Air

Air (AIR)

Stáhnout Farsi Persian titulky

Informace o verzi

Air 1-13
Komentář od DreadLord
قسمت های 1 تا 13

Tagy

other
Zveřejněno: 2020-03-07
Stažení: 25
Pro sluchově postižené: No

Náhled titulků v jazyce Farsi Persian

Prvních 200 řádků.

هزارمین تابستان ــــــــــ

دنیای انیمه تقدیم می کند

. فرزندم ، به سخنانم گوش فرا بده

. داستانی که می خوام برات بگم ، داستان خیلی مهمیه

... تو و من حالا داستان یه سفر بسیار بسیار طولانی رو شروع می کنیم

. داستانی که برای همیشه از والدین به بچه ها منتقل میشه

... گرسنمه

! پسر ، چه گرسنمه

. تو که همش داری همین رو میگی

! عین لاکپشت داری راه میری ، زودباش تندتر راه بیا

! هی ، شما ها

شما بچه ها می دونید قیمت یه کاسه رامن این روزا چقدره ؟

. چون الان خیلی گرسنمه و دارم از گرسنگی میمیرم

! و خیلی دوست دارم که یه رامن خوشمزه بخورم

... اما

... بدبختانه ، کاملا ورشکستم ، ولی

. بشتابید ، وقته یه نمایش مفرح عروسک بازیه

. اینجوری می تونید قبل از اینکه برید خونه یه پولی هم بهم بدید

چطوره ؟ عالی نیست ؟ محشر نیست ؟ ترکونده ، نه ؟

این عروسک درب و داغون و نجس دیگه چیه ؟

... چه زشته

هیچ کار دیگه ای نمی تونه بکنه ؟

! بگیر ، بگیر

. از بچه های صادقی مثل شما خیلی خوشم میاد

! پولشم ، هر چقدر دوست دارید بدید کافیه

. واسه همین بود که صادقانه گفتم اون عروسکه خیلی زشته

برای چی باید پولمون رو برای یه همچین چیزی بریزیم دور ؟

مگه مغز خر خوردیم ؟

چی گفتی ؟

! بچه ها درید

. وایسید ببینم

... داغه

... ما آن دنباله های ابر مانند را نگریستیم

. در حالی که ناپدید می شدند

... ما از این نور کور کننده ، گریختیم

. و در سرگردانی خود را رها کردیم

... هنوز هم مکان هایی هستند که او نمی تواند به آنجا برسد

. پس فقط با نگاهی خیره و اندوهگین به آن می نگرد

... در تابستان ، بچه ها در امتداد جاده ها راه می روند

. و در هر دو دستشان ، آرزوی پرواز را نگه می دارند

... ما آن دنباله های ابر مانندِ در حال ناپدید شدن را دنبال کردیم و دنبال کردیم

... از آن روزی که از این تپه بالا آمدیم

. استوار و پایدار

... و درست مانند همیشه

. در بالای آن ، مستقیم و سرافراز ایستادیم

... و همچنان به قدرتمندی خدای دریا در آنجا خواهیم ایستاد

. یـقیــــنـاً

! یـ ... یه کاسه رامن

قسمت اول

ـــــ نسیم ــــــ

. عصر بخیر

این دختره دیگه چشه ؟

تنهایی ؟

خیلی گرمه ، نه ؟

! چیه ؟ چی می خواد ؟ پول ؟ من که هیچ پولی ندارم

. مطمئنم که باید خیلی تشنتون باشه

. الان میرم یه چیزی می خرم

. بفرمائید

رو زمین چیزی بود ؟

