Prvních 196 řádků.
شیرینی دانش
داستانهایی درمورد این شیرینی به عنوان یکی از عجایب مدرسه عدن گفته شده
ناگهان یه قناد از ناکجا توی کافه تریا پیدا میشه
و این شیرینی رو از سر هوس سرو میکنه
،نه تنها فوقالعاده خوشمزهست
بلکه خیلی از دانش آموزانی که طعم این شیرینی رو چشیدن به مقام محقق شاهنشاهی رسیدند
برای همین شایعه شد خوردن این شیرینی فورا هوش رو افزایش میده
همین باعث شد دانش آموزان عدن
برای به دست آوردن فرصت سفارش این شیرینی دست به هر کاری بزنند
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
قسمت بیست و نهم شیرینی دانش
وای خدا! شما همون شاهزادهای هستین که قبلا ملاقات کردم؟
نه، من بدل تو هستم
!نه، من کاملا مطمئنم !اون چشمها! اون موها
!وای، شاهزادهی عزیزم! دوستت دارم
نه، منم مثل خودت یه گوسفند مادهام
!ای بابا! اینطوری اصلا داستانمون پیش نمیره !بی سر و سامانه
آخه، هر دو دقیقا شکل همن
!به خاطر داستان میشه ازش چشم پوشی کرد
دیگه نوبت آنیاست. داستان نبرد دوقلوهاییه که در بدو تولد از هم جدا شدن
نه! اگه نبرد راه بندازیم، پاره میشن
شوک
راستی، شنیدی؟
ترم بعدی، مطابق نمراتمون طبقه بندی میشیم
یعنی چی؟
...یعنی
کلاس باهوشها کلاس متوسطها
...این منم، که بین متوسطها میفتم
اینم تویی، که نمراتت افتضاحه
کلاس نیازمند تلاشها پایینتر از اون
،بسته به اینکه درسهامون چطور پیش بره ممکنه از هم جدا بشیم
!شوک
!آنیا تنها میشه
درسته! برای همین باید بیشتر درس بخونی
،به جز امتحانهای میان ترم و پایان ترم
شنیدم امتحان فردا هم یه عامل تعیین کنندهست
.آزمون زبان باستانی هم همینطور خوب نیست
کار آنیا تمومه
!اگه بدونی چی شده
!اتفاق افتاده! پیداش شده
چی؟ چی شده؟
!تو کافه تریای دوم ظاهر شده !اون دسر
هان؟ از چی حرف میزنی؟
احمق! نمیدونی؟
دسری که توسط قناد افسانهای که قبلا سرآشپز سلطنتی بوده درست میشه
!به شیرینی دانش معروفه
همون دسر افسانهای که میگن هر کسی که ازش بخوره
!محقق شاهنشاهی میشه
ظاهرا، امسال ماکارونه
تعدادشون محدوده، باید قبل از اینکه بقیه تمومش کنن بگیریم
!باشه
!اگه ازش بخورم، منم نابغه میشم
* لطفا از دویدن در راهرو بپرهیزید
مطمئنم فقط یه شایعهی احمقانهست
!ولی همچین خرافاتی هم میتونن مهم باشن
تازه، ماکارونی که قناد سلطنتی درست کرده؟ !به خاطر همین هم که شده میخوام ازش بخورم
!حتما خوشمزهست
ماکارون چیه؟
!باید خودش باشه !باید عجله کنیم، وگرنه تموم میشه
!وای
پسر دومی
!جغله
برای چی اینقدر عجله داری؟
!خفه شو! خودتو بگو
فقط یک سفارش از شیرینی جدید پیر پومیر باقی مونده
!میرسه به هر کی زودتر برسه
!به شما نمیرسه
!این نبرد رسما سر استلا ست
لطفا یکی بهم بدین
خدمت شما
!این آخرین سفارش امروز بود
.وای، شانس آوردم یعنی حالا میتونم استلا بگیرم؟
هیجان زدهام
...جورجی
هان؟
!لعنتی! اون مال منه
!بدش به من !من میخواستم اینو بخورم
!وای! بهم زور میگن
!اینو با پول کمی که داشتم خریدم !نمیتونید ازم بگیرید
!درسته! جامدادی منو پَس ندادی
هان؟
و با اینکه نیازی نبود کاری کردی آواز بخونم و خجالت زدهام کردی
انتقام اون برگ گرفته میشه
باشه، خیلی خب
،پنجتا دونهست میتونید چهارتای دیگه رو بردارید
اینطوری بیحساب میشیم
هی، پسر خوبی هستی
...چهارتا مونده
...و اینگونه
نبرد حماسی برای تصمیم گیری در مورد اینکه چه کسی محقق شاهنشاهی شود آغاز شد
