The Summer I Turned Pretty

The Summer I Turned Pretty

Stáhnout Farsi Persian titulky

Série 1

Informace o verzi

The Summer I Turned Pretty S01 E06 1080p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-MIXED
The Summer I Turned Pretty S01 E06 720p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-MIXED
The Summer I Turned Pretty S01 E06 720p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-KOGi
The Summer I Turned Pretty S01 E06 HDR 2160p WEB H265-GLHF
The Summer I Turned Pretty S01 E06 1080p WEB H264-CAKES
The Summer I Turned Pretty S01 E06 720p WEB H264-CAKES
The Summer I Turned Pretty S01 E06 WEBRip x264-ION10
Komentář od mmli_sm
█⫸ و امیر فرحناک sm محمدعلی | DigiMoviez.com

Tagy

web
HD
720p
720
webrip
x264
BRip
1080
Zveřejněno: 2022-07-02
Stažení: 55
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید ‫DigiMoviez@

صبح بخیر، بلی

جرمایا، اینجا چیکار می‌ک‍...‏

صبر کن ببینم، کانرد، چیکار می‌ک‍...‏

اشکالی نداره

من و تو به هم دچاریم

بلی، صبر کن

همیشه من و تو بودیم

چطور متوجه‌ش نشدی؟

حتی توی خواب هم زندگیم پیچیده‌ست

واقعیت اینه که بعد از اون بوسه،‏

همه‌چیز پیچیده‌تر شده

بوسه‌ای که نمی‌تونم بهش فکر نکنم

بوسه‌ای که رسماً خوابم رو مختل کرده

همه‌چیز رو مختل کرده

صبح بخیر

صبح بخیر، عزیزم یه لحظه وقت داری؟

آره

کلیولند الان زنگ زد باید برم پیشش

کارم زود تموم میشه

می‌خوام از بلی بخوای که مراسم رقص همراه‌ش باشی

مامان، نمی‌تونم

چرا؟

به جرمایا بگو همراه‌ش باشه

کانی، خودت می‌دونی چقدر براش باارزشه اگه تو باهاش بری

تو شاهزادهٔ جذاب اونی و همه این رو می‌دونن

نه، اینجوری نیست

تو همیشه باهاش خوب بودی

یادته که تو تنها کسی بودی که...‏

که می‌ذاشت با تو و پسرها بیاد؟

فقط... می‌خوام که مراسم براش بی‌نقص باشه

خواهش می‌کنم

به‌خاطر من

بهش فکر می‌کنم

خوبه، حالا شدی کانی خودم

نگفتم که قبول می‌کنم

و امروز بعدازظهر واسه مسابقات دیر نکنی

چون واسه برگزاریش کمک می‌خوایم

می‌دونم، می‌دونم - با جون‌ودل بازی کن -

با جون‌ودل بازی کن

می‌دونی... هنوزم واسه ثبت‌نام فوتبال دیر نشده

مامان، نه

شاید

اوه - ببخشید -

ام... صبح بخیر

سلام

خوب خوابیدی؟ - آره -

عالی

بدون هیچ رویایی

ببخشید

ببخشید، ببخشید، ببخشید

هی، ام...‏

واسه مسابقهٔ والیبال امروز هیجان‌زده‌ای؟

بلی!‏

چرا هیچوقت موهات رو از روی دیوار حموم پاک نمی‌کنی

آروم باش - نه. خیلی چندشه -

خب؟ اگه بازم اینکار رو بکنی می‌ذارمش روی بالشتت

استیون!‏

نمی‌خوام که هولت کنم

ولی دوست دارم بالاخره...‏

راجع‌به اتفاقی که دیشب افتاد صحبت کنیم

آره. نه، خب...‏

ولی خب الان که تیلور داره برمی‌گرده

و مسابقه‌ای که داریم...‏

حله. شاید بعد از اینکه همه‌چی تموم شه‏ - آره...‏ -

آره. به‌نظر زمان خوبیه

خب - خوبه -

خب

من میرم... لباس بپوشم

فکر کنم مامانت منتظرمه

آره، حتماً. می‌بینمت

آره، چوب پوسیده

می‌بینی از داخل چقدر راحت می‌شکنه؟

خیلی بده، مرد

باید تا جایی که به چوب سالم برسیم پوسیده‌ها رو دربیاریم

ریدم توش، آخ

یه‌کم مضطربی، دوست من

هفتهٔ بدی داشتم

بابات برگشته؟

نه، اتفاق‌های دیگه افتاد

اوضاع با اون دختره چطوره؟

خوب نیست

و اینم اوضاعش به‌نظر خوب نمیاد، مرد

هی می‌شکنم و هی ادامه داره

کل این لامصب پوسیده و من اصلاً متوجه‌ش نشدم