! گائو

نکتار بسیار غلیظ هلو ؟

برای چی داری همچین کاری می کنی ؟

داری منو مسخره می کنی ؟ مگه نه ؟

. البته که همچین کاری نمی کنم

. به نظر من که خیلی هم خوشمزست

می خوای بری ساحل ؟

برای چی ؟

. چون می خوام بازی کنم

ها ؟

. دیروز کلی از بچه ها تو ساحل داشتن بازی می کردن

. فکر می کردم باید خیلی خوش بگذره ، واسه همین می خواستم برم بازی کنم

تو هم اینجور فکر نمی کنی ؟

تو من رو تو خواب داشتی نگاه می کردی ؟

از دیروز تا حالا همونجا خوابیده بودی ، نه ؟

... من کلی سیخونکت زدم تا بیدارت کنم

. ولی اینقدر خوابت سنگین بود که اصلا تکون هم نخوردی

. اینقدر گرسنم بودش که نمی تونستم تکون هم بخورم

حالا داری کجا میری ؟

. سر کار

کار ؟ چه کاری ؟

... یه نمایش عروسـ

. نیستش

ها ؟

یعنی اینقدر مهمه ؟

. برای کارم بهش احتیاج دارم

. خیلی گرمه ، نه ؟ تو دیگه نمی خواد وایسی ، برو خونت

. ها

. همونه

. کلاغه ، کلاغ

! عروسکه رو میگفتم ، نه کلاغه رو

خیلی خوب شد ، نه ؟

. آره ، خدا رو شکر ، یکی طلبت

حالا دیگه باهام بازی می کنی ، مگه نه ؟

تو دنبال چی ای ؟

چرا کل روز رو افتادی دنبال من ؟

. گفتم که ، فقط می خوام برم تو ساحل بازی بکنم

... می تونیم رو شن ها بدوئیم ، یا به هم دیگه آب بپاشیم

. و آخرشم ، به همدیگه میگیم " فردا میبینمت " و هر کی میره خونش

این کاری نیست که دوست ها با همدیگه می کنن ؟

... آره ، دوست ها

. ما هم دوست همیم

... واسه همین

بیا بریم بازی بکنیم ، باشه ؟

. ما حتی اسم همدیگه رو هم نمی دونیم

من کامیو میسوزو - ئم ، تو چی ؟

... کونیساکی یوکیتو

. ولی گوش کن ، من باید برم سر کار

. من باید یکمی پول در بیارم تا بتونم یه چیزی بخورم

... اه ، اگه اینجوره

. پس آخرش رفتم خونشون ، با فکر اینکه شاید غذای خوبی گیرم بیاد

خیلی خوبه که با یه نفر دیگه غذا بخوری ، نه ؟

مگه تو همیشه تنهایی غذا می خوری ؟

. مامانم خیلی دیر میاد خونه ، و بابا هم ندارم

بعد از اینکه غذات رو خوردی ، بیا یکمی بازی بکنیم ، باشه ؟

. نه ، اگه هوا تاریک بشه دیگه نمی تونم یه جایی پیدا بکنم که توش بمونم

یعنی هنوز جایی نداری که توش بخوابی ؟

. نه ، احتمالا باید زیر سقف آسمون ، زیر ستاره ها بخوابم

. می تونی اینجا بمونی

. گوش کن عزیزم ، ما همین امروز همدیگه رو دیدیم

. آره ، آره . و تو اصلا نمی دونی که ممکنه من چه جونوری باشم

. من برای تو یه غریبم

. آره

کدوم آدم عاقلی ، یه آدم غریبه رو شب تو خونش راه میده ؟

. تازشم ، فکر نکنم مادرت اصلا اجازه بده

مامانم آدم خیلی بی خیالیه و بعضی موقع ها هم میزنه به . سرش ، پس فکر نکنم مشکلی پیش بیاد

. اما ، فکر کنم من نباید پشت سر مادرم این جوری صحبت بکنم

. اما واقعنش هیچ عیبی نداره که بخوای اینجا بمونی

. من خیلی خستم ، اصلا واسه بازی کردن با تو انرژی ئی ندارم

پس چطوره فردا با همدیگه بازی بکنیم ؟

. الان تعطیلات تابستونیه ، پس کلی وقت آزاد داریم

. نمیشه

! گـ ... گائو

هی ... تو فکر می کنی ریاضی چه کاربرد هایی داره ؟

فکر می کنی تابع های درجه دو تو آینده به دردم می خورن ؟

از کجا بدونم ؟

اصلا من برای چی دارم به تو توی تکالیفت کمک می کنم ، ها ؟

. هی ، سرت خیلی پایینه

. یوکیتو سان ، شما خیلی شبیه مادرمید

واقعا ؟

. مامانم اومد

! هوی

. اون مستقیم با موتور سیکلتش رفت تو انباری

. نگران نباش ، همیشه همینجوری میشه

واقعا فکر می کنی عیبی نداره که من اینجا بمونم ؟

! آره ، من راضیش می کنم

. عمرا

. فکر کنم ، این با چیزی که گفتی یکمی فرق می کنه

. بسه دیگه

. هیچ جوری نمیشه که بذاریم یه مرد جوون مثل این ، اینجا بمونه

! گـ ... گائو

چند بار باید بهت بگم که دیگه اون رو نگو ؟

اون وقت جنابعالی کیه میسوزو باشین ؟

" هم کلاسی "

. خب ... هم کلاسیشم

ها ؟ ولی خیلی بزرگ تر به نظر میای ، مگه نه ؟

" عاشق من نشو "

. بهتره عاشقم نشی

. همین الان

. خب ، حداقل یکمی دل و جربزه داری ، خوشم اومد

. درسته ، یوکیتو سان آدم خیلی خوبیه

. باشه ، میتونه بمونه

جون من ؟

. جون تو ، باهات که شوخی ندارم

. ولی دو تا شرط هم دارم

. باید تو آلونک بیرونی بخوابی

... و

" ساکیه گاراسو تابی "

. باید باهام بندازی بالا

... بگو خب ، آخرش هم چیزی که اون یاروئه گفت این بود

" فکر می کنم من کسی بودم که عاشقت شده بود "

چی فکر می کنی ؟ برنده میشم ؟

... و بعدشم من بهش گفتم

" ... ماهی ای که گذاشتی فرار کنه ، در واقع یه پری دریایی بود "

چطور بود ؟ خوب گفتم ، نه ؟

چجوری به اینجا رسیدیم ؟

! مامان انگاری خیلی رو کیفه

هی ، مفت خور ، چرا اینقدر چهرت غمگینه ؟ چرا با ما خوش نمیگذرونی ؟

. چشمــــــم

. یوکیتو سان

چی داری میگی ؟ مثلا باید چی کار بکنم ؟

. هر کاری باشه ، یه ابراز عشق اروتیک یا یه استعداد نهان

... باشه ... اگه اینجوره

. اه ، یه عروسک

. واو ، ایول

. من اینجوری پول در میارم

. مادرم قبلا با پول در آوردن از این راه مسافرت می کرد

پس کی نمایش اصلیش شروع میشه ؟

. ریدی ، اصلا هیچ استعدادی نداری

. اما خیلی عالی بود ، بدون اینکه بَنداش معلوم باشن ، حرکت می کرد

خب که چی ؟

. یه نمایش باید با مزه و جالب باشه ، حالا مهم نیست که بنداش معلوم باشن یا نه

. من میرم بخوابم

! اه ، اون خودش داره میره تو آلونک بخوابه

. حالا نمی خواد چون بی استعدادی ماتم بگیری

بیخیال غم دنیا ، بیا بازم بنوشیم ، باشه ؟

. من هاروکو ئم ، کامیو هاروکو

. یه لیوان دیگه بهم بده ، مادر جان

. من بهت اسمم رو گفتم ، پس نبینم دیگه اینجوری صدام کنی ها

. بی کله ی اسکل

خب ... تو یه فراری ئی ؟

More Farsi Persian subtitles for Air

Komentáře

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left