Informace o verzi

Shinmai Renkinjutsushi no Tenpo Keiei - 02 [AioFilm com]
Komentář od AioFilm
🔷 Madness آیوفیلم تقدیم میکند | مترجم 🔷

Tagy

TS
Zveřejněno: 2022-12-13
Stažení: 4
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

Madness

آیوفیلم تقدیم میکند

!این مغازه منه؟

!این دیگه زیادیه

...این... مغازه منه

چیکار کنم...؟

...تازه بعد از اینکه استاد رفت و اونو برام پیدا کرد

!مشکلی پیش نمیاد

ما داریم راجبه مغازه ای که شاگرد اوفیلیا !میلیس اونو میگردونه صحبت میکنیم

،درسته، من همین الانش این همه راهو اومدم

!پس حداقل باید با چک کردن اوضاع شروع کنم

...اول میرم داخل

...ممکنه که این

!این واقعا یه گیاه داروییه

حالا که فکرشو میکنم، شنیده بودم قرار بود اینا فقط ...تو زمین های مخصوص خودشون رشد کنن

دونه هاش پخش شدن؟

!خیلی خب

!من باید بتونم یکم تو خرید مواد صرفه جویی کنم

!...علفای هرز، گیاهای دارویی، علفای هرز، گیاهای دارویی

!زباله، زباله، پول! زباله! پول

!فکر میکردم کثیف تر از این حرفا باشه

موندم اینجا مهر و موم نظافت هم داره یا نه؟

چی اینجاست...؟

!اوه

!یه دیگ کیمیاگری

!یه کوره شیشه ای

!اونا همه ی وسایلشونو جاگذاشتن؟

!...ب-با وجود اینکه اینجا فقط 10,000 رئا می ارزید

...واستا، فعلا باید تمرکز کنم

...آشپزخونه اجاق یا فر نداره

فک کنم تو این مدت بیرون غذا بخورم

!آخ جون

!یه حموم اینجاست

!همونطور که از یه مغازه کیمیاگری انتظار میرفت

!...حموم، حموم

یه کریستال جادویی؟

پس این باید هسته ی مهر و موم باشه

...در اون صورت

!پس اینجا واقعا یه مهر و موم نظافت داشت

هم؟

یه مهر و موم ایمنی هم هست

بعدا باید شارژش کنم

کلا 8 تا اتاق طبقه بالاست

بنظر میرسه این بعنوان اتاقم خوب باشه

با این وجود، اینجا کلی تمیزکاری میخواد

...خب حالا

فک کنم فقط باید بعدا اینجارو با پارچه بسابم

پس این مزرعه گیاهای داروییه...؟

!...اون

خداروشکر! خشک نشده

به هر حال بنظر میرسه میتونم اینجا رو مدیریت کنم

در اون صورت، باید با گرفتن وسایل اولیه ای که بهشون نیاز دارم شروع کنم

...کاملا مطمئنم یه مغازه کلی فروشی توی مسیر دیدم

...ب-ببخشید

!خوش اومدین

!ها

ا-ام، من تازه به این روستا اومدم

...م-من یه کیمیاگرم، و اسمم ساراسا فیده

!میدونستم ...م-من یه کیمیاگرم، و اسمم ساراسا فیده

...من به این روستا اومدم، برای همین

!از کجا اومدی؟ ...من به این روستا اومدم، برای همین

چیزه، از پایتخت

!پایتخت؟! شگفت انگیزه

!هرچی نباشه پرجمعیت ترین شهره

...ه-همینطوره

...همینطوره

میدونستم شما دخترای شهری لباس پوشیدنتون !با مردم اینجا کاملا فرق میکنه

...ک-که اینطور

ولی این قدیمیه

این دور و بر، مردم باورشون اینه که تا !وقتی بشه استفادش کرد مشکلی نداره

بنظرم لباسات خیلی هم برای پایتخت مناسبه

!ها؟! جدی میگی؟

!میگم که، میشه وقتی سرت خلوت بود برام داستان تعریف کنی؟

!راجبه پایتخت و مد و شیرینی

ب-باشه

راستی، تو برای خرید اومدی درسته؟

دنبال چجور وسیله ای هستی؟

...بله، خب

!من تمام تلاشمو میکنم که بهت یه تخفیف خوب بدم

!ما ملافه هارو به محض اینکه پنبه به دستمون رسید ارسال میکنیم

بابت تخفیفایی که دادین واقعا ممنونم

میخوای یه گاری قرض بگیری؟

نه، مشکلی نیست

همش باید تو کیفم جا بشه

...شگفت انگیزه

آره، ولی خودم اونو درست نکردم

کی قراره مغازتو باز کنی؟

هنوز خیلی چیزا مونده که اول باید بهشون رسیدگی کنم

باید مغازه رو مرتب کنم و هنوز یه عالمه چیز میز نیاز دارم

...که اینطور

هاه...؟

!الز-سان

همم؟

لورئا، چرا داری داد و بیداد میکنی؟

!ایشون همسایتونه، الز-سان

ا-از آشنایی باهاتون خوشبختم

من گفتم ایشون همسایتونه اما در واقع یه فاصله کمی بینتون وجود داره

ایشون خیلی زن فهمیده ای هستن

لورئا، میشه به من بگی اینجا چه خبره...؟

...آه، عام لورئا، میشه به من بگی اینجا چه خبره...؟

...آه، عام ...ساراسا-سان همون کیمیاگر جدیدیه که اومده به روستا

...ساراسا-سان همون کیمیاگر جدیدیه که اومده به روستا

از اینکه باعث شدم یدفعه ای اطراف روستا رو بهم نشون بدین معذرت میخوام

!خودتو بخاطرش ناراحت نکن

