Prvních 200 řádků.
مـــعـــرفـــی ، انتـــخــاب فـــیـــلـــم و تـــــرجــــمــــه
MAZDOSHT / مزدُشت
اوه نگام کنین دارم میمیرم
اون حرومزاده که کلاه سفید کثیف سرشه آبجوش ریخته و پهلومو سوزونده
مرتیکه ، آشپز ِ غذاخوری ِ اداره ی شورای اقتصاد ملیه
عجب خوکیه
تازه پرولترم هست
خدایا ، درد دارم
آخه چه هیزم تری بهش فروختم
گیرم سطل آشغالای شورای اقتصاد ملی رو هم ناخونک زده باشم ، جیره غذاشونو که ندزدیدم
خوک ِ حریص
یه دزد با پوزه ی ایکبیری
خدایا خیلی گشنمه
ما از میدان برگشته ایم
ما از میدان برگشته ایم و طبقه ی دشمن در هرکجا جشنی به پا کرده
به من بگو عمو به خاطر مردم
هیچ دشمنی نمیتواند از مجازات ما بگریزد
با لگد به در میکوبند
تفنگ ها می غرند
گارد سفید به تمامی در هم کوبیده شده
هیچ کس هرگز بر ارتش سرخ استیلا نخواهد یافت
گارد سفید به تمامی در هم کوبیده شده
هیچ کس هرگز بر ارتش سرخ استیلا نخواهد یافت
دربونا از همه ی پرولترها
پست تر و کثافت ترن
پست تر از انسان نداریم
آشپزا ولی فرق میکنن
تو محله ی پره چیستنکا یه بابایی بود به اسم ولاس چه زندگی هایی رو نجات داد
وقتی ولاس یه استخون پرت میکرد طرفت همیشه یه تیکه گوشتم بهش چسبیده بود
شاریک ، بیچاره ، معلومه خیلی سردت شده
یه ماشین نویس
که رتبه ی نه داره و ماهی 45 روبل میگیره
به خاطر کم کاری مزدش کم شده تو رستوران فقط بهش غذای فاسد میدن
پول کافی هم در نمیاره که همیشه بره سینما
و سینما یکی از مایه های آسایش زندگی یه زنه
تا حالا کسی با پوتین بهت تیپا زده؟
یا با یه آجر کوبیدن تو دنده هات؟
تموم بدنم جای شکستگی و زخم خوردگیه
مردم مدام تنمو به باد کتک گرفتن
اون صدام کرد شاریک
من که شاریک نیستم
شاریک یه جور اسمه که واسه سگای گرد و چاق مناسبه
سگای کودنی که جوی دوسر میخورن و اصل و نسب دارن اما من چی؟
آینده ی من عین شیشه واسم روشن و شفافه
فردا سینه پهلو میکنم
و همشهری ها ! اگه این اتفاق بیفته از گشنگی میمیرم
سعی میکنم رو شکمم بخزم بعدش ضعیف و ضعیف تر میشم
و اولین مردی که منو با چوب بزنه دیگه کارم ساخته ست
آره ، این بابا از اوناست که گوشت گوساله ی نمک زده ی فاسد نمیخوره
از اون فروشگاه کثیف میخواسته چی بخره؟
!سوسیس
بهتره بدیش به من
اون سوسیس چه فایده ای به حالتون داره
آخه یه تیکه گوشت اسب ِ فاسد به چه دردتون میخوره؟
فقط تو فروشگاه دولتی از اینجور آشغالا میفروشن
چاره ای نیست میرم دستاشو میلیسم
قلاده نداری
عالیه . درست همونی هستی که میخوام
با من بیا
خیابون اوبوخوف؟ خیلی خوبه اینجا رو خیلی خوب میشناسم
عصر به خیر فیلیپ فیلیپویچ
عصر به خیر فیودور. نامه ای واسه م نداری؟ نه چیزی نیست قربان -
منتظر چی هستی؟ نترس . بیا
هی ، نه ، یه دیقه صبر کن . یه حمال اونجاست حمالا از دربونا هم خطرناکترن
از گربه هام بدترن
بیا ، بیا
بیا تو لطفا
فیلیپ فیلیپویچ ، سه تا مستاجر جدید آوردن به اتاق شماره ی سه
جدا؟ - بله . درسته ، چهار نفرن -
خدایا ! دارم تصور میکنم حالا تو آپارتمان چه اتفاقایی که نمیفته . چه تیپ آدمایی هستن؟
جور خاصی نیستن قربان
