتيوم با يه داروي ديگه
...شايدم
کلاً يه داروي ديگه بده
خدايا، باورم نميشه
بيا بغلم
ميترسم مگي
نترس همه چي درست ميشه
قبلاً هم اين شرايط رو پشت سرگذاشتيم
ولي قبلاً همچين شرايطي نداشتيم
همه چي داره از اول شروع ميشه
...ممکنه
چند ماه طول بکشه تا دوز دارويي که بايد بخورم رو پيدا کنيم
يا شايد هم چند سال طول بشکه يا اصلاً فايده نداشته باشه
...اگه قرار باشه
همهاش تحت درمان باشم يا ديوونه بشم چطوري بچهام رو بزرگ کنم؟
همچين اتفاقي نميفته
از کجا ميدوني؟
ميدونم که هرکاري از دستمون بربياد ميکنيم تا داروي مناسبت رو پيدا کنيم
نميتونم اجازه بدم فرني من رو توي ديوونه خونه ببينه
واسهام مهم نيست چي ميخواي بهش بگي
نبايد من رو توي اون شرايط ببينه
نميبينه - قول بده -
ترجيح ميدم بهش بگي که مُردم
بس کن - جدي ميگم -
منم جدي ميگم. تمومش کن
...حالا هم
بهتره اين داروي جديدت رو بخوري
باشه
لعنتي
بهشون بگو کاري نکنن
همينجا وايسين
خب، کي من رو فروخت؟
بذار حدس بزنم همون قد بلنده با موهاي طلايي
از اولش هم معلوم بود زود وا ميده
فرقي هم ميکنه؟
همه چي تموم شد
نه، نشده
همه جادهها بسته شدن کسي جايي نميره
بهتره شرايط رو از اين بدتر نکني
تا منظورت از "بدتر" چي باشه
بستگي به خودت داره
من که همينجام
تو يه فراري هستي
بالاخره دير يا زود ميگرفتيمت
...مطمئن باش
به اين راحتيها نميتونين بگيرينم
يعني بخاطر خودت حاضري
جون اون زنها و بچه رو به خطر بندازي؟
اگه مجبور بشم، آره
نظرت چيه لااقل بشينيم و درمورد شرايط صحبت کنيم؟
صحبت کنيم، ها؟ - آره -
همونجا خوبه بقيه هم ميتونن ببيننمون
کجا داري ميري؟
بايد درموردش فکر کنم
اوکيف
گفتم بايد درموردش فکر کنم
دستگيرش نکردي؟
نه، برگشت توي خونه
چرا جلوش رو نگرفتي؟
گفتم که، کلي آدم مسلح آماده شليک اونجا بودن
ما وسط يه ملک خصوصي بوديم خونواده اونجا بود
مطمئن نيستم کيا اينجا زندگي ميکنن افبيآي داره بررسي ميکنه
ولي مطمئنم چندتا هم بچه بينشونه
نبايد جون بيگناهها رو به خطر بندازيم
چه کاري از دست ما برمياد؟
ميخوام بهم اختيار مذاکره با اوکيف رو بدين
حله
به شرط اين که منطقي باشه - درضمن ميخوام رئيس افبيآي -
به افرادش دستور بده که بکشن عقب
توي شش هفته گذشته اوکيف اينا رو حسابي بازي داده
دل خوشي ازش ندارن، ممکنه کار دستمون بدن
قبل از اينکه بريم تو شايد بهتر باشه بهم بگي
چي توي سرته؟
ميتونيم همين الان قضيه رو فيصله بديم
چطور؟ - با پس گرفتن شکايتمون ازش -
No comments yet. Be the first to leave one.