Prvních 200 řádků.
تقدیم می کند "Opus Sub" تیم ترجمه ی "جن"
...پس
اگه اون شمشیرُ بکشم
آقا ناپدید می شه؟
از این دنیا؟ برای همیشه؟
خاتمه دادن به زندگی ابدی جن
.تقدیر عروس جنه
تو حتی همین الانشم نزدیک بود اونُ به کشتن بدی
.با دستای خودت
.داره تکون می خوره
،اگه اون شمشیرُ بیرون بکشی
به خاکستر تبدیل می شه و همراه باد پخش می شه
برای همیشه از این دنیا
.به دنیای دیگه می ره
.این تقصیر تو نیست روح گمشده
اگه فکر می کنی من همدستشم
.داری اشتباه می کنی
.کیم شین کسیه که تصمیم گرفت بهت نگه
.من صادقانه بهت جواب دادم
.حتی توی این لحظه هم من طرف توئم
.ممنونم که بهم گفتید. باید استراحت کنید
...اینجا هم
.خونه ی من نبود
...فکر کنم توی این زندگی
.من خونهای نداشته باشم
.بیا بریم آقای گندم سیاه
.بیا بریم یه جای خیلی دور
.ببخشید
خیلی وقته ندیدمت. چرا نریم یه نوشیدنی بخوریم؟
.من الان خیلی توی مود خوبیم
شما حساب می کنی؟
.الان کارت اعتباریم همراهم نیست
،یه روز بعد از 100 سال
وقتی هوا به اندازه ی کافی خوب بود
...امیدوارم بتونم
.بهش اعتراف کنم که عشق اولم بوده
...از آسمون ها برای این کار
.اجازه خواستم
حرف آخری نداری؟
هر لحظه ای که با تو گذروندم
.می درخشید
.چه هوا خوب بود
چه هوا بد بود
.و چه وقتی هوا به اندازه ی کافی خوب بود
.هر آب و هواییُ دوست داشتم
،همینطور هم
هر اتفاقی هم که بیوفته
.تقصیر تو نیست
اون خداحافظیت بود؟
واقعا که، چون می خواستی بمیری؟
...اون روز، روح گمشده
برای مدت زیادی
.توی اشک های یه نفر قدم زد
اون می خواست تا جای ممکن از جن
.مرگ رو دور کنه
.اون رفته
.نمیاد خونه. تلفنشُ هم جواب نمیده
.به نظر می رسه از خونه فرار کرده
...اون
.کیفش نیست، آقای گندم سیاه هم نیست
...اون
آقای گندم سیاه دیگه چیه؟
.توی ساحل هم نیست
.مدرسه هم نرفته
حتی اطراف کتابخونه ای که برای بار اول
.تا کانادا دنبالم اومد هم نیست
.اطراف پارکی که برای دومین بار احضارم کرد هم نبود
(هر روحی که جی اون تاکُ دیده (دستاشُ ببره بالا
اونجایی که تو همیشه ازش مرغ سوخاری می خری کجاست؟
اون مرغ سوخاری فروشیای که جی اون تاک توش کار می کنه کجاست؟
.حتی ارواحم نمی دونن کجاست
اینُ با خودت این طرف اون طرف می بری؟
.فکر کردم ممکنه دنبالش بگردی
.راستش مقصر اصلی منم
.من همه چیزُ بهش گفتم
چیُ؟
...نکنه
آره بهش گفتم اگه شمشیرُ بکشه تو میمیری
.همه چیزُ بهش گفتم
دیوونه شدی؟ چطوری تونستی بهش بگی؟
.خودت بهم گفتی هیچ وقت بهش نگم
درسته گفتم، اما من دوباره
.طرف روح گمشده ام
اینقدر تو کارهای من دخالت نکن. چرا طرف اونُ میگیری؟
چون مردن تو رو
.نمی خوام
.هیچ دلیل درست و حسابیای براش ندارم
فقط چون اگه تو دیگه نباشی
.من حوصلهام سر می ره
.می تونی از دستم عصبانی بشی
چطور می تونم از دستت عصبانی بشم؟
قبلا که همش دعا می کردی بمیرم، حداقل الان
!اگه کمک نمی کنی سد راهم هم نشو
.ممنون می شم اگه از کوپنم استفاده نکنی
.خدای من. من واقعا دارم بهش علاقه مند می شم
.از الان به بعد دیگه بهم زنگ نزن
.حتی اگه تصادفی هم همدیگه رو دیدیم بهم سلام نکن
.سال نو مبارک
داداش؟
چرا زل زدی به مغازه ی من؟
،احیانا
دنبال کار نیمه وقت می گردی؟
اینطور نیست. دنبال کارمند نیمه وقتی که اینجا کار می کرد می گردم
.25هزار دلار می شه