فیودور پاولویچ چیکار میکنه؟
رفته پرده بگیره و آجر. میخوان پارتیشن بندی کنن فیلیپ فیلیپویچ
نمیدونم چه بلایی داره نازل میشه
بیا ، با من بیا
اونو از کجا گیر آوردین فیلیپ فیلیپویچ؟ به نظر میاد شپش داشته باشه
حرف بیخود نزن . شپش نداره
شپشو نیست
سوختگیه . کی تونسته اینقدر پست باشه که آب جوش ریخته روش؟
ببرش اتاق معاینه روپوش منم بیار
باهام بیا . بیا . از اینور ، بیا
اوه من نمیتونم فیلیپ فیلیپویچ - دکتر بورمنتال ، اِتِر بیار -
دکتر برمنتال - واستا حرومزاده -
زینا ، از پس ِ گردن بگیرش ای لعنت بهش
باز برق رفت
فقط یه لحظه
مراقب باش دکتر
از سویل به غرناطه در سکوت ِ شب
ولگرد کوچولو ، چرا دکترو گاز گرفتی؟ چرا همه ی شیشه ها رو شکستی؟
خیلی خب بخواب فقط دراز بکش اینجا زبون نفهم
اوه همونیه که گازش گرفتم کار منه
معنیش اینه که شر درست میشه
چطور تونستی یه همچین سگ عصبانی ای رو وادار کنی دنبالت بیاد فیلیپ فیلیپویچ؟
با مهربونی
تنها راه ممکن موقع سرو کار داشتن با موجودات زنده
با ترسوندن راه به جایی نمیبری همیشه به این امر معتقد بوده هستم و خواهم بود
کسایی که فکر میکنن ترسوندن به کارشون کمک میکنه خب اشتباه میکنن
فرقی نمیکنه( ترسوندن و ارعاب) چه رنگی باشه سفید ، سرخ یا حتا قهوه ای
*داره تیکه میندازه به ارعاب سرخ های شوروی *
زینا! یه کم سوسیس ارزون خریدم
مراقب باش تهوعش که برطرف شد غذا بخوره
سوسیس کراکو ؟ ترجیح میدم خودم بخورمش
کافیه امتحانش کنی واسه معده ی آدم مثه سم می مونه. همچین آشغالیه
تو یه دختر بالغی اما عین بچه ها حاضری هرآشغالیو بفرستی تو حلقت
گفته باشم ، نه من نه دکتر بورمنتال وقتی معده ت به سلامتی درد گرفت
حرص و جوشتو نمیخوریما
خب پسر بیا اینجا بریم مریضا رو ببینیم
خفقون بگیر
یه مریض مسنه
عصر به خیر پروفسور
چه سعادتی ، به سختی شناختمت دوست عزیزم شما جادوگرید ، ساحرید ، پروفسور -
خوابت چطور بوده؟ - تنهاییم دیگه پروفسور؟ -
باور نکردنی . به شرافتم قسم که 25 ساله یه همچین چیزی ندیدم
باور کنید یا نه
هر شب خواب ِ فوج فوج دختر لخت میبینم یه عالم دختر
شلوارتو دربیار
اوه پرفسور کاش یه راهی هم پیدا میکردین واسه شادابی موها
هرچیز جای خود عزیزم هرچیز جای خود
اینا چیه دیگه میدونی که نباید زیاده روی کنی
زیاده روی نمیکنم فقط میخواستم تجربه کنم ، پرفسور عزیز
خب ، نتیجه چی بود؟
اوه به خدا ، 25 ساله که همچین چیزی ندیدم
بار آخر سال 1899 بود تو پاریس تو خیابون لاپه
عالیه . همه چیز درست و سر جای خود
باید اعتراف کنم که خودمم انتظار همچین نتیجه ای رو نداشتم
جوی های خون و آهنگ های بسیار
واسه کی دلربایی میکنه؟
یک ، دو ، سه
واسه چکاپ بعدی تا دو هفته دیگه ضرورتی نداره بیای ممنونم -
سنش درست نوشته نشده احتمالا بین 54 تا 55 سالشه
ضربان قلبش ، مشکل داره
بیا داخل - عصر به خیر پروفسور -
چند سالتونه خانم؟ - ... اوه پروفسور
پرفسور قسم میخورم اگه میدونستین چه عذابی میکشم
سنتون چقدره خانم؟ - خب صادقانه بگم -
من 45 سالمه
خانم ، کلی آدم منتظرن لطفا وقت منو نگیرین میدونین که تنها مریض من نیستین