همه‌جاش پوسیده و من اصلاً نفهمیدم

کانرد. هی، هی

چی شده، مرد؟

ضربان قلبم تند می‌زنه

به‌زور می‌تونم نفس بکشم

هی

نه، طبیعیه حملهٔ عصبی بهت دست داده

چیزی نیست

خب، منو نگاه کن

نفس عمیق بکش

خب؟

بده داخل

بده بیرون

بده داخل

بده بیرون

بده داخل

بده بیرون

بریز بیرون، مرد

کانرد، چی شده؟

موضوع راجع‌به مامانمه

همه‌چی خوبه؟

آره، امروز هوا گرمه

یه‌کم دیگه بمون

چقدر هم عاشق این لباسی!‏

آره، خب. دوستش دارم

واسه مسابقهٔ والیبال هیجان‌زده‌ای؟

آره، دل توی دلم نیست

آره، می‌خوام بیشتر از همه پول جمع کنم

فقط نگران استیون‌ام

و به کدوم خیریه می‌خوای اهدا کنی؟

همونی که خودت بهش اهدا کردی

خانهٔ امنِ زنان بی‌پناه

چقدر خوب

ممنون، بلی

صاف بشین

یه‌کم دیگه واسه حاشیهٔ لباست زمان نیاز دارم

یه تکنیک تنفس برای حملهٔ عصبی هست

چهار ثانیه از بینی نفس رو داخل میدی

هفت ثانیه نگه می‌داری توی هشت ثانیه بیرون می‌دیش

این چیزها رو از کجا می‌دونی؟

واسه وقتیه که دومین کتابم منتشر شد

اون موقع بود که یه حملهٔ عصبی شدید داشتم

منو برده بودن اتاق اورژانس فکر کردم حملهٔ قلبی بهم دست داده

بعد از اون روش‌های مقابله باهاش رو یاد گرفتم

واو

شاید بهتر باشه به مادرت بگی که از بیماریش خبر داری

آره، می‌دونم

دلم می‌خواد بگم. واقعاً دلم می‌خواد

ولی هربار که می‌خوام بگم نمی‌دونم چطوری باید این کار رو بکنم

خب، اون نمی‌خواد من و جرمایا بدونیم

باخبر شدن‌مون داغونش می‌کنه همه‌چی رو خراب می‌کنه

به خودم میگم شاید اگه...‏

توی دلم نگهش دارم...‏

شاید همین باعث شه زنده بمونه

تو می‌ترسی که اشتباه کنی

می‌ترسی اونی که مسئله رو واقعی می‌کنه خودت باشی

کنترل این وضعیت دست تو نیست

چه به همه بگی چه نگی این اتفاق میفته

کانرد، دست تو نیستش

خب؟

دست من نیست

سلام، بلی

سلام

اون چیه؟

سلاح سرّی من - هوم...‏ -

نسبت‌به مسابقه امیدواری؟

آره، آماده‌ام

اگه آماده باشی نیازی به آماده شدن نداری

اوم...‏

واقعاً افتضاح بود - آره -

خودت امتحان کن، خودت یه...‏

جملهٔ انگیزشی خفن بگو

بذار فکر کنم

فکر کنم...‏

بلی؟

بله؟

معذرت می‌خوام

واسه اینکه جملهٔ انگیزشیت افتضاح بود؟

واسه اینکه اون روز خیلی عوضی بودم

و جوری برخورد کردم که انگار چیزی یادم نیست

ولی همه‌چیز یادم بود

توی سرم هی مرورش می‌کنم

نمی‌دونم چی بگم

متوجه‌ام

الان دیگه یه‌کم دیر شده درک می‌کنم

ام...‏

می‌تونم توی مراسم رقص همراهیت کنم؟

چی؟

خب، من همهٔ رقص‌ها رو بلدم

مشکلی ندارم

به پیشنهادت فکر می‌کنم

باشه بهش فکر کن

با خودت چیکار کردی سیندربلی؟

آخ که چقدر خوشحالم اومدی

لباس من کجاست؟

قراره دوتایی دهن همه رو سرویس کنیم

آره، بریم

چطوری، تیلور؟ - هی -

دیگه چه اتفاقی بین شما دوتا افتاده؟

کلی ماجرا داشتیم

شوخیت گرفته؟

توی عمرم از این جدی‌تر نبودم

خیلی خونسرد بود یا استرس داشت؟

یا داشت ازت خواهش می‌کرد؟

خدایا، بگو که داشت خواهش می‌کرد

خواهش نمی‌کرد

خواهش نمی‌کرد ولی یه‌جورایی استرس داشت

این اتفاق همه‌چی رو هیجان‌انگیزتر می‌کنه

چون قراره که بهش جواب منفی بدی

بلی، باید بهش جواب منفی بدی، خب؟

چون نیازی به یادآوری نیست

که بگم کانرد چه لاشی‌بازی‌ای هفتهٔ قبل درآورد

آره، می‌دونم، می‌دونم - همچنین نیازی به یادآوری نیست -

که بگم چه برادر عاشق، بامزه، شیرین

و خوشتیپ‌تری در حال حاضر...‏

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left