Prvních 200 řádků.
« بـه امـیـد ایـران آبـاد »
مراقب باشید. شرکت برق هاوایی…
…ترافیک هولوهولو کاآ
سال نوی چینی مبارک
هارد راک ۱۰۲،۹
سلام
من «بیگ تی ولوت» هستم، پخش زنده از ساحل وایکیکی،
یه بخش بدون وقفهی دیگه رو شروع میکنیم
از آهنگهای خاطرهانگیزی که دوستشون دارید. به امید دیدار
« گـروه خـرابـکـار »
کانال رسمی تیم ترجمهی ۳۰نما CinamaSub@
ترجمه از «امــیــررضــا» ARZ_110_SUB@
هی، هی، هی، هی! سویشرتم رو دزدید!
سویشرتم رو دزدید!
اون دیگه چه کوفتی بود؟
اگه بیشتر از این نمیتونید نفستون رو نگه دارید، بهتره برید اون بیرون
زنگ رو به صدا دربیارد و همینالان تسلیم بشید
وگرنه خودم زنگ رو براتون به صدا درمیارم
۳۰ ثانیهی دیگه دوباره میریم
برگردید توی استخر
قربان، بله، قربان!
فرمانده هالی
یالا! برگردید توی استخر!
فرمانده هالی، تماس تلفنی دارید
اگه همسرم نیست، بگو خودم بهشون زنگ میزنم
پلیسه، قربان
ماشین زده بهش و فرار کرده؟
میتونید فردا گزارش پلیس و گواهی فوت رو بگیرید
تسلیت میگم
ممنون
عجب
- شام درست میکنی - بله، خانم
میخوای من رو تحریک کنی؟
معلومه که آره
این سگ گنده باید غذاش رو بخوره
حالا تحریک هم میشی؟
- بعد از شام میفهمیم - هی
در مورد توی خونه دویدن بهتون چی گفتم؟
ببخشید، بابا
بله، قربان
قبل از اینکه یادم بره، «لانی» فردا نوبت دندونپزشکی داره
فردا «کای» فوتبال داره، میتونی بری سراغش؟
میتونم
روزت چطور بود؟
خوب بود
میدونی، مثل همیشه
تمرینات آمادگی توی آب با شاگردهای جدید
ولی واقعاً نمیدونم چند نفر میتونن قبول بشن
کاری میکنی قبول بشن. همیشه همینطوری
آره، امیدوارم
همچنین والتر بالاخره موفق شد خودش رو به کشتن بده
ماشین زده بهش و فرار کرده
مجبور شدم برم سردخونه و جسد رو شناسایی کنم
صبر کن. پدرت مُرد؟
خیلی ترافیک سنگین بود، یه عالمه تعمیرات جادهای داشتن
۴۵ دقیقه بیشتر توی راه بودم تا برسم خونه
عزیزم، خیلی متأسفم
میخوای در موردش حرف بزنی؟
نه واقعاً
خب، حداقل به برادرت که توی اوکلاهاماست زنگ زدی؟
جانی جواب تماسهام رو نمیده
خب یه پیغام براش بذار
گندش بزنن
خالیه
باید خبردار بشه که پدرش مُرده
خب…
با شناختی که از جانی دارم، قطعاً مشکلات بزرگتری داره
لعنتی
وای، یعنی چی؟
هی! هی، وای، وای، هی، هی!
وای. هی، عزیزم!
ولنتینا. عزیزم، چیکار میکنی؟
هی. وای، وای، وای
سلام. اومدم خونه
داری وسایلت رو جمع میکنی چون…
وای. چرا همهچیز رو گذاشتی توی ماشین؟
کجا میری؟ قضیه چیه؟
ولنتینا، لطفاً باهام حرف بزن
حالا میخواد حرف بزنه
- ما که همیشه حرف میزنیم - نه، نه. من حرف میزنم
و هی به حرف زدن ادامه میدم، اما تو اصلاً گوش نمیدی
خیلی عجیبه
من یه آدم بالغم، جانی
یه بانک رو مدیریت میکنم
و… مسخرهبازی میکنی و ول میچرخی
من یه پلیسم که روز خیلی مزخرفی سر کار داشتم
شرمنده که دیر اومدم، اما هنوز همون آدمیام که عاشقش شدی
- میدونی، اصلاً عوض نشدم - و هیچوقت هم عوض نخواهی شد
وای، لعنتی
این… قضیه در مورد همون حریم خصوصی و حد و مرزه
ببخشید. ولنتینا، لطفاً بهم نگاه کن
متأسفم
میفهمم چی میگی، و به حرفهات گوش میدم
دوست داری در مورد چی حرف بزنیم؟
باشه
من دارم تو رو…
ترک میکنم
نه!