به شما میگم و فقط به شما دانشمند بزرگ
چند سالتونه خانم؟ - وحشتناکه . 51 سالمه -
لطفا لباسای زیرتونو در بیارین اونور
خیلی دردناکه پروفسور واقعا ترسناکه
دارم تلف میشم چیکار کنم کمک کنین پروفسور
این آپارتمان چندان آبرومند به نظر نمیرسه
ولی واسه من که جای دنجیه
اما خب اون از جون من چی میخواد؟
یعنی میذاره همینجا زندگی کنم؟ چه آدم عجیبیه
میتونست تو یه چشم به هم زدن یه سگ اصل و نسب دار بگیره
شاید به نظرش من قشنگم شانسم زده
اما اون جغده خیلی ایکبیریه
لباساتونو بپوشین
قسم میخورم پروفسور این پسره مورتیز آخرین ماجرای عشقیمه
یه قمار باز قهاره همه ی مسکو میدونن چه آدم بدنامیه
و نمیتونه جلوی هیچ زن ولگردی گه چشمشو بگیره مقاومت کنه
اما خیلی جوون ِ شیطان صفتیه
میخوام تخمدان یه میمون رو براتون کار بذارم خانم
چی؟ میمون نه ، خواهش میکنم پروفسور
بله
تاریخ عمل قراره کی باشه؟
از سویل تا غرناطه در سکوت ِ شب
دوشنبه . صبح دوشنبه باید برین به کلینیک دستیارم شما رو آماده میکنه
نه ، نمیخوام برم بیمارستان نمیشه همینجا عملم کنین پروفسور؟
غیرممکنه . توی خونه فقط موارد اضطراری رو عمل میکنم
خیلی هم گرون در میاد . 500 روبل
پولش مساله ای نیست - حلش میکنیم -
خداحافظ پروفسور
اینجا جز مستاجرا کس دیگه هم هست؟
نه - پروفسور کجاست؟ -
اونجا
اومدین منو ببینین؟ - نگران نباش رفیق -
اومدیم شما رو ببینیم پروفسور یه موضوع کاریه
شما آقایون تو این هوا نباید بدون گالش بیاین بیرون اولا که سرما میخورید
ثانیا قالی هامو گِلی کردین تموم ِ قالی هامم ایرانی هستن
اولا که ما آقایون نیستیم ثانیا مرد هستین یا زن؟ -
چه فرقی میکنه رفیق؟ من زنم -
پس در اینصورت میتونی کلاهتو سرت بذاری
اما شما آقای عزیز باید ازتون بخوام کلاهتونو بردارید
من آقای عزیز نیستم
ما اومدیم شما رو ببینیم تایه موضوع کاریو مطرح کنیم منظورتون از ( ما ) کیه؟ -
ما کمیته ی مدیریت خانگی این ساختمونیم
اسم من اشووندره این خانمم ویازمکایاست
رفیق پستروخیت رفیق شارووکین
شما همونایی هستین که به آپارتمان فیودور پابلویچ اسباب کشی کردین؟ بله ماییم -
اوه خدایا کار این خونه دیگه تمومه سر دستگاه شوفاژ چه بلایی قراره بیاد؟
دارین به ما میخندین پروفسور؟ - قصدی نداشتم -
واسه چی اومدین اینجا؟ مختصر کنید باید برم شام بخورم
پروفسور ما به این دلایل اومدیم شما رو ببینیم
ما کمیته ی مدیریت خانگی بعد از جلسه ی عمومی مستاجرین اومدیم پیش شما
... در مورد افزایش ساکنین ِ این آپارتمان
شما مسئول چی هستین؟
لطفا منظورتونو واضح تر بگین
ما مسئول ِ افزایش ِ سکنه هستیم
میدونین که طبق مقررات ِ
دوازده آپریل 1926
آپارتمان من از هرگونه افزایش ِ سکنه معاف شده؟
میدونیم ، اما وقتی مجمع عمومی این موضوعو بررسی کرد
به این نتیجه رسید که شما فضای زیادی رو اشغال کردین
فضای زیادیه - شما به تنهایی دارین تو 7 تا اتاق زندگی میکنین -
این 7 تا اتاق محل کار و زندگی منه
درواقع من باید 8 تا اتاق داشته باشم یکی هم برای کتابخونه لازم دارم
هشت تا؟ جدا که - غیر قابل قبوله -
No comments yet. Be the first to leave one.