!فکرش رو بکن، یه کیمیاگر دوباره به روستامون اومده

اون مغازه قبلا توسط یه پیرمرد اداره میشد

اما کمرش دیگه از پا درش آورده بود و پسرش اومد که ببرتش

پس قضیه این بوده؟

خب، توی روستای کوچیکی مثل اینجا معجون ها بدون شک حیاتی ان

منظورم اینه که، همیشه بعضیا برای جمع کردن مواد میرن داخل جنگل

البته که نباید بخاطر مشتری ها به خودت فشار بیاری

!من تمام تلاشمو میکنم

!به هر حال فک نکنم آشنا شدن با مردم ضرری داشته باشه

!بسپرش به من

!خیلی ممنونم

!سلام عرض شد

ایشون گبرک پیره، نجار روستا

...الزه که

اون خانم جوون کیه پشت سرت؟

اون تازه به اینجا اومده، و اسمش ساراساست

!اگه باورت میشه، باید بگم که اون یه کیمیاگره

ا-از آشناییتون خوشبختم

پس، تو یه تخت میخوای فعلا درسته؟

اه، بله. و بعد از اون ازتون میخوام تعمیرات مغازه رو انجام بدین بیزحمت

به هر حال، مشتری های دیگه تو نوبت ان

من نمیتونم بدون نوبت برات آمادش کنم، خانم جوون

ا-البته که من صبر میکنم تا نوبتم بشه

...خب، هزینش میشه

الز؟

!چی داری میگی پیرمرد؟

!تو میتونی یکی دوتا تخت بعنوان کادوی خوشامدگویی بهش بدی

!اه، نه، من پولشو میدم

خیلی خب

،اون حتی از نوه هام هم کوچیکتره

پس به شهرتم لطمه میخوره اگه بهش یه هدیه ی خوشامدگویی ندم

!خ-خیلی ممنونم

خب حالا بیا ادامه بدیم

!ب-بله

م-من که عصبانیش نکردم، کردم...؟

اگه به یه آهنگر نیاز داشتی، جیزدو اینجا درخدمته

اون میتونه وسایل واقعا دقیقی بسازه

من حتما وقتی که یکم بیشتر پول درآوردم برای چند تا چیز ازتون درخواست میکنم

هروقت دوست داشتی میتونی یه سری به اینجا بزنی

خداروشکر... بنظر آدم مهربونی میاد

خب، چطوره که تورو به شهردار هم معرفی کنم؟

اه، درسته

...ما تو پایتخت شهردار نداشتیم

!آره خب، فک کنم قرار هم نبود داشته باشین

!...بخیر گذشت !اینطور نیست که بتونی به این سرعت شاهو ملاقات کنی

!نگران بودم یوقت فک نکنه من دختر پررویی ام !اینطور نیست که بتونی به این سرعت شاهو ملاقات کنی

من کیمیاگر جدید، ساراسا هستم

!ملاقات با شما باعث افتخاره

نیازی نیست با تواضع رفتار کنی

!هر چی باشه، شما کیمیاگرا نابغه های واقعی هستین

!ما فقط از اینکه شما به روستامون اومدین کلی خوشحال شدیم

...اه، نه، من هنوز یه تازه کارم

!...متواضع باش! متواضع باش

!ما اومدیم غذا بخوریم، دیلال

!خوش اومدین

!کم پیش میاد تورو دور و بر ظهر اینجا ببینم، الز

!دست بردار

!داری یه جور میگی انگار شبا میام اینجا مست میکنم

!حیف حقوق بگیرتم، وگرنه میدونستم چجوری جوابتو بدم

خب، این خانم جوون کیه؟

!نگفتنش فایده نداره !ایشون کیمیاگر این روستاست

!...ا-ام، اسمم ساراساست

!من قراره یه مغازه تو روستا باز کنم! از آشناییتون خوشبختم

من این رستورانو میگردونم، و اسمم دیلاله

!امیدوارم مشتری ثابتمون شی

!بله

با این وجود، تو خیلی جوونی. با چرخوندن یه مغازه مشکلی نداری؟

!من هم تعجب کردم

فکرشو بکن، همچین دختر جوونی قراره همه !اون مغازه رو خودش تنهایی بچرخونه

تو حتما باید خیلی بدشانس بوده باشی که سر از این برهوت درآوردی

!حتی اگه همچین فکری میکنی، نباید بری اینور و اونور این چیزا رو بگی

!...ا-اه، نه! من همچین فکری نمیکنم

،جلوی مغازه گیاهای دارویی وجود دارن که در حال رشدن

!و بنظر میرسه دارن عالی هم رشد میکنن با وجود اینکه ازشون نگهداری نمیشه

!آب و خاک اینجا باید فوق العاده باشه

اوه، و باد حس خیلی خوبی میده

!این یه چیزیه که نمیشه تو پایتخت تجربش کرد

...پس، چیزه

!من این روستارو دوست دارم

!من خیلی خوشحالم که به اینجا اومدم

...که اینطور

!خیلی خب، گرفتم

!این بارو مهمونت میکنم

!هاه؟

تو یکی هم بهتره بدهی هاتو زودتر تسویه کنی

!اه، خسیس نباش

!...ی-یه لحظه صبر کنین لطفا، من نمیتونم همچین محبتی رو قبول کنم

!نگران نباش

!این یه هدیه خوشامدگوییه، درسته؟

!هوی

تو گفتی یه کیمیاگری؟

...س-سلام

این غذا یه تخصص محلی از روستاست

یه چیز کوچیک که کمک کنه بیشتر با روستا آشنا شی

...عه؟ موندم چه نوع غذایی

اون برای یه خانم کوچولو زیاده روی نبود؟

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left