بازی خدمتکار پیر رو انجام میدیم
اونی که آخر بشه ماکارون بهش نمیرسه
!باشه، رو کن ببینم
آنیا تا حالا کارت بازی نکرده و قوانین رو نمیدونه
واقعا؟
سادهست. فقط باید اعداد رو جفت کنی و مراقب باشی جوکر دستت نمونه
باشه
!شروع
.هی، جوکر رو بده به من !بهش میندازمش که بفهمه رئیس کیه
!چشم
شیرینی دانش برای کسی که حتی
بازی خدمتکار پیر رو بلد نیست حیف میشه
بیا، نوبت توئه
...آنیا یه شش، یه چهار، یه ده
نیازی نیست بهشون بگی، آنیا چان
!عجب احمقیه
جوکر رو دَم دستش میذارم
و کارت شش رو عقب میذارم که برش نداره
بیا. یکی بردار
!شش
!هان؟
!عالی بود، آنیا چان
فقط شانس آورد
!چهار
!ده
!تک
!پیرمرد
!ایول! آنیا دیگه کارتی نداره
!صبر کن ببینم !تو زیادی وارد بودی
!آره! معلومه تقلب کردی
!حتما کارتها رو علامت زدی
!چیه! جر زنی نکنین
!اگه تقلب نکرده، یعنی میتونه ذهنخوانی کنه
!وای، نه! زیاده روی کردم
اگه اصرار داری، میتونیم دوباره بازی کنیم
چی؟ آنیا چان، داری زیادی باهاشون راه میای
با یه دسته کارت جدید !دوباره بازی میکنیم
!ترتیب نشستن هم عوض میکنیم
!و دیگه نبینم تقلب کنی
تقلب نکردم
...نزدیک بود
باید عمدا گند بزنم که چیزی درمورد قدرت تلپاتم نفهمن
اوه، جوکر دستم افتاد
بیا بردار
!جوکر وسطه. یالا، برش دار
...باید عمدا گند بزنم
وای گند زدم
آنیا ناشی بازی در آورد و جوکر رو برداشت
!چه خنگ
!خیلی احمقه
...حالا وقت حرکت کشنده
!نه، آنیا چان. کتکشون نزن
شانس باهام یار نبود
نزدیک بود. اگه بیرون انداخته میشدم ماموریت تموم میشد
!باید مثل بابا یه دروغگوی خفن باشم
مشکلی نیست
اگه پسر دومی جوکر رو برداره آنیا نجات پیدا میکنه
یکی بردار
!شوک
راحت میشه دستشو خوند
ایول، جفت دارم
یعنی پسر دومی هم میتونه ذهنخوانی کنه؟
!تموم کردم
!منم تموم کردم
وای، نه. نمیتونم از شر جوکر خلاص بشم
!منم تموم کردم
دامیان کون، تو هم وارد نیستی
!خفه شو
!موفق باشی، آنیا چان
الان برمیدارم
تکلیف مشخص میشه
نه، اگه فقط حواسم به حالت چهرهاش باشه !کارت درست تو مُشتمه
باید سعی کنم حالت چهرهام دروغی باشه !که جوکر رو برداره
اگه ببازم،نمیتونم اون دسر رو بخورم !و احمق باقی میمونم
بعدش تو امتحانها گند میزنم !و نمیتونم با بِکی تو یه کلاس باشم
!آنیا تنها میمونه
خیلی خب، حتما این یکی جوکر نیست
خب، اینم از چهارتای شما
ایول! به نظر خوشمزه میاد
هیجان دارم
دامیان ساما، چطور آخر کاری جوکر رو برداشتی؟
!خفه شو
خیلی بیانصافه... لعنتی
پسر دومی
میخوای با هم قسمتش کنیم؟
!نـ...نـ...نه، نمیخوام، احمق
حتی بدون خوردن این شیرینی هم !میتونم محقق شاهنشاهی بشم
!چون احمقی اینو بخور، احمق
وای
وای، چه بیادب! بیا بخوریم، آنیا چان
!خیلی ممنون
!خوشمزهست
حالا منم میتونم استلا بگیرم
حالا، امتحانتون شروع میشه
تنها موندن آنیا قطعی شد
باقی دوران مدرسهام در تاریکی سپری میشه
.اینطور نیست بیا تو امتحانهای نهایی تمام تلاشمون رو کنیم
،آره. هر چی نباشه وضعت از من بهتره من همین الانش هم تنهام
امتحانهای مدرسه خیلی سختن
آنیا میره یکمی تو تختش بق کنه
،مهارت پایهاش یکمی پیشرفت داشته ولی هنوز خیلی راه داره
...آزمون زبان باستانی
بیشتر به خاطر غلط املایی نمره از دست داده
ولی غیر از اون، میتونسته نمرهی کامل بگیره
هنوز اونقدرا زبان باستانی نخونده
جایی که بزرگ شده یادش گرفته؟
No comments yet. Be the first to leave one.