Prvních 177 řádků.
Dead Son & WearyNoble
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
...که اینطور
...این ممکنه دردسرساز شه
...مونده بودم چرا فشار روحیش ناپدید شد، ولی
!...این دیگه خیلی تخیلیه
باکودو شمارهی
!کسخل
!با کیدو که نمیشه جلوشو گرفت
.یهکم ناجور بود ولی دمت گرم ایکّاکو
!ایکّاکو
...لعنتی
.جنازه هم باشه، بازم هنوز جنازه فرماندهی جوخه دهمه
...شانس آوردم که فقط پام آسیب دید
...گندش... بزنن
!جزای آسیبزدن به ایکّاکو رو میدی
روریروکو
...جالبه
،با این که یه جنازهای
.جوری حرکت میکنی انگار که هنوز زندهای
هوممم... نکنه وقتی که زامبی شدی
هنوز زنده بودی؟
!آفرین
،اگه قبل مردنشون زامبیشون کنم
.سلولها هنوز تازهن و در نتیجه زامبی فرزتری میشه
.تازه ذهنشونم نابود میشه و کنترلشون سادهتره
و چی بهتر از این برا من؟
.که اینطور. مضحکه
:بذار یه چیزی ازت بپرسم
کجای کنترل کردن کسایی که ارادهای از خودشون ندارن، جالبه؟
.نمیدونم. سادیسم که ندارم
،حالا که از شر اون دخترهی زامبی خلاص شدیم
این پسرجون رقیب بعدی منه؟
.جون... چه خوشگل پسری
...واقعاً خوشحالم که
!تو دشمنمی
!احمق! بکش عقب
...احمق
نتونستی بفهمی که این از حدت فراتره؟
.بهعنوان مجازات باید بذارم بمیری
...لعنت بهت
...و برای تو فرمانده هیتسوگایا
.شرمندهتم ولی نمیتونم بذارم موش آزمایشگاهیامو بکشی
.اوه، راستی باهات حرف زدن بیفایدهست
.ولش
،بهعنوان کسی که زبانزد خوشاخلاقی، خوشرفتاری و برخورد خوب با بقیهست
.توی مرامم این نیست که به بقیه بدون اجازهی خودشون آسیبی بزنم
...فرمانده هیتسوگایا
.کلی دارو هست که میخوام روت تستش کنم
تو هم الآن مصرفشون میکنی، مگه نه؟
.غمتم نباشه
.طبیعتاً، همهی اینا بهخاطر سیریتیه
:مترجمان
Dead Son & WearyNoble
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
@AioSub | @AioFilmcom
بلیچ: جنگ خونین هزارساله
.همهش بهخاطر سیریتیه
تعجب کردی چهطور کسی مثل من که همهش توی آزمایشگاهه
میتونه حملاتتو پیشبینی کنه؟
.میدونی، یه سنسوری توی آشیسوگیجیزو کار گذاشتم
برنامهریزی شده تا با هر شمشیری که
.که از زوایای ۶۰ درجه یا بیشتر میآن، ارتباط فیزیکی برقرار کنه
...یا بهعبارتی دیگه
.بهصورت خودکار حملاتتو دفاع میکنه
براساس حرفام، مطمئنم تو فکر اینی که بدون زانپاکتوت
به من حمله کنی
با خودت نگفتی که نکنه دارم برات دام پهن میکنم تا
با چیز دیگهای جز زانپاکتوت حمله کنی؟
.بانکای
!دایگورن هیورینمارو
...فـ- فرمانده هیتسوگایا
.کلی دارو هست که میخوام روت تستش کنم
تو هم الآن مصرفشون میکنی، مگه نه؟
.غمتم نباشه
.اینا همهش برای سیریتیه
تعجب کردی چهطور کسی مثل من که همهش توی آزمایشگاهه
میتونه حملاتتو پیشبینی کنه؟
.همین الآنشم اینا رو گفتی بهم
داستان چیه؟
اوه پس میتونید ارتباط کلامی برقرار کنید؟
!این یه کشف جدیده
!...بانکای
!دایگورن هیورینمارو
...و- واقعاً قوی هستین
...فرمانده هیتسوگایا
.کلی دارو هست که میخوام روت تستش کنم
تو هم الآن مصرفشون میکنی، مگه نه؟
این دیگه چیه...؟
چه اتفاق مسخرهای داره میافته؟
این چه واکنشیه؟ .اوه فهمیدم، مغزت داره بیدار میشه