اصلاً میدونی امروز چه روزیه؟
چهارشنبهست
تولدمه
- نه - اوهوم
خیلی متأسفم، عروسکم
به من «عروسک» نگو!
یه مرد متأسف نمیخوام
مردی میخوام که پیشم باشه
حتی وقتی تو پیشمی، حواست یه جای دیگهست
ولنتینا
عشقم…
خیلی دوستت دارم
خیلی زیاد
خیلی زیاد دوستت دارم
خیلی خیلی زیاد
- باشه، جانی - میشه لطفاً من رو ببخشی؟
خیلی متأسفم. ببخشید. جبران میکنم…
عزیزم
عزیزم…
امروز هم جمعهست
و من اسپانیایی بلد نیستم، چون اهل برزیلم
پرتغالی صحبت میکنم
احمق بیشعور
آخه خیلی شبیه هم هستن
آخه یه اسپانیایی مست…
مثل پرتغالیها حرف میزنه
عزیزم!
عروسک قشنگم!
بیخیال
وای…
گندش بزنن
دوباره!
خیلی حشریام. گندش بزنن
- بله؟ - جانی، سلام
من «لیلا هالی» هستم
باشه
همسر جِیمز
سلام، همسر جیمز
آره، خیلی عجیبه که تا حالا همدیگه رو ندیدیم
عجیبه
گوش کن
پدرت والتر…
متأسفانه فوت کرده
فکر میکردم چند سال پیش مُرده
دیروز فوت کرد
مراسم تشییع جنازهش فرداست
امیدواریم تو هم شرکت کنی
میدونم خیلی وقته اینجا نیومدی
پس خود جیمز نمیتونست بهم زنگ بزنه
شما دو نفر رابطهی پیچیدهای دارید و آسیبهای روحی و روانی زیادی دیدید
مثل یه رواندرمان حرف میزنی
در واقع روانشناس کودک هستم
من که بچه نیستم
و ۱۰ سالی میشه که با جیمز صحبت نکردم،
و ۲۰ سالی هست که به هاوایی نیومدم، پس حالم خوبه
به نظر من که خوب نیستی
من یه پلیس محترم توی منطقه سرخپوستها هستم،
و میدونی…
«بخور عبادت کن عشق بورز» رو چندین بار برام توضیح دادن،
و کتابهای صوتی زیادی دارم که مشتاقم بهشون گوش بدم
مثلاً، میدونی…
وای…
چه غلطی میکنید؟
سلام؟ جانی؟
شما بچهها خونه رو اشتباه اومدید
وای، گندش بزنن
- لعنتی - ای وای
کارآگاه جانی هالی، خیابون آرووود، پلاک ۲۶
پلاک ۲۶… باشه، خونه رو درست اومدید
پدرت والتر یه بسته برات فرستاده
کجاست؟
والتر مُرده، پسر
و اگه بسته رو بهم ندی تو هم میری پیشش
آخری باری که با والتر حرف زدم یه بچهی کوچیک بودم،
و دنبال هر چیزی که میگردید، مطمئن باشید برای من نفرستادهش، باشه؟
پس فقط…
لعنتی، وقتی دارید نگاه میکنید نمیتونم بشاشم
عجیبالخلقههای عوضی
باشه، هی، هی، هی. وای، آروم باش. تیزه
وای
شمشیر جنگی
آروم باش، پسر، خیلیخب؟
آروم باش
میدونی این چیه؟
یه اسب که خوب درنیومده
یه اژدهاست
شبیه یه اسب عصبانیه
یه اژدهاست، کونی
کون یه اژدهاست؟
میدونی معنی این خالکوبیها چیه؟
آره
یاکوزا
درسته
و حتی احمقی مثل تو هم میدونه که نباید سربهسر ما بذاره
گوش کنید، شما بدون اجازه وارد خونهم شدید،
این «ناروتو» که اینجاست یه شمشیر گذاشته روی گردنم
و حالا از لحاظ قانونی میتونم دو تاتون رو بکشم
بستهی کوفتی رو بده بهمون!
No comments yet. Be the first to leave one.