لباس هات، ساعتت و کفش هات
چرا کسی که از سر تا پا حدودا 25 هزار دلار خرج تیپش شده
داره دنبال کارمند من که ساعتی 6.5 دلار حقوق می گیره می گرده؟
احیانا اونی که به گریه انداخته بودش، توئی؟
تو همون عوضی
بی فکری هستی که اذیتش کرده؟
اون گریه کرد؟
پس تو کسی هستی که باعث شدی کارمند نیمه وقتم بره
.حالا فهمیدم
ازدواج کردی؟
واسه همین اونطوری ولش کردی؟
من هنوز ازدواج نکردم اما عروس خودمُ دارم
پس می تونی منُ یه مرد متاهل بدونی
.پس دوباره می بینمت
به نظر می رسه من تنها کسی نیستم که رابطه ی پیچیدهای داره
هی، داری در مورد چی حرف می زنی؟
!هی، داداش
پیداش نکردی؟
گفتی هنوز پرونده ی جی اون تاکُ رد نکردی نه؟
.لطفا اول پرونده اش رو تحویل بده
چه پرونده ای؟- .پرونده ی روح گمشده-
.باید اسمش رو بذاری توی لیست
.تا حداقل روزی که قراره بمیره رو بدونم
اگه اینقدر دلت می خواد بمیره واسه ...چی اینقدر به خودت زحمت می دی
باید حداقل بدونیم چطوری و کجا می میره
.تا یکی از ما بتونه بره پیشش
داری در مورد چی حرف می زنی؟ اون چرا باید بمیره؟
.من که همچین نیتی ندارم
.باید نیت بزرگتری پشتش باشه
آخه ما چی هستیم؟
چطور جن و فرشته ی مرگی
نمی تونن یه دخترُ نجات بدن؟
من می رم پرونده اشُ تحویل می دم، اما
اگه اتفاقی بدی
تا قبلش بیوفته چی؟
.تو برو
.اگه زندگیش تو خطر باشه، من باید بتونم حس کنم
اینطوری می شه اگه توی لحظه ی مرگ
.شدیدا دنبالم بگرده
.این پرونده ی روح گمشده ایه که بهت گفتم
.لطفا بهش خیلی فوری رسیدگی کن . خیلی اضطراریه
.قبل از فردا بعد از ظهر- .خیلی دیره-
.قبل از نیمه شب امشب
.جی اون تاک
این همون دختره نیست؟ که دفعه ی پیش توی ایستگاه اتوبوس
توی لیست دنبال اسمش می گشتید؟
اون کیه؟
.عروس جنه- چی؟-
واقعا؟
واسه همین اون موقع جناب جن اونجا بود؟
.ساندویچتُ بردار
،بخور. حین خوردن سعی کن به این فکر کنی که
"واای، حرافی من دیگه از حد گذشته"
.دهنمُ می بندم." بخور"
.بله
.اونها اینجا زندگی نمی کنن
.خیلی وقت پیش از اینجا رفتن
.خدای من. عجب دردسری
چقدر به ملت بدهکارن؟
.متاسفم
کجا زندگی می کنه؟
چرا دنبال جی اون تاک می گردی؟
نتایج امتحاناش اومدن
.و اون تاک دیگه نمیاد مدرسه
.من مبصر کلاسم
شما کی هستید؟
جی اون تاکُ از کجا می شناسید؟
.خیلی خوب می شناسمش
.اینُ من می رسونم بهش
.خوب
...چرا
این نمره ها خوب به حساب میان؟
چی؟
بله، با اون نمرهها
.می تونه به هر کدوم از دانشگاه های سئول بره
.خیلی بهش افتخار می کنم
.خیلی مزخرفه وقتی مردم بهم می زنن
چی می خوای؟- .معذرت می خوام-
.الان عقلم سر جاش نیست
.تو باید اینها رو برداری
.حتی یه فرشته ی مرگ هم باید جوراب بخره
.خبر فوری
.مه شدیدی آسمان خراش ها را در برگرفته است
.و حال تنها نک ساختمان ها قابل رویتند
این مه غیر منتظره، به نظر می رسد کار خدایان باشد
.و در عین حال بسیار مرموز به نظر می رسد
.خبر فوری
صحنه ای که همانند فیلم های علمی تخیلی به نظر می رسد
.منظره ی آسمان امشب سئول می باشد
.ماه بزرگ عجیبی بر فراز جنگل دیده شد
بعد از مه غیر معمول طی روز
.این ماه بزرگ سرخ رنگ عجیب پدیدار شد
و شهروندان را در ترسی عمیق فرو برده
.زود باش و اون شمشیرُ بکش
...شمشیرُ بکش
و برگرد به واقعیتت
No comments yet. Be the first to leave one.