!تبریک میگم فرمانده هیتسوگایا
چندتا «الآن» شده تا حالا؟
.همهی داروهام یه تجربهی عالی و بینظیر به مصرفکنندهشون میدن
بهشون قدرت، حساسیت، عکسالعمل، انگیزهای فراتر از
.محدودیتهای بشری اعطا میکنه
.و برای تو، قدرت دیدن گذشته بود
،هر سری که از یه نقطه معین تو مبارزه رد میشدی
.به لحظهای در گذشته برمیگشتی
.و اون نقطهی معین کشتن من بود
،یا بهعبارت دیگه، اگه منو نکشی
.آیندهت تا ابدیت ادامه پیدا میکنه
،ولی اگه منو بکشی
.به آیندهت توی اون لحظه پایان میدی
وضع مزخرفیه مگه نه؟
.تا حریفتو شکست ندی نمیتونی پیشروی کنی
.بعد وقتی شکستش بدی باز برمیگردی به گذشته
هرچند، نقطه ضعف این دارو اینه که
،فقط روی هیپوکامپوس مغز تأثیر میذاره
.که خاطرات کوتاهمدت رو کنترل میکنه
و بهخاطر همین، مصرفکننده قادر به یادآوری تعداد دفعاتی که
.به گذشته برگشته نیست
...و اگه بیش از ۱۰بار به عقب برگردن
.یه اثر جانبی جدی رو تجربه میکنن
اون بخش از مغز که تعادل و توازن بدن رو کنترل میکنه
.برای ۳۰ ثانیه از کار میافته
،با توجه به قلب رئوفی که دارین، فرمانده هیتسوگایا
...مطمئنم مشکلی با ۳۰ ثانیه فلجی کامل ندارین
.ولی توی مبارزه میتونه خطرناک بشه
،با این که این اثرات جانبی توی داروهای جدید اجتنابناپذیرن
.نمیشه اینو به فروش گذاشت و تجاریش کرد
.خب، حالا ازت سوال دارم
دقیقاً کی بهت دارو خوروندم؟
...مرتیکه حرومی
.میتونی جواب رو بهم توی گذشته بدی
.آشیسوگیجیزو
،علاوهبر تعادلت
.لباتم کامل فلج میشن
...نظارت تأثیرات این دارو روی کسی که حتی نمیتونه از خودش دفاع کنه
.واقعاً برام دردناکه
...نه
!این کارو نکن
.حداقل با کلماتت میتونی مخالفتتو اعلام کنی
.یه جورایی حس بهتری دارم الآن
...دوتا فرمانده و یه معاون که زامبی شدن
.اینقدر رقتانگیزه که حتی خندهدارم نیست
.دارید توی مشاهدات لحظهایم تداخل به وجود میآرین
هرکاری میخواین بکنین، باشه؟
!الگوی مورفین
!این یارو چه مرگشه؟
!توی فشار روحیش هیچ روزنهای نیست
!پخش شو، سنبونزاکورا
گالوانو
لعنتی! مایهام تموم شد!
...شکستت میدم، بعد نوبت ایچیگو کوروساکیه
!بعد میتونم به اعلیحضرت بپیوندم
...اسکلاوه رای
...بانکای
.گریمانیل
.سنبونزاکورا کاگهیوشی
...همهشون خیلی رقتانگیزن
،ولی با در نظر گرفتن تواناییامون
.منطقیه که فقط ماهاییم که باقی موندیم
.گمونم حق با توئه
ولی واقعاً این همون یاروییه که
نودت زد کونشو پاره کرد؟
.اگه همونه، واقعاً سگجونه
...مرتیکه حرومی
وایسا بینم، پهپه کدوم قبرستونی رفت؟
با قدرتهاش مبارزه برابرتر میشه!
...ولی فکر کنم بدون اون گندهبک آشغال هم میتونیم کارمونو انجام بدیما
.هر عنی میخواد باشه، بودنش بهتر از نبودنشه
.کاپیتان کوچیکی
یکی از دشمنا رو زدم
...گرچه
مشخصه که سه تاشونو زمین گیر کردید کاپیتان کوچیکی
،اون سه تا رو زده ...و من فقط یکی
این فرق بین یه کاپیتان و یه ستوان ....رو مشخص میکنه
کشتن یه نفر که کافی نیست
ها؟
چرا این کارو کردین؟
منم میخوام همینو ازت بپرسم
چرا داری بهم حمله میکنی؟
داری توسط دشمن کنترل میشی؟
یا، تو هم دشمنی که تغییر قیافه دادی؟
چی؟
!نه، خود منم! راست میگم
No comments yet. Be the first to